کیش میش جونم برای ازدواج ایندفعه اگه کسی رو که دوست داری و مناسبت بود پیدا کردی دیگه تردید نکن. حتما از مامان بابات بخواه باهات بیان. اگه هم نیومدن اینبار بدون اونا برو. با دختره خوب حرف بزن و به خونواده ی دختر هم بگو مامان بابات خیلی ماهن خیلی خوبن اما خیلی دوست دارن و یه حسی دارن انگار که نمی خوان از دستت بدن. بعدش یه روز خونواده ی دختر و خود دختر رو دعوت کن خونتون که اونا بیان مامان باباتو ببینن. یا همه اتون برین بیرون یه رستوران که همدیگه رو خونواده ها ببینن. به مامان بابات هم می تونی اطمینان بدی که دوستشون داری و بهشون سر می زنی. یا از اینکه می تونن نوه دار بشن بگی.
اینکه کیس مناسب از کجا پیدا کنی رو خودمم لنگم! توی فامیلتون که ظاهرا کسی نیست. شاید بتونی بری دوباره درس بخونی و دکتری بری یا یه فوق دیگه بگیری یا کلاسایی که دوست داری بری و توش کسی رو که می خوای و می پسندی پیدا کنی. توی محیطایی بری که هم محدوده اش مشخص باشه (مثلا درسی یا هنری باشه یا هر چی خودت دوست داری) هم اینکه مختلط باشه که بتونی کسی رو پیدا کنی. یا بین دوستات که دوسشون هم داری و خونوادشون هم خوب به نظر میان ببینی خواهری دارن که کم کم بیشتر بری خونشون و بیشتر خواهرو ببینی شاید اون خواهر دوستت بتونه اون شخص باشه که می خوای. البته اینکه خونواده هاشون چه طورن و خود دختر خانم اخلاقش چطوریه رو ناچاری با احتیاط و دقت بفهمی. توی خواستگاری های سنتی معمولا اینکه خونواده ها تا حدی همدیگه رو بشناسن حله اما معمولا عشق نیست. توی ازدواجایی که خود دختر و پسر همدیگه رو پیدا می کنن عشقه هست معمولا اما اون قسمت شناختن خانواده ها چون نیست باید یه کمی سرش وقت بذاری. چیز دیگه ای به ذهنم نمیاد. خودمم نمی دونم واقعا از کجا می شه کیس مناسب پیدا کرد. البته حداقل تو خودت پسری و دستت بازتره معطل نمی شی که مثلا یکی بیاد خواستگاریت یا نیاد :)








علاقه مندی ها (Bookmarks)