سلام
به نظر من این یکی از عواقب ازدواج در سن بالاست، و تجربه خود من هم حداقل درباره خودم همینه
یادم میاد 7 یا 8 سال پیش مادرم کسی رو بهم پیشنهاد کرد که از نظر زیبایی نمره اش از مثلا 100حدود 40 بود و حالا به نظر بقیه خود من حداقل 70 رو میگیرم ولی اون موقع واقعا با اون چهره مشکلی نداشتم ولی چون فهمیدم مورد سه سال از خودم بزرگتر هست دیدم این فاصله معکوس ممکن هست مشکل ساز بشه ولی الآن دیگه از خودم مطمئن نیستم بتونم با چنین چهره ای برای شروع(نه ادادمه) کنار بیام و باید کسی رو که حداقل با آرایش ملیح نسبتا زیبا میشه رو انتخاب کنم .
حالا شاید خیلی ها بگن اگه ازدواج کرده بودی الآن دلزده شده بودی دنبال یه شلوار دیگه بودی، ولی واقعا من این طور نیستم و اگر چنین رابطه ای رو شروع کنم به شدت خودم رو توش هم متعهد میدونم و هم تلاش میکنم عمقی رو بهش بدم که ظواهرش به اون رابطه آسیب نزنه اگر تازه توی ظواهرش نقصی احساس کنم.
تازه من اون موقع موسیقی تدریس میکردم و دخترای خوشکل ترگل ورگل زیاد به چشمم میخورد، دخترایی که خیلی زود میخواستن صمیمی بشن و من اصلا راه نمیدادم و واقعا هیچ کدوم هم به دل نمی نشست جز یکی دو مورد که سنگین و باوقار برخورد میکردن منظورم از به دل نشستن هم این نیست که میرفتم تو نخ قیافه و .... بیشتر منظورم این هست که از رفتارشون خوشم میومد
دقت کردین این مورد توی پسرای زیر بیست و سه چهارسال اتفاق میفته ،چون هنوز سخت پسند نشدن و البته یه چیزای دیگه که دیگه حوصله تایپشو ندارم واقعا ببخشید شرمنده!!!









)

علاقه مندی ها (Bookmarks)