به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 شهریور 97 [ 23:17]
    تاریخ عضویت
    1393-8-28
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    3,574
    سطح
    37
    Points: 3,574, Level: 37
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Bow احساس میکنم به بن بست رسیدم.

    سلام به همه دوستان گرامی ای تالار .من خیلی وقته با این سایت آشنا شدم و از مطالب و پستهای دیگر دوستان استفاده میکنم هربار هر عنوانی مشابه با مشکلات خودم میدیدم سعی میکردم از راهکارهای اعضا منم استفاده کنم اما خیلی موفق نبودم ساله که ازدواج کردم یه دختر ساله دارم با همسرم به صورت سنتی ازدواج کردم نامزدی خیلی طولانی نداشتیم چون سن هر دومون بد نبود توی دوران نامزدی خیلی دعوا داشتیم چون اون و خونوادش هرجور که میخواستن برای ما برنامه ریزی میکردن برای همه مراسما خریدها همه چی اونا تصمیم میگرفتن و پدر مادر منم بیچاره ها قبول میکردن فقط برای اینکه خونواده شوهرم توی فامیل ادمای سرشناسی هستن و پدرش یه جوری از همه بزرگتره اما شوهرم و خونوادش از این رفتار سو استفاده کردن و بعد از ازدواج دخالتهاشون به صورت غیر مستقیم ادامه داشت روز ی هزار بار به خودم لعنت میفرستادم با این انتخاب اشتباهم خیلی موردهای خوب از لحاظ ظاهری و تحصیلاتی داشتم اما انگار قسمتم همین بوداول زندگی مون همش جنگ و دعوا و گریه بوذ اما اون وقتا شوهرم زود از دلم در میاورد سعی میکرد چند وقتی ناراحتم اما الان بعد از سال فقط به خاطر دخترم و خونوادم موندم توی این زندگی. اون هفته با شوهرم یه دعوای بد کردیم هرچی توی دلم بود گفتم میدونم حرفای بدی بهش زدم اما باور کنید دیگه نمیدونستم چیکار کنم هرچی سکوت کردم هرچی با ملایمت برخورد کردم فایذه نداشت همسرم روز به روز بیشتر به خونوادش بها میداد و به من و خونوادم کمتر دیگه حتی تلاش هم نمیکنه به خواسته های من عمل کنه .یک هفته است که باهام یک کلمه هم حرف نزده میدونه صبح میره عصر میاد انگار نه انگار من وجود دارم.ممنون میشم ذوستان با تجربه بهم کمک کنن

  2. کاربر روبرو از پست مفید abani تشکرکرده است .

    ali -guilan (دوشنبه 03 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من با همسرم به بن بست رسیدیم.
    توسط zezegoly در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 31 تیر 92, 12:27
  2. *سیاست های زنانه*
    توسط میشل در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 اسفند 91, 13:57
  3. ده دلیل برای نترسیدن از شکست
    توسط بالهای صداقت در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 89, 11:57
  4. سیاست های مردانه در همسرداری
    توسط کاترین در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 آذر 87, 18:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.