1-ستاره گفتی اول کار بابات موافق ازدواج شما نبوده دلیل بابات برا مخالفت چی بود ؟
2- وقتی شوهرت عصبانی میشه تو چطور برخورد میکنی ؟
شوهرت وقتی غذاش بد مزه باشه یهو شروع به داد زدن میکنه ؟
یا وقتی خواب بودی و و دیر بیدار شدی یهو امد بالا سرت و شروع به کتک زدن میکنه؟
برامون بگو یکی دو تا از دعوا ها را مثال بزن که چی شد ؟ چی گفت ؟چی گفتی ؟چی کار کردن بچه ها ؟بودن اونچا؟و....
3- بعضی مردا خیلی دلشون سیاهه مثلا می رن خرید اگه فروشنده با لبخند به خانم سلام کنه تو خونه که میان گیر میدن که بله .....و خلاصه کتک و کتک کاری
حالا شوهرت همچین موردهایی ازت دیده ؟ اگه بری یه مغازه مثلا فروشنده جوان باشه بعدا گیر میده ؟
یا احساس میکنی کسی یه خبر دروغ از گذشته پسر دایی یا خودت یا خانوادت بهش داده ؟
4-بچه داری حتما و قطعا یه مادر باید با مهد و مدرسه و راننده و معلم زبان و معلم خصوصی و .....در ارتباط باشه (دکتر را نگفتم چون انگار یکی دم دستتت داری )
ایا تا حالا تو خونه زندانی بودی و همه اینا را شوهرت مدیریت کرده ؟
چطوری کامپیوتر یاد گرفتی ؟
برا خرید لباس بچه ها و وسایل مدرسه باز هم شوهرت همراهی میکنه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
5-واقعا شماراضی به بچه دار شدن نبودی و شوهرت میدونست و اقدام کرد ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)