با سلام
من دانشجوی ترم ۷ هستم،از ترم ۲ با یکی از همکلاسی پسر سر پروژهای همگره بودم،و این ارتباطات موجب حسی درون من که این برام اولین تجربه بود،خلاصه با پیش قدمی و حرفای قشنگ خودش به قلبم راه دادمش،و ایشون سر یک سری مسائل ک بعدا فکر کردم که فقط بهانه یا دروغ بود با من قطع رابطه کرد،که بعد که بیشتر فکر کردم دیدم که از این جدی گرفتن من برای رابطه هدفدار فرار کردن ،از همون اولم قراره ازدواج بود،من به شخص به دلیل بیتجربگی و احساساتی بودن احمق شدم اون موقع قول و قرارش باور کردم،خلاصه رابطه مون بعد ۱سال بهم خورد،من خیلی برام سخت بود تحمل این وضعیت ولی از همه سختتر الان بعد ۶ ماه اینه که هنوز فراموشش نکردم .ایشون بعد قطع رابطه دو بار میخواستن دوباره با من شروع کنن که دیگه قبول نکردم،ولی چون باهم همکلاسی هستیم ایشونو با یک دختر خیلی زیاد میبینم و همین باعث شده که خیلی عذاب بکشم،طوری که مریض شدم،و تی یک ماه ۷-۸ کیلو وزن کم کردم،عصبی شدم .حسهای مختلفی میاد سراغم: بعضی موقعها حس کسیو دارم که گول خورده و از این عصبانی میشم،بعضی موقعها میگم شاید من به اندازی کافی براش جذاب نبودم،یا از این قشر...ولی چیزی ک از همه بیشتر عذابم میده دیدنش با یکی دیگس که واقعا از درون داره منو آب میکنه...تو رو خدا کمکم کنین ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)