مرسی بهار عزیز
من تلاشم رو برای تمرکز زدایی از همین امروز شروع کردم
باشه پیشنهاد خیلی خوبی دادی بهم که هر موقع فکرش اومد سراغم که واقعا زیاده اون مواقع بیام اینجا و بنویسم
باشه من این هفته ای که میاد باید میدیدمش و پایان نامه های جلد شدش رو بهش می دادم ( من براش این کارو انجام داده بودم) قرار بود باهم نمایشگاه کتاب هم بریم ولی تصمیم گرفتم که پایان نامه هاش رو بدم به دوستم که بهش بده اگه بهم زنگ هم زد بهش بگم که نمی تونم بیام دانشگاه یا بهانه ای بیارم یا صریح بهش بگم که نمی خوام ببینمش...
چون واقعا دیگه تحمل ندارم...واقعا دوستش داشتم و دارم و دو سال منتظر بودم درسمون تمام شه ازم خواستگاری کنه بعد از این مدت طولانی بهم اون جوابی رو داد که بهتون گفتم...
می خوام واقعا کنار بکشم
تو این مدت تقریبا هر شب بهش اس ام اس میدادم و اون از وابستگی عاطفی من خیالش راحت بود
هر روز حالم رو تو ایمیل بهش می گفتم
ولی از ظهری خیلی به پیشنهاد دوستان فکر کردم می خوام این یه هفته رو مقاومت کنم و حتی نبینمش دیگه پیامی بهش ندم نه اس ام اس نه ایمیل و قرارمون این هفته رو کنسل کنم و حتی پایان نامه هاش رو بدم دست دوستم بهش بده... می خوام ببینم حرکت بعدیش چیه ... اگه هیچ کاری نکرد که برای همیشه فراموشش می کنم... اگه خواستگاری هم کرد که به همتون می گم...
باشه بهار جان تمرکز زدایی می کنم
شما رو در جریان قرار میدم حتما








علاقه مندی ها (Bookmarks)