سوده جان خودت روناراحت نکن...نزارانرژیت واسه این فکرهاتحلیل بره عزیزم
اون داره درمقابل توکم میاره...خب مرده...سخته بخوادحرفش دوتابشه...اماداره میشه..بامهربونیهای تو...
نکران نباش..سوده جان pmعاشقانه زیادنفرست که خسته اش کنی وواسش تکراری بشه...سعی کن همه چی واسش ناب وجدیدباشه...
مثلا وقتی کاری داری یازنگ میزنی سعی کن توی همون موقع بهش علاقه وعشق ودلتنگیت رونشون بده...این که مدام بهش پیام بدی وشعرازعشق ودلتنگی بنویسی خسته اش میکنی شایداصلا حوصله نکنه بخونه...اززبون خودت باشه بهتره تاپیام وشعرو...خودت باش
سوده جان به رفتارش فکرنکن...نگاهش ولحن حرف زدنش وصحبتهاش روتجزیه وتحلیل نکن....مگه قرارنبود حتی اگه سردبرخوردکردتوناراحت نشی وبه تلاشت ادامه بدی...
یادت باشه توداری اینجامشاوره میگیری که اینقدرآروم شدی وتغییرکردی امااون نه!!پس تغییرات اون کندترازتویه....تغییرکردن اون به رفتاروتلاشهای توبستگی داره...پس بایدبیشترتلاش کنی...
واسه هردوتون...البته باپارمیدا
ماهمگی واست دعامیکنیم
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)