[align=justify]سلام عزیزم
درک می کنم که در شرایط سختی زندگی می کنی، اما به نظر من چیزیکه داره زندگی رو برات سخت تر می کنه، نگرشت به شرایطت هست.
اشتباه نکن، من انکار نمی کنم که شرایطت واقعا سخته، اما فکر می کنم با نگرش مثبت تر می تونی در همین شرایط، زندگی شادتری داشته باشی.
البته درخواست انتقالی راهکار خیلی خوبیه، و من هم موافقم که پیگیریش کنی. اما حتی بعد از رفتن از این خونه (چه با انتقالی، چه ازدواج) تو باز هم متعلق به همین خانواده خواهی بود. و نگرش کنونی ای که بهشون داری، باعث می شه بعدها هم دچار احساسات منفی بشی.
اینطور که از خونواده مادرت می گی، تصویری که ازشون در ذهن من شکل می گیره (که به نظرم همون تصویر ذهنی فعلی خودت هم هست) اینه که یه تعداد آدم سرد و بی عاطفه هستند.
در حالیکه شاید (به احتمال زیاد) اگه بیشتر اخلاقیات و روحیاتشون رو درک کنی، و نخوای مطابق با استانداردهای مدنظر تو محبت کنند، ببینی که به سبک خودشون دوستت دارن.
توجه کن اون خونه ای که تو داری درش زندگی می کنی، محل زندگی اونها هم هست. اونها هم دارن در شرایط سختی زندگی می کنن. و خیلی وقتها شرایط سخت، قدرت و انگیزه ابراز محبت رو از انسان می گیره.
در این شرایط بهتر نیست تو با گرمای محبتت، به اون خونه گرما بدی؟
اگه انتظاراتت رو کاهش بدی، اونوقت می تونی همونطور که هستند، دوستشون داشته باشی. و وقتی دوستشون داشتی، با یه نگاه محبت آمیز، با یه لبخند، با یه کادو و ... می تونی دلشون رو گرم کنی. می تونی خونتون رو تغییر بدی.
درسته که پدرت خودخواه به نظر می رسه، اما هیچ فکر کردی که خیلی از پدرها همینطورن؟ که خیلی از بچه ها با وجود همین ویژگی ها پدرشونو دوست دارن؟
تا حالا شده عمیقا و بدون هیچ انتظاری بهش محبت کنی؟ از اون جنس محبت هایی که براش قابل فهم و لمس هستند؟
به مادرت چطور؟ به اندازه کافی ازش حمایت می کنی؟
گاهی انسان هایی که ازشون انتظار حمایت داریم، اونقدر نیازمند حمایت هستند که قدرت برآورده کردن نیازهای ما رو ندارن. در این شرایط دو راه داریم:
1. اینکه سر موضع خودمون پافشاری کنیم.
2. اینکه (حداقل برای مدتی) از خیر انتظاراتمون (که معقول و درست هم هستند) بگذریم و براشون اون جایگاهی رو داشته باشیم که اونها باید نسبت به ما داشته باشن.
راه دوم عاقلانه تر به نظر می رسه، نیست؟ چون به هرحال بعد از این همه سال مشخص شده که اونها خواسته های طبیعی و برحق تو رو برآورده نمی کنن. خب حالا که اونها زندگی تو رو زیبا نمی کنن، بیا یه مدت تو سعی کن زندگی اونها رو زیبا کنی.
از اونجائیکه زندگی هاتون به هم گره خورده، مطمئنا بازخورد مثبت این تغییر رویه روی روحیه و زندگی خودت هم تاثیر خواهد گذاشت.
نظرت چیه؟ تستش می کنی؟[/align]
راستی می تونم خواهش کنم یه اسم مستعار بگی که باهاش صدات کنم؟![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)