سلام آقا آرش
من بیشتر قسمتهای تاپیکتان رو خوندم. اگر اجازه بدید من نظر شخصی خودم رو میگم.
شما هنوز نمیدونید کفه بی اعتمادی به همسرتون سنگین تر هست یا کفه عشق و علاقه و خاطراتی که داشتید و به همین دلیل تکلیفتون با خودتون مشخص نیست.
آن چیزی که شما به دنبالش هستید اینه "همسر شما به اراده خودش بیاد با شما آشتی منه و همه اشتباهاتش رو جبران کنه به عبارتی منتظر نشسته اید که این اتفاق بیفتد" به عبارتی میخواهید ایشان کفه بی اعتمادی رو سبک و کفه علاقه رو سنگین کنه تا شما خیلی محکم تصمیم به ادامه زندگی بگیرید.
نظر شخصی من اینه: این اتفاق به احتمال زیاد نخواهد افتاد.
ظاهرا خانم شما لجباز هستند و آدمهای لجباز حتی به قیمت ضربه به خودشون به کسی که لجشون رو در آورده میخوان ضربه بزنن.ادامه زندگی با شما مسلما برای همسرتان راه بهتری هست تا اینکه در آینده با شخص دیگه ای ازدواج کنه ولی سرکوفت بشنوه که همسر سابقت به خاطر خیانت تو رو طلاق داد و ...
ولی ایشان روی لج افتادن.
به نظر من شما باید خودتون تکلیف کفه های ترازو رو مشخص کنید.اول باید ببینید بی اعتمادیتون به این خانم چقدر باید باشه اینکه شما میگید به خاطر آینده دخترتون راجع به روابط فعلی همسرتون تحقیق نمیکنید به نظر من اشتباهه
اگر ایشان الان هم با اون آقا در ارتباط باشه (که امیدوارم نباشه) آیا میتونه مادر مناسبی برای دختر شما باشه.چه جور دختری رو تربیت میکنه؟
اگر الان دور شدن دختر شما از مادرش ناراحتش میکنه،تربیت یک مادر نامناسب چقدر در آینده میتونه مشکل ساز باشه؟
آینده دختر شما با تربیت نامناسب بیشتر در معرض تهدید هست تا اینکه با یک تحقیق قانونی شما.
از کجا مطمئن هستید همسر شما اگر با اون آقا در ارتباط باشه، تصمیم به ازدواج با اون آقا داره.از کجا میدونید اون آقا ازدواج نکرده یا تمایلی به ازدواج با همسرتون داره که فکر میکنید تمایل خانم شما برای تعویق طلاق نشانه عدم ارتباط هست.شاید بخوان فقط دوست باشن و هیچوقت ازدواج نکنن.
به نظر من وقتی تکلیفتون با این قضیه مشخص شد تصمیم میگیرید که میخواهید زندگی کنید یا نه!
اگر تصمیم به ادامه زندگی گرفتید خوب کمی منت کشی کردن چه ایرادی داره؟ به خاطر عشقی که توی همه این سالها داشتید و به خاطر دخترتون.
شما خودتون رو از این برزخ باید نجات بدین و منتظر پیش قدم شدن ایشان نمانید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)