به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 54
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام آسمانی عزیز!
    به نظر من قاطعانه جواب منفی بده و اصلا عذاب وجدان نداشته باش!!!
    من هم یک خواستگار داشتم که تمام مواردش خوب بود و تنها مشکلش به دل ننشستن رفتار و... بود.برام خیلی سخت بود که دلش را بشکنم اما با خودم رو راست بودم . دیدم که هیچ جوری نمی تونم ازش خوشم بیاد(خیلی هم سعی کردم)پیش خودم گفتم یکی از معیار های من اینه که همسرم من را دوست داشته باشه.پس اگر من هم به اون جواب مثبت بدم اول در واقع به اون ظلم کردم.تاپیک آقای توجیه را که خوندی!!!! دیدی چه جوری داره به همسرش ظلم می شه!اون ندونسته این کارو کرده.شما دونسته این اشتباه را نکن!!!
    تو همین تالار در مورد به دل ننشستن شوهر در دوران نامزدی نمونه ای را دیدم.

    می تونی برای اینکه ایشون را قانع کنی در مورد تجربیاتی که به دلیل به دل ننشستن طرفین در دوران عقد جدا شدند براش توضیح بدی و بگی که این ریسک بزرگیه و اگر جدایی بعد از عقد اتفاق بیفته آسیب ها ی روحی وارده به مراتب برای هردوتون به خصوص اون آقا بیشتره و عذاب وجدانت هم اون موقع بیشتره!!!

    در ضمن این حسی که الان داری احتمالا رودربایستی است.خودم تجربه کردم.باید به این احساس بی توجهی کنی!
    راستی به نظر من تو هم آدم منطقی و هم عاطفی هستی!کاملا متعادل! لیاقت یک زندگی با عشق را داری!داشتن عشق در زندگی کاملا عاقلانه است چون اگر عشق و محبت نباشه آدم نمی تونه ایرادها و مشکلات همسرش (که همه آدما به هر حال دارن) را تحمل بکنه و زندگی واقعا سخت میشه.اما اگه همسرت را دوست داشته باشی اشکالاتش را پر رنگ نمیبینی!

    به هر حال هیچ وقت درحالت دودلی جواب مثبت یا منفی نده!(با خودت صادق باش چون به طور نا خوداگاه ممکنه به خودت تلقین کنی که دوستش داری ولی...)

  2. 4 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), reihane_b (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), شیدا. (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  3. #12
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    :)
    asemani جان اگر نظر منو بخوای بدونی (هرچند که این فقط یه نظره) شما کار درستی کردید که این رابطه رو تموم کردید. البته لزومی نداره که آدمها حتما همه با عشق آتشین ازدواج کنند و احساسات خیلی جالب از خودشون بروز بدند. حتی ثابت شده که ازدواجهایی که از روی منطق و دلیل و کمی دوست داشتن صورت گرفته سرانجام بهتری داشته... ولی علاقه چیزی نیست که آدم بشینه فکر کنه ببینه داره یا نه.... علاقه یا هست یا نیست! حتی به نظرم آدما برای دوست داشتن نیازی ندارند به خودشو اجازه بدن که دوست داشته باشند. عشق بین زن و مرد نیازی به اجازه دادن و تصمیمگیری برای دلبستن نداره. این چیزیه که یا یه دفعه به وجود میاد، یا یواش یواش و کم کم! شما وقتی میگی توی برخوردها هم به این آقا هیچ حسی پیدا نکردی پس تصمیمی که گرفتی درسته.
    و این که این آقا نمیدونم چند سالشه اما با حرفایی که میزنه (مثل ول کردن درسش و دیگه ازدواج نکردن و ...) زیادی وابستگی و نیاز به شما پیدا کرده. روحیات زنانه همیشه نیاز به یه تکیه گاه و پشتیبان داره. این رفتار شاید حتی شمارو بیشتر مصمم کنه که ازش فاصله بگیری... (رابطه ای که دوست نداری تمومش کن)
    اگر در مورد مساله ای مطمئن نیستی تصمیماتت منطقی باشه بهتره
    مرسی سارای عزیزم
    آره . دقیقا همین طوره . هرچی اون این کارو بیشتر کرد و بیشتر ابراز علاقه کرد من بیشتر ترسیدم و عقب تر رفتم. چون از یه جهت ترسیدم زیادی احساساتی شده باشه و ایرادای منو نبینه و بعد از ازدواج از من چیزی ببینه که ایده آلش نبوده. از یه جهت دیگه اینکه من دوس دارم مرد یه کمی غرور داشته باشه ، اما این اصلا غرور نداشت ، خودش رو تا جایی که می شد جلوی من شکست . من واقعا گاهی تو اس ام اس هام فریاد می زدم که اینطوری نگو . اون قدر ابراز علاقه کرد ، اون قدر دلتنگی کرد که من ترسیدم و بریدم . اون سی سالشه . روحیه تقریبا کودکانه ای داره . تو زندگیش قبلا هرگز کسی رو دوس نداشته. نمی دونم شاید این رفتاراش به این خاطر باشه .

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrava نمایش پست ها
    رابطه یک طرفه شما را در طول زمان فرسوده و بلاخره نابود میکرد. اون هم کنار شما خوشبخت نمیشد. 100% کار درستی کردید. تو همین تالار چقدر داشتیم کسایی را که بدون علاقه کافی شروع کرده بودن حالا توش موندن و میخوان جدا شن! این میتونست آینده شما هم باشه!
    ممنون آقای کامروا
    درسته . دوست داشته شدن برای من کافی نیست. من می خوام که من هم دوستش داشته باشم . نگرانی من در واقع اینه که شاید اگر می موند بهتر میشد. شاید رفتارای اون باعث شد من فرصت دوس داشتن پیدا نکنم . نمی دونم. خیلی گیجم...

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام آسمانی عزیز!
    به نظر من قاطعانه جواب منفی بده و اصلا عذاب وجدان نداشته باش!!!
    من هم یک خواستگار داشتم که تمام مواردش خوب بود و تنها مشکلش به دل ننشستن رفتار و... بود.برام خیلی سخت بود که دلش را بشکنم اما با خودم رو راست بودم . دیدم که هیچ جوری نمی تونم ازش خوشم بیاد(خیلی هم سعی کردم)پیش خودم گفتم یکی از معیار های من اینه که همسرم من را دوست داشته باشه.پس اگر من هم به اون جواب مثبت بدم اول در واقع به اون ظلم کردم.تاپیک آقای توجیه را که خوندی!!!! دیدی چه جوری داره به همسرش ظلم می شه!اون ندونسته این کارو کرده.شما دونسته این اشتباه را نکن!!!
    تو همین تالار در مورد به دل ننشستن شوهر در دوران نامزدی نمونه ای را دیدم.

    می تونی برای اینکه ایشون را قانع کنی در مورد تجربیاتی که به دلیل به دل ننشستن طرفین در دوران عقد جدا شدند براش توضیح بدی و بگی که این ریسک بزرگیه و اگر جدایی بعد از عقد اتفاق بیفته آسیب ها ی روحی وارده به مراتب برای هردوتون به خصوص اون آقا بیشتره و عذاب وجدانت هم اون موقع بیشتره!!!

    در ضمن این حسی که الان داری احتمالا رودربایستی است.خودم تجربه کردم.باید به این احساس بی توجهی کنی!
    راستی به نظر من تو هم آدم منطقی و هم عاطفی هستی!کاملا متعادل! لیاقت یک زندگی با عشق را داری!داشتن عشق در زندگی کاملا عاقلانه است چون اگر عشق و محبت نباشه آدم نمی تونه ایرادها و مشکلات همسرش (که همه آدما به هر حال دارن) را تحمل بکنه و زندگی واقعا سخت میشه.اما اگه همسرت را دوست داشته باشی اشکالاتش را پر رنگ نمیبینی!

    به هر حال هیچ وقت درحالت دودلی جواب مثبت یا منفی نده!(با خودت صادق باش چون به طور نا خوداگاه ممکنه به خودت تلقین کنی که دوستش داری ولی...)
    ممنون مصباح جان
    آره. من پست آقای توجیه رو دنبال می کردم. برام خیلی مفید بود. اما متاسفانه ناتموم موند. امیدوارم ادامه پیدا کنه. آخه اونجا هم دوستی در جواب آقای توجیه گفته بود که اول علاقه ای به همسرش نداشته . اما بعد هزاران دلیل پیدا کرده که دوستش داشته باشه .

    - - - Updated - - -

    راستی دکتر فرهنگ گفته که اگه چیزی رو دوس نداشته باشی ، نگاه به او و یاد او را دوست نخواهی داشت. در مورد منم همینطوره . البته نه همیشه. ولی اغلب دوس ندارم نگاهش کنم. طوری که ازم خواهش می کنه وقتی دارم باهاش حرف می زنم نگاهش کنم.

  4. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    کامران (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  5. #13
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    به نظرم تو از اینکه یکی رو دوست داشته باشی می ترسی. نوشتی که هرچی اون ابراز علاقه می کرد تو دورتر می شدی و احتیاط می کردی. منم اینطوری هستم. شاید مثله من باشی و نخوای بی دلیل کافی کسی رو دوست داشته باشی چون نمی خوای پای عواقب دوست داشتن کسی که معلوم نیست تهش چی بشه واستی. تب و تاب عاشقی سخته. اگه مثله من باشی احساساتی هم هستی و در واقع از اون عاشق شدن قبلیت یادگرفتی که دلتو کنترل کنی تا هر جا نره و تو زحمت نندازتت! با این توضیحاتی که دادی خیلی بین این اقا و همسر شی تشابهی ندیدم. اگه بتونی بری مشاوره خوبه که بهت مشاور بگه به دردت می خوره این اقا یا نه. می تونی تنهایی بری مشاوره. سنتو هم نمی دونم. ادما ویزگی های مختلفی دارن. خوبه که ویزگی هاشونو بشناسن تا دقیق تر بدونن باید با خودشون چه رفتاری کنن. ممکنه تو خودتو خوب بشناسی اما فکر می کنم در مورد جنس مخالف هنوز دودل رفتار می کنی. واسه همینم بد نیست اگه یه روانشناس خوب پیدا کنی تا بهت بگه ویزگی هایی از خودتو و نحوه ی برخورد با خودتو هم بگه. مثله همین کتاب خوندنا میشه فقط روانشناسه سریع تر می گه. اگه کتاب و مقاله هایی که به نظرت مفید میادو هم بخونی هم خوبه.
    راستی اینا نظرات من بود. قطعا اینو در نظر بگیر که ممکنه اشتباه کنم.
    ویرایش توسط meinoush : یکشنبه 15 اردیبهشت 92 در ساعت 11:39

  6. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), شیدا. (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  7. #14
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    به نظرم تو از اینکه یکی رو دوست داشته باشی می ترسی. نوشتی که هرچی اون ابراز علاقه می کرد تو دورتر می شدی و احتیاط می کردی. منم اینطوری هستم. شاید مثله من باشی و نخوای بی دلیل کافی کسی رو دوست داشته باشی چون نمی خوای پای عواقب دوست داشتن کسی که معلوم نیست تهش چی بشه واستی. تب و تاب عاشقی سخته. اگه مثله من باشی احساساتی هم هستی و در واقع از اون عاشق شدن قبلیت یادگرفتی که دلتو کنترل کنی تا هر جا نره و تو زحمت نندازتت! با این توضیحاتی که دادی خیلی بین این اقا و همسر شی تشابهی ندیدم. اگه بتونی بری مشاوره خوبه که بهت مشاور بگه به دردت می خوره این اقا یا نه. می تونی تنهایی بری مشاوره. سنتو هم نمی دونم. ادما ویزگی های مختلفی دارن. خوبه که ویزگی هاشونو بشناسن تا دقیق تر بدونن باید با خودشون چه رفتاری کنن. ممکنه تو خودتو خوب بشناسی اما فکر می کنم در مورد جنس مخالف هنوز دودل رفتار می کنی. واسه همینم بد نیست اگه یه روانشناس خوب پیدا کنی تا بهت بگه ویزگی هایی از خودتو و نحوه ی برخورد با خودتو هم بگه. مثله همین کتاب خوندنا میشه فقط روانشناسه سریع تر می گه. اگه کتاب و مقاله هایی که به نظرت مفید میادو هم بخونی هم خوبه.
    راستی اینا نظرات من بود. قطعا اینو در نظر بگیر که ممکنه اشتباه کنم.
    مرسی meimoush جان که پیگیری می کنی .
    من 27 سالمه . تفاوت سنیم با اون آقا 3 ساله . راستش عاشق شدن قبلی من خیلی عجیب بود. من چهار سال آدمی رو می دیدم و عاشقش بودم. اما هرگز به خودم اجازه ندادم که اینو اون بدونه . اون موقعه ها 19 سالم بود. الان چهار سال گذشته و دیگه هرگز ندیدمش. اما هنوز هم روزی و ساعتی نیست که بهش فکر نکنم. به خصوص اینکه اون ادم بزرگی شد و من تمام عکسها و مطالب و پیشرفت هایی که در موردش می افته رو تو اینترنت دنبال می کنم.
    بین این آقا و شوهر she چیزی که مشترکه جزیی نگر بودن و سیاستشه . یعنی گاهی از روی حرفای تیکه تیکه ای که من می زدم در طی چند روز یکباره یه اطلاعات کاملی جمع آوری می کرد که من هنگ می کردم. گاهی احساس می کردم روی من دوربین تعبیه کرده !!! انقدر که اطلاعاتش قوی بود.
    از حرف زدن باهاش کم کم می ترسم. چون تمام دونه دونه حرفامو حفظ می کنه و بعدا از توش یه چیزایی درمیاره . ضمن اینکه در برخورد با دیگران زیادی سیاست داره . یه جورایی همه رو مجذوب خودش می کنه ، اما در واقع هیچ کدوم رو دوس نداره و دشمن خودش می دونه .
    اختلاف ما اکثرا این دیدگاهه
    من میگم همه آدما خوبن ، مگه اینکه عکسش ثابت بشه . اما بازهم احتیاط لازمه . وقتی هم ثابت شد کسی با ما بده من دیگه نیازی نمی بینم نقاب بزنم . ارتباطم رو با اون آدم قطع می کنم یا به حداقل می رسونم. در واقع نمی تونم ظاهرسازی کنم
    اون میگه به هیچ کس نباید اعتماد کرد. تقریبا دوست صمیمی ای هم نداره . اما با همه - حتی با اونایی که دشمنش هستن - در ظاهر خیلی خیلی خوب برخورد می کنه .
    این چیزاییه که احساس می کنم بین شوهر she و ایشون مشترک باشه .

    - - - Updated - - -

    ضمن اینکه گاهی حرفاشو نمی فهمیدم. مثلا یه چیزی می گفت و من تازه یه هفته بعد می فهمیدم که چی گفته . در کل خیلی آدم زیرکیه . نمی دونم این زیرک بودن در زندگی خوبه یا نه . چون من از زیرک بودن زیاد خوشم نمیاد و بیشتر طالب رک بودنم.

    - - - Updated - - -

    کاش خانم she هم بتونه به این تاپیک سر بزنه . کسی دسترسی داره که بتونه به ایشون خبر بده دوستان ؟

  8. 2 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  9. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    دوستان کسی صحبتی نداره دیگه !

  10. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام آسمانی عزیزم!به نظر من عشق قبلی شما هنوز تو قلبت زنده است!شاید به این دلیل باشه که نمی تونی عشق یکی دیگر را در قلبت بپذیری!حتما قبل از ازدواج به خودت یه فرصت بده که عشق قبلیت را کاملا فراموش کنی!البته فراموش که نه ولی به این حد برسی که نسبت به خبرها و چیزایی که براش اتفاق میفته بی تفاوت باشی و خودتم نری اینترنت دنبال خبر ازش!!! واقعا نمی دونم در شرایط الان تو آیا خواستگار راه دادن درسته یا نه؟کاش یه با تجربه یا مشاور بیاد اینجا و در مورد این موضوع بگه!راستی آسمانی جان این آقا چند درصد از معیارات را دارند؟آیا به طور نا خوداگاه با عشق قبلیت مقایسه اش می کنی؟مثلا میگی ای کاش مثل اون رفتارش اون جوری بود یا....

    - - - Updated - - -

    راستی آسمانی جان تحصیلات شما و اون آقا چقدره؟ عشق قبلی چی؟ آیا اونا رو از این لحاظ مقایسه می کنی؟ شخصیت و رفتاراشون را چه طور؟

  11. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), شیدا. (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  12. #17
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام آسمانی عزیزم!به نظر من عشق قبلی شما هنوز تو قلبت زنده است!شاید به این دلیل باشه که نمی تونی عشق یکی دیگر را در قلبت بپذیری!حتما قبل از ازدواج به خودت یه فرصت بده که عشق قبلیت را کاملا فراموش کنی!البته فراموش که نه ولی به این حد برسی که نسبت به خبرها و چیزایی که براش اتفاق میفته بی تفاوت باشی و خودتم نری اینترنت دنبال خبر ازش!!! واقعا نمی دونم در شرایط الان تو آیا خواستگار راه دادن درسته یا نه؟کاش یه با تجربه یا مشاور بیاد اینجا و در مورد این موضوع بگه!راستی آسمانی جان این آقا چند درصد از معیارات را دارند؟آیا به طور نا خوداگاه با عشق قبلیت مقایسه اش می کنی؟مثلا میگی ای کاش مثل اون رفتارش اون جوری بود یا....

    - - - Updated - - -

    راستی آسمانی جان تحصیلات شما و اون آقا چقدره؟ عشق قبلی چی؟ آیا اونا رو از این لحاظ مقایسه می کنی؟ شخصیت و رفتاراشون را چه طور؟
    ممنونم ازت مصباح جان که پیگیری می کنی خانمی.
    من اوایل خیلی تلاش کردم فراموشش کنم. اما نشد. با این موضوع تقریبا کنار اومدم. یه جورایی برام عادت شده که همیشه بهش فکر کنم ، دوستش داشته باشم ، بدون اینکه حتی تلاشی کنم که ببینمش یا حتی بخوامش . نمی دونم چطوری بگم. اون برام پرستیدینیه . هر روز و هر روز هم بزرگتر میشه . مثل گنبد ، مثل دعا ، مثل اجابت ...
    من هیچ وقت باهاش حرف نزدم. فقط می دیدمش . شخصیت خیلی خاصی داشت ، مغرور و باهوش ، پر جذبه ، با شخصیت ، دست نیافتنی . اون خیلی باهوش بود. خیــــــــــــــــــــلی . تحصیلاتش رو هنوز داره ادامه میده . الان فکر می کنم دکتراش داره تموم میشه .

    راستش کسی رو با اون مقایسه نمی کنم ، احساس می کنم اون خیلی بزرگتر از اینه که کسی حتی بتونه باهاش مقایسه بشه . هرچند که اگر بخوام مقایسه کنم اون اون قدر با جذبه و با شخصیته که ناخودآگاه احساس احترام دارم بهش ، در حالی که ایشون خودش رو خیلی در مقابلم شکسته . یه جورایی نقطه مقابل هم هستن تو این موضوع.

    این آقا معیارها رو تقریبا داره . تحصیلات هردومون ارشده . من پاک بودن ، با ایمان بودن ، خانواده دار بودن ، شغل ثابت ، تحصیلات ، و اخلاق خوب می خواستم که همه رو داره . هرچند در مورد اخلاقش یه کمی نگرانم . اول اینکه تو اخلاقش جذبه یه مرد رو نمی بینم . بیشتر رفتارهای کودکانه می بینم. (نداشتن غرور و ابراز علاقه به شدت زیاد ، طوری که گاهی اون قدر ابراز علاقه می کنه که گوشیم رو پرتاب می کنم. با اینکه من نسبتا دختر آرومی هستم) ، دوم این که زیرکه ، با سیاسته ، جزیی نگره ، حرف می کشه ازت و بعدا همون اطلاعات رو طوری بیان می کنه و گاهی بر علیه ات استفاده می کنه. احساس می کنم صداقتی که باید رو در موردش نمی بینم. مثلا جلوی کسی که بارها به من گفته ازش بدش میاد و دشمنشه ، اون قدر با سیاست و خوب برخورد می کنه که با خودم گاهی فکر می کنم که دوستی صمیمی تر از اون نداره . یه مقداری تظاهر تو رفتاراش می بینم که این منو به شدت آزار میده . این در مورد اخلاقشه و میشه روش تامل کرد. در مورد احساسم هم که گنگم . اوایل ازش خوشم نمی اومد. اما الان نمی دونم حسم چیه ! یه جورایی احساس می کنم شاید دلسوزیه ، یا شاید ترس از اینکه خوب باشه و ردش کنم ، نمی دونم ، خیلی گیجم ....

  13. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    rozaneh (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  14. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    سلام آسمانی عزیز
    همه دوستان که نظر دادن و من مخلص همشون هستم! از دیدگاه شما به قضیه نگاه کردن! من نمیگم شما کار درستی نکردی که رابطه رو تموم کردی یا جواب رد دادی. من میگم یک آدم که اون جور که خودت گفتی پسر خوب و پاک و با ایمانیه شغل مناسب و ... به شما علاقمند شده اون هم نه علاقه ای عادی!!!! داری منو؟ علاقه اش افراطی و نوعی وابستگی روحی شده! حالا دلیلت برای رد کردنش چی بوده عدم دریافت اون سیگنال و حسی که احساست رو به بودن باهاش ترغیب کنه! یعنی اون آقا نتونسته سیگنالی که گیرنده های تو سنس میکنه رو ارسال کنه گرچه کلی سیگنال خوب هم فرستاده باشه ولی اونی که شما میخواستی نبوده و یا شما یک سپر دفاعی به خاطر حسی که از ایشون گرفتی در مقابل سیگنالهای ارسالیش درست کردی و هیچ وقت با وجود این سپر اون آدم نمی تونه خودشو به شما ثابت کنه. در اینکه اون واقعاً شما رو دوست داره شکی نیست اما! چه نوع دوست داشتنی؟ یه جورایی نشانه هایی از جنون دوست داشتن داره و چرا؟ چون دائم از سمت شما جواب رد شنیده چون نمیتونه هضم کنه که با وجود نقاط مثبتش دست رد به سینه اش بخوره و شما الان واسش شدی یک هدف! و اگه به این هدف نرسه همون طور که خودت گفتی داره افسرده و افسرده تر میشه و از کار و زندگی عادیش می افته یا افتاده! یکی از دوستان گفت اصلاً عذاب وجدان نداشته باش این بدترین خصلته یک دختره! گرچه شما الانشم عذاب وجدان داری که اومدی این تاپیک رو باز کردی و داری میحرفی! اما مشکل کجاست؟

    نه ایشون و نه هیچ مرد دیگری رو تا زمانی که ته وجودت بتی از عشق اولت که حتی بهش ابراز علاقه نکردی ساختی نمیتونی به قلبت راه بدی درسته ایشون طوری رفتار کرده که شما خوشت نیومده ولی رفتارش انعکاس رفتار و بی توجهی های شماست
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  15. 5 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), meinoush (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), reihane_b (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), شیدا. (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  16. #19
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    سلام آسمانی عزیز
    همه دوستان که نظر دادن و من مخلص همشون هستم! از دیدگاه شما به قضیه نگاه کردن! من نمیگم شما کار درستی نکردی که رابطه رو تموم کردی یا جواب رد دادی. من میگم یک آدم که اون جور که خودت گفتی پسر خوب و پاک و با ایمانیه شغل مناسب و ... به شما علاقمند شده اون هم نه علاقه ای عادی!!!! داری منو؟ علاقه اش افراطی و نوعی وابستگی روحی شده! حالا دلیلت برای رد کردنش چی بوده عدم دریافت اون سیگنال و حسی که احساست رو به بودن باهاش ترغیب کنه! یعنی اون آقا نتونسته سیگنالی که گیرنده های تو سنس میکنه رو ارسال کنه گرچه کلی سیگنال خوب هم فرستاده باشه ولی اونی که شما میخواستی نبوده و یا شما یک سپر دفاعی به خاطر حسی که از ایشون گرفتی در مقابل سیگنالهای ارسالیش درست کردی و هیچ وقت با وجود این سپر اون آدم نمی تونه خودشو به شما ثابت کنه. در اینکه اون واقعاً شما رو دوست داره شکی نیست اما! چه نوع دوست داشتنی؟ یه جورایی نشانه هایی از جنون دوست داشتن داره و چرا؟ چون دائم از سمت شما جواب رد شنیده چون نمیتونه هضم کنه که با وجود نقاط مثبتش دست رد به سینه اش بخوره و شما الان واسش شدی یک هدف! و اگه به این هدف نرسه همون طور که خودت گفتی داره افسرده و افسرده تر میشه و از کار و زندگی عادیش می افته یا افتاده! یکی از دوستان گفت اصلاً عذاب وجدان نداشته باش این بدترین خصلته یک دختره! گرچه شما الانشم عذاب وجدان داری که اومدی این تاپیک رو باز کردی و داری میحرفی! اما مشکل کجاست؟

    نه ایشون و نه هیچ مرد دیگری رو تا زمانی که ته وجودت بتی از عشق اولت که حتی بهش ابراز علاقه نکردی ساختی نمیتونی به قلبت راه بدی درسته ایشون طوری رفتار کرده که شما خوشت نیومده ولی رفتارش انعکاس رفتار و بی توجهی های شماست
    سلام آقای روزنه . من واقعا ازتون ممنونم.
    من اینو می دونم که هرگز نمی تونم به اون برسم ، این قضیه رو با خودم حل کردم. هرگز فکر نکردم یه روزی همسر اون باشم !!!! اون برای من یه آدمه بزرگه . خیلی بزرگ . که نشد بشکنمش تو ذهنم. شاید به خاطر این که همیشه از دور دیدمش. به خاطر اینکه شاید ایراد هایی هم داشت و من هرگز ندیدم . چون همیشه از دور دیدم که چقدر بزرگ شد و پیشرفت کرد و ... چون نرفتم بهش بگم و به همین دلیلم ازش بدی ندیدم ...
    اما درسته که اون احساس خاص رو دیگه به هیچ کس نداشتم و فکر می کنم دیگه هرگز نداشته باشم ، اما آدمهایی هم بودن که به نظرم خوب و جذاب اومدن . اما هرکدوم بنا به دلیلی رد شدن که تو پست اول توضیح دادم.
    این احساس عذاب وجدان واقعا داره منو می کشه ، از همه زندگیم افتادم ... نمی دونم چیکار کنم .
    به نظر شما بهترین کاری که من می تونستم انجام بدم چی بود ؟ به نظر شما با این وضعیت قبولش کنم ؟ الان چیکار می تونم بکنم ؟
    کاش یکی بتونه احساسات منو تحلیل کنه .

  17. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    rozaneh (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  18. #20
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    اسمانی جان این فقط یه سواله که شاید خودت بهتر بتونی فکر کنی و راه حل پیدا کنی. وگرنه من هیچ راه حلی ندارم. چطوری تونستی یک سال مردی رو تحمل کنی که دوسش نداشتی و نداری؟ رابطه اتون چطوری بوده دقیقا مثلا با هم می رفتین سینما می رفتین راه برین اون باهات از همه چی حرف میزد نمی دونم چطوری بوده که یک سال طول کشیده و اون تو رو دوست داره اما تو اونو نه. اگه یکی رو دوست نداشته باشی مگه بعد از یکی دو ماه نمی فهمی که دوسش نداری؟

  19. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), rozaneh (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), شیدا. (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.