احساس شما قابل درکه. هرگز قصد بی احترامی و تحقیر احساستون ندارم. اتفاقا برعکس. من این احساس رو تمجید و ستایش میکنم. لیکن اگر مایلی این احساس زیبا بعدها هم واست زیبا بمونه، اگر مایلی عشق پاکت پاک بمونه، توصیه ام اینه که به این رابطه نزدیک نشو.
همه ی پسر ها، همه ی دختر ها از یه جایی آغاز کردن و معمولا این شرم و خجالت رو داشتند.
شما اگه ده جلسه این خانوم رو ببینید، نتیجه اینه که جلسه یازدهم راحت و بدون شرم و احساس گناه دستشونو میگیرید و به چشم هاشون خیره میشید.
حالا اگر با این خانوم به نتیجه نرسید و شخص دیگه ای وارد زندگیتون بشه، دست اونو راحت تر میگیرید، اگر اون شخص هم نشد، نفر سوم که دیگه مقدمه نمیخواد، راحت دستشو میگیرید.
هر حریم شکنی از یک جا آغاز میشه و این نشانه خوبی نیست که کاری رو انجام دادین که پیش از این انجام نمیدادین. این یعنی آن دختر موفق شده به حدود شما رخنه کنه. یعنی آن دختر باعث شده شما قانون شکنی کنید و خودتون نباشید.
بذارید بهتون بگم، شما تا زمانی که وارد این روابط نشدین با دیگران متفاوتید. زمانی که وارد شدین دیگه با هیچ کس فرقی نمیکنید!
شاید بگید نه، عشق و احساس من متفاوته، مقدسه، من از اون پسرهاش نیستم. ولی باور کنید خیلی ها همین حس رو دارند، عاشقانه چشم تو چشم میشن، با تقدس فراوان دست همو میگیرن، با عشق همو میبوسن و با احساسی زیبا وارد یه رابطه جنسی مقدس میشن! باور کنید از نظر اونایی که رابطه ی جنسی رو تجربه کردن این تقدس وجود داشته. هیچکس نمیخواد باور کنه دستی از هوس بر حریم احساسش باز بوده.
بعد از چند رابطه نا موفق ، وقتی فرد متوجه شد دیگه حریمی واسش نمونده، با خودش میگه آب که از سر گذشت چه یه متر چه صد متر!
و شما هرچقدر هم که بگید نه، من کنترل میکنم شرایط رو، فقط دارید خودتون رو فریب میدین! چون ماهیت احساس بی پروایی، آزادی و عرف ستیزیست. حالا در هر امری که بخوای ازش استفاده کنی.
مثلا امام حسین با قلب و احساسش جنگید. اگر میخواست با عقلش بجنگه، هرگز در چنین شرایطی تن به جنگ نمیداد، هرگز در چنین ظلمتی فریاد حق سر نمیداد، این بی پروایی، عرف ستیزی و آزادی رو احساس زیباش رقم زد.
اونی هم که تا ته یه رابطه اشتباه میره، احساسش اونو به اون مرحله کشونده.
واسه همین هدایت احساس خیلی مهمه. تو تا همینجا میتونی یه احساس زیبا داشته باشی، نزدیکتر که شدی باورهات تخریب میشه.
من در مورد دوستتون نمیتونم نظری بدم، چون ایشون رو نمیشناسم.
اما در مورد ازدواج مجازی دلیل نمیشه اگر پسر عمو دوستتون خوشبخت شد، شما هم خوشبخت بشید، همانطور که تضمینی نیست هرکه سنتی ازدواج کرد بدبخت نشه.
اما آماری و منطق و استدلالی وجو داره که نشون میده درصد کمتری از افراد در این روش ازدواج موفق خواهند بود. فرض میکنیم 50%
حالا از این 50% شاید فقط 25% از فرهنگ های متفاوت باشن. کردستانی ها آداب و رسوم بسیار پیچیده ای دارن که تضاد فراوانی با جاهای دیگه دارن.
حالا از این 25% شاید فقط 12.5% هم از طرفشون کوچکتر باشن ، آن هم 5 سال، هم سنشون واسه ازدواج کم باشه. از این 12.5% شاید 6.25% خانواده شون هم مخالفه. (آمار فرضیست)
حالا مثلا با 6.25% احتمال خوشبختی، آیا انتظار دارید تایید بگیرید؟
تازه من این آمار رو بسیار خوشبینانه در نظر گرفتم!
و مسئله ی دیگر:
واسه عشق ورزیدن یک عدد سوژه (بهانه) و یک عدد دل کافیست. اما برای ازدواج چطور؟
پیشنهاد میدم ابتدا مقالات سایت رو مطالعه بفرمایید ، چند تا کتاب در مورد ازدواج بخونید، تدبر کنید، ببینید آیا واجد شرایط هستید یا خیر.
مطالعه بفرمایید ببینید اصلا معنای خانواده چیست و لزوم تشکیل خانواده چیست. به استدلال شخصی اکتفا نکنید، مطالعه و تحقیق کنید. بپرسید تمام چرا های ذهنتون و دنبال پاسخ باشید.
دیگر اینکه تحت هر شرایطی احترام و اولویت پدر مادر رو مد نظر بگیرید. اول خداوند و بعد پدر و مادر.
مبادا یک روز به خود بیاین که ای داد بیداد، خدا رو نافرمانی کردم، پدر مادر رو رنجوندم و نا امید کردم، به خاطر چی؟ این که به شخصی علاقه مند شدم.
هرگاه خواستی احساس خودت رو محک بزنی، بذارش روی ترازوی الهی. اگه کفه ی خداوند سنگینی کرد، احساست عشق و واقعیست، اگر کفه ی نفست سنگینی کرد، نیاز به بازنگریست. و همانطور که میدانید خداوند احترام به پدر و مادر رو نه تنها لازم که واجب گردانیده. همانطور نگه داشتن مرز های الهی . هرگاه مقابل پدر و مادرتون قرار گرفتید و به مرز های الهی نزدیک شدید، بدانید بر طریق عشق نیستید.
(حرف های من کاملا خواهرانه و تجربیست و بدون هرگونه قضاوتی. نمیگم از من بپذیرید، ولی شاید جای تامل هم داشته باشه. برای مشاوره علمی تر و دقیق تر توصیه میکنممشاوره حضوری برید یا عضو انجمن آزاد بشین، تا از مشاور سایت مشاوره بگیرید. )
با آرزوی خوشبختی شما .
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)