می دونم سخته برای شما دست از این ارتباط کشیدن . می دانم چون باورت شده بود به ازدواج می رسی خودت را فدا کردی و از این هم ناراحتی که چرا ارزون فروختی خودت را و ...... عمق ناراحتی و پریشانیت را می فهمم و درست تشخیص داده ای که فقط باید بیرون بیایی از این وضعیت .
عزیزم ، خانمی ، دختر گل و نازنین ، راه برون رفت شما قطع این ارتباط بطور کامل و عمل به راهنمایی هست که دادم . اگر نخواهی این راه را بروی ... به زودی اوضاعت از این هم بدتر خواهد شد و به خودت می گی کاش به راهنماییهای همدردی گوش داده بودم و .....
راه نجاتت همین هست و اگر عین مدلی که بنده بهت گفتم حرف بزنی که گفتم محکم می گی من اشتباه کردم ، این روابط کار درستی نیست و دیگه هم نمیخوام ادامه بدم نه با تو ونه به هرکس دیگری اجازه ارتباط بدهم و هرکس بگه ازدواج و رابطه برای شناخت من زیر بار نمی روم و حرفم اینه که از طریق خانواده بیایید خواستگاری و حالا هم به تو همین را می گویم که دیگه نمی خواهم ارتباط داشته باشم اگر واقعاً مرا برای زندگی میخواهی راهش خواستگاری هست اگر هم نه که تمام و من هم میرم که همین رابطه بشه بزرگترین و گرانترین درس زندگیم از این روابط ، اشتباه کردم و تاوانشم نارضایتی از خودم هست . توبه می کنم و از خدا میخوام کمکم کنه از این به بعد راه درست رو برم .
به نظرت این حرفهایی که قاطعیت و راه درست را انتخاب کردن را نشان میدهد شخصیت آدمو تضعیف میکنه . یا تن دادن به رابطه و حرفی از ازدواج نزدن مبادا طرف عصبانی بشه ؟ کدامش له شدن هست ، کدامش خار شدن هست ؟ کدامش شخصیت خورد کردن هست ؟
یک بار دیگر پستی که ارسال کرده بودم را بخوان لطفاً دقیق و مو به مو تا ببینی در اون راه کار به هیچ وجه بی اعتبار شدن نیست بلکه اعتبار به دست آوردن هست
موفق باشی









علاقه مندی ها (Bookmarks)