سلام شارلوت عزیز
خیلی متاسفم که این اتفاق واسه زندگیت افتاده.
قطعاً باید حواست باشه و اوضاع رو کنترل کنی ، اما آیا اینجوری؟ با زدن تو گوش شوهرت؟ واقعا بهش فکر کردی؟
من اگه این حرفو میزنم ، با یه معتاد چندین سال ارتباط خانوادگی داشتم. درک میکنم که چه حس بدیه وقتی چنین صحنه ای رو میبینی. خیلی بده.
به نظر من کوتاه بیا و سعی کن زندگیتو به حالت اولش برگردونی. مطمئن هستی که معتاد نیست . خودت بارها گفتی . خوب پس مشکلت دیگه چیه؟
چرا زندگیتو به کام خودت و همسرت تلخ میکنی؟
چرا دستی دستی گره کور ایجاد میکنی؟
یه چیزی با اطمینان میگم. اگر حتی خدایی نکرده معتاد باشه قطعا شما زود خواهی فهمید.
این کار درستی نیست که دعوا و کتک کاری کنید سر چیزی که مطمئنی وجود نداره.
ببین شارلوت عزیز شوهرت رو از خودت دلزده نکن. اگه الان نتونی باهاش رفیق باشی و دردتونو به هم بگید، مطمئن باش از این به بعد بهت دروغ خواهد گفت. یعنی مخفیانه که تو نفهمی .
پس بهترین کار اینه که باهاش رفیق باشی. عین یه دوست حرف بزنی و اصراری هم برای رفتن به آزمایش نداشته باشی.
بازم میام حرف میزنم عزیزم.












علاقه مندی ها (Bookmarks)