
نوشته اصلی توسط
گل آرا
مثلا من میگم ناراحتم از این که شب ها دیر میای... میگه مگه کجام؟ مگه میرم رفیق بازی؟ مگه میرم یللی تللی؟ سر پروژه ام یا تعمیرگاهم یا فلان ... موضوع اصلی رو منحرف میکنه و اینقدرررررر مانور میده که من صبرم لبریز میشه و حتی یه بارم نگفته باشم رفیق بازی، اون میگه گفتی...منظورت همینه!
اگه تو میدونی من کار دارم که دیر کردم و مطمئنی چرا دیر میام، چرا ناراحتی و گیر میدی؟ وقتی گیر میدی یعنی شک داری ! یه گیر ساده رو میرسونه به یه معادله چند مجهولی.
.
به نظر من اگر می خواهید همسرتون براتون یک معادله چند مجهولی درست نکنن خودتون از اول معادله چند مجهولی ندی دستشون بلکه یک معادله با جواب بدید دستشون. خوب وقثی می گید ناراحتم از اینکه شبها دیر میایی یعنی چی؟ یعنی چه فکری کردی که ناراحتی؟ همون فکر رو بهتره به همسرت در تکمیل جمله بگی. مثلا ناراحتی وقتی دیر میاد خونه 1-چون فرصت لازم برای هم صحبتی با همسرت رو پیدا نمی کنی؟ 2- چون شبها از تنهایی می ترسی؟ 3-چون فکر میکنی دنبال رفیق بازی بوده و دوستهاشو به شما ترجیح داده (البته اگر اینطوری فکر می کنی بهتره نگی و دقیقا همسرتون همین پیغام رو گرفته چون شما دلیل رو نگفتید) ؟ 4- چون نگران همسرت شدی که اتفاقی براش افتاده باشه؟ 5- چون .... پس فکر می کنم اگر پیامهاتو خودت منتقل کنی باعث میشی همسرت ذهن خوانی نکنه و دقیقا بدونه اگر چی کار کنه اون فکر شما که باعث احساس ناراحتی شما شده رو می تونه کنترل کنه.
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
علاقه مندی ها (Bookmarks)