به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 15 از 16 نخستنخست ... 5678910111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 159

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE:مشاوره برای همه

    19/01/1388

    خیلی تنهام ، کسی من رو درک نمی کنه
    چه کنم تا از این تنهایی که برای خودم درست کرده ام ، رها شوم ؟




    با توصیفی كه از خودت و ارتباطات داده ای، باید بگویم درست حدس زده ای، كسی نمی تواند شما را به راحتی درك كند. چرا؟

    چون آدمها در این دنیا یك قاعده را یاد گرفته اند و آن اینكه آدمهای اطراف ما هم خوبی دارند و هم بدی. هم نقطه ضعف دارند و هم نقطه قوت.

    آدمهایی كه 20 و بدون عیب باشند در اطراف ما وجود ندارند.

    آدمهای اطراف ما هر كدام یك نمره ای دارند یكی 10 یكی 15 یكی 17 یكی هم 7 و ... اما نمره بیست وجود ندارد.

    اما شما چه عقیده ای دارید!؟ شما انتطار دارید كه مادرتان خطا نكند، خواهر یا برادر یا دوستهایتان اشتباه نكنند. دنبال فردی می گردید كه بیست باشه. و دل شما را نشكند و شما را كاملا درك كند. و در بین آدمها اصلا چنین فردی نیست.

    اگر می بینی بقیه افراد دوستهایی دارند و به خواسته هایشان می رسند. به خاطر اینكه بی خیالی نسبت به خیلی چیزها دارند.
    مثلا اگر یك خطایی از دوستشون ببینند بی خیال می شوند و به جایش از محسنات دوستشون استفاده می كنند. اگر مادرشان حرف بی ربطی بهشون می زنه فراموش می كنند و فقط به خوبی های مادرشون توجه می كنند.



    اما شما را كسی نمی تواند درك كند. شما یك دنیای بهشت گونه در ذهن خود طلب می كنید. مدینه فاضله می خواهید. و متاسفانه در این دنیا نیست.



    در این دنیا:

    افراد دروغ می گویند.

    بی انصافی می كنند.

    بی عدالتی دارند

    اهانت می كنند و ....




    اما فقط اینها نیست. بلكه همین آدمها كه گفتم گاهی:


    راست می گویند

    با انصاف هستند

    و گاهی احترام دیگران را دارند

    و گاهی به دیگران كمك می كنند.

    و گاهی نگران ما می شوند.




    باید یاد بگیریم كه آدمها را با هر دو صفت بینیم ،‌هم مثبت و هم منفی.



    شما مانند معلمی هستید كه انتظار دارید دیگران بی غلط املاء بنویسند و وقتی غلط و اشتباه های دیگران را می بینی ناراحت می شوی.... و از آنها دوری می كنی و به تنهایی خودت پناه می بری.

    تنهایی نتیجه این است كه ما می خواهیم دیگران بی عیب باشند. و چون بی عیب نیستند به خلوت خود می خزیم



    پس شما باید تمرین كنید كم كم كه آدمها را با ضعف و اشتباهایشان به رسمیت بشناسی.

    قبل از اینكه با مادرت روبرو شوی باید در ذهن خود انتظار داشته باشی كه شاید مادرت حرف نسنجیده ای به شما بزند.



    البته همه اینها كه گفتم تئوری بود. و شما باید با تمرین و تمرین و تمرین كم كم عمل كنی تا یاد بگیری.

    برای تمرین این خصوصیات باید حتما حضور به یك روانشناس بالینی مراجعه كنید. دقت كنید گفتم روانشناس بالینی. به نظر باید چندین جلسه مراجعه كنید و كاملا تكلیف هایی كه به شما آموزش می دهد را طی هر هفته تمرین كنی . باز هم تمرین كنی و باز هم تمرین كنی تا ورزیده و محكم بشی. تا ضد ضربه بشی.

    دنیا محل پوست نازك و ظریف ها نیست.

    گلهای ظریف زود از پا در می آیند.

    باید یاد بگیری در برابر بادهای ناموافق بایستی، در برابر بی آبی تحمل داشته باشی و گرمای سوزان را بپذیری....

    بعد كه قویتر شدی از همه اینها لذت خواهی برد.

    باز هم تاكید می كنم: حتما برای كسب مهارتها و انجام تكالیف به یك روانشناس بالینی مراجعه كن تا توضیحاتی را كه من دادم در عمل با او تمرین كنی.

  2. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    ویدا@ (سه شنبه 24 اردیبهشت 92), بالهای صداقت (یکشنبه 08 بهمن 91), باران بهاری11 (شنبه 18 خرداد 92), سارا بانو (شنبه 21 اردیبهشت 92), شوکا (شنبه 18 خرداد 92)

  3. #2
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array
    23/01/1388
    جواب رد شنیدن در خواستگاری از خانمی ده سال بزرگتر
    صحیح یا غلط ؟چه باید کرد؟


    یكم: ازدواج یك فرایند دو طرفه هست. یك تعامل بین دو انسان است. نه یك انتخاب یك طرفه. ازدواج انتخاب شی نیست. ازدواج یك انتخاب متقابل است. كه دو نفر صاحب اختیار هستند. پس پذیرش این حق انتخاب برای طرف مقابل از مقدمات است. پس توصیه می كنم به نظرشون احترام بگذارید.


    دوم: انتخاب همسر، آگاهی و مهارت می خواهد، یعنی سواد ازدواج لازم دارد. باید بدانیم ازدواج فراتر از یك احساس محبت افراطی هست. در واقع ازدواج مجموعه ای از معیارهای مناسب بین دو نفر هست كه با چسب احساس كامل می شود. اگر ما صرفا روی این چسب احساس تمركز كنیم ،‌ممكن است میعارهای اساسی كه موجب دوام یك ازدواج و یك خانواده می شود را از دست بدهیم.

    سوم: شما 26 سال دارید، و خانم 36 ساله هست یعنی:

    الف)‌ او 1 سال هست كه از سن باروری ایمن خود گذشته است. پزشكان توصیه می كنند به خاطر ریسكی كه وجود دارد خانمها بالای 35 سال باردار نشوند.

    ب)در حالیكه شما در اوج نیازهای جنسی هستید، این خانم زمان رو به افول جنسی خود را تجربه می كنند.

    ج)معمولا سرحالی و شادابی و انتظارات هر دوره سنی خاص خودش هست، و شما دو نفر تقریبا در 2 مرحله مختلف سنی هستید. لذا علاقمندیها ،‌ نگاه به زندگی ،‌انتظاراتتان از خانواده،‌ ظرفیت هایتان و هیجانهایتان تفاوت اصولی دارد.
    شما محكوم به طلاق قبل از ازدواج شده اید به خاطر این تفاوت هیجانی كه بین شما هست،( او منطقا شما را رد كرده است)
    می بینید كه هم اكنون كه شما به خاطر هیجان جوانی از خیلی چیزها چشم پوشی كرده اید و خواهان ازدواج با او هستید، اما او با پختگی خلاف نظر شما را دارد و شما را رد می كند، لذا حتی اگر ازدواجی صورت بگیرد، چنین اختلافاتی بین شما ، مرتب شما را آزار خواهد داد. چون نگاه شما هیجانی و نگاه ایشان منطقی هست.

    نكته:یعنی همین اختلاف نظر كنونی شما با هم در مورد ازدواج،‌ حتی اگر ازدواج صورت بگیرد اختلافات بعدی را به همراه دارد.

    د) این خانم در سنی هست كه كم كم از نظر فیزیكی،‌و ظاهر چین و چروك صورت را تجربه خواهند كرد، سپیدی موهایشان شروع می شود و .... ،‌ در حالیكه آقایون اگر چه در ابتدا شاید متذكر مسائل عاطفی ازدواج هستند ، لیكن جذابیت ها ،‌مقایسه ها و ... منجر به نارضایتی از زندگی می شود. در واقع این خانم از 14 سالگی از نظر فیزیكی در اوج و طراوت بوده است و اكنون بیش از 22 سال از این زمان گذشته است و زمان كمتری در اوج خواهند بود. لیكن آقایون از این نظر محدوده وسیعتری را تجربه می كنند.

    چهارم: معمولا در اینگونه ازدواج های با این تفاوت سنی ،‌ بازنده اصلی خانمها هستند. چون پس از مدت كمی از ازدواج طرد می شوند. اگر مردی تحمل كند و طلاق ندهد،‌ یا غرغر می كند،‌ یا بی تفاوتی در مورد خانواده پیشه می كند، یا سرزنش و تحقیر می كند،‌ یا با مقایسه های خود موجب كدورت می شود،‌ یا اینكه با پناه بردن به كار ، رفیقان، یا خدایی نكرده ارتباط با جنس مخالف و ....، نیازهای خود را بر طرف می كند. و معمولا آقایون در این موارد بیشتر تحت تاثیر طعنه ها و كنایه های مردم هستند . (مراجعانی داشتم كه چنین اختلاف سنی داشتند،‌و هرگر آقا قبول نمی كرد كه به همراه خانم بیرون از خانه یا میهماین یا بروند)،‌البته بعد از 7 سال زندگی . او معتقد بود كه دیگران او را فرزند همسرش می دانند و این او را عذاب می داد.)

    پنجم: در كنار همه این نكات منفی كه از این اختلاف سن اشاره كردم ،‌ باید به این نكته هم دقت كنید، كه خودتون هم پیشاپیش اهمیت این اختلاف سنی را در سئوال خود به طور مخفی نشان دادید. شما در مورد هیچیك از معیارهای خودتون و این خانم كه آیا تناسب دارد یا خیر صحبتی نكرده اید و اهمیت این تفاوت سنی مانع نگاه شما به سایر مسائل اساسی ازدواج شده است. لذا تنها اطلاعی كه در مورد خودتون داده اید این تفاوت سنی و تفاوت تحصیلی اتان هست.



    خلاصه و نتیجه گیری: بنده به عنوان یك مشاور خانواده به هیچ وجه توصیه به چنین ازدواجی نمی كنم و شما رامتوجه تبعات منفی چنین تصمیمی می كنم. لیكن اگر باز هم اصرار دارید كه به همین روش بروید باید برای بالا بردن ضریب امنیت این ازدواج برای آن خانم اقدام ذیل را انجام دهید تا این خانم بتواند به چنین زندگی دلخوش بوده و اعتماد كند:

    یكم: تك تك معیارهای اساسی كه شما در مورد انتخاب همسر در نظر دارید مشخص كنید و تناسب او را در رابطه با او بررسی كرده و با این خانم هم در میان بگذارید.

    دوم: تصمیم خود را برای داشتن فرزند و تعدادش و زمانش كاملا روشن كنید. همچنین سایر مشكلاتی كه به تفصیل در خصوص این ازدواج توضیح دادم با ایشون در میان بگذارید و نظر او را جویا شوید و خودتان هم نظرتان را بگویید.

    سوم: از آنجا كه شما در حال ارتكاب چنین اشتباهی هستید و ایشون نظرشون مخالف هست ، پس باید زمینه را طوری بچینید كه خدایی نكرده اگر مشكلات قابل پیش بینی رخ داد، شما بیشتر تاوانش را بدهید لذا برای اطمینان به محكم بودن ساختار چنین ازدواجی شما باید ضمانتهایی را برای تشویق ایشون پیشنهاد دهید،‌ تا ایشون ترغیب شوند. مثل دادن حق مسكن به او ،‌حق طلاق به او ،‌ و سند زدن اموالی یا پشتوانه ای كه ایشون مطمئن شود كه شما پا پس نمی كشید. و اگر پس كشیدید،‌ شما هم مسئولیت قسمتی از مشكلاتش را بپذیرید.


    چون دست به انتخاب پرخطری زده اید،‌ توصیه می كنم با احتیاط و صبوری و به آهستگی پیش بروید و عجله نكنید و حضورا به اتفاق هم به یك مشاور خانواده مراجعه كنید تا سایر معیارهای مربوط به ادواج هم در شما دو نفر ارزیابی شود.


    ‌لینك مقاله مرتبط: تفاوت سنی دختر و پسر در ازدواج



    ‏پرسش مراجعان،‌پاسخ مشاوران1 (علنی)‏

    ویرایش توسط بالهای صداقت : سه شنبه 24 اردیبهشت 92 در ساعت 18:15

  4. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    taraneh89 (سه شنبه 24 اردیبهشت 92), ویدا@ (سه شنبه 24 اردیبهشت 92), مسافر زمان (سه شنبه 24 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (شنبه 18 خرداد 92), شوکا (شنبه 18 خرداد 92)

  5. #3
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array
    4/2/1388

    ادامه یا طلاق در زندگی با همسر بد دهن و پرخاشگر و هوس باز



    مشکلاتی در زندگی شما به خاطر بی مهارتی
    هر دو شما و همچنین عدم خویشتنداری هر دو شما، اکنون به یک معضل تبدیل شده است.

    یکم:
    به گفته شما : شوهر شما عصبی، وابسته و تحت تاثیر خانواده و هوسباز است.
    من نمی دانم تا کنون و با جلسات مشاوره ای که داشته اید برای هر کدام از این مشکلات چه اقداماتی را انجام داده اید؟ و چه مدت ثبات داشته اید و آیا روش صحیح خود را ادامه داده اید؟ اگر طالب بازسازی چنین زندگی پر مشکلی هستید، نیاز به خونسردی و آموزش مهارتهای لازم و استمرار بخشیدن به این فعالیت هاست.
    دوم:
    از نحوه ادبیاتی که استفاده کرده اید و از مسائلی که در مورد خودتان نیز تعریف کرده اید به نظر می رسد که شما هم در برابر عصبانیت همسرتان ، با روشی که دارید موجب ، عصبانیت بیشتر او می شوید.. این بدین معنی هست که دقیقا شما به این آتش دامن زده اید.
    اشتباه نکنید. نمی گویم تقصیر شماست. بلکه می گویم در مواجهه با مشکلات همسرت، شما روش اشتباهی پیش گرفته اید.. وقتی همسر شما عصبی و تحریک پذیر است به هنگام عصبانیت با طعنه یا کنایه و جواب دادن نمی بایست او را وادار به رفتارهای منفی کنید.
    در واقع برای کنترل عصبانیت یک فرد عصبانی نیاز هست که هم او مهارتهایی را بیاموزد و هم شما بدانید در برابر یک فرد عصبانی باید چه اقداماتی انجام دهید.

    راهکارهای عملیاتی که می تواند هم اکنون به شما کمک کند.


    یکم:شما نمی توانید همه چیز را با هم داشته باشید، مگر اینکه برای مدتی رنجهایی را تحمل کنید، و مهارتهایی را کسب کنید و اقداماتی را انجام دهید.

    اگر نخواهید صبور باشید، اگر نخواهید مهارتهایی را کسب کنید و اگر امید به ادامه این زندگی ندارید، طبیعی هست که باید به طلاق فکر کنید. و وقتی به فکر طلاق افتادید، نباید بچه را بهانه کنید. همیشه بچه با یک والد زندگی کند ، بهتر هست از زمانی که با پدرومادری زندگی کند که با فحش و کتک کاری و قهر و ... او را تربیت می کنند. این بدترین بهانه برای ادامه زندگی هست. در واقع اگر شما به فرزندتان و تربیتش علاقه دارید. یا باید طلاق بگیرید.... یا باید به زندگی برگردید ولی یک استراتژی کاملا جدید پیش بگیرید.


    دوم: اگر تصمیم گرفتید طلاق بگیرید، با یک وکیل صحبت کنید تا بتوانید از حق خود دفاع کنید. و نگران فرزندتان نشوید. چون با طلاق او را هم از این جهنمی که توصیف کرده اید نجات خواهید داد.

    سوم: اما اگر هنوز هم به فکر ادامه این زندگی هستید؛ نیاز هست آگاهی ها و مهارتهایی را کسب کنید و مو به مو اجرا کنید. و این نیاز به هزینه دارد، و هزینه آن یعنی رنجهایی هست که ممکن است در این مسیر تحمل کنی.
    چهارم: (مهم)
    همه اینها به این معنا نیست که ساختن این زندگی ، یعنی ساختن همسرت. در واقع بخش مهمی از آن یعنی ساختن خودت. تغییرات ذیل می تواند نقش شما را در زندگی بهبود بخشد.
    الف) شناختن احساسات خودت
    ب ) کنترل احساسات خودت
    ج) شناخت دقیق هیجانات همسرت در هر لحظه

    د) کنترل احساسات همسرت در لحظات خاص

    وقتی با حرفهای مادر شوهرت یا شوهرت یا ... تحریک می شوی و به هم می ریزی، دچار احساسات به شدت منفی می شوی، لذا رفتاری انجام می دهی که منجر به برآشفتگی شدیدتر در زندگی ات می شود.

    خلاصه و نتیجه گیری:
    به عکس آن چیزی که فکر می کنی گیر افتادی و هیچ راهی نداری. باید بگویم کاملا آزادی و هر تصمیمی می توانی بگیری. فقط نباید همه چیز را با هم بخواهی. وقتی همه چیز را با هم بخواهیم و نمی توانیم، احساس گیر افتادن می کنیم.

    پس شما آزادی که تصمیم بگیری. البته هر تصمیمی بگیری ، انرژی می خواهد و هزینه دارد و رنج دارد. *اگر بخواهید جدا شوید، تحمل تنهایی ، احتمال ندیدن فرزندنت و احساس شکست ، از رنجهایی هست که در پی دارد. اگر شخصیت وابسته و احساساتی نداشته باشید این راه علیرغم مشکلاتش می تواند مفید باشد.

    * اگر بخواهید ادامه دهید، تحمل و صبر، یادگیری مهارتهای ارتباطی و به کارگیری آن و همچنین کنترل احساسات ناخوشایند از هزینه هایی هست که باید پرداخت کنید.
    نکته: اینکه شما هم حرفهای بد بزنید، و خانواده همسرت را لیچاره بنامی، شوهرت را هوسباز و بچه ننه بنامی و .... همه روشهای احساسی هست که نه زخمت را التیام می بخشد و نه راه حل مناسبی برای حل مشکلت هست.
    همه راه حل این است که برای مدتی احساسات خود را کنترل کنی و روشهای صحیحی را جهت حل مشکلت به کار گیری. اگر تصمیم به بازسازی زندگی گرفتید: الف) حتما نیاز به جلسات متعدد مشاوره خانواده دارد. و باید گام به گام جلو بروید و اصلا تصور نکیند طی چند ماه مسائل حل میشود. اما اگر انرژی بگذاری کم کم بهبودی حاصل خواهد شد.
    ب ) همچنین لینکهای ذیل حاوی مهارتهای ارتباطی هست که می تواند به شما کمک کند.

    مهارتهای ارتباطی
    مقالات مشاوره خانواده
    مقصر من هستم یا شوهرم؟!
    ویرایش توسط بالهای صداقت : شنبه 18 خرداد 92 در ساعت 15:16

  6. 4 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 18 خرداد 92), ویدا@ (شنبه 18 خرداد 92), باران بهاری11 (شنبه 18 خرداد 92), شوکا (شنبه 18 خرداد 92)

  7. #4
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    زندگی خوبی با نامزد عقد کرده ام داشتم تا اینکه
    خواستگار سابق همسرم سرو کله اش
    پیدا شده و همسم دچار دوگانگی احساسی شده است



    تاریخ 30/4/1388



    موقعیت سختی هست که شما در آن قرار گرفته اید. و ریشه و اصل مشکل شما شخصیت احساسی همسرتان هست. در واقع همسرتان از بهره هوش هیجانی پایینی برخوردار هستند و کنترل کمی بر احساسات خودشان دارند.
    توصیه می کنم قبل از اینکه عروسی کنید و زندگی خود را رسما شروع کنید انرژی خود را روی تغییر همسرتان متمرکز کنید. مهم هست که آیا او می تواند از منطق خود بهره بگیرد و بر احساسات خود فائق آید یا نه؟ چون در زندگی مسائل احساسی زیادی چه در ترس ها، چه نگرانی ها، چه عشق ها ، چه نفرت ها، غمها یا ... پیش می آید. و اگر هر بار همسرتان نتواند آنها را حل کند، فشار زیادی بر شما خواهد آمد.
    شما باید با او بسیار جدی و با قاطعیت صحبت کنید. از او بخواهید سریعا تصمیم نهایی خود را بگیرد. شما نباید با تحمل و سعه صدر فضای بازتری در اختیار او قرار دهید تا او و احساساتش یکه تازه میدان زندگی شما باشند آن هم در شرایطی که قبله این احساس خارج از کانون خانواده هست.
    در این میان کمکی که شما می توانید به او بکنید اینست که حضورا او را به جلسات روانشناسی بالینی ببرید و راههای کنترل احساس را بیاموزد و به کار گیرد. طی گذر این جلسات شما باید او را زیر نظر داشته باشید که تا چه میزان در کنترل احساسات خود موفق می شود. آیا تغییر مثبتی می بینید. یا تغییرات منفی هست. یا تغییر نمی کند. اگر تغییرات مثبت به وجود نیاید، زندگی شما ریسک بالایی خواهد داشت.اما اگر موقعیت فعلی همسرتان به خاطر بی مهارتی و کمبود آموزش های لازم جهت هوش هیجانی باشد. و پس از طی جلسات رواندرمانی بهبود نسبی حاصل شود، این امید که زندگی خوبی پیش رو داشته باشید افزایش خواهد یافت.

    خلاصه و نتیجه گیری: برای اینکه تعادل و تفاهم نسبی بین شما و همسرتان ایجاد شود باید همسرتان طی جلسات رواندرمانی با یک روانشناس بالینی مجرب، روی هوش هیجانی و کنترل احساسش کار کند. و بر وضعیت فعلی فائق آید. طی این مدت شما باید با مهربانی اما قاطعیت نسبت به احساست کنترل نشده او واکنش دهید و خطوط قرمز خود را کاملا شفاف برای او روشن کنید.
    فراموش نکنید که به مرور زمان یادآوری اینگونه مسائل از طرف همسرتان روی عشق و احساس شما تاثیر گذاشته و به مرور عصبی خواهید شد و آنوقت هیچکسی نیست که این زندگی را نجات دهد.

    به هر حال اگر طی جلسات رواندرمانی او توانست بر احساسش فائق آید، و شما کاملا احساس آرامش کردید می توانید عروسی کرده و زندگی خود را رسما ادامه دهید. اما اگر جلسات روانشناس بالینی موجب نشد که همسرتان روشش را بهبود بخشد باید نگران ادامه چنین زندگی باشید.


    همچنین برای شروع پله اول باید مستقیما یا از طریق خانواده همسرتان به آن آقا هشدار جدی نسبت به این رابطه بدهید تا او نقش خود را در این میان قطع کند.

  8. #5
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array
    تاریخ 1388/4/30



    قهرهای توام با سکوت مکرر همسرم





    بیایید مشکل شما را در 3 محور بررسی کنیم؟


    1 – چرا او سکوت و قهر می کند؟
    2 – چه امری موجب می شود ایشان این شیوه را ادامه دهند؟
    3 - چگونه می توانید در حل این مشکل توانا باشید؟


    اما یکم: 1 – چرا او سکوت و قهر می کند؟
    به نظر می رسد همسر شما از عزت نفس پایینی برخوردار باشد. و از قضا پایین بودن تحصیلات ایشان نسبت به شما این مشکل را در او تشدید کرده است. همسر شما با توجه به فضای ذهنی و فرهنگی اش که اشاره کردید مردسالارانه هست، سعی می کند با اعمال فشار بر شما بر احساس حقارت خود فائق آید. دقت کنید. به عکس آنچه رفتار بیرونی همسر شما نشان می دهد. او بیشترین خرده گیری ها و ایراد ها را به خود دارد. او خود را مرتب به خاطر ضعفها و نقاط ضعفش سرزنش می کند. در خلوت او خودستیز هست. و خود را ضعیف می داند. لذا برای کاهش این فشار ، سعی می کند در بیرون به عکس رفتار کند و تقصیرها را به گردن شما بیندازد.

    دوم: 2 – چه امری موجب می شود ایشان این شیوه را ادامه دهند؟

    همانطور که خودتون بخشی از مسئله را متوجه شده اید، به خاطر اینکه شما در قبال قهرهایش به او امتیاز داده اید، موجب شده او از قهرهایش نتایج خوشایندی به دست آورد و موجب تقویت این رفتار نامطلوب در ایشان شده است. او از طریق فشار بر شما سعی دارد عقده کهتری خود را کاهش دهد. لیکن روش نامناسبی را انتخاب کرده است.

    سوم 3 - چگونه می توانید در حل این مشکل توانا باشید؟

    با جمعبندی 2 بند قبلی می توانیم راهکارهای عملی ذیل را در دستور کار خود قرار دهید:


    1)
    تغییرات بسیار تدریجی انجام می گیرد و اثرات آن کم کم خود را نشان می دهد. همانگونه که طی چندین سال او به این روش خو گرفته است، بهبود و اصلاح رفتار ایشون هم زمانبر خواهد بود. لذا صبر اساس و بستر این تغییرات خواهد بود. و تصور اینکه طی چند هفته و حتی چند ماه همه مشکلات حل شود، صحیح نمی باشد.


    2)
    شما بیشترین انرژی خود را باید روی افزایش اعتماد به نفس او بگذارید. شما نباید تحت تاثیر حرفهای ظاهری او قرار گیرید. ( اینکه خود را بی اشتباه می داند، یا خود را از شما بالاتر می داند )، به این منظور باید فهرستی از نقاط قوت او تهیه کنید. حتی اگر این نقاط قوت کوچک باشد. از این پس سعی می کنید به آرامی روی نقاط مثبت او متمرکز شوید، و به او بازخورد بدهید. کم کم باید به او تلقین کنید که فردی ارزشمند و مهمی هست. اجازه دهید در موارد مختلف اظهار نظر کند و مطالب مثبتش را تشویق کنید. به او بگویید که علیرغم بعضی اختلافاتی که دارید در کل او را مثبت و فرد ارزشمندی می دانید.
    (نکته مهم : تغییر ادبیات شما باید به آرامی باشد، تا او بتواند باور کند.)

    3)
    دقت کنید مسئله تحصیلات شما مستقیما یا غیر مستقیم مقایسه نشود. و سعی کنید کمتر از اینگونه ادبیات استفاده کنید:
    راهنمایی کردن
    نصیحت کردن
    توصیه کردن
    استدلال کردن و ....
    که موجب می شود او نقش معلمی به شما بدهد و خود را ( به خاطر مخاطب بودن) مورد تحقیر قرار دهد. و به جای آن به او نقش معلم دهید. از او نظر بخواهید و بابت نظراتش او را تشویق کنید و بگویید که برای افکارش ارزش قائل هستید.
    در واقع شما با اینگونه افکار سعی می کنید نظر او را در مورد خودش عوض کنید. چون مشکل اصلی اینست که خود را کوچک می داند.

    4)
    سعی نکنید وقتی او قهر می کند به هر قیمتی او را راضی کنید. البته این بدان معنا نیست که شما هم لج کنید و جواب ندهید. بلکه نیاز هست که شما بی توجهی کنید. بی توجهی با قهر کردن فرق دارد. بی توجهی یعنی اینکه نشان نمی دهید او قهر هست و با انرپی کار خود را می کنید و با زبان ملایم با او صحبت می کنید. اما معذرت خواهی نمی کنید به سکوتش اشاره نمی کنید. اما در عین حال به او محبت می کنید و به او می گویید که برایش احترام قائل هستید.

    5)
    روش دیگر که می تواند وضعیت موجود را برای شما قابل تحمل کند این است که شما زیادی همه انرژی خود را روی شوهرتان سرمایه گذاری کرده اید. شما باید فهرستی از علاقمندیها و توانایی ها و استعدادها و سرگرمی های خود تهیه کنید و با توسعه آنها انرژی خود را در راه کنترل زندگی به کار گیرید. در دنیا فقط و فقط شوهر نیست که ما را خوشبخت یا بدبخت می کند. هزاران مورد دیگر در زندگی برای هر انسان هست که می تواند از آنها بهره بگیرد. و خود را به آرامش برساند یا رشد دهد.


    6)
    برای اینکه بتوانی ارتباط سازنده و بهتری را با همسرت ایجاد کنید، سعی کن هم مهارتهای ارتباطی را با دقت فرابگیری و هم آنها را با تمرین مستمر در زندگی پیاده کنی. و البته این به زمان نیاز دارد. به همین منظور شما می توانید به لینک مقالات مهارتهای ارتباطی که در ذیل برایتان قرارداده ام کمک بگیرید.
    مهارتهای ارتباطی و لینک مقالات برگزیده

    مهارتهای گوش دادن و مهارتهای ارتباط و لینک ها برگزیده
    مهارتهای ارتباطی
    نکته های طلایی در ارتباط با دیگران
    مهارتهای تصمیم گیری
    ویرایش توسط بالهای صداقت : سه شنبه 05 شهریور 92 در ساعت 20:13

  9. #6
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array


    هم اکنون باردار هستم و به خاطر دلخوری های که من و همسرم از همدیگر داشتیم همسرم اعلام کرده
    دیگر به منزل خانواده من نمی آید و می گوید من باید تنهایی به دیدنشان بروم





    خواهش می کنم حساسیت زیاد نشان ندهید. اگر ایشان اجازه می دهد شما می توانید در صورت نیاز به خانواده خودت سر بزنید. (بدون او)، لیکن برای کاهش این تنش باید مواظب باشید که
    سعی نکنید از خانواده خودت مرتب دفاع کنید. و یا حتی سعی نکن از شوهرت به خاطر مسائل خانواده ات معذرت بخواهی.


    بلکه به او بگو:
    «می توانم ناراحتی ات را درک کنم. باید خیلی ناراحت شده باشی. از اینکه علیرغم همه این ناراحتی ها اجازه می دهی که من بدون تو به خانواده ام سر بزنم نشان دهنده بزرگواریت هست. من متاسفم که چنین اختلافی را می بینم و امیدوارم در آینده این گونه مسائل کمتر پیش بیاید»
    به هر حال ادبیاتی که نه معذرت خواهی اشتباه در آن است، نه بحث و جدل، نه التماس، و نه ناراحتی....
    حساسیت روی این موضوع نشان نمی دهی، و با خانواده ات به تنهایی ارتباط می گیری.
    نکته مهم و آخر: علیرغم مشکلات و مسائلی که عنوان کردید. به خاطر فشارهایی که تحمل می کنید و همچنین مسئله بارداری، اکنون خیلی حساس هستید. و بیشتر نکات منفی و فشارزای زندگی را می بینید. اگر صبور باشید و آرام مسائل را پیگیری کنید با روشهایی که گفتم به مرور و به ویژه پس از به دنیا آمدن فرزندتان ، مثبت اندیشی و تحمل شما هم بیشتر خواهد شد.
    میوه درخت صبر همیشه شیرین هست. اگرچه خود صبر و تحمل انبوه مشکلات دردناک و تلخ هست.

  10. #7
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array
    تاریخ 25/5/1388

    هشت سال هست که متاهلم و یک فرزند دارم ،
    متاسفانه یک سال هست که همسرم بهانه گیر و بداخلاق شده است ،
    دیگه تحمل لبریز شده است



    یکم:
    شما نیاز به خونسردی و آرامش جهت بهسازی زندگی خود هستید.
    وقتی انسان عجله می کنه، می ترسه، نگران میشه، و خود را تحت فشار می بینه به قول معروف دست و پاش رو گم می کنه. خیلی چیزها را فراموش می کنه. و ممکنه حرفهایی را که نباید بزند، بزند، یا حرفهایی را که باید بزند، نزند.
    پس برای هر تغییری در زندگیتون باید ابتدا بر خود مسلط باشید. شما طی این یکسال به خاطر فشارهای احساسی که تحمل کرده اید آرامش خود را از دست داده اید. شما هیچ کمکی نمی توانید به خودتان و دخترتان و همسرتان و زندگیتان بکنید مگر اینکه آرام بگیرید.
    یک نمونه برای شما شرح می دهم تا متوجه شوید چرا این همه روی آرامش اولیه تاکید می کنم.


    خلاصه این بند: مهم هست که بر خود مسلط باشید و آرام باشید تا بندهای بعد را توضیح دهم.
    دوم:
    شما 8 سال هست که زندگی می کنید و زندگی خوبی در 7 سال اول داشته باشید. حتما طی یکسال گذشته مسئله ای تغییر کرده است. ممکن است مالی باشد، ممکن است کاری باشد، ممکن است عاطفی باشد، ممکن است اتفاق خاصی باشد. به هر حال یک تغییر بیرونی باید رخ داده باشد.
    لطفا آنرا شناسایی کنید. اگر موفق نشدید نیاز هست که به کمک یک مشاور به صورت حضوری و دقیقا مورد بررسی قرار دهید.

    سوم:
    معمولا هر کس نقاط ضعف و نقاط قوتی دارد. شوهر شما هم حتما علاوه بر این نقاط ضعفی که نشان داده است ، نقاط قوتی هم داشته باشد. شما باید کاملا به خصوصیات همسرت توجه کنید.
    نقاط قوت را نیاز داریم. شما با توجه به نقاط مثبت همسرت هم احساس بهتری پیدا می کنی و هم با بازخورد مثبت دادن به او و تشکر کردن از او به خاطر نقاط مثبتش موجب می شوی که او خودش روی نقاط منفی اش بیشتر توجه کند.
    پس هر راه تغییر بددهانی همسرت اینست که به این ضعفش کم توجهی یا بی توجهی کنی و هنگامی که آرام هست و خصوصیات مثبت نشان می دهد زیادی بهش توجه کنی. او باید بداند چه هنگام بشتر مورد توجه شماست. فراموش نکنید هنگامی که او بددهانی می کند، با او در گیر نشو، قهر نکن، غر نزن و تحریکش نکن. سعی کن به آرامی یا محل را ترک کنی یا به کار دیگری مشغول شوی.

    چهارم:
    باید وقتی تنها هستی روی این مسئله زیاد فکر کنی که چه حرفها یا چه کارهایی همسرت را تحریک می کند و از کنترل خارجش می کند. معمولا افراد عصبانی نسبت به بعضی مسائل حساسیت ویژه ای دارند. باید این موارد را شناسایی کنید و از آنها اجتناب کنی.
    هنگام عصبانیت او سعی نکن برای او استدلال کنی یا بحث کنی. صرفا سعی کن از حرفها یا کارهای تحریک آمیز جلوگیری کنی. به همین منظور در لحظات آرامش با همسرت صحبت کن بگو دوست داری که او از زندگی لذت ببرد و شما هم در آرامش باشید. لذا مواردی که منجر به عصبانیتش می شود را به شما بگوید.
    او باید لیستی از موارد تحریک زای خودش را به شما بگوید. تا شما به او کمک کنید تا آرامش را تجربه کند.

    پنجم:
    توجه کن تا فقط بد دهانی و عصبانیتشهایش را نبینی، وقتی آرام هست در کنارش بنشین و بابت آرامشش از او تشکر کن و او را مورد تائید قرار بده.


    ششم:
    این گونه مسائل یک شبه حل نمی شود. ممکن است امروز 20 بار بددهانی کرده باشد و دشنام گفته باشد. اگر شما با روشی که گفتم به او کمک کنید ممکن است هفته آینده فقط روزی 15 بار بددهانی بکند، شما نباید نا امید بشوید، ممکن است ماه بعد روزی 10 بار و 6 ماه بعد به روزی 5 بار برسد.
    معمولا اینگونه تغییرات مثبت زمان می برد. شاید 6 ماه یکسال بگذرد تا نتایجش را کاملا حس کنید و طی این زمان نباید روش خود را تغییر دهید. شما خودتان فرمودید که هر روشی را روی او آزمایش کردید و جواب نداده . خب این اشتباه هست. نباید هر لحظه و هر روز یک روش آزمایش کرد. بلکه باید یک روش درست را برای 6 ماه تا یکسال به کار برد تا کم کم نتیجه بگیرید. لذا روش بالا را که گفتم به کاربگیرید تا موفق شوید.

    هفتم:
    شما نیاز دارید مهارتهای زندگی و مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کنید. بدین منظور هم باید مطالعه شما در این زمینه زیاد شود و هم باید مرتب در زندگی تمرین کنید.
    به این منظور هم می توانید حضوری از طریق جلسات حضوری مشاوره خانواده اقدام فرمائید و هم از طریق مطالعه کتاب یا مقالات اینترنتی.

    در ذیل چند لینک به مهارتهای ضروری و لازم برای شما قرار می دهم.


    مهارت های گوش دادن و مهارتهای ارتباطی
    مهارت های ارتباطی
    نکته های طلایی جهت برقراری ارتباط سازنده با دیگران
    طرز برخورد با افرادی که شما را تحقیر می کنند



    جمعبندی و نتیجه گیری:

    1- مهمترین کاری که شما در ابتدا می توانید بکنید آرامش و خونسردی جهت تغییر در زندگی


    2- نقاط مثبت همسرت را استخراج کن و انرژیت را روی تائید آنها قرار بده


    3- نسبت به نقاط ضعف همسرت فعلا بی تفاوت و بی توجه باش


    4- سعی کن حرفها و کارهای تحریک کننده شوهرت را بشناسی و از آنها اجتناب کنی


    5- به هنگام عصبانیت همسرت، از گفتگو و بحث پرهیز کن.


    6- سعی کن متوجه شوی طی یکسال گذشته چه فشار یا مشکل یا حادثه ای برای زندگی یا شوهرت پیش آمده است.


    7- به یادگیری مهارتهای ارتباطی و تمرین آنها بپرداز


    8- موارد بالا را طی مدتی حداقل 6 ماه ادامه بده حتی اگر نتیجه نگرفتی. تا تغییرات خودش را نشان دهد.


    9- به خاطر مهاجرت به شهر دیگر ممکن است تنوع و هیجانهای زندگی شما کم شده باشد، یا تحت فشار انزوا و تنهایی باشد، سعی کن برنامه های متنوع و هیجان انگیزی برای تنوع بخشی به زندگیتان فراهم کنید.



    10- اگر به تنهایی قادر به اجرای روش فوق نیستی باید حضورا با یک مشاور خانواده طی جلسات حضوری تمرین کنید.
    ویرایش توسط بالهای صداقت : سه شنبه 05 شهریور 92 در ساعت 20:37

  11. #8
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array
    9/6/1388
    نکاتی در خصوص دریچه و کانالهایی جهت شناسایی بیشتر
    شخصیت واقعی فردبه منظور آشنایی و ازدواج




    يكم: زبان بدن گوياتر است.
    البته تفسير زبان بدن تا اندازه اي تخصصي هست و شايد مشورت حضوري به اتفاق طرف مقابل ،با يك مشاور خانواده كمك كننده خوبي باشد اما كلياتي در اين زمينه مي تواند تا اندازه اي بهتون كمك كند.


    الف)‌ فرد چگونه مي نشنيد. لب صندلي؟‌ يا راحت تكيه مي كند؟ (سرنخ هاي اضطراب و استرس)


    ب)فرد تند تند حرف مي زند؟ تند تند پلك مي زند؟ تند تند راه مي رود؟ يا آرام و خونسرد


    ج)به هنگام قرار گذاشتن آيا هميشه قبل از موعد سر قرار هست؟ (نشانه هاي اضطراب)


    د)به جزئيات صحبت هاي شما دقت دارد؟ آيا هنگام گفتگو تاريخ تولد ها،‌تاريخ وقايع، و ... را دقيق قيد مي كند.(نشانه هاي شخصيت وسواسي)


    هـ)‌ روي مسائل احساسي توقف دارد، رمانتيك هست؟ (شخصيت هاي احتمالي بي ثبات)و .....


    توجه كنيد كه اينها به عنوان سرنخ مطرح مي شود كه بايد بررسي شود و به هيچ وچه نشانه تشخيصي صد در صد به ما نمي دهد. بلكه به ما صرفا كمك مي كند.

    دوم: مصداق ها و جزئيات ارزشمند تر است
    بحث ها و مطالب خود را به سرعت به جزئيات بكشانيد، به مثالها و مصداقها ببريد، و احتمالات عيني را مطرح بفرماييد.
    مثلا اينكه
    نظرتون در مورد حجاب چيست؟ سئوال كم فايده ايست
    شما در برابر فرد پرخاشگر چه مي كنيد؟ سئوال كم ارزشي هست

    به جاي آن اين سئوالات بهتر هست؟
    نظرتان در مورد دست دادن با پسرخاله در مهماني ها چيست؟ در مورد جلسات كاري با همكاران مرد در مكانهاي تفريجي چه نظري داريد؟ آيا مانتوهايي با رنگ شاد و كوتاه و چسبان را مي پسنديد؟ در مورد مراسم و پارتي و رقص در جمع فاميلي و صميمي چه نظري داريد؟ آيا آرايش بيرون از منزل را براي خانم لازم مي شماريد؟ و ....
    اگر راننده اي در خيابان جلوي شما بپيچد و بعد سرش را از پنجره بيرون كند و فحش ركيك بدهد چه عكس العملي نشان مي دهيد؟ اگر در جمع فاميلي و خصوصي يكي به صورت استهزاء شما را دست بيندازد چه واكنشي نشان مي دهيد؟

    ** سوم: شنيدن و تحريك گوينده به سخن گفتن پرثمر تراست.

    غالبا افراد در مراسم آشنايي و شناسايي بيشتر سعي مي كنند يا سئوال بكنند يا توضيح بدهند. در حاليكه وادر كردن فرد به صحبت كردن مهم تر است.
    مثلا: شما : چه شناختي از من تا كنون به دست آورديد؟ او: شما همه معيارهاي مرا داريد
    شما: مثلا كدام معيار؟ او:‌اخلاق، تعقل، احساس، مسئوليت شناسي و ... شما: تعقل يعني چي؟ چه چيزي را در من نشانه تعقل ، احساس يا... ديديد....؟

    ** چهارم: سير زندگي فرد در گذشته و حال مهم هست

    او چگونه تحصيل كرده، چگونه انتخاب رشته كرده، با والدينش چه تعاملي داشته، سربازي را چگونه گذرانده، چگونه شغل انتخاب كرده، و دوستان صميمي اش واجد چه ويژگي هايي هستند. چه دوستاني را ترك كرده و چرا؟

    ** پنجم: فرافكن كردن هاي نظراتمون به سوم شخص، جامعه و محيط

    مثلا اين سئوال: فكر مي كنيد مردم بيشتر دنبال پول و ثروت و رفاه خودشون و ... هستند يا همه سعي مي كنند انسان باشند؟
    مردم بيشتر مسئول هستند؟ متعهد هستند؟ يا خيلي صفات انساني را دنبال نمي كنند؟ آيا بيشتر دختران به خوبي من هستند؟!يا اكثرا غير قابل اعتنا هستند، و دختراني مثل من كمتر هستند؟
    دقت كنيد پاسخ به اين سئوالات بيشتر به اين معني هست كه فرد در مورد خودش قضاوت مي كند. اگر مي گويد همه غير قابل اعتمادند. شما نتيجه بگيريد كه او بيشتر عدم اعتماد را در شخصيت خود هك كرده است. اگر او مي گويد اكثر دختران چنين اند، يعني در نهايت شما را هم چنين مي بيند و اكنون صرفا چون درگير احساسي با شما دارد استثناء مي كند.

    پس فرد آنچنان در مورد جامعه قضاوت مي كند كه خود را آنگونه يافته است.

    ** ششم: فرد آرام و خوشبخت مي تواند خوشبخت كننده باشد.

    اگر فرد مي گويد مي خواهد با شما آرامش بدست بياورد، با شما معني زندگي را بفهمد يا ...، يا بگويد زندگي گذشته يا فعلي دلچسبي نداشته است،‌بدانيد آينده هم در همين امتداد هست. و شما نمي توانيد شخصيت و گذشته فرد را تغيير دهيد.


    ** هفتم: قبول يك جانبه نقاط ضعف شما، پذيرش بدون قيد و شرط، يا نشانه دروغ فرد است، يا وابستگي

    در هر دو صورت ايجاد مشكل مي كند. او بايد جسورانه نقاط ضعفي كه شما از خود عنوان مي كنيد، مورد نقادي قرار دهد.
    احساسهاي افراطي ممكن است چشم و گوش را موقتا ببندد ولي بعدا مشكل ايجاد كند.

    ** هشتم: خاطره جويي بسيار كمك هست.

    تشويق فرد به صحبت زياد مخصوصا خاطرات مختلفي كه از گذشته نقل مي كند سرنخ هاي مهمي از خود واقعي فرد مي دهد.
    معمولا از بين ميليونها يا ميلياردها حوادث و خاطرات گذشته ، آنچيزي بيشتر به ياد ما مي ماند كه بيشتر با آنها عجين هستيم. هنگام تعريف توجه و دقت شما به آن بخشهايي باشد كه فرد تندتند تعريف مي كند. با هيجان تعريف مي كند و همچنين دقت كنيد چه چيزهايي را تعريف نمي كند يا سريع مي گذرد. مثلا : اگر خاطره مهماني خانوادگي خودشون يا مسافرت سال گذشته را تعريف مي كند، متوجه مي شويد كه در مورد خواهرش و ... با حرارت صحبت كرد و از همه حرف زد ولي از خاطره پدرش به سرعت گذشت. اينجا بايد بگويي: از پدرت برام نگفتي....

    ** نهم : خلق موقعيت غير منتظره در صورت مشكوك شدن

    مثلا شما شك داريد كه او به مسائل مذهبي، تقيدات قانوني و شرعي حساس هست يا نه؟ يا شك داريد كه او خودكنترلي بالايي دارد يا تحت تاثير احساس كار مي كند. در اينگونه موارد بايد يك آزمايش عملي انجام دهيد. مثلا:
    به او بگوييد كه خيلي تمايل داريد دستان شما را دستش بگيرد. يا ....، و بعد آرام منتظر عكس العملش باشيد. نتيجه و عكس العملي كه مي بينيد واقعيت اوست. مقاومت؟ ترك موقعيت؟ هيجان زدگي و پذيرش؟ يا ....
    اين صرفا مثال بود. و شما در مسائلي كه برايتان مهم هست گاهي بايد فرد را در همان شرايط قرار دهيد.


    خلاصه و نتيجه گيري:
    توجه به زبان بدن، جزئي و مصداقي صحبت كردن، توجه به نظرات كلي فرد در مورد جامعه و ديگران، توجه به خاطرات گذشته فرد، توجه به وضعيت گذشت و فعلي فرد مبني بر آرامش داشتن يا نداشتن، و تشويق فرد به صحبت كردن بيشتر و به چالش كشيدن پذيرش هاي افراطي و منفعلانه او نسبت به شما ، و خلق شرايط آزمايشي همه و همه مي تواند در شناسايي بيشتر شما نسبت به همسر آينده اتان كمك كند.
    اگر فردي در مراحل آشنايي قبل از شناخت كامل و عقد وارد فازهاي احساسي شده و سعي مي كند با ابراز احساس با شما ارتباط بگيريد ،‌سهوا يا عمدا در حال دستكاري شما به نفع خودش هست. چون ابراز احساسات مي تواند واقعيات را در نظر ما تحريف كند. لذا بايد محكم در برابر او واكنش دهيد
    ویرایش توسط بالهای صداقت : یکشنبه 24 شهریور 92 در ساعت 18:58

  12. 2 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    Hadi99g (چهارشنبه 23 دی 94), سنجاب بازیگوش (جمعه 12 مهر 92)

  13. #9
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array



    تفاوت نگرش من و خانوداه ام در انتخاب همسر



    221362 تاریخ 31/6/1388



    با سلام و عرض احترام
    لطفا به نکات ذیل توجه کنید و بعد تصمیم بگیرید:


    یکم:
    همشه و در همه حال ما مسئول انتخاب های خود هستیم. دیگران می توانند نقش مشورتی داشته باشند، اما نمی توانند برای ما انتخاب کنند. پس در اینجا هم شما مسئول انتخاب خود هستید و اگر معیارهای مناسب ازدواج در او هست و شما به شناخت رسیده اید، باید مسئولیت انتخاب خود را بپذیرید و برای این مورد پافشاری کنید.به نظرم شما در ناخودآگاه خود تمایل دارید کمتر مسئولیت را متوجه خود کنید، لذا حاضر نیستید در مورد این دختر خانم قویا تاکید کنید.

    دوم:
    آنطور که در متن سئوال توضیح داده اید، شما هم از نظر ظاهری و هم از نظر اخلاقی این دختر خانم را پذیرفته اید، پس باید مادرتان را متقاعد کنید که شما می خواهید زندگی کنید و به قول معروف ،علف باید به دهن بزی شیرین بیاید(بی ادبی مرا از این ضرب المثل ببخشید)
    سوم:
    شما وقتی می توانید ازدواج کنید که معیارهایی را داشته باشید، یکی از معیارهای اساسی و اولیه استقلال هست. پس باید بتوانید حداقل در انتخاب همسر استقلال رای داشته باشید. این به معنی درگیر شدن با خانواده نیست، بلکه به معنی متقاعد سازی هست.
    به این منظور می توانید از افراد تاثیر گذار بر مادرتون و خانواده بهره بگیرید. مثلا بزرگتری یا متخصصین مشاوره.
    به این منظور به مادرتون بگویید که قصد ندارید یک ازدواج احساسی بکنید. لذا تمایل دارید که از متخصصین مشاوره ازدواج کمک بگیرید. از مادرتون بخواهید با شما همراه شود و در جلسات شرکت کند.


    چهارم:
    سعی نکنید فقط روی این دختر ، چشم بسته پافشاری کنید،
    بلکه به اینگونه تاکید داشته باشید که :«
    در صورت مشورت با مشاور خانواده و نظر مثبت ایشان تمایل به ازدواج با این دختر را دارید».

    این کمک می کند به خانواده شما که از اشتباه در بیایند، و تصور نکنند قصد ازدواج چشم و گوش بسته و احساسی دارید.

    پنجم:

    تمام مطالب بالا با قبول این فرض هست که شما دقیقا معیارهای متناسب ازدواج را می شناسید و در این خانم بررسی کرده اید. برای اینکه از این مورد مطمئن شوید مشاوره حضوری با مشاور برای بررسی دقیق این خانم ضرورت دارد.


    ششم:
    همانطور که در مقاله «تفاوت سنی دختر و پسر در ازدواج » شرح دادیم: تنها فاکتور سن آن هم به مدت یکسال مشکلی در ازدواج دختر و پسر نیست در صورتیکه سایر شرایط مناسب باشد.


    خلاصه و نتیجه گیری:

    پس از بررسی دقیق معیارهای ازدواج در این خانم و مشورت با مشاور به صورت حضوری، اگر این دختر خانم همان هست که تا کنون فهمیده اید و مناسب شما هست، حتما جهت ازدواج با او خانواده را متقاعد کنید و به این منظور آنها را قانع کنید که به صورت احساسی تصمیم نگرفته اید و این موضوع توسط مشاور خانواده مورد تاکید هست.
    همچنین به آنها گوشزد کنید که شما مسئولیت انتخاب همسر توسط خودتان را می پذیرید.


    http://hamdardi.com/?part=menu&inc=menu&id=430
    ویرایش توسط بالهای صداقت : یکشنبه 24 شهریور 92 در ساعت 19:00

  14. کاربر روبرو از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده است .

    roze sepid (یکشنبه 24 شهریور 92)

  15. #10
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array
    29/8/1388

    همسرم بسیار خوب هست، منتها خیلی زود عصبانی می شود و وقتی عصبانی می شود ، حتی اگر من هم مقصر نباشم
    مرا می برد زیر سئوال و مقصر می داند ، چگونه رفتار کنم تا ایشون به علت علاقه ای که بینمون هست ، نخواد این رفتار رو همیشه پیشه کند


    با سلام و عرض ادب و احترام
    چنانچه توضیح داده اید، به نظر می رسد که همسر شما دارای معیار و خصوصیات مطلوب و مثبتی هست که شما ایشون را پذیرفته اید. و تنها ضعفی مهمی که اشاره کردید این هست که تسلط کمی بر پرخاشگری خود در لحظه های اوجش دارد.
    شما برای کنار آمدن و کاهش این مشکل نیاز هست که نحوه برخورد با فرد پرخاشگر را یاد بگیرید. همچنین همسر شما هم نیاز دارد مجموعه مهارتهای کنترل خشم را آموزش ببیند و تمرین کند. دقت کنید افراد از نظر شخصیتی واجد ویژگی هایی هستند که نسبتا پایدار و تقریبا ثابت هست. یعنی شما احتمال بسیار کمی دارد که شخصیت همسرتان را به نحوی عوض کنید که پرخاشگری و ناراحتی نکند. این مهارتها که گفتم، صرفا جهت کنترل خشم به کار گرفته می شود و موجب می شود که زندگی شما از رفتارهای تکانشی و یکباره همسرتان آسیب جدی نبیند و در دراز مدت موجب دلزدگی شما نشود.



    آنچه به همسرتان مربوط می شود:


    یکم :
    در زمان آرامش و استراحت با هم صمیمانه در این مورد صحبت کنید. و مشکلات احتمالی پرخاشگری او را شفاف کنید. به او بگویید که قصد دارید به خودتون و او کمک کنید که خشم او را تحت کنترل درآورید. در واقع قدم نخست پذیرش این مشکل از جانب اوست.

    دوم:
    باید به کمک او فهرست بلندی از مسائل تحریک کننده او را به دست آورید. این فهرست بعدها در مورد نحوه رفتار شما با این مسائل، و همچنین نحوه کنترل او در این خصوص به کار می آید.
    سوم: همچنین به کمک او مسائلی که در چنین مواقعی منجر به آرامش او می شود را شناسایی کنید. چه رفتار یا حرکاتی یا گفتاری از جانب شما در چنین مواقعی منجر به سادگی کنترل خشم در همسرتان می شود. او باید توقعات خود را در هنگام خشم به شما بگوید. مثلا انتظار دارد، ساکت بمانی، در اتاق دیگری به استراحت بپردازی، با او به نرمی صحبت کنی یا ....
    در واقع شناسایی آرامش بخش ها به شما کمک می کند که به هنگام آتش گرفتن او با چه چیز سریعا او را خاموش کنید.
    اینگونه افراد در لحظه کوتاهی برافروخته می شوند و اگر خوب خودشان را کنترل کنند یا شما ایشون را کنترل کنید سریعا به نقطه صفر و آرامش بر می گردند. لیکن اگر به جای آرامش بخش ها از تحریک کننده ها استفاده کنید، به جای خاموش سازی به عکس آنها را مشتعل خواهید کرد.
    چهارم: او باید متعهد شود تارفتارها و گفتار خود را در هنگام عصبانیت ، در زمان آرامش دقیقا تنظیم کرده و فهرست کند و در اختیار شما قرار دهد. همچنین با هم برنامه بریزید که پله پله شدت رفتار و گفتار آسیب رسان را کاهش دهد.
    این تصمیم باید در زمان آرامش گرفته شود. مثلا به جای فحش دادن...... سعی کند بلند فریاد بزند
    یا به جای شکستن و پرت کردن وسایل.... سعی کند درب را محکم ببندد
    پنجم: او باید جملاتی را به کمک شما تهیه کند که نشان از قدرت او بر کنترل خشم دارد.

    >> واگویه های قبل از عصبانیت:

    مثلا با خود بگوید که این بار تصمیم دارد کمتر دستکاری و عصبانی بشود. یا با خود بگوید که می خواهم تغییر رفتارم را در زمان عصبانیت تمرین کنم.


    >> واگویه های حین عصبانیت:

    خود را تشویق کند که در حال کنترل بر رفتارش هست. همچنین در این هنگام کمتر رفتاری خشن انجام می دهد.

    >> واگویه های بعد از عصبانیت:


    خود را تشویق کند و با خود بگوید احسنت، کم کم دارد که بر خود مسلط می شود.
    آنچه مربوط به شما می شود:


    یکم: بدانید هرگز روی حرفهای زمان عصبانی اینگونه افراد نمی توانید حساب باز کنید و استناد کنید. حرفهایی که چنین افرادی در این زمان می زنند حتی بعدا برای خودشان هم ارزشی ندارد.
    دوم: اینگونه افراد بسیار ضعیف و منفعل هستند و زود دستکاری می شوند. عصبانیت آنها نشانه قدرتشون نیست. نشانه ضعفشون هست. یعنی این افراد نسبت به افراد دیگر زودتر تحریک می شوند. لذا شما به عنوان همسرشان باید بدانید آنها ضعیف هستند و سعی کنید کمتر مشتعلشون کنید. (با شناخت نقاط تحریک زای آنها)
    سوم:
    عصبانیت و پرخاشگری در مدت بسیار کمی و به صورت تکانشی به اوج رسیده و سپس به سرعت پایین می آید. یعنی اگر شما نحوه تعامل با چنین فردی را به درستی بدانید ، شاید اولا مشکل پیش نیاید و فرد عصبی نشود. ثانیا اگر عصبانی شد، در عرض چند دقیقه می توانید به او کمک کنید که خود را تحت کنترل در آورد.
    چهارم: نکته بسیار مهم اینست که بدانید در زمان اوج احساس عصبی فرد پرخاشگر، او کنترل و اراده کمتری بر بخشهای منطقی مغز خود دارد. و از دسترسش خارج است. لذا در اینگونه زمانها از راه منطق و برهان وارد نشوید و برای او توضیح منطقی ندهید.

    یعنی صرفا با او هم احساسی می کنید. به این معنا که به او می گویید که عصبانیتش را درک می کنید و دوست ندارید او را ناراحت ببینید و از این که عصبانی هست متاسف هستید.

    (در واقع شما نمی گویید که او حق داشته عصبانی باشد یا نه، بلکه می گویید به هر علتی که عصبانی شده، صرفنظر از علت عصبانیت ، شما دوست نداشتید که او ناراحت و برافروخته باشد.)

    هم حسی یکی از قویترین آرمش بخش های افراد عصبانی هست. و مانند آب سرد می ماند.

    پنجم:
    فراموش نکنید که همسرتان با خود واگویه های تلقینی مثبت در مورد کنترل خشم دارد، شما هم از بیرون با مثبت اندیشی او را یاری کنید. فراموش نکنید آن هنگام که او در اوج عصبانیت هست ، می توانسته مثلا کتک کاری کند ولی خودش را کنترل کرد....
    خلاصه و نتیجه گیری: با توجه به آنچه گفته شد، افراد عصبانی توسط محرکی که می تواند رفتار اطرافیانشان باشد در یک زمان کوتاهی عصبانی می شوند. شما باید برای چنین زمانهایی به اتفاق همسرتان برنامه ریزی کنید و هر کدام بخشی از وظایف را به عهده بگیرید. او می گوید از چه چیزهای عصبی می شود و سعی می کند که قبل ، حین و بعد از عصبانیت به خود بازخورد مثبت بدهد و به حداقل حرکت پرخاشگرانه دست بزند، شما هم متعهد می شوید که کمترین تحریک را روی ایشون داشته باشید.
    به هر حال توصیه مکملی بنده اینست که شما و ایشان به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید و مهارتهای کنترل خشم را بیاموزید. یا در کارگاههای کنترل خشم شرکت کنید.

  16. کاربر روبرو از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده است .

    Hadi99g (چهارشنبه 23 دی 94)


 
صفحه 15 از 16 نخستنخست ... 5678910111213141516 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.