سلام . بنده 28 سالم هست و یک سال و نیم هست با خانمی آشنا شدم و الان میخوام تصمیم بگیرم که ازدواج بکنیم یا نه . چون ایشون 31 ساله هستن و نمیتونم بیشتر از این وقتشون رو بگیرم .
سعی میکنم فکت ها و شناختی که توی این یکسال و نیم ازش پیدا کردم و راجع بهشون <مطمئنم> رو اینجا بنویسم امیدوارم راهنماییم کنید .
_ ایشون قبلا یک بار ازدواج کردن و 7 سال زندگی کردن و یه دختر بچه 4 ساله دارن که پیش پدرش زندگی میکنه بچه . منم سالها قبل با کسی حدود 1 سال فقط نامزد بودم ولی عروسی نکردم و جدا شدیم
+ اگر بخوام از نظر اخلاقی و رفتاری به این خانم نمره بدم واقعا نمره 100 میدم چون بارها و بارها وفاداریش و نجابتش و زن زندگی بودن و بساز بودنش برام ثابت شده و یجورایی تنها موردی که راجع بهش اصلا تردید ندارم سیرت این خانم هست که عاری از هرگونه خورده شیشه هست جوری که منو شرمنده میکنه ...
+ این خانم عمیقا عاشق منه و برای خاطر من حاضره هرکاری بکنه و حتی بخاطر من از حضانت بچش میگذره
_ اما این عشق یجورایی یک طرفه هست چون من فقط میتونم بگم خیلی دوسش دارم و احترام زیادی براش قائلم ولی مثل ایشون وقتی همو دیدیم بال در نیاوردم که وای خدایا این زن آرزوهامه ... اما خانم میگه از همون روز اول شدیدا عاشق من شد و تو آسمونا بوده . اما برای من این علاقه تدریجی و بخاطر رفتار فوقالعاده خوبش ایجاد شده . یعنی در لحظه اول از نظر ظاهری منو جذب نکرد آنچنان و برام عادی بود . الانم فاصله هست بین شدت علاقه اون به من و من به اون
+ ایشون کارمند رسمی دولت هست و از نظر مالی شرایط بهتری نسبت به من داره که شغلم آزاد هست و با وضعیت اقتصادی مملکت کارم روی هواس ...
_ این خانم از نظر ظاهری به هیچ عنوان زشت نیست و ممکن نیست کسی چنین نظری داشته باشه . اما فقط با اون تصوری که من از زن آیندم داشتم کمی متفاوته . یعنی مثلا من تو فکر یه خانم قد بلند سفید پوست بودم اما ایشون یه خانم خوشگله سبزه و قد 158 سانت هست . منظورم اینه که اصلا زشت نیست بلکه همه میگن خوشگله ولی با سلیقه شخصی و تصورات ناخودآکاه من کمی فاصله داره از نظر ظاهری . البته اینم ذکر کنم با اینکه 3 سال از من بزرگتره ولی حتی کوچیکتر هم نشون میده طوری که خیلیا باور نمیکنن این خانم یه دختر 4 ساله داره . و موضوع دیگه اینکه به هرحال ایشون یکبار زایمان داشته و تغییراتی توی بدنش ایجاد شده مثل اسکار سزارین و کشیدگی پوستی و آکنه که نمیدونم بعدها باعث ایجاد حسای بد در من میشه یا نه . گاهی اذیتم میکنه این موضوعات
درضمن اینم بگم خانوادم مخالفت آنچنانی با ازدواجمون ندارن و به خودم سپردن تصمیم گیری رو .
ممنون میشم راهنماییم کنید .






. همین خانم که به قول شما برای لاپوشونی و اینا با من صیغه شده من حاضرم روی پاکدامنیش شرفمو قسم بخورم !
دلیل توجیه کردنم اینه احساس کردم شما قضاوت درستی در مورد این خانم نکردین و فکر میکنین یه زن مطلقس که میخواد خودشو بندازه به من ! در حالی که اینطور نیست واقعا و این خانم ذره ای خباثت تو وجودش نداره و مقصر طلاق و زندگی قبلیشم قطعا شوهرش بوده چون شوهرشو از نزدیک دیدم فهمیدم چه دیوی هست . اینارو گفتم که شاید بتونین با دید بهتری راهنماییم کنید همین . متاسفانه توی ایران هر زنی که طلاق میگیره یه دید منفی بهش پیدا میشه که در مورد همه صدق نمیکنه این قضاوت ها ! الانم اگر اینجام بخاطر اینه که میترسم بعد ازدواج نتونم همسر خوبی براش باشم . چون لیاقتش خیلی بالاس بخاطر رفتار و منش منحصر به فردی که داره . وگرنه سرم درد نمیکنه که بیام اینجا وقت شمارو بگیرم که ! ما رابطمون با یه دوستی ساده شروع شد رفته رفته بخاطر نزدیکی شخصیت هامون رابطه محکم تر و طولانی شد ولی من اصلا به ازدواج فکر نمیکردم چون شرایطش رو نداشتم . تا اینکه به خاطر فشارایی که بخاطر شرایط زندگی تو خونه پدری برای خانم ایجاد شده بود بهش پیشنهاد دادم مستقل بشیم و بتونیم راحت تر باهم باشیم همدیگه رو هم بیشتر و بهتر میشناسیم چه بسا ازدواج دائم کنیم(جرم که نکردیم کاملا حلال بوده!) . ولی اون موقع فکر نمیکردم تصمیم گیری اینقدر سخت باشه برام . الانم که یک هفته فرصت دارم تصمیم بگیرم چون خانم از بلاتکلیفی خسته شده . شما تو موقعیت من نیستید فکر میکنید خوشی زده زیر دلم اومدم اینجا ؟ شرایط بسیار خاصی برام پیش اومده تمام سیستم بدنم از استرس ریخته به هم . از همه دوستان مخصوصا مسولین سایت میخوام مطالب رو یبار بدون قضاوت بخونن شاید کمکی به من بکنید که یه عمر مدیونتون میشم .

علاقه مندی ها (Bookmarks)