درود دگربار
مادربزرگ خانومم فوت کرد
خدا رحمتش کنه زن خوبی بود طفلی خیلی درد کشید توی زندگیش 3سال اخر توی خونه افتاده بود دیالیزی بود و دیابت داشت خدا رحمتش کنه راحت شد از درد کشیدن
میدونی چی سخته اینکه برده بودنش تهران نهایت فکر میکردن بخوان پاهاش رو قطع کنن ولی توی اورژانس تموم کرد سخته واقعا یاد مادر خدابیامرز خودم افتادم تصادف کرده بود لگنش شکسته بود توی خونه بود بعد یه مدت یکهو حالش بد شد بردنش بیمارستان خصوصی ولی بخش آی سی یو خالی نبود فوت کرد به همین راحتی.واقعا زندگی بی ارزشه.
ولی دلخوشی های زیادی هم هست اینکه سالهای سال بالا سرت بوده اینکه پیش خودت میگی بازم خدارو شکری اینهمه مدت بالا سرم بوده بهتر از اینه که از اول یتیم باشم.اینکه پیش وجدان خودت راحتی همه تلاشتو کردی که بتونی عزیزت رو کنار خودت نگهداری ولی دیگه بعضی وقتها دست تو نیست.
مزخرفترین قسمت ماجرا میدونی چیه؟اینکه اونوقت متوجه میشی پولدار باشی چقدر خوبه و میتونی کسی که دوسش داری رو بیشتر کنار خودت نگهشداری این خیلی آدمو اذیت میکنه تبعیض خیلی چیز مزخرفیه فاصله مالی بین آدم ها .................................................. ......
بعضی وقتها فقط میخوای یکچیزی بنویسی که دلت خالی بشه.خدا همه رفتگان رو بیامرزه
فیلم سه شنبه ها با موری:
صبح ها وقتی بیدار میشم به پرنده مرگ که روی شونه ام هستش سلام میکنیم.
بعضی وقتها بهتره آدم بشینه واقعا فکر کنه اونروز چیکار کرده بعنوان یه انساسن چه فایده ای برای بشریت داشته.آخرین تصویری که از خودش بجا گذاشته توی ذهن اطرافیان و نزدیکاش چی بوده.
پ.ن:اگه یه مرد متاهل این حقو داره که بخودش اجازه بده به همسرش خیانت کنه پس باید این حقو برای همسرش قائل باشه که اونم آزاده اینکارو انجام بده.دوست دارم قبل مردنم روزی رو ببینم که توی جامعه بفهمیم غیرت این نیست که اگه خدایی نکرده همسرت خیانت کرد بزنی بکشیش یا خواهرت با کسی دوست بود بزنی لهش کنی و فراریش بدی یا رابطه داشت بکشیش.غیرات اینه همسرت,مادرت,خواهرت اینقدر دوسشون داشته باشی و بهشون محبت کنی که هیچ جای خالی توی زندگیشون نداشته باشن که محبت دروغین یه غریبه بخواد جاشو پر کنه و البته یه شوهر وفادار و متعهد
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)