کلا RUdy boy وقتی یه گربه تو یه اتاق دربسته باشه. بهش حمله کنی و بخوای اذیتش کنی. هی از دست آدم فرار می کنه. اما بعد که می بینه چاره ای نداره به سمت خود آدم حمله می کنه.
آدم هم یه ظرفی داره که بعضی مواقع دیگه پر میشه.
چقدر آخه تحقیر/ چقدر نادیده شدن/ چقدر تو حاشیه بودن/ یه مرد چقدر میتونه دهن بین باشه/ یه مرد چه جوری به خودش اجازه می ده که با زندگی یه زن بازی کنه/ از نظر دینی، شرعی، اخلاقی، عرفی تو همه جای دنیا و مملکت خودمون زن آدم بر همه چی مقدمه/
متاسفانه همه مون میدونیم که زن ها علاوه بر شوهرداری باید خانواده شوهرداری هم بکنن؟؟!! یعنی آدم هر رفتاری بکنه باید با سیاست باشه؟ چقدر نقش بازی کردن. چقدر تملق، دروغ و چاپلوسی، حرف های بی ارزش و بیهوده تحویل شوهر و خانواده شوهر بدیم که اونا رازی باشن. بعضی مواقع به این نتیجه می رسم که آدم اصلا نباید حرف بزنه و نظراتشو بگه که آقا راضی باشن.
مگه ماها ازدواج نمی کنیم که تکمیل شیم؟ در عمل می بینیم که ازدواج می کنیم فقط نیازهای جنسی آقایون رو تامین کرده و هزار و یک نوع بزک که آقا نگاه کنن و به به چه چه بگن. عروسک خیمه شب بازی جلو خانوادش باشیم.
من تنها راه حل برای she رو حرف نزدن می دونم. چون هم خودش راحت میشه. همه شوهر و خانواده شوهر.









علاقه مندی ها (Bookmarks)