به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1393-2-03
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    100
    سطح
    1
    Points: 100, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Unhappy ابا من مشکل بی احساسی دارم

    سلام
    من قبلا تو تاپیک قبلیم از دوستان و مسولان وسرپرستان محترم سایت همدردی کمک و راهنمای گرفتم و از همه کسای ک کمک کردن همیشه دعاشون کردم.راستش من تازگی یه مشکلی رو از یه خانومی ک رفته بودم خواستگاریش درباره خودم شنیدم .یعنی قبلا از این ک ایشون به مامانم این موضوع رو بگه خودمم میدونستم ولی میله تغییر در خودم ایجاد نمیکردم یا نمیتونستم ایجاد کنم.واقعیتش مامانم یه دختر واسم پیدا کرده بود برا ازدواج . یه روزقرار گذاشته بود برن خونشون.مامان دختر خانوم گفته بودن ک اول خودتون بیاین و عکس پسرو هم بیارین.خونوادم رفتن دیدن دو سه روز بعد زنگ زدن ک ببینن دوباره بریم یا نه.قرار گذاشتن منم برم رفتیم دیدیم خانومو و ایشونم ک قبلا عکس منو دیده بودن .خلاصه بگم رفتیم تو اتاف حرف زدیم یک ساعت کشید صحبتای بین ما.خلاصه اون روز تموم شد.برای ادامه دو روز بعد مامان زنگ زدن جواب بخوان ک مزاحم بشیم اگه مایل باشین .مامان ایشون گفتن ک والا از خونوادتون و اقا پسرتون خوشمون اومده اگه اینطوری نبود جلسه دوم راه نمیدادیم ولی دخترم(دخترشون)گفتن خیلی بی احساس و خیلی خشکه پسرتون (من) .
    یکم درباره خودم بگم دختر ندبده نیستم ولی احساس میکردم ک خشکم و مغرور یعنی قبلنا مغرور نبودم این اواخر دو سال میشه اینجوری شدم باعثشم محیط اطراف بوده فک کنم.کارمم طوریه ک بیشتر با قطعه و دستگاه و اهنو...یکمم احساس میکنم این ضمخت بودن کارم منو اینجوری کرده و اونجای ک کار میکنم.شرکته بزرگیه 10000 نفر پزسنل داره همشون ادمای خشکین اصلا فک میکنم همه اونجا اهن شدن.
    اینم بگم ک من مهندسم تو یه شرکتی و از لحاظ مالم خدارو شکر بد نیستم خونه و ماشینه بالای 40 میلیون دارم .تورو خدا از همه کسای ک این تاپیکه منو میخونن و میتونن راهنمای کنن دریغ نکنین
    هر کی حتی یه جمله اگه تو ذهنش میرسه بگه خواهش میکنم .دس بوس همتون هستم .ایشالا خدا حاجت دلتونو بده.امین
    ویرایش توسط sina jam : چهارشنبه 10 اردیبهشت 93 در ساعت 20:50

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام . شما که این خانم رو واسه ی بار اول ملاقات کردین بعد ایشون شما رو بی احساس دونستن ؟ نمیشه بار اول که کسی رو ملاقات میکنی اینجوری قضاوت کنی . میشه یکم بیشتر توضیح بدین از صحبتتون با اون خانم ؟

  3. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1393-2-03
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    100
    سطح
    1
    Points: 100, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو نمایش پست ها
    سلام . شما که این خانم رو واسه ی بار اول ملاقات کردین بعد ایشون شما رو بی احساس دونستن ؟ نمیشه بار اول که کسی رو ملاقات میکنی اینجوری قضاوت کنی . میشه یکم بیشتر توضیح بدین از صحبتتون با اون خانم ؟


    سلام پونیو مرسی از توجه تان
    ایشون قبلش عکس منو دیده بودن .بعد ما به اتفاق مامانمو خواهرم رفتیم حونشون
    من اونجا دیدم ک این دختر خانومو زمان دانشجویم دیده بودم نمیدونم ایشونم منو دیده بود یا نه .منم موقع صحبت هیچی بهشون نگفتم ک دیدمتون.
    صحبتای ما راجع به معیارامون بود . ایشون پرسیدن میگفتن سوال تو ذهنم داشتم ولی استرس همشو از یادم برد بعد کم کم از شغلم پرسیدن منم جواب دادم.وقبلا والدم گفته بودن ک ایشون تاکید کردن ک اگه قیافه پسر به دلش ننشس با پسر حرف نمیزنه.بعد پرسیدن ک چرا سنتی میخوای ازدواج کنی منم گفتم اینطوری بهتره و مشکلی پیش نمیاد.دختره هم گف ک از طریق دوستی میشه شناخت بیشتری پیدا کرد.منم گفتم پس دوس دارین با یکی دوس بودین بعد باهاش ازدواج میکردی
    گفت ک خونوادم احازه نمیدن با یکی اشنا شم.بعد منم از کار خانوم پرسیدم ک شاغلند و کار میکنند
    از مشکلات کار گفتن ک حقوق کم میدن به خانوما.واینکه گفتش با دوستاش اینا زیادی رابطه دارن
    از منم پرسید ک چطور .رابطت با دوستات منم گفتم ک منم اگه فرصت داشته باشم باهاشون بیرون میرم ولی صبح میرم شرکت عصر میام .

  4. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sina jam نمایش پست ها
    صحبتای ما راجع به معیارامون بود . ایشون پرسیدن میگفتن سوال تو ذهنم داشتم ولی استرس همشو از یادم برد بعد کم کم از شغلم پرسیدن منم جواب دادم.وقبلا والدم گفته بودن ک ایشون تاکید کردن ک اگه قیافه پسر به دلش ننشس با پسر حرف نمیزنه.بعد پرسیدن ک چرا سنتی میخوای ازدواج کنی منم گفتم اینطوری بهتره و مشکلی پیش نمیاد.دختره هم گف ک از طریق دوستی میشه شناخت بیشتری پیدا کرد.منم گفتم پس دوس دارین با یکی دوس بودین بعد باهاش ازدواج میکردی
    گفت ک خونوادم احازه نمیدن با یکی اشنا شم.بعد منم از کار خانوم پرسیدم ک شاغلند و کار میکنند
    از مشکلات کار گفتن ک حقوق کم میدن به خانوما.واینکه گفتش با دوستاش اینا زیادی رابطه دارن
    از منم پرسید ک چطور .رابطت با دوستات منم گفتم ک منم اگه فرصت داشته باشم باهاشون بیرون میرم ولی صبح میرم شرکت عصر میام .
    دوست خوبم،

    دوست دارم توجه شما رو به چند نکته زیر جلب کنم:


    ۱- ازدواج سنتی تضمین کننده یک ازدواج موفق نیست. اگر شناخت درستی‌ از طرف مقابل پیدا نکنید، زندگی‌ شما به شکست می‌رسد، حال چه آشنائی از طریق دوستی‌ صورت گرفته باشد چه از طریق سنتی. تنها مزیت ازدواج سنتی در این هست که چون با نظارت خانواده‌ها هست، آشنائی هدفمند تر و بطور معقولی‌ به دور از احساسات صورت می‌پذیرد. بنابرین، احتمال شناخت بهتر طرفین از یکدیگر، و به همین ترتیب انتخاب درست بالا میرود.


    ۲- معمولاً روابط دوستی‌ به ازدواج هم نمیرسد، چه برسد به ازدواج موفق. صرف نظر از اینکه در روابط دوستی‌ نیت معمولاً ازدواج نیست (حتی اگر در ظاهر اینطور به نظر برسد)، این روابط از آنجا که بدون نظارت هستند، وارد مراحل احساسی‌ میشوند و احساس جلوی شناخت و تفکر منطقی‌ را می‌گیرد.


    ۳- به طور روشن شما و این خانوم تفاوت نگاه دارید. متعاقباً، انتظار این خانوم از شما اشتباه هست. احساس و علاقه واقعی‌ باید از روی شناخت ایجاد شود، عشق و علاقه‌ای که بی‌ شناخت ایجاد شود، هوس هست. در یک جلسه و بدون شناخت، نمی‌توان انتظار ابراز علاقه داشت.


    ۴- در مورد اینکه در ابراز احساسات طبیعی هستی‌ یا نه، نگاهی‌ به رابطه خودت با خانواده و اطرافیان بنداز. روابطت با خواهرهایت، با مادر و پدرت چگونه هست؟ در ابراز محبت به آنها چگونه هستی‌؟ صمیمیتت با آنها چگونه هست؟ اگر به مشکلی‌ برخورد کنند، گوش شنوایی هستی‌ که پایه حرفهایشان بشینی‌ و پشتیبانیشان کنی‌؟ اگر بله، مشکل از تو نیست، مشکل از این خانوم هست که شما به خواستگاری او رفته اید، و شاید این موضوع حتی یک بهانه بوده باشد و به عنوان پوششی برای دلیل دیگری استفاده شده باشد.


    ۵- نکته آخر اینکه، همانطور که از صحبت‌های این خانم پیداست، در خیلی‌ از موارد با خانواده ممکن هست هم نظر نباشد، و بنابرین، خیلی‌ از مواردی که در ظاهر ایشان می‌بینید، ممکن هست در باطن ایشان وجود خارجی‌ نداشته باشند. اگر به هر ترتیبی، فرصت برای صحبت دوباره با ایشان پیدا کردید، دقت بیشتری داشته باشید.


    موفق باشید،



    کامران
    عاشق همه سال مست و رسوا بادا

    ديوانه و شوريده و شيدا بادا

    با هوشياري غصه هر چيز خوريم

    چون مست شديم هرچه بادا باد


  5. 4 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    hanie_66 (یکشنبه 14 اردیبهشت 93), فرشته مهربان (یکشنبه 14 اردیبهشت 93), شیدا. (یکشنبه 14 اردیبهشت 93), شهراز (شنبه 13 اردیبهشت 93)

  6. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1393-2-03
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    100
    سطح
    1
    Points: 100, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهراز نمایش پست ها
    درود
    اول اینکه من خانوم هستم

    ببین قرار نیست اولین (یا هر)جایی که میری خواستگاری جواب مثبت بگیری چون هرکس حق انتخاب داره، به همین سادگی! (مورد میشناسم 40 بار رفت خواستگاری تا فرد مورد نظرش رو پیدا کرد)
    بازم میگم جواب رد گرفتن به معنی مشکلدار بودن نیست،حس میکنم بخاطر جواب منفی داری خودتو وارسی میکنی و گاها عیب میزاری!! به این علت که قبل از اقدام به خواستگاری و وارد معرکه شدن تصور دیگه ای داشتی،اگر قرار باشه بعد هر خواستگاری این کارو کنی هیچی از اعتماد به نفست نمیمونه.
    فکر کنم باید خودتو به بیخیالی بزنی!!

    اما در مورد بیسوادی یا کم سوادی والدینت بستگی به خودت داره که با کدوم عینک بهش نگاه کنی مثلا پدر مادرت تلاششون رو کردن تا تو ادامه تحصیل بدی و چیز رو که خودشون ندارن تو داشته باشی که تحصیل زمینه موفقیتهای دیگرت بوده، اگر خودت حس خوبی (یا منفی) به این قضیه داشته باشی دیگران این حسو از تو میگیرن.
    البته منکر نمیشم برای بعضی خانوم ها مهمه (مثلا دختری که پدر یا مادرش فرهنگی یا استاد باشن) برای بعضی هم مهم نیست.
    امیدوارم تونسته باشم کمکت کنم.






    با آرزوی سعادت و نیکبختی برای شما


    سلام خانوم شهراز خیلی خیلی ببخشید.

    اول بابت جواب دادن به موضوع من تشکر میکنم و از خداوند مهربان براتون ارزوی شاد کامی تو زندگیتون میکنم.من اونروز رفته بودم دکتر .دکتر مسنی بود رفتم ک داخل مطبش شدم سلام دادم و بعد دکتر گفت ک به به جوونه خوشتیپ بعد ک معاینم میکرد گفتم اقای دکتر کدوم خوشتیپی رفتم خواستگاری دختر بهم گفته خشکه.دکتر گفت ک مگه قرار بود تارو گیتار ببری بزنی جلسه اول زیادی نباید بخندی.نه واسه خودم ایراد نمیگرم زیاد.اره قبلا حس میکردم ک راحت ازدواج میکنم با هر کی بخوام.الانم میگم تا وقتی ک شخص مورد نظرمو پیدا نکنم ازدواج نمیکنم .ولی فک نمیکردم اینقد سخت باشه واقعا سخته.کسی رو ک (نمیگم من نمیخوام .دلم نمیخواد)منو میخواد .موردای بودن ک بعد از دیدار اولیه مادردختره زنگ زده شمارمو از خواهرم گرفته بعد دختر زنک زده بهم ک ازشش خوشم اومده ومیخواد باهم باشیم ولی من طوری گفتم ک نارحتش نکنم دو سه مورد اینجوری بوده.
    حالا بیا و از اونی ک من خوشم اومده اونم منو بخواد .یه مورد پارسال بود ک 2ماهی حرف زدیم دیدم نمیشه باهاش راه اومد.نمیگم من خوب بودم اون بد ولی طوری رفتار کرد ک ترسیدم ادامه بدم .
    بی خیالی زدم ولی اطرافیانم هی میگن دیر شد پس کی ازدواج میکنی.
    راستی شما چن سال دارین شهراز خانوم.
    درسته حرف شما من سعی میکنم حس خوبی داشته باشم ولی ناخوداگاه خودم احساس میکنم ک ...درباره این حس کردن یه جا یه مطلبی میخوندم ک پسر کوچولوی از باباش میخواس ک مثل زورو بازی کنه با هاش .پدر میگه تو فک کن زوزوی .پسر کوجولو کمیگه بابا اخه چه جوری فک کنم ک زورو هستم در حالی ک نه کلاهی نه نقابی نه شمشیری نه لباسی...اینجوری هیج وفت نمیشه حس زورو بودنو داشته باشم.در اخر باباش قبول میکنه حرفشو میکه ک راس میگی پسدم.
    ببخشید از این ک طولانی شد

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamran2007 نمایش پست ها
    دوست خوبم،

    دوست دارم توجه شما رو به چند نکته زیر جلب کنم:


    ۱- ازدواج سنتی تضمین کننده یک ازدواج موفق نیست. اگر شناخت درستی‌ از طرف مقابل پیدا نکنید، زندگی‌ شما به شکست می‌رسد، حال چه آشنائی از طریق دوستی‌ صورت گرفته باشد چه از طریق سنتی. تنها مزیت ازدواج سنتی در این هست که چون با نظارت خانواده‌ها هست، آشنائی هدفمند تر و بطور معقولی‌ به دور از احساسات صورت می‌پذیرد. بنابرین، احتمال شناخت بهتر طرفین از یکدیگر، و به همین ترتیب انتخاب درست بالا میرود.


    ۲- معمولاً روابط دوستی‌ به ازدواج هم نمیرسد، چه برسد به ازدواج موفق. صرف نظر از اینکه در روابط دوستی‌ نیت معمولاً ازدواج نیست (حتی اگر در ظاهر اینطور به نظر برسد)، این روابط از آنجا که بدون نظارت هستند، وارد مراحل احساسی‌ میشوند و احساس جلوی شناخت و تفکر منطقی‌ را می‌گیرد.


    ۳- به طور روشن شما و این خانوم تفاوت نگاه دارید. متعاقباً، انتظار این خانوم از شما اشتباه هست. احساس و علاقه واقعی‌ باید از روی شناخت ایجاد شود، عشق و علاقه‌ای که بی‌ شناخت ایجاد شود، هوس هست. در یک جلسه و بدون شناخت، نمی‌توان انتظار ابراز علاقه داشت.


    ۴- در مورد اینکه در ابراز احساسات طبیعی هستی‌ یا نه، نگاهی‌ به رابطه خودت با خانواده و اطرافیان بنداز. روابطت با خواهرهایت، با مادر و پدرت چگونه هست؟ در ابراز محبت به آنها چگونه هستی‌؟ صمیمیتت با آنها چگونه هست؟ اگر به مشکلی‌ برخورد کنند، گوش شنوایی هستی‌ که پایه حرفهایشان بشینی‌ و پشتیبانیشان کنی‌؟ اگر بله، مشکل از تو نیست، مشکل از این خانوم هست که شما به خواستگاری او رفته اید، و شاید این موضوع حتی یک بهانه بوده باشد و به عنوان پوششی برای دلیل دیگری استفاده شده باشد.


    ۵- نکته آخر اینکه، همانطور که از صحبت‌های این خانم پیداست، در خیلی‌ از موارد با خانواده ممکن هست هم نظر نباشد، و بنابرین، خیلی‌ از مواردی که در ظاهر ایشان می‌بینید، ممکن هست در باطن ایشان وجود خارجی‌ نداشته باشند. اگر به هر ترتیبی، فرصت برای صحبت دوباره با ایشان پیدا کردید، دقت بیشتری داشته باشید.


    موفق باشید،



    کامران


    سلام اقا کامران مزسی از راهنماییات
    راستش مامانه ایشون گفتن ک پسرتون گفته ک کارشو بیشتر دوس داره.خوب یادم نمیاد گفته باشم اگرم گفته باشم دلیل بر دوس نداشتن همسرم نیس ک.بعدش هم گفته زیادی خشکه.مامانشون گفتن ک دو 3 روز فرصت بدین بهمون تا جواب بدیم .درسته حرفای شما اینجور ک خودشو نشون میده و حرف میزنه شاید خودش نباشه یا ظاهرا اونجوری میخواد یا تو خیالش .ولی مامانشون ازم خیلی خوشش اومده .

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamran2007 نمایش پست ها
    دوست خوبم،

    دوست دارم توجه شما رو به چند نکته زیر جلب کنم:


    ۱- ازدواج سنتی تضمین کننده یک ازدواج موفق نیست. اگر شناخت درستی‌ از طرف مقابل پیدا نکنید، زندگی‌ شما به شکست می‌رسد، حال چه آشنائی از طریق دوستی‌ صورت گرفته باشد چه از طریق سنتی. تنها مزیت ازدواج سنتی در این هست که چون با نظارت خانواده‌ها هست، آشنائی هدفمند تر و بطور معقولی‌ به دور از احساسات صورت می‌پذیرد. بنابرین، احتمال شناخت بهتر طرفین از یکدیگر، و به همین ترتیب انتخاب درست بالا میرود.


    ۲- معمولاً روابط دوستی‌ به ازدواج هم نمیرسد، چه برسد به ازدواج موفق. صرف نظر از اینکه در روابط دوستی‌ نیت معمولاً ازدواج نیست (حتی اگر در ظاهر اینطور به نظر برسد)، این روابط از آنجا که بدون نظارت هستند، وارد مراحل احساسی‌ میشوند و احساس جلوی شناخت و تفکر منطقی‌ را می‌گیرد.


    ۳- به طور روشن شما و این خانوم تفاوت نگاه دارید. متعاقباً، انتظار این خانوم از شما اشتباه هست. احساس و علاقه واقعی‌ باید از روی شناخت ایجاد شود، عشق و علاقه‌ای که بی‌ شناخت ایجاد شود، هوس هست. در یک جلسه و بدون شناخت، نمی‌توان انتظار ابراز علاقه داشت.


    ۴- در مورد اینکه در ابراز احساسات طبیعی هستی‌ یا نه، نگاهی‌ به رابطه خودت با خانواده و اطرافیان بنداز. روابطت با خواهرهایت، با مادر و پدرت چگونه هست؟ در ابراز محبت به آنها چگونه هستی‌؟ صمیمیتت با آنها چگونه هست؟ اگر به مشکلی‌ برخورد کنند، گوش شنوایی هستی‌ که پایه حرفهایشان بشینی‌ و پشتیبانیشان کنی‌؟ اگر بله، مشکل از تو نیست، مشکل از این خانوم هست که شما به خواستگاری او رفته اید، و شاید این موضوع حتی یک بهانه بوده باشد و به عنوان پوششی برای دلیل دیگری استفاده شده باشد.


    ۵- نکته آخر اینکه، همانطور که از صحبت‌های این خانم پیداست، در خیلی‌ از موارد با خانواده ممکن هست هم نظر نباشد، و بنابرین، خیلی‌ از مواردی که در ظاهر ایشان می‌بینید، ممکن هست در باطن ایشان وجود خارجی‌ نداشته باشند. اگر به هر ترتیبی، فرصت برای صحبت دوباره با ایشان پیدا کردید، دقت بیشتری داشته باشید.


    موفق باشید،



    کامران


    سلام اقا کامران مزسی از راهنماییات
    راستش مامانه ایشون گفتن ک پسرتون گفته ک کارشو بیشتر دوس داره.خوب یادم نمیاد گفته باشم اگرم گفته باشم دلیل بر دوس نداشتن همسرم نیس ک.بعدش هم گفته زیادی خشکه.مامانشون گفتن ک دو 3 روز فرصت بدین بهمون تا جواب بدیم .درسته حرفای شما اینجور ک خودشو نشون میده و حرف میزنه شاید خودش نباشه یا ظاهرا اونجوری میخواد یا تو خیالش .ولی مامانشون ازم خیلی خوشش اومده .

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط zendegiye movafagh نمایش پست ها
    سلام
    به نظرم شما خیلی خوب و منطقی رفتار کردین .
    در کل آدمی که لبخند به لب داشته باشه یا میون صحبتها یکی دو تا شوخی کنه محبوب خیلی از افراد هست .
    اما خود شوخی هم حد و مرزی داره و باید تو جای درستش باشه .
    من کلاملا موافقم با نظر شما که می فرمایید عشق و علاقه بعد از شناخت باشه .
    سوال سختی پرسیدید این که اگر برمیگشتم باز همین انتخاب رو میکردم یا خیر . چون خود من اشتباهات زیادی داشتم که اگر انجام نمیدادم شاید زندگیم خیلی بهتر بود .
    در مورد کم سوادی والدینتون به هیچ عنوان نباید اعتماد به نفستون رو از دست بدید . چون اونا شرایط رو مهیا کردن که شما ادامه تحصیل بدین و به موقعیت فعلی دست پیدا کنید .
    در کل با اعتماد به نفس باشید . اما مراقب باشید از اون طرف پشت بوم نیفتید ....




    سلامی دوباره خانومه زندگی مووفق مرسی از اینکه پیگیر هستین
    راستش من یکم خود کنترلیم زیاده بیشتر از یکم ولی اول برخوردا اونجوریم رفته رفته گرم میگیرم .به نظر من ک عشفو عاشقی کم پیدا میشه تو این دوره زمونه .من خودم از یکی خوشم اومدخ بود پارسال باهاش 2ماه اینا حرفیدیم ولی بعدش دیدم به درده هم نمیخوریم .درسته اولین معیار به دل نشستن طرفه ولی نه اینکه هر اخلافی داش چون تو ازش خوشت اومده نادیده بگیری.فرداش پدر ادمو در میاره.اگخ نادیده بگیری.
    زندگیتون بهتر بود!!!!!!!!1یعنی اگه اشتباه نکرده بودی این همسرتو نمیخواستی یا....شما گفتین همسرم با زبونش منو به طرفه خودش کشید.خوب مگه شما فقط به خاطر زبونه همسرتون باهاشون ازدواج کردین .یا فقط به خاطر ظاهرشون بوده.به خاظره چی بوده ک الان نیس خانومه زندگی مووفق.
    نه دیگه هر چی باشن اینا دیگه پدرو مادر من هستن چه بخوام چه نخوام.با خودم کنار میام ولی اینجور مواقع با این ک 30 سال دارم گریم میگره ک چر........
    مرسی واقعا از توصیه ها و حرفاتون استفاده میکنم واسم دل گرمی میدن

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط hanie_66 نمایش پست ها
    سلام
    امیدوارم که حالتون خوب باشه
    طوری که من (در مورد بعد احساسی که فرموده بودین) از نوشته هاتون استنتاج کردم شما رفتار کاملا موقر و منطقی توی جلسه داشتین.معمولا جلسات خواستگاری استرس خاص خودشو داره.برای خود من بارها و بارها این اتفاق افتاده.اما وقتی کار به صحبت های دو نفره میرسه این استرس کمتر میشه و خود واقعی هر فرد نمایش داده میشه.اگه شما خود واقعیتون بودید،به صورت معمول شوخ طبعی داشتین و صرفا خشک نبودین پس این مورد بی احساسی که میگین فقط بهانه ای بوده از جانب این خانوم برای رد کردن شما.گفتین که ایشون تمایل به روابط دوستی داشتن.جالبه که یه خانوم این علاقه رو به خواستگار سنتی شون توی جلسه ی اول انتقال بدن!!!!شاید موردی توی زندگیشون بوده و هزار شاید دیگه.
    در مورد محیط کار هم بهتون حق میدم که تاثیر میزاره.اما اگه همه ی مهندسا پیرو این قانون می شدن که همه شون باید به آدمای خشک و بی احساسی تبدیل می شدن.بهترین راه حلش اینه که در کنار کارتون تفریحاتم فراموش نکنین.از خودتون غافل نشین و همیشه غرق در کار کردن نباشین
    در مورد مادر و پدر تون و سطح تحصیلات و این افکار هم احساس می کنم دارید دنبال عیب و ایراد برای نشدن خواستگاری توی وجود خودتون می گردین.اما واقعا خیلی از نشدن های این خواستگاری ها به شما هیچ ارتباطی نداره.تجزیه و تحلیل وسواس گونه واقعا اعصابتونو خرد میکنه
    خواستگاری معمولا توی یکی دو جلسه رفتن جواب نمیده.پروسه ی بسیار زمان بریه.حالا جلوتر که برین متوجه میشین که به این آسونی ها هم نیست
    شاد باشید و خوشبخت




    سلام خانومه هانیه مرسی ایشالا جال و اجوال شما هم خوب باشه

    اره اول حرفاش گف ک چرا سنتی خواستین ازدواج کنین منم گفتم اینجوری بهتره با دوست شدن ادما احساساتشون نمیزاره خوب تصمیم بگیره و تمام دوستی ها هم به ازدواج ختم نمیشه .دخترو من تو دوران دانشجویم دیده بودم تو دانشگاه حتی یه بار موقع اومدن از دانشگاه ک بارونه شدیدی میومد من این دخترو و دوستشو تو راه برداشتم تا یه مسیری رسوندم
    نمیدونم این ک یادش مونده یا منو اصلا نمیشناسه .......
    خوب رشته من مکانیک بود تمام با اهنو دستگاه سرو کار داریم از صبح تا شب تو یه محیط سر بسته .خوب بیشتر تو محیط ازادن نه بسته مثل من .
    من صبح میرم شرکت عصر میام فرصت کنم میرم استخر و فوتبال یه مثالهای زدم راجع به تصور کردن تو تاپیک خانومه شهراز و خانومه زندگی مووفق اگه فزصت کردین بخونین مرسی ازتون

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو نمایش پست ها
    سلام . شما که این خانم رو واسه ی بار اول ملاقات کردین بعد ایشون شما رو بی احساس دونستن ؟ نمیشه بار اول که کسی رو ملاقات میکنی اینجوری قضاوت کنی . میشه یکم بیشتر توضیح بدین از صحبتتون با اون خانم ؟



    پونیو خانوم چرا دیگه راهنمای نمیکنین

  7. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array
    سلام آقا سینا
    شما دارید در مورد این موضوع رفع شده خودتونو اذیت می کنین.
    من حدود 2 سال و خرده ای هست که به صورت جدی به ازدواج فکر می کنم.اوایل به خاطر تموم موقعیت های خوبی که داشتم واقعا واقعا بلند پروازانه به این قضیه نگاه می کردم.با خودم میگفتم که آدم شایسته ی من باید فلان جور باشه یا بهمان جور رفتار کنه.اما یکی دو بار خیلی بد تو ذوقم خورد.خیلی خیلی اذیت شدم.اما فایده ش این بود که حواسم باشه دنیا همیشه به کام من نیست و همه همیشه محاسنم رو نمیبینن.بعضیا اصلا منو نمیشناسن.بعضی ها با حرفای بقیه قضاوتم می کنن.بعضی وقتا جایی که نباید تو زندگی یه سری افراد میام و هزاران هزار احتمال دیگه.
    شما به خودتون ایمان داشته باشید و به همه ی چیزای خوبی که دارید هم در حد معقول افتخار کنید.باید پذیرفت که قسمت عمده ای از بحث ازدواج سرنوشته که آدما رو کنار هم میزاره.به سرنوشت ساز یگانه بسپارین که خودش بهترینو نصیب می کنه.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sina jam نمایش پست ها
    خوب رشته من مکانیک بود تمام با اهنو دستگاه سرو کار داریم از صبح تا شب تو یه محیط سر بسته .خوب بیشتر تو محیط ازادن نه بسته مثل من .
    من صبح میرم شرکت عصر میام فرصت کنم میرم استخر و فوتبال یه مثالهای زدم راجع به تصور کردن تو تاپیک خانومه شهراز و خانومه زندگی مووفق اگه فزصت کردین بخونین مرسی ازتون

    -
    آقای سینا منم برق خوندم و حدود 3 سالی هست توی یه محیط کاملا فنی با هزار و یک سیستم و دستگاه و بدون روح کار می کنم.محیط کاریم به خودی خود گرفته هست چه برسه به اینکه شیفت فنی هم هستم.گاهی صبح تا عصر و گاهی هم شب تا صبح.اما واقعا دیگه پذیرفتم که کار کاره،زندگی هم زندگی.این تفکرات ذره ذره می تونن توی وجودتون اثر کنن.بیخیالش باشین.به کارتون و زندگی آرومتون عشق بورزید و روزای قشنگ زندگیتونو خراب نکنین

  8. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1393-2-03
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    100
    سطح
    1
    Points: 100, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهراز نمایش پست ها
    درود

    آقا سینا میشه لطف کنید بگید الان دقیقا در چه زمینه ای از دوستان مشورت میخواید؟
    (شرمنده من یک مقدار گیج شدم الان نمیتونم تشخیص بدم مسئله اصلی شما چیه)


    اما در مورد راهی که میخواین در پیش بگیرین مواظب احساساتتون باشید که مبادا جلوی عقل و شناخت درست و صحیح رو نگیره(چندتا لینک بود اگر دیدم مناسب هست براتون میزارم)












    با آرزوی سعادت و نیکبختی برای شما

    درود خانوم شهراز



    اینکه از جه طریقی پیدا کنم اون گزینه های ک خواهرم پیدا میکنن یا من نمیخوام یا اونا.چرا گیج شدین مگه گنگ میگم .
    مرسی

    - - - Updated - - -

    سلام دوستان

    یه تاپیکی گذاشتن ک دختر خانومه میگن ک پسر از این ک ابراز دوس داشتن کرده نمیتونم خوب قبولش کنم
    واقعا گیح شدم ک سنگین بودن بهتره یا بگو بخند بودن. یا بلا نسبت بعضی از این خانوما خودشونم نمیدونن جی میخوان
    ویرایش توسط sina jam : جمعه 19 اردیبهشت 93 در ساعت 21:57

  9. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خب شما نظرتون راجع به ایشون چی بوده اصلا به دلتون نشست ؟ شما خودتون میخواستید ازدواج کنید یا به خواست مادرتون رفتین خواستگاری ؟

    شاید چون زیاد صحبت نمیکردین سوال نمیکردین حالا به خاطر استرس که طبیعی هم هست . ایشون فکر کردن شما آدم خشکی هستین . اما خودتون چی فکر میکنید به خاطر شغلتون آدم خشک وسردی هستین . مطمئنید ؟؟ آدم خودشو بهتر میشناسه شاید ظاهرتون سرده یا احساساتتون رو بروز نمیدین .کمی مغرور بودن اصلا بد نیست تا وقتی که به کسی علاقه مند نشدید.

  10. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1393-2-03
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    100
    سطح
    1
    Points: 100, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو نمایش پست ها
    خب شما نظرتون راجع به ایشون چی بوده اصلا به دلتون نشست ؟ شما خودتون میخواستید ازدواج کنید یا به خواست مادرتون رفتین خواستگاری ؟

    شاید چون زیاد صحبت نمیکردین سوال نمیکردین حالا به خاطر استرس که طبیعی هم هست . ایشون فکر کردن شما آدم خشکی هستین . اما خودتون چی فکر میکنید به خاطر شغلتون آدم خشک وسردی هستین . مطمئنید ؟؟ آدم خودشو بهتر میشناسه شاید ظاهرتون سرده یا احساساتتون رو بروز نمیدین .کمی مغرور بودن اصلا بد نیست تا وقتی که به کسی علاقه مند نشدید.


    من خوب از دیدار اولیه راضی بودم و به دلم نشستن .خودم میخواستم .
    احساسمو بروز نمیدم .فک میکنم دو نفر نباید به این زودی احساسشونو نشون بدن .نمیدونم شاید اشتبا فک میکنم.استرسم نداشتم راحت بودم.معمولی حرف میزدم نمیدونم چطوری خشک نباشم خودمم اجساس میکنم یکم خشک میحرفم .
    قبل از این یه مورد بود ک رفته بودیم اونموقع هم با دختره دو جلسه حرف زدیم .ولی اون مورد طوری شد ک من نخواستم ادامه بدیم چون دیدنم ک فاصله سنی و فکریمون زیاده .تو 3 جلسه این خانوم (فبلی}بهم عشقمو نازمو از این حرفا میزد .من گفتم ک یجوری تموم کردیم.ولی یه نکته ک واسم معلوم شد ک اونم به من میگفت بی اجساس و خشک حرف میزنی یا خودت نمیخوای بروز بدی خودتو.
    راستش قبلنا دوستام (دوستای پسر)بهم میگبتن مرموزم یعنی مرموز حرب میزنی همیشه
    دوباره تشکر میکنم ازت پونیو جان .نمیدونم شما پسرین یا دختر!!!!!

  11. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خواهش میکنم من خیلی خوب نمیتونم راهنمایی کنم چون سنم زیاد نیست و تجربه ای ندارم. من دخترم به نظرم اکثر دخترا ازینکه پسری خیلی زود بخواد صمیمی و نزدیک شه خوششون نمیاد . رفتار شما کاملا عادی و منطقی بوده .چطوری وقتی هنوز هیچی مشخص نیست هیچ شناختی از هم دیگه ندارید احساستون رو بروز بدید فقط به دل نشستن ظاهر مهم نیست . نمیدونم من تجربه نداشتم نمیتونم درک کنم که چطور دو نفر عاشق میشند ولی احساس میکنم درست ترین و قشنگ ترینش وقتی هست که 2 نفر خوب با اخلاق و روحیات هم آشنا بشند به مرور زمان به هم علاقه مند شن اولش که ظاهر و تیپ وسر و وضع همو میبینن اگه با هم هماهنگ باشند خب آشنایی رو ادامه میدند ولی نمیشه راحت تو برخورد اول فقط چون ظاهرش به دلت نشسته بگی من عاشقتم بی تو هرگز ! بعدشم کلی خیال بافی کنی اسم بچه هات رو انتخاب کنی و تموم . اینکه میگند مرموزید فکر نکنم بد باشه ها !

  12. 2 کاربر از پست مفید پونیو تشکرکرده اند .

    reihane_b (جمعه 12 اردیبهشت 93), تهمتن (یکشنبه 14 اردیبهشت 93)


 
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 00:43
  2. معرفی ودانلودكتب روانشناسی کاربردی درحوزه تغییرات فردی،خودشناسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 دی 89, 14:43
  3. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 31 فروردین 87, 09:08
  4. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 بهمن 86, 15:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.