29/8/1388
همسرم بسیار خوب هست، منتها خیلی زود عصبانی می شود و وقتی عصبانی می شود ، حتی اگر من هم مقصر نباشم
مرا می برد زیر سئوال و مقصر می داند ، چگونه رفتار کنم تا ایشون به علت علاقه ای که بینمون هست ، نخواد این رفتار رو همیشه پیشه کند
با سلام و عرض ادب و احترام
چنانچه توضیح داده اید، به نظر می رسد که همسر شما دارای معیار و خصوصیات مطلوب و مثبتی هست که شما ایشون را پذیرفته اید. و تنها ضعفی مهمی که اشاره کردید این هست که تسلط کمی بر پرخاشگری خود در لحظه های اوجش دارد.
شما برای کنار آمدن و کاهش این مشکل نیاز هست که نحوه برخورد با فرد پرخاشگر را یاد بگیرید. همچنین همسر شما هم نیاز دارد مجموعه مهارتهای کنترل خشم را آموزش ببیند و تمرین کند. دقت کنید افراد از نظر شخصیتی واجد ویژگی هایی هستند که نسبتا پایدار و تقریبا ثابت هست. یعنی شما احتمال بسیار کمی دارد که شخصیت همسرتان را به نحوی عوض کنید که پرخاشگری و ناراحتی نکند. این مهارتها که گفتم، صرفا جهت کنترل خشم به کار گرفته می شود و موجب می شود که زندگی شما از رفتارهای تکانشی و یکباره همسرتان آسیب جدی نبیند و در دراز مدت موجب دلزدگی شما نشود.
آنچه به همسرتان مربوط می شود:
یکم :
در زمان آرامش و استراحت با هم صمیمانه در این مورد صحبت کنید. و مشکلات احتمالی پرخاشگری او را شفاف کنید. به او بگویید که قصد دارید به خودتون و او کمک کنید که خشم او را تحت کنترل درآورید. در واقع قدم نخست پذیرش این مشکل از جانب اوست.
دوم:
باید به کمک او فهرست بلندی از مسائل تحریک کننده او را به دست آورید. این فهرست بعدها در مورد نحوه رفتار شما با این مسائل، و همچنین نحوه کنترل او در این خصوص به کار می آید.
سوم: همچنین به کمک او مسائلی که در چنین مواقعی منجر به آرامش او می شود را شناسایی کنید. چه رفتار یا حرکاتی یا گفتاری از جانب شما در چنین مواقعی منجر به سادگی کنترل خشم در همسرتان می شود. او باید توقعات خود را در هنگام خشم به شما بگوید. مثلا انتظار دارد، ساکت بمانی، در اتاق دیگری به استراحت بپردازی، با او به نرمی صحبت کنی یا ....
در واقع شناسایی آرامش بخش ها به شما کمک می کند که به هنگام آتش گرفتن او با چه چیز سریعا او را خاموش کنید.
اینگونه افراد در لحظه کوتاهی برافروخته می شوند و اگر خوب خودشان را کنترل کنند یا شما ایشون را کنترل کنید سریعا به نقطه صفر و آرامش بر می گردند. لیکن اگر به جای آرامش بخش ها از تحریک کننده ها استفاده کنید، به جای خاموش سازی به عکس آنها را مشتعل خواهید کرد.
چهارم: او باید متعهد شود تارفتارها و گفتار خود را در هنگام عصبانیت ، در زمان آرامش دقیقا تنظیم کرده و فهرست کند و در اختیار شما قرار دهد. همچنین با هم برنامه بریزید که پله پله شدت رفتار و گفتار آسیب رسان را کاهش دهد.
این تصمیم باید در زمان آرامش گرفته شود. مثلا به جای فحش دادن...... سعی کند بلند فریاد بزند
یا به جای شکستن و پرت کردن وسایل.... سعی کند درب را محکم ببندد
پنجم: او باید جملاتی را به کمک شما تهیه کند که نشان از قدرت او بر کنترل خشم دارد.
>> واگویه های قبل از عصبانیت:
مثلا با خود بگوید که این بار تصمیم دارد کمتر دستکاری و عصبانی بشود. یا با خود بگوید که می خواهم تغییر رفتارم را در زمان عصبانیت تمرین کنم.
>> واگویه های حین عصبانیت:
خود را تشویق کند که در حال کنترل بر رفتارش هست. همچنین در این هنگام کمتر رفتاری خشن انجام می دهد.
>> واگویه های بعد از عصبانیت:
خود را تشویق کند و با خود بگوید احسنت، کم کم دارد که بر خود مسلط می شود.
آنچه مربوط به شما می شود:
یکم: بدانید هرگز روی حرفهای زمان عصبانی اینگونه افراد نمی توانید حساب باز کنید و استناد کنید. حرفهایی که چنین افرادی در این زمان می زنند حتی بعدا برای خودشان هم ارزشی ندارد.
دوم: اینگونه افراد بسیار ضعیف و منفعل هستند و زود دستکاری می شوند. عصبانیت آنها نشانه قدرتشون نیست. نشانه ضعفشون هست. یعنی این افراد نسبت به افراد دیگر زودتر تحریک می شوند. لذا شما به عنوان همسرشان باید بدانید آنها ضعیف هستند و سعی کنید کمتر مشتعلشون کنید. (با شناخت نقاط تحریک زای آنها)
سوم:
عصبانیت و پرخاشگری در مدت بسیار کمی و به صورت تکانشی به اوج رسیده و سپس به سرعت پایین می آید. یعنی اگر شما نحوه تعامل با چنین فردی را به درستی بدانید ، شاید اولا مشکل پیش نیاید و فرد عصبی نشود. ثانیا اگر عصبانی شد، در عرض چند دقیقه می توانید به او کمک کنید که خود را تحت کنترل در آورد.
چهارم: نکته بسیار مهم اینست که بدانید در زمان اوج احساس عصبی فرد پرخاشگر، او کنترل و اراده کمتری بر بخشهای منطقی مغز خود دارد. و از دسترسش خارج است. لذا در اینگونه زمانها از راه منطق و برهان وارد نشوید و برای او توضیح منطقی ندهید.
یعنی صرفا با او هم احساسی می کنید. به این معنا که به او می گویید که عصبانیتش را درک می کنید و دوست ندارید او را ناراحت ببینید و از این که عصبانی هست متاسف هستید.
(در واقع شما نمی گویید که او حق داشته عصبانی باشد یا نه، بلکه می گویید به هر علتی که عصبانی شده، صرفنظر از علت عصبانیت ، شما دوست نداشتید که او ناراحت و برافروخته باشد.)
هم حسی یکی از قویترین آرمش بخش های افراد عصبانی هست. و مانند آب سرد می ماند.
پنجم:
فراموش نکنید که همسرتان با خود واگویه های تلقینی مثبت در مورد کنترل خشم دارد، شما هم از بیرون با مثبت اندیشی او را یاری کنید. فراموش نکنید آن هنگام که او در اوج عصبانیت هست ، می توانسته مثلا کتک کاری کند ولی خودش را کنترل کرد....
خلاصه و نتیجه گیری: با توجه به آنچه گفته شد، افراد عصبانی توسط محرکی که می تواند رفتار اطرافیانشان باشد در یک زمان کوتاهی عصبانی می شوند. شما باید برای چنین زمانهایی به اتفاق همسرتان برنامه ریزی کنید و هر کدام بخشی از وظایف را به عهده بگیرید. او می گوید از چه چیزهای عصبی می شود و سعی می کند که قبل ، حین و بعد از عصبانیت به خود بازخورد مثبت بدهد و به حداقل حرکت پرخاشگرانه دست بزند، شما هم متعهد می شوید که کمترین تحریک را روی ایشون داشته باشید.
به هر حال توصیه مکملی بنده اینست که شما و ایشان به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید و مهارتهای کنترل خشم را بیاموزید. یا در کارگاههای کنترل خشم شرکت کنید.
علاقه مندی ها (Bookmarks)