سلام
من سال پیش بعد از یکماه اشنایی رابطم با کسی به هم خورد که فکر میکردم هردو به هم علاقه داریم
من ادمی نیستم که بخوام کسیو فریب بدم یا تور بکنم برای همین از همون اول بیشتر اخلاقای خودم بخصوص اخلاقای سختگیرانه خودم رو نشون میدم چون نمیخوام با خودم بازی کرده باشم
برای همین همون اول گفتم با راوبط ازاد مخلافم و حساسیت دارم اما توی همون یکماه هم علاق ه ای بینمون ایجاد شده بود یا لااقل من فکر میکردم شده
تا اینکه با گفتن این موضوع رفتار بدی از اون دیدم و رابطمون بهم خورد. از فردا یا شاید از روز قبل بهم خوردن رابطمون رابطه اش با یکنفر شروع شده بود که من میشناختمش
یک دختر تا حدی جلف و سبک که قیافه و ارایشش طبق روز ماهواره بود و از چند روز قبل هم میدیدم که دورش میچرخه قهقه میزنه و مدام تماس های چشمی یا بهتر بگم زل زدن توی چشمش و...
من خیلی داغون شدم بخصوص قبل از عید که فهمیدم نامزد کردن.اقایون شما وقاعا زنی میخوایید که به جای سخت گیر نبودن نادان باشه تا بزاره هرکاری میخواید بکنید؟ شما نمیتونید متوجه بشید شاید قصد فریبتون رو داشته باشه و بعد از ازدواج خبری از این ازادی نیست؟ و حتی اگه اینوطر باشه شما زن نادان رو دوست دارید؟
من بحثم فقط خوشگلی نیست بیشتر کسیکه به شما اجازه بده شاید حتی در ظاهر که هرکاری میخواید بکنید
میشه بگید اشکال کار من کجاست؟ اینکه دنبال فریب کسی یا تور کردن کسی نیستم و ترجیح میدم منطقی باشم اشتباهه؟ باید درهنگام جوگیری ازدواج کرد؟
من 28 سالمه و اون اقا ازمن چندسال بزرگتر بود
شدیدا تحت فشار روحی هستم که اینقدر بدم که هچکسی منو نمیخواد و بی ارزشم
و خانما از طرفی هم ناراحتم که کسیو که دوست داشتم دارم با کس دیگه ای میبینم از شدت غصه و خودخوری هیچکاری نمیتونم بکنم و حالم بده
بگید ایا اشتباه از منه شاید واقعا من اشتباه میکنم که هیچکسی منو نمیخواد شادی باید با مرد راحت و جلف بود شاید هزارتا شاید دیگه
اقایون شما هم بکید نظرتون درباره اعمال من چیه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)