به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 75
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    اما خودمو گناهکار میدونم که به اندازه کافی خوب نبودم که اون عاشقم بمونه
    1-فکر نمیکنی علت ایمیل زدنهای مداومت همین باشه؟اینکه بهش ایمیل میدی تا اون بهت جواب بده و بات حرف بزنه تا به خودت ثابت کنی عاشقته و تو خوب و دوست داشتنی هستی.

    اما چون بهت جواب نمیده تو حریصتر میشی که هرطور شده کاری کنی که جواب بده و چون باز بهت جواب نمیده ناراحت میشی و خودتو سرزنش میکنی و تا یه مدت بهش ایمیل نمیدی

    الان تقریبا من فراموشش کردم

    همشم به این فکر میکنم که احساسش چیه با هدیه هام چی کار کرده مثل من هنوز بم فکر میکنه( من هنوز انگشتر و گلهای خواستگاریو دارم.خاطراتمم تو خونه تکونی خواهرم ریخت دور وگرنه داشتم چند وقت یکبار میخوندم)
    2-فراموشش نکردی که هیچ حتی هنوز باور نکردی رابطه بینتون تموم شده.

    یعنی دلت نمیخواد باور کنی.چون تو اون مدت که باش بودی حس خوبی بهت میداده و تو به اون حس عادت کردی.برای همین نمیخوای باور کنی که این رابطه تموم شده و مدام وقتتو با خاطرات اون روزا میگذرونی و یه جایی میرسی که احساس نیاز بهش پیدا میکنی و باز ایمیل زدن رو شروع میکنی.

    فکر میکنم هنوزم باید روی بخشش خودت و عزت نفست کار کنی.
    حقیقت اینکه این رابطه تموم شده رو قبول کنی.
    و برای زندگی بدون نامزدت برنامه ریزی کنی.

    چطوریشو امیدوارم بیان بهت بگن.

    اما برای اینکه بی خیال ایمیل زدن بشی پیشنهاد میکنم ایمیلایی که بهش دادی رو پاک نکنی..هر وقت وسوسه شدی، ایمیلایی که قبلا زدی رو بخوون.اونوقت همینکه قبلا اینا رو براش نوشتی و جواب نداده یه کم سردت میکنه.

    موفق باشی

  2. 6 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    mail.for.mob (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), taraneh89 (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), ویدا@ (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), جوانه؟؟؟ (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    میدونی بهار از وقتی پستتو خوندم همش داره تو ذهنم آلارم میخوره که رابطه بینتون تموم شده
    دقیقا مشکل همین جاست من باور نکردم که تمووم شده
    باید برسم به باور
    ایمیلم هامم به امید برگشت اونه در حالی که از نظر مشاور حتی اگه برگرده هم من باید نپذیرم و کلا ازدواج دردسر سازیه
    حتی تصور آیندمم همش دیدن اونه
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  4. #33
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    جوانه جان ، به خودت رحم کن ، نزار از دست بری

    یه بار پست اخیرت رو بخون >>>>
    کلا ًسیر در دنیای خیالات و ذهنیات هست . جوانه جان خیلی جدی بهت میگم اگر اینجوری ادامه بدی و نخواهی با دنیای واقع بیشتر ارتباط برقرار کنی و واقع بینی را پیشه سازی و هرجا ناخشنودی در دنیای واقع می بینی نپری توی هپروت خیالات قشنگ و دوست داشتنی و اینجوری آروم کردن خودت . و یا توجهی به آرزو و نیازهات که می کنی باز هم نری سراغ دنیای خیال و آنچه دوست داری و آرزوته را در آن دیدن و ..... ایضا از نظر ذهنی تکیه به برداشت های خودت به طور مطلق نکنی ( خطای شناختی مطلق نگری ) ، وضعیت وخیمی برات پیش میاد ( ابتلا به یک بیماری را پیش میاره که به سختی قابل کنترل هست و یا درمان نمیشه یا به سختی . البته نمیتونم اسمی از آن بیارم )

    حتی به نیازهات بخصوص نیاز جنسی و عاطفی با این خیال گرایی ها دامن میزنی یعنی شعله ورش می کنی ، آبیاری می کنی چون خیالاتت از احساسات تغذیه میشه و به احساساتت دامن میزنه . و این آبیاری و شعله ور ساختن نیازها وقتی امکان تأمین آن فراهم نیست و یا فرار می کنی از آن ، مخربب میشه . چون باروتی از انرژی فراهم آورده ای و ..... زمینه برای انفجار فراهمه و .....

    تا وقتی مقاومت می کنی و واکنش شدید دفاعی داری که متأثر از احساسی بودن و سماجت ذهنت برای نگه داشتنت در دنیای هپروت هست هیچ کسی نمیتونه بهت کمک کنه .

    در زیر مواردی که دنیای خیالات هست و ذهن گرایی ها را نقل قول می کنم و این فقط از همین یک پستت هست . چه رسد به بقیه ماجراها و پستها ........(
    اینها محکوم کردن نیست ، برداشت به محکوم شدن را چرا اصرار داری . اینها تلنگر و هشدار هست برای اینکه به داد خودت برسی و خودتو دریابی و به مخاطره بیشتر نیاندازی عزیز جان .



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوانه؟؟؟ نمایش پست ها


    خوب بزار فکر کنم........................
    چرا بش ایمیل میدم: چون تو اون زمان با همه وجود میخوامش . بهش احتیاج روحی دارم به شنیدن صداش به توجهش و غرق میشم تو این خواسته و بعد ریکشنم میشه ایمیل دادن به اون
    میان نوشت: فکر نکنین من سعی نکردما من سعی کردم با خواستگارام صحبت کنم و یا با افراد دیگه اما اصلا نمیتونم کسیو در جایگاه همسر ببینم اما اونو میتونستم و میتونم.

    ( کاراکتر سازی ذهنی کرده ای و خواستگارات رو در اون قالب ذدهنی نمی بینی و حاضر نیستی میدون بدهی و او را با اون قالب هماهنگ دیدی و جذبش شدی یعنی باز هم ذهنت کار دستت داده و میده )

    بعد بهم خوردن نامزدی من و حتی دقیقا از دو یا سه ماه بعد شروع نامزدی من از خودم متنفر بودم و حتی نمیتونستم 20 ثانیه جلوی آینه بایستم تقریبا میشه گفت عزت و اعتماد به نفسم ترمیم شده اما خودمو گناهکار میدونم که به اندازه کافی خوب نبودم که اون عاشقم بمونه


    حسم به اون: اصلا مقصر نمیدونمش، به هیچ وجه نفرین نمیکنم، دوست دارم یه زندگی آروم و روتین داشته باشه اما با کس دیگه ایم تصورش میکنم قلبم درد میگیره دوباره گریه میکنم

    الان تقریبا من فراموشش کردم حتی چهرشو یادم نمیاد باید عکسشو ببینم مثلا دستهاشو اصلا نمیتونم تصور کنم یا بدنشو اماشمارشو پاک کردم وگرنه یکی دو بار بش زنگم زده بودم .یکمی صداشو یادمه( چون بیشتر رابطمون تلفنی بود) کلا من حافظم خوب نیست خدا رو شکر .بیشتر احساساتم و حسی که بم میداد زنده میشه که خوب حس خوب و بد قاطیه

    همشم به این فکر میکنم که احساسش چیه با هدیه هام چی کار کرده مثل من هنوز بم فکر میکنه( من هنوز انگشتر و گلهای خواستگاریو دارم.خاطراتمم تو خونه تکونی خواهرم ریخت دور وگرنه داشتم چند وقت یکبار میخوندم)
    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط جوانه؟؟؟ نمایش پست ها
    میدونی بهار از وقتی پستتو خوندم همش داره تو ذهنم آلارم میخوره که رابطه بینتون تموم شده
    دقیقا مشکل همین جاست من باور نکردم که تمووم شده
    باید برسم به باور
    ایمیلم هامم به امید برگشت اونه در حالی که از نظر مشاور حتی اگه برگرده هم من باید نپذیرم و کلا ازدواج دردسر سازیه
    حتی تصور آیندمم همش دیدن اونه

    تمام مواردی که رنگی کردم خیالات و ذهن گرایی هاست و کلاً زندگیت تحت سیطره خیال و ذهنت هست و این مخربه و ......





  5. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    taraneh89 (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  6. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    آره خوب قبول دارم
    ببین فرشته من آدم واقع گراییم
    درسته ذهن و خیالم واقعا فعاله و الان دارم شدید پیگیری میکنم که ذهنم آروم شه
    این توهماتم فقط راجع به خواستگارمه
    چون اون نبود و بعد از خواستگاریو اینا رفت و بیشتر رابطمون تلفنی بود من همش خیال پردازی میکردم و آره دقیقا براش قالب ذهنی ساختم مشاورمم میگه میگه تو اونو دوس نداری قالب ذهنیتو دوس داری که تو واقع هم سنخیتی با خواستگارت نداره
    اما مشاور به من گفت قالب ذهنیتو نریز دور گفت اون چیزی که ذهنت ساخته یه آدم ایده آل و مناسب توه بزار باشه و دورش نریز اما گفت باید به مرور زمان عکس خواستگارمو از اون قالب ببرم و خالیش کنم تا یه آدم دیگه که اون خصوصیاتو داره جذب زندگیم شه
    من نمیتونم اونو ببرم مشکلم اینه الان
    مشاور میگه صبر کن زمان همه چیزو حل میکنه اما دیگه چقدر؟
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  7. #35
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    تعجب می کنم از مشاورت چون قالب سازی درست نیست . وقتی کاراکتری می سازی معمولاً ایده آل گرایی درآن هست که در واقعیت سخت میشه این ایده آل را پیدا کرد . اینکه معیار داشته باشی معیارهای منطقی نه احساسی و در ذهنت بایگانی باشه با کاراکتر سازی قالبی فرق داره .

    قالب را اتفاقاً بشکن و روی آن تمرکز نکن که حفظ آن نمیزاره به ازدواجی موفق برسی و اتفاقاً هروقت خواستگاری میاد که حس کنی با قالب ذهنیت نمیخونه نه فقط اینکه بهش راه نمیدی بلکه مغموم هم میشی و به اصطلاح دلت میگیره
    . و اگر خواستگاری را احساس کردی با قالب میخونه بهش وابسته میشی میخوای هرجور شده بهش برسی و .... تحریف شناختی پیش میاد

    کاراکتر سازیهای قالبی بخاطر احساسی بودن و رویای بودن هست . اگر این احساسی و رویایی بودن را مهار کنی و ذهنت را شدید در کنترل داشته باشی (با کمک توقف فکر و سکوت ذهنی ) خودت به مرور از قالب دلزده میشی .

    عزیز جان موضوع ، گرفتار ذهن گرایی و خیالپردازی شدن هست که ادامه پیدا کنه خطرناکه . اینکه چی باعث شد و از کی شده مهم نیست . مهم حال فعلی جوانه هست که گرفتار این وضعیت هست و ادامه این وضعیت اصلاً به صلاحش نیست و تمام زندگی و روح و روانش را به مخاطره ای جبران ناپذیر میکشونه . خواهش میکنم با قاطعیت جلوی ذهنت بایست و نگذار وادارت به رفتار دفاعی و مقاومت کنه .

    جوانه عزیزم تو که فرد معتقدی هستی ، از همین زاویه بهت میگم این ذهن سطحی و .... همون نفس ( تمایلات کودکانه و لذت جویی صرف ) هست و وسواس فکری ها هم وسوسه های نفس و ابلیس . پس باید باور کنی که خیر تو را نمیخواهند و تو را اسیر می خواهندو البته به سوی نابودی .

    اگر به آموزه های دینی توجه کنی و مباحث مربوط به قلب را دنبال کنی و لایه ها شغاف و صدر و فؤاد در آن ، خواهی دید که در آموزه های دینی ما به وسعت دادن صدر و کوچک کردن فؤاد که بخش کوچکی از فؤاد همان ذهن است دعوت می کند ( بحث مفصلی هست و اینجا جاش نیست ) و متأسفانه روند فرهنگ غالب جهانی دعوت به گسترش فؤاد و به عبارتی ذهن گرایی میکنه که میتوانی در انواع تولیدات رسانه ها مشاهده کنی که چطور جهان های موازی در ذهن و لایه های مختلف ذهن و ... مورد توجه قرار داده اند نمونه اش همین فیلم و کتاب راز هست که ....... این روند به نفع بشر نیست و ................ ( دیگه بهتره ادامه ندهم ) .

    مواظب خودت باش . خودت رو از این اسارت بیرون بیار که نتیجه خوبی نداره و من دلسوزانه از این بابت نگرانتم




    ویرایش توسط فرشته مهربان : چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 در ساعت 21:46

  8. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    taraneh89 (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), جوانه؟؟؟ (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  9. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    عزیزم می دونم کارهایی رو که می خوام بگم خودت خوب می دونی اما بعشی وقتها تکرار و یاداوری از طرف دیگران می توهه مفید باشه:

    1-به نظرم اوین کاری که بهتره در راه این خواسته مشاورت انجام بدی اینه که هر چه سریعتر (اره همین الا الان. پاشو دختر خوب) اون گلها رو که نگه داشتی بریزی دور و اون انگشتر رو هم یا عوض کنی یا بفرستی در خونشون. ب

    بین وقتی فضا رو خالی از اون بکنی به ذهنت هم کمک کردی تا خارج بشه از اون فضا.
    2-دومین کار اینکه ایمیلت رو هم عوض کنی و ایمیل قبلیت رو برای همیشه غیر فعال کنی. امکان دسترسی به ایمیل قبلیت رو به طور دائم قطع کنی.

    3- محلهایی که با نامزدت تلفنی حرف می زدی رو تغییر دکوراسیون بدی.

    راستی حوانه جان الان طول مدت روز چند ساعت فعالیت داری و چقدر فعالیت بدنی داری؟
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  10. 5 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    taraneh89 (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  11. #37
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    عزیزم می دونم کارهایی رو که می خوام بگم خودت خوب می دونی اما بعشی وقتها تکرار و یاداوری از طرف دیگران می توهه مفید باشه:

    1-به نظرم اوین کاری که بهتره در راه این خواسته مشاورت انجام بدی اینه که هر چه سریعتر (اره همین الا الان. پاشو دختر خوب) اون گلها رو که نگه داشتی بریزی دور و اون انگشتر رو هم یا عوض کنی یا بفرستی در خونشون. ب

    مشاورم بم گفته حتی عکسهاشم پاک نکن مگه اینکه خودت بخوای پاک کنی!! چه برسه بقیه چیزها


    بین وقتی فضا رو خالی از اون بکنی به ذهنت هم کمک کردی تا خارج بشه از اون فضا.
    2-دومین کار اینکه ایمیلت رو هم عوض کنی و ایمیل قبلیت رو برای همیشه غیر فعال کنی. امکان دسترسی به ایمیل قبلیت رو به طور دائم قطع کنی.

    آره احتمال زیاد این کارو میکنم باید همه ایمیلهامو پاک کنم
    3- محلهایی که با نامزدت تلفنی حرف می زدی رو تغییر دکوراسیون بدی.

    کلا تا حالا دو بار تغییر دکوراسون کامل دادم و خیلی کمک کرده اما ذهن من قوی تر از این حرفاس

    راستی حوانه جان الان طول مدت روز چند ساعت فعالیت داری و چقدر فعالیت بدنی داری؟

    ورزش هفته ای سه بار زبان هفته ای سه بار و درس خوندن برای دانشگاهی که قبلا انصراف دادم و الان میخوام ادامه بدم
    پایان نامم که تحویل دادم خدا رو شکر تا برام تاریخ دفاع بزنن. از وضعیت الان زندگیم راضیم خدا رو شکر

    [/quote]
    خواهش میکنم با قاطعیت جلوی ذهنت بایست و نگذار وادارت به رفتار دفاعی و مقاومت کنه .

    مواظب خودت باش . خودت رو از این اسارت بیرون بیار که نتیجه خوبی نداره و من دلسوزانه از این بابت نگرانتم

    [/quote]
    میدونی راستش اینه که دلمه ذهنمه روحمه شخصیتمه نمیدونم چیه اما از درونم یه چیزی وایستاده که دلش برام میسوزه ،امیدوارم که بتونم خوب پیش برم . ممنون از همه

    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  12. 2 کاربر از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده اند .

    کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  13. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    خوب باز خدا رو شکر که مسائلت دارن باز میشن.

    من 2سوال دیگه دارم.1-ادمی که شبیه قالب ذهنیته چه حسی بهت میده؟یعنی فکر کن واقعاً یکی عین قالب ذهنیت اومد و باهات ازدواج کرد.دقیقاً چه احساسی بهت میده؟

    2-ویژگیهای اون مرد رویاییت چیه؟کدوم ویژگیش بیشتر از همه برات خوشاینده؟

    بازم میگم خوب فکر کن و جوابای واضح بنویس.


    موفق باشی.

    چه مشاور جالبی!چرا عکساشو پاک نکنی؟!طرح ریاضتیه؟عکساش روبروت باشه چطور نبودشو بپذیری و حواست برگرده سر زندگی خودت؟

    واقعاً اینو بهت گفت یا این برداشت توئه؟
    ویرایش توسط بهار.زندگی : چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 در ساعت 22:25

  14. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  15. #39
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    دیدین وقتی بتون خبر مرگ یه نفرو بتون میدن باورتون نمیشه هی خودتونو میزنین به درو دیوار دقیقا بعد دفن اون آدم یه آرامشی همه وجود آدمو میگیره انگار تازه فهمیدی اون واقعا مرده

    قضیه منه انگار خواب بودم این حرفها خیلی تکونم داد ، تازه میفهمم تموم شده .... تا حالا نمیدونستم . انگار یکی چشم هامو باز کرده دقیقا همون حس که بعد از دفن یه عزیز تازه رفته میاد سراغ آدم

    هی میام اینجا رو میخونم و دوباره با خودم تکرار میکنم ، تموم شده بعد غمگین میشم بغض میکنم تو چشمهام اشک جمع میشه بعد یهو نفس عمیشق میکشم شاد میشم از اینکه تموم شده لبخند میزنم بعد دوباره از اول میگم تموم شده و.....


    یعنی واقعا تموم شده من نباید امید به برگشتش داشته باشم؟
    خوب اطرافیان خیلی دامن زدن به این احساس من مثلا خواهرم همش میگه اون آدمو شوهر من میدونه و هنوز امید داره و وقتی دعا میکنه ناخودآگاه میگه ما با هم ازدواج کنیم. یا دختر خاله هام میگن دل ما که ندیدیمش براش تنگ شده تو چی؟ یا دوستم میپرسه واقعا دیگه همه چیز تموم شده؟ هیچ رابطه ای ندارین؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار.زندگی نمایش پست ها
    خوب باز خدا رو شکر که مسائلت دارن باز میشن.

    من 2سوال دیگه دارم.1-ادمی که شبیه قالب ذهنیته چه حسی بهت میده؟یعنی فکر کن واقعاً یکی عین قالب ذهنیت اومد و باهات ازدواج کرد.دقیقاً چه احساسی بهت میده؟
    یه لبخند بزرگ قشنگ میاد رو لبم و یه آرامش عمیق رو احساس میکنم:rolleyes:;)
    2-ویژگیهای اون مرد رویاییت چیه؟کدوم ویژگیش بیشتر از همه برات خوشاینده؟

    بازم میگم خوب فکر کن و جوابای واضح بنویس.

    مهربون با احساس عاشق وفادار خوش رو و خوش اخلاق
    نماز صبح میخونه سر وقت( این یه خصوصیتو تا حالا هیچ کی نداشته حتی خواستگارم)و منم با کلی احساس بیدار میکنه که باش بخونم
    خوشگل و قد بلند( این قد بلند بعد از آشنایی با یه پسر که وقتی یه بار باش حرف زدم همه وجودم آروم شد تغییر کرد و دیگه معیارم نیست این همین پسریه که به شدت میخوام باش رابطه داشته باشم و فعلا ندارم تا بتونم درست تصمیم بگیرم قدش 5 سانت از من بلندتره خواستگارم 25 سانت بلند تر بود الان حس میکنم چقدر بی کلاسه مرد انقدر بلند باشه)
    میدونی احساساتی بودن مرد مهمه و اعتماد به نفسش
    یه عالمه دیگه هم هستا مثل تحصیلات و حالت نگاه و خانواده و پول و لحن حرف زدن ( کلا من مثل یه مجسمه اون فالب ذهنیمو ساختم و پرورش دادم( چون مشاورم گفته بود ایراد نداره)

    راستش الان قاطی کردم هر پی فکر میکنم معیار یادم نمیاد همش هستو همش نیست.... الان که فکر میکنم اولین معیارم هوسه یعنی من باید از ظاهر طرفم خوشم بیاد تا بتونم باش رابطه داشته باشم شخصیت و ادب و احساسم مهمه
    حالا الان گیجم تو معیار بعدا جواب میدم

    موفق باشی.

    چه مشاور جالبی!چرا عکساشو پاک نکنی؟!طرح ریاضتیه؟عکساش روبروت باشه چطور نبودشو بپذیری و حواست برگرده سر زندگی خودت؟

    واقعاً اینو بهت گفت یا این برداشت توئه؟
    بم گفت خودتو مجبور نکن پاکشون کنی ، ازم پرسید دوست داری عکسهاشو داشته باشی گفتم آره گفت پس داشته باش
    عجب !!! خوب الان حس میکنم من حتی به خاطر این آدم جدیدی که دیدم دارم سعی میکنم نامزدمو فراموش کنم حتی قبلش فکرم نمیکردم تموم شده انگار الان تازه فهمیدم
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  16. کاربر روبرو از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده است .

    راحیل خانوم (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  17. #40
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوانه؟؟؟ نمایش پست ها


    یعنی واقعا تموم شده من نباید امید به برگشتش داشته باشم؟
    خوب اطرافیان خیلی دامن زدن به این احساس من مثلا خواهرم همش میگه اون آدمو شوهر من میدونه و هنوز امید داره و وقتی دعا میکنه ناخودآگاه میگه ما با هم ازدواج کنیم. یا دختر خاله هام میگن دل ما که ندیدیمش براش تنگ شده تو چی؟ یا دوستم میپرسه واقعا دیگه همه چیز تموم شده؟ هیچ رابطه ای ندارین؟
    جوانه جان چون با نظرات فرشته مهربان پیش می رید، بهتر دیدم چیزی ننویسم تا با توصیه های کارشناسی ایشون به نتیجه بهتری برسید.
    فقط در مورد این قسمت که نقل قول کردم، فکر می کنم اونها می خواهند با این حرفهاشون به شما امیدواری بدهند و در واقع نیتشون خیر است، اما غیرتخصصی و ویرانگر.
    بهتر هست که یکبار واضح و صریح براشون توضیح بدهید که همه چیز تمام شده است و حتی اگر ایشون برگردند هم ( طبق چیزی که خودتون از مشاورتون نقل کردید) من جوابم منفی است و شرایط لازم برای همسری من را ندارند.

  18. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92)


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شهریور خواستگار دارم و بیش از حد استرس دارم
    توسط ساراا در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 تیر 94, 04:31
  2. انسانی حیوان صفت شده ام
    توسط ستار العیوب در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 01:25
  3. بین ظاهر و اخلاق موندم :( بعد 5 سال نمیودنم چیکار کنم
    توسط S_H در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 مهر 91, 18:44
  4. او از دیوار صاف هم بالا می‌رود
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات آموزشی روانشناسی کودک
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 مهر 87, 00:23
  5. حیوان علیه انسان؟
    توسط lord.hamed در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 اردیبهشت 87, 21:24

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.