به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 68
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-07
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,792
    سطح
    24
    Points: 1,792, Level: 24
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    203

    تشکرشده 153 در 66 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی از همه دوستان واحد عزیز, سرگذشت دوست، صبا جون وشیدا جون،زندگی موافق.. وکاملیای مهربونم من حرفای همتونو قبول دارم اما کاش مادرشوهرم به خانواده شوهرش همینجور که من احترام میذارم احترام میذاشت تازه چندسالی میشه فقط با مادرشوهرش خوب شده. کارای خودشو میبینم بدتر لجم میگیره. هرکی به نفعشه محبت میکنه. خودش همیشه میگه ادم وقتی به کسی نیازی نداره مجبور نیست محبت کنه.بله ارث ومیراثشو گرفته حالا شدن به کسی نیاز نداره.تازه من کاری ندارم به پسر مجردش پول میده نمیده من فقط خواستم بدونم چرا واسه یه پسر مجرد که اختیارش دسته خودشه از اون اجازه نمیگیره کاری بخواد بکنه اما شوهر من یه ادم مستقل باید حتما با ایشون یه هماهنگی داشته باشه واسه هرکارش.
    وقتی دوستان اولش گفتن از دوست داشتن زیاد واین حرفا، خیلی باخودم فک کردم شاید 80%واقعا از رو دوس داشتنه وخیلی خیلی اروم شدم وحس بدبینیم نسبت به مادرشوهرم از بین رفته بود. ولی وقتی اکثرا گفتن من قدرشو نمیدونم واقعا مغزم سوت کشید چون هرکی با یه برخورد مادرشوهرمو میبینه میفهمه چه ادمیه وهرکسی نمیتونه اونم عروس زیاد باهاش بسازه.با این حال دارم خودم میسازم برای اون اتنظار نداشتم جواب سعی وتلاشم اون باشه.
    راستش دیشب اخر وقت به شوهرم پیام داد اینترنت باسرعت میخواد واسه ثبت نام فلان چی صبح که شوهرم خواست بره ادارش پیامشو دید بهم گفت مامان اینترنت میخواد تا ساعت 9.قبل اینکه نظرمو بدونه براش ببره یا نه منم گفتم براش ببر چون تا من پاشمو حاضرشم ساعت 9نیم میشه ساعت 10هم باشگاه دارم نمیرسم ببرم.ظهر از باشگاه برگشتم یه سر میرم پیششون.
    ولی تا برگردم خونه ساعت شده بود1ونیم هم بی موقع شده بود همین که دوس دارم بعد باشگاه برم دوش بگیرم بخاطر همین دیگه نشد برم خونه مادرشوهرم اخه بهشونم نگفتم که حتما میرم فقط به شوهرم گفتم اگه شد بعد باشگاه میرم. ولی به محض اینکه کارم تمام شد به همسرم گفتم نمیرسم برم چون باید دوش هم بگیرم. ازم ناراحت هم نشد خیلی هم باهم خوبیم.
    ولی بنظر شما باید منم میرفتم پیشه مادرشوهرم؟بنظرتون ناراحت شده که شوهرم خودش wi fi رو براش برده خودشم رفته ازش عصری گرفته؟

  2. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اردیبهشت 98 [ 12:25]
    تاریخ عضویت
    1392-5-25
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    4,615
    سطح
    43
    Points: 4,615, Level: 43
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2

    تشکرشده 61 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    من اگه جای تو بودم رو زندگی خودم تمرکز میکردم بجای اینکه همش نگران این باشم که مادر شوهرم چی گفت
    چکار کرد، ناراحت شد؟ نشد؟ شما که همسرت حساس نیست چرا اینقدر رو این قضیه تمرکز کردی من مادر شوهرایی دیدم......
    چرا بعضی وقتا ما خودمون زندگی امون رو تلخ مکنیم حالا از دید مادرشوهرت اگه این قضیه رو می دیدی شاید کلی ام خوشحاله که عروسش اینقدر بهش نزدیکه و سر میزنه

  3. 3 کاربر از پست مفید بهار480 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 27 آبان 93), pbsm (دوشنبه 26 آبان 93), بهار.زندگی (جمعه 14 آذر 93)

  4. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    مادر شوهرتو نمی دونم ناراحت شد یا نه خیلی هم مهم نیست چون بردن یه wi fi اینقدر ها هم مهم نیست که فکرتو مشغول کرده
    اما وقتی شوهرت میخواد باهاش باشی باید برنامه ریزیت طوری باشه که باهاش بری
    فکر کردی آقایونی که بعد از چند سال از زندگیشون سرد میشن چه طوریه ؟ یه شبه که نمیشه به تدریج می بینن خانومشون پایه نیست و .... یعد خانم میاد میگه چرا همسرم خیانت می کنه
    من اصلا و ابدا کارشون رو توجیخ نمی کنم اما می گم میشه مواردی که براش مهم هست رو انجام داد تا سرد نشه
    نمیگم هر چی اون بخواد ولی چیزایی که براش مهمه در اولویت باشه
    اینقدر هم حساس نشو رو اینکه مادرشوهرم ناراحت شد یا نشد
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  5. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 27 آبان 93), pbsm (سه شنبه 27 آبان 93)

  6. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-07
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,792
    سطح
    24
    Points: 1,792, Level: 24
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    203

    تشکرشده 153 در 66 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون زندگی موافق که وقتتو برا راهنمایی من میذاری.
    راستش حق با شماست من خیلی به شوهرم امرو نهی میکنم و تو ذوقش میزنم ولی خب چیکار کنم برعکس مادرشوهرم همسرم اصلا سیاست نداره نه تنهابا من همه ممکنه بهش زور بگن خیلی خوش قلبه تاحالا ندیدم بگه از کسی ناراحتم حتی اگه بدترین ظلم هم بهش کرده باشن. بعضی مواقع من سرزنشش میکنم باید یه موقعهایی ناراحتیشو ابراز کنه یا بفهمونه برخوردشون با اون درست نیست یه اخلاق به خوصوصو خاصی داره مثلا ماشین باباش خراب شده بود یه هفته تمام از سرکار میومد میرفت بالاسر ماشین فلان وسیله رو بخره فلان کارو بکنه منو که تازه چند ما عروس بودم تک وتنها میذاشت خونه میرفت پی کار ماشین باباش اونوقت بعد یه هفته که ماشینشونو درست تحویلشون داد بماند واسه هزینش به شوهر بدبخته من غر میزدن که چرا این همه خرج کردی البته یه مقدارشم شوهرم کمک کرد،هیچ برگشتن میگن این همه پولش شد پس چجوری درستش کردی اینجاشم که خرابه حالاهرچی شوهرم میگه اون ربطی به اینجاش نداره اونو جدا باید درست کنی فقط منت میکردن که بلد نیستی.درصورتی که بردارشوهرم تو اون مدت یه ساعت هم نرفت بالاسر ماشین ببینه چی میخواد چی نمیخواد.از این کاراشون واقعا لجم میگیره به شوهرم بارها گفتم کاش نصف ارزشی که واسه داداشت قایلن واسه توهم قایل بودن
    اونوقتا که نامزد بودیم وماشین نداشتیم ماشینو بجایی این که در هفته یک بار بدن ما تنها چند بار دور بزنیم میدادن دسته برادرشوهرم با دوستاش بره تفریح روزانه تنهاوقتی ماشین دسه همسرم بود که مادرشوهرمو خواهرشوهرمم همیشه باهامون میومدن.هرچند الانم هرزگاهی میببریمشون.ولی دوره نامزدی خیلی فرق داره تنها بیرون رفتن اونم تو کلان شهر بی ماشین. واخر نامزدی یادمه همسرم هم اولش با کمک من ماشین خرید بعد مامانش غیرتی شد یه مقدارهم اون کمکش کرد یه مدل بالاتر شد ماشینمون، چقدم باشوهرم قهر کرد که ماشینو به نامش کنه..
    اخه بعضی کاراشونو ادم میبینه خیلی کلافه میشه
    ولی میترسم شوهرم تفلک سرخورده بشه. الان هم میگه ماشین قبلیمونو بدیم دسته برادرشوهرم برامون بفروشه پولی که به بونگاهی میخوایم بدیم به برادرشوهرم بدیم منم نارراحت شدم سرش داد زدم گفتم پس بابای منم این ماشینو برات پیدا کرده بهش پول بونگاهی بده.سکوت کرد وگفت باشه یه کارش میکنم اخلاق گند داداششم میدونم پول بونگاهی هم انتظار داره فردا اونقد منت میکنه اره ماشینت و خیلی بد بوده خیلی خودمو کشتم مشتری پیدا کنم میخواد تا عمر داریم غر بزنه.درصورتی که ماشینمون هیچ کدوم از مشکلایی که ممکنه بگه رو ندارهچند سری امتحان کردمش.حاضرم ضرر کنم ولی اون کاری واسه ما نکنه.واقعا نمیدونم الان اینجوره فردا زن بگیره میخواد چجور بشه.الان مشکلم شده فروش ماشین باکمک بردارش..
    ویرایش توسط pbsm : سه شنبه 27 آبان 93 در ساعت 10:54

  7. #35
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود

    قبلا هم نوشتم
    گذشته را چال کن توی باغچه حیاط خونت
    لطفا اینقدر شخمش نزن چی بود چی شد اینجوری شد یا اونجوری شد هرچی بود تمتم شد رفت اسمش روشه گذشته.

    چرا اینقدر داری شوهرتو با دیگران مقایسه میکنی,چرا شوهرتو داری با برادر شوهرت مقایسه میکنی!
    ارزش و احترام و لیاقت و شخصیت شوهرتو خانوادش تعیین میکنن یا خودش و شما.بهش احترام بزار بهش نشان بده کنارشی پشتشی و حامیش هستی توی تصمیماتی که داره میگیره چرا داری جایگاه مردانه و نقشی که شوهرت داره را در زندگیتان کمرنگ میکنی این شخصیت کمالگرایی که داری از الان بهت بگم داره به زندگیت لطمه وارد میکنه شما یه زن هستید با تمامی خصوصیت مثبت و منفی که داره و شوهر شما یه مرد و ستون اصلی خانواده لطفا به جایگاهش احترام بزارید.اگه شما که همسرش هستی شما که نزدیکترین فرد بهش هستی بهش احترام نزار یو بهش اعتماد بنفس ندی و همس سعی کنی مثل معلم ها رفتار کنی و اینکارو کن یا اونکارو کن چه انتظاری از بقیه میتوان داشت!!

    خواهشا یه استپ بخودت بده به رفتارهات توجه کن ببین چجوری داری جایگاه مردت را در زندگی کمرنگ میکنی لطفا در همان قالب زنانه خودت باقی بمان و بزار خودش تصمیم بگیریه شما بهش مشورت بده راهنمایی کن ولی بزار تصمیم آخر را خودش بگیره مهم نیست که تصمیمش سود داره یا ضرر چیزی که از اون مهمتره اینه خودش تصمیم بگیره و عواقبش را بپذیره شما حق نداری بهش کنایه بزنی و تیکه بندازی شخصیتش را زیر سوال ببری.
    نکن خواهر من نکن تورو جان هرکی دوست داری اینکارو انجام نده.شوهر به این خوبی آقایی مهربانی و خوشقلبی داری خودش بهتر از شما متوجه رفتار دیگران میشه و اذیت میشه ولی بنده خدا ذاتش خوبه و مهربان.
    کنارش باش و ازش پشتیبانی کن دیگه بهش امر و نهی نکن بلکه با مهربانی و با آرامش فقط بهش پیشنهاد بده و بزار خودش تصمیم بگیره.

    شوهر مهربان و خوشقلبی داری اینجور مردها احساساتی هستند حواسش بهش باشه توی خیابان گرگ زیاده
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  8. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    pbsm (سه شنبه 27 آبان 93), zendegiye movafagh (سه شنبه 27 آبان 93)

  9. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-07
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,792
    سطح
    24
    Points: 1,792, Level: 24
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    203

    تشکرشده 153 در 66 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام اقای خالقزی مهربان اخه چقد سکوت کنم خستم کرده اینقد بیتفاوته به تجربهایی که قبلا داشته.واینم مطمینم همسرم اصلا اهل خیانت و فکرای انحرافی نیست انگار خدا هرچی لطافت و مهربونی بوده تو دل همسرمن قرار داده اگه از خانوادش ناراحت بشه از منم ناراحت میشه این همه حرف بهش میزنن باز فردا یادش نیست کی چی گفته من که هیچوقت بابت لطفش هیچوقت دلشونشکستم چرا باید سرد بشه من فقط دارم بهش میگم این کار به صلاحت نیست چون تجربشو دارم ولی اون یادش رفته.
    دوس ندارم کاری که به صلاحش نیست انجام بده.دقیقا برادرشوهرم مادرشوهرم یه ذاتی دارن خواهرشوهرمو پدرشوهرمو شوهرم یه ذاتی کلا باهم زمین تا اسمون فرق دارن.
    ناراحت میشم از برخوردشون ولی چه کنم به قول شما که یک مردین باید خونسرد برخورد کنم وهمسرمو با کارم نرنجونم شوهرم خیلی بهم وابستس نذارم ازم فراری بشه.

    درمقابل مادرشوهرم سوکوت میکنم ولی باشوخی وخنده مثله خودش تاجایی که ناراحتی پیش نیاد حرفمو میزنم.

    میذارم یه هفته ماشینمون دسته برادرشوهرم بمونه بعد یه هفته که فروش نرفت اونوقت بهش میگم بهتره بذاره بنگاه.
    امیدوارم این طرز رفتارمو رد نکنین

  10. کاربر روبرو از پست مفید pbsm تشکرکرده است .

    khaleghezey (سه شنبه 27 آبان 93)

  11. #37
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    دوست خوبم خداوند همسر خوب و مهربون و پاک نصیب شما کرده . فقط این مهمه . به خاطر اون شاکر باش . و به خاطر بقیه چیزها دیگه خودت رو اذیت نکن . البته من هم قبلنا مثل شما بودم . وخیلی حرص میخوردم ولی از وقتی به همدردی اومدم سعی کردم اصلاحش کنم و برای خودمم خیلی خوب شده و دیگه در مورد چیزهای بیخودی گیر نمیدم . شما هم زیاد روی کارهای همسرت و خانواده اش ذوم نکن . سعی کن بیخیال باشی . فروختن ماشین یک کار مردانه ست اصلا خودت رو درگیر نکن . مسئولیت رو به عهده همسرت بگذار و هر تصمیمی گرفت ازش پشتیبانی کن . در رابطه همسرت با خانواده اش دخالت نکن . فقط از تصمیماتش حمایت کن . بگذار خودش تصمیم بگیره که کجا باید از حقش دفاع کنه و کجا باید امتیاز بده . اگر هم بهش ظلم بشه خودش میفهمه. لازم نیست شما بگید و اگه واقعا اینطوری باشه کم کم ازشون فاصله میگره . ولی اگه شما هی سرش غر بزنی از شما فاصله میگیره .

  12. 2 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 27 آبان 93), pbsm (سه شنبه 27 آبان 93)

  13. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    اینا همه به خاطر اینه که مشکل حادی نداری(اعتیاد - خیانت - و ...)
    فقط باید با مهارت لحظات بهتری بسازی
    به اینا که نمی گن مشکل .
    به شوهرم بارها گفتم کاش نصف ارزشی که واسه داداشت قایلن واسه توهم قایل بودن
    سرش داد زدم گفتم پس بابای منم این ماشینو برات پیدا کرده بهش پول بونگاهی بده.سکوت کرد
    بازم میگم مراقب رفتارهات باش همسرت رو از خودت نرون
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  14. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 27 آبان 93), pbsm (سه شنبه 27 آبان 93)

  15. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-07
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,792
    سطح
    24
    Points: 1,792, Level: 24
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    203

    تشکرشده 153 در 66 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان واقعا دارم دیونه میشم تاحالا مادرشوهرم بود الان شوهر بی عرضم داره واسه برادرشوهر نمک نشناسش دل میسوزونه خدایاا درد دلمو به کی بگم اخه هرچی از دهنم در اومد برا شوهرم پیام کردمو فرستادم. برده ماشینو دو دستی تقدیم کرده به برادرش خدا میدونه کی میخواد بهش پولشو بده چقد میخواد بده اونقد یه زحمت نداد شوهرمو.که ماشینو برد داد بهش تا جایی برسونه خدایاا دیگه دارم دیونه میشم چجور اخه تحمل کنم همه سختیهاشو تنهایاش منم سودو بهرش یکی دیگه خسته شدم خیلی پشیمونم میخوام وسایلمو جمع کنم برم شهر خودم نمیتونم دیگه تحمل کنم از همه چیم میگذرم بخاطر دلخوشی اون طلاهامو خواستهامو نیازامو گذاشتم برا زندگیش اونوقت اون زندگیشو داره فقط واسه خودشو خانوادش میذاره از بی عرضگیش کلافه شدم.حالم ازش بهم میخوره میدونم امشب زهرمار
    هیچی ارومم نمیکنه فقط دوس دارم بحال خودم گریه کنم
    باهیچ کسی هم نمیتونم حرف بزنم به کی بگم چی میتونم بگم.همه که از همه چیم خبر ندارن چقد منم بخاطرش از خودم گذشتم از خوردن از پوشیدن از نداشتن از تنها بودن
    خدایا توفقط میدونی چی میگم

    شاید الان بگین خب داداششه راه دوری نمیره بهش میده حالا کم یا زیاد اره میده اما قول داده بود بهم زده زیرش این چندمین بارشه ناامیدم میکنه قرار بود پول این ماشین طلاهای فروختمو دوباره برام تازه کنه اما قبلا هم همینکارو کرد از ترس اینکه من ازش نگیرم رفته هرچی که خودش دوس داشتو خرید نزدیک به دوتومن فقط پول خرت وپرت داد که تازه فهمیدم. نمیدونم چرا دوس نداره من ازش پول بگیرم با اینکه هروقت. ازم خواست ازش دریغ نکردم
    ویرایش توسط pbsm : سه شنبه 27 آبان 93 در ساعت 20:05

  16. #40
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    در مورد مشکل اخیرتون، این تاپیکها را با دقت بخونید.

    چگونه خواسته ها و افکارم را برای همسرم مطرح کنم ؟


    چگونه با همسرم رفتار کنم؟ (مشکل بر سر مسائل مالی و ...)


    تو مسئله اقتصادی چطور با همسرم رفتار کنم؟

    بی اعتنایی شوهرم نسبت به پول دادن

    و این هم یک تاپیک جدید و تقریبا مشابه:
    اتفاقا ایشون هم در تاپیک قبلیشون و اخیرشون، ترکیبی از مشکل شما را دارند.
    در مقابل حس مسولیت بیش از حد همسرم نسبت به برادرش چگونه رفتار کنم؟



    همسرتون مشاور اقتصادی استخدام نکرده که شما دائم بهش امر و نهی می کنید و تصمیماتش را زیر سوال می برید.
    شما همسرش هستید، از روشهای دیگه ای باید استفاده کنید.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  17. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 28 آبان 93), pbsm (سه شنبه 27 آبان 93), zendegiye movafagh (چهارشنبه 28 آبان 93)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  2. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 دی 94, 09:34
  3. سیاست های زنانه چیا هستن؟!! آقايون لطفا شما هم کمک کنید
    توسط نَمْ نَمِ بارون:) در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 تیر 94, 18:27
  4. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 خرداد 92, 18:41

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.