ممنونم بهار شادی عزیز. توروخدا برام دعا کنید. انقد این آدم زده تو ذوقم که همه ش چشام پره اشکه. آخه همه جام که نمیتونم گریه کنم. نمیدونم بعد این طلاق چی به سر زندگیم میاد. فقط دلم به خدا خوشه.همین
اگه اون بتونه زندگی خوبی برای زنش بسازه اونوقت من تا آخر عمرم میسوزم که ای داد بیداد پس چرا زندگی من اونجوری شد.
بیخیال .دیوونه شدم،مثل روانیا با خودم حرف میزنم.سر شما رم درد نیارم
از عمق وجودم آرزو میکنم هیچ دختری مثل من زندگیش اینجوری نشه
از همه میخوام دعام کنن.ممنونم![]()







یادمه مریم یه بار توی تاپیک قبلیم نوشته بود تو چقدر میتونی تنت بلرزه که ای وای امروز طلاقم میده یا فردا. راستم میگه.آخه اصلا مسئله اینه که اون نباید مسائل بین خودمون رو به مادرش گزارش کنه،اونم اووووون مادر که به جای درست کردن کارا بدتر میریزتشون به هم. مگه دیگه پیش مادرش آبرویی برام مونده که .... بعدشم اون حرفا اصلا در شان یه خانوم 60 ساله نیست ،حرفای صد من یه غاز.
علاقه مندی ها (Bookmarks)