به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اردیبهشت 98 [ 17:06]
    تاریخ عضویت
    1395-4-04
    نوشته ها
    92
    امتیاز
    3,969
    سطح
    40
    Points: 3,969, Level: 40
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    165

    تشکرشده 137 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها
    سلام

    یه جمله ای یه جایی دیدم که میگفت بعضی وقتا برای پیروزی اول باید شکست خورد.

    دو تا تاپیک قبلیتونو یه بررسی کوچیک کردم.

    بخشی از مشکل پرخاشگری شوهرتون مربوط به شخصیت خودشه ولی جسارتا بخشیش هم مربوط به شماست؛ یادتون باشه هیچ وقت نمیتونید تویه دعوا با شوهرتون به روش مردونه برنده باشید.

    و بدتر از اون اینکه دعواتون بشه گریه هم بکنید و آخر سر همه چیز به حرف ایشون انجام بشه. توهینا و تحقیرها به شما شده، و تازه باعث عصبانیت ایشون هم شدید و نهایتا مقصر همه چیز!

    یه سر به تاپیکای زیر بزنید :
    http://www.hamdardi.net/thread-20196.html
    http://www.hamdardi.net/thread-6377.html
    http://www.hamdardi.net/thread-28347.html

    مثلا جای شما بودم از چنین جملاتی استفاده میکردم:
    "بعد از دعوای دیشب خوب فکر کردم و دیدم ازونجایی که تو خیلی زحمت میکشی و مرخصیات کمه و دوست داری این چند روزو با خونوادت باشی شاید بهتر باشه مسافرت با خانوادمو بذاریم یه وقت دیگه. رضایت تو برای من خیلیی بیشتر از یه مسافرت ارزش داره، من نباید اون طوری ناراحتت میکردم"
    یا یه همچین چیزی، ولی تمام نکات لازم در این یه خط و نیم هست. حتی ممکنه فردا برید مسافرت! اما در هر صورت زندگیتونو بذارید در اولویت نه حواشی رو، مسافرت رفتن حق شماست؛ اما با یکم سیاست میتونید هم به تحکیم زندگیتون کمک کنید و هم مسافرت برید.
    سلام دوست عزیز مرسی از وقتی که گذاشتین و جوابتون
    + میشه بگین دقیقا کجای رفتار من به عصبی بودن شوهرم دامن زده؟؟
    + تاپیک هایی که گفته بودینو مطالعه کردم البته بعضیاشون خیلی طولانی بود که چار پنج صفحه ی اول رو خوندم . ممنون از تاپیک عاشقانه ها خصوصا خیلی خوشم اومد
    + خب اخه اگ من اون حرفا رو بزنم یعنی رسما کوتاه اومدم اونم دیگ نمیزاره برم . زندگی من الان مشکلی نداره که بخوام بذارمش اولویت الان مشکلم مسافرته


    نقل قول نوشته اصلی توسط yarmehrban نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    عذر میخوام که صریح صحبت میکنم اما گفتنی ها باید گفته بشن تا افراد متوجه اشتباهاتشون باشن.
    من درک نمیکنم که فرصت تعطیلات چهار روزه یا پنج روزه واقعا چی هست، که مردم بخاطرش به جون هم بیافتن یا جونشونو از دست بدن!! ایرانی ها همیشه هول دو روز تعطیلاتن که تو جاده بگذروننش!
    دیروز آمار حوادث جاده ای رو که دادن پیش خودم فکر کردم چرا بعضی ها باید تو سال جدید تصادف کنن یا بمیرن یا معلول بشن، آیا سه ، چهار روز ارزشش رو داره؟ فقط یکی ، دو روزش آدم تو جادس.
    اصلا مردمان عجیبی هستیم ...
    حق با همسر شماست میخوان پیش مادر و برادرشون بمونن و این تعطیلاتم چیزی نیست که بخوان همینم از دست بدن. خونواده شما مسافرت رفتن انشالله بهشون خوش بگذره، ولی اونها میتونن مسیر برگشت یه سری به شما بزنن!! یا یک وقت مناسب شما تشریف ببرین.
    اگر خیلی از تفکرات و رفتارها تصحیح بشه ، بسیاری از پرخاش گری ها، دعواها خود به خود از بین میره.
    عرض کنم خدمتتون برای یک زن بدترین رفتار این هست بخواد به زور و بدون همسرش سفر بره، این برای همسر شما قابل درک نیست که چرا زن من باید اینکارو بکنه و اینطور بخواد ، آیا زندگی خصوصی خودش ارزش نداره بخاطرش بمونه و مسافرت و خوشگذرانی رو ترجیح میده در حالی که من کار دارم و نمیتونم برم و چطور تنهایی من رو میپذیره؟
    مادر شما اختیارش از زندگی شما جداست و رفتن مسافرت ، اما شما برنامه های خودتونو دارین.
    فامیل خیلی هم در اولویت نیست که بخاطرشون بخواین ناراحت بشین یا از دوریشون دلتنگ بشین، اونها به دیدن شما بیان، یا در وقت مناسب همو ببینین. از تعطیلات بهره ببرین و به همسرتون بگین شام درست کنم ببریم بیرون با مادرت اینا؟ یا مثلا بیان اینجا....
    من نتونستم تاپیکای قبلیتونو ببینم ولی در این حد عرض میکنم از همسرتون چیزی انتظار داشته باشین که معقول باشه و همیشه منطقی باشین و تفکراتتون رو اصلاح کنین تا زندگیتون به رویه خوب برگرده، موفق باشین

    سلام دوست عزیز مرسی از اینکه جواب دادین و خصوصا ممنون از صراحتتون
    درسته ، فامیل در اولویت نیست واس همینه که من الان تقریبا یک ساله فامیلمو ندیدم یعنی یه جورایی بعد از عید 95 من دیگ کسی از فامیلمو ندیدم (اونم واس اینه انقد شوهرم به رابطم با فامیلام گیر میده که خودم نخواستم دعوتشون کنم ) و این درحالیه که قبل از ازدواج حداقل ماهی یه بار دور هم جمع بودیم . برخلاف فامیل پرجمعیت ما خانواده همسرم خیلی با فامیلشون در ارتباط نیستن چون پدرشوهرم خیلی سال پیش فوت شدن و فامیلاشون با خانواده همسرم رابطشونو زیاد حفظ نکردن و حالا همسرم توقع داره منم کلا قید فامیلامو بزنم و بدتر از اون با دوستای قبل ازدواجمم دیگ دوست نباشم ، دوست جدیدم بخوام فقط از همسرای اشناهای خودش بگیرم !!!!! دلیلشم اینه که تو متاهلی دیگ نباید با دخترای مجرد بگردی ! خب این شدنیه ؟؟؟

    + درباره ی این چهار روز باهاتون موافقم و من اصلا دلم نمیخواد همین چهار روزم که الان دیگ اخراشه واس شوهرم حروم کنم و از اون شب بحثی دراین باره نداشتیم ولی این همسرمه که کل این مدت از من و رفتارم ایراد گرفته ، کلا شوهر من توی خلوت خودمون واااقعا ایده اله ولی به محض اینکه پای شخص ثالثی به جمعمون باز بشه وحششششتناک ایرادگیر و رو اعصاب میشه واسه همینم من بدم نمیاد این سفرو تنهایی برم . مثلا پارسال یا حتی همین الان که خونه ی مادرشوهرممیم شوهرم شبا میره مغازه ی دوستش کل شبو تا صبح با همن و بازی میکنن ظهر تازه بیدار میشه یکم با من و مامانش حرف میزنه بعد دوباره میره با دوستاش کل این مدتم من با مادرشوهرم میرم بیرون و اینور اونور عید دیدنی دوستاش و اشناهاش که واقعا نمیدونم اگه مادرشوهرم پایه نبود من باید کل روزو چجوری میگذروندم . امروز برادزشوهرم بهم گفت بیا ببرمت بیرون با ماشین بگردیم به شوهرم گفتم دارم میرم بیرون برگشت بهم گفت تو فقط میخوای یه جوری یه دقیقه ام تو خونه نباشی ، منم گفتم خب کیو دیدی اخه عید تو خونه باشه ؟ گفتش خیلیا فقط زن من انقدر ددر دودوریه ! منم انقد اعصابم بهم ریخت از این بی انصافیش که نرفتم . کلا یا با دوستاشه یا وقتیم هست ازم ایرادمیگیره که این چه لباسیه ؟ این چجور خنده ایه ؟ این چه حرفیه زدی ؟ چرا با فلانی اونجوری رفتار کردی ؟ و ... من بیست و یک سالمه ولی اگه بخواام با دوستام بیرون برم باید مث یه دختربچه 12 ساله دروغ بگم و بپیچونمش که بتونم با خیال راحت برم ، دلم میخواد این عیدو راحت هرجا خواستم و با هرکی خواستم بگردم...

    فعلا که تا هشتم خونه ی خودمم ولی وااااقعا دوس دارم دیگه حداقل نهم تا سیزده به در با فامیلام باشم منتها باهام لج کرده نه میزاره برم نه میخواد خودش ببرتم بیرون ، به نظرتون چجوری راضیش کنم ؟؟ اخه بدجور افتاده رو دنده لج باهام حوصله ی دعوا هم ندارم،رفتیم خونه خودم دوباره بش بگم؟
    ویرایش توسط آوای بهشت : پنجشنبه 03 فروردین 96 در ساعت 18:46


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چگونه شخص مورد علاقه خود را یافت؟
    توسط reza0263 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 13 اردیبهشت 93, 02:56
  2. مراجعه به روانکاو - دقیقا چه انتظاری باید داشت؟
    توسط Tina64_000 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 مهر 92, 14:16
  3. طلاق، تنها چاره‌ی خیانت؟
    توسط del در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 شهریور 92, 16:25
  4. چطور میشه با شوهر شوخ یه زندگی نرمال داشت؟
    توسط ساناز1160 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 بهمن 91, 00:47
  5. چه آسان، چه سخت؟!
    توسط مدیرهمدردی در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: شنبه 12 آذر 90, 23:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.