سلام
بله عرض کردم جدا شدیم
اگر لطف کنید پستهای قبلیم رو بخونید کاملا در جریان قرار میگیرید
ایشون پیشقدم میشن اما نه با رضایت قلبی چون بلافاصله میگن پشیمونم ازین کارم
برام عجیبه که چرا هرچی بیشتر سعی میکنم بهش نزدیک بشم بیشتر ازم دور میشه و ناامیدتر میشه
طوری که حس میکنم فقط میخاد منو آزار بده
نزاره فراموشش کنم و با این جدایی کنار بیام
اما هیچوقتم بر نگرده
به حرف میگه که تغییر کردم اما رفتارش تغییر خاصی نکرده
دائم خلق و خوش در حال تغییره و ثبات نداره
این نگرانم میکنه
یکبار میره بدون توجه به من و اصرارهام
یکبار برمیگرده به نیت آشتی اما طلاق میگیره
الانم باز اومده اما ابراز ناامیدی میکنه
درسته اون پیشقدم شده اما من دائم دارم بهش امید میدم و اون قانع نمیشه و میگه میترسم از برگشت..
واقعا سردرگم شدم..








علاقه مندی ها (Bookmarks)