من از استرس جدایی 17 کیلو وزن کم کردم تا حدی که همه از دیدنم شوک میشدن. شوهرم یک سال آخر زندگیمون منو ترک کرد و با دوستهای دختر و پسرش میرفت مسافرت و من هم مثل احمق ها فقط میرفتم پیش مشاور و خانوادم رو واسطه می کردم که باهاش صحبت کنن تا ایشون لطف کنن و بشینن سر زندگیشون چون از جدایی و عواقبش می ترسیدم.
آخر هم به گوشم میرسید که از خانواده و دوستانش که می گفتن که "سحر اگه مقصر نبود انقدر تلاش نمی کرد که زندگیشو درست کنه . فهمیده که مقصره"!!
من واقعن متاسفم بابت وقتی که برای زندگی و درست کردن آدمی گذاشتم که نمی دونست با خودش هم چند چنده. الان هم من موندم و یه دنیا حس بد و دوران طلائیه زندگیم که به باد یه آدم بی لیاقت کردم و خدای من شاهده که حتی یک ذره هم برای گذشته و زندگیه سابقم و اون آدم دلم تنگ نمیشه .
نمیشه یه طرف هی دست و پا بزنه برای زندگیش و طرف مقابلش فقط خراب کنه. بار کج به منزل نمیرسه دوست عزیز.
کسانی هم که توصیه به صبر و استقامت بیشتر می کنن خودشون یه هفته با یه بیمار روانی یه جا زندگی کنن اگه آخر هفته همچنان حالشون خوب بود بعدا صحبت کنن. حالا تحمل من و شما که بیشتر از ماه ها طول کشیده.








علاقه مندی ها (Bookmarks)