من بهت پیشنهادمی کنم گروههای کوه عضو شو. با چند دختر صمیمی شو ولی خیلی نه! اینطوری تا حدود زیادی از نظر عاطفی راضا می شی.
تشکرشده 891 در 308 پست
من بهت پیشنهادمی کنم گروههای کوه عضو شو. با چند دختر صمیمی شو ولی خیلی نه! اینطوری تا حدود زیادی از نظر عاطفی راضا می شی.
mehran21 (یکشنبه 21 آبان 91)
تشکرشده 3,054 در 793 پست
باز هم مشکل اینه که من زود وابسته میشم . خیلی زود . شاید دو هفته ایی .
ولی حالا دیگه مشکلی نیست .
تا 4-5 سال مگه قراره اتفاقی بیفته ؟
مگه پس اندازی جور میشه ؟
تا بخوام پس اندازی جور کنم ، ارزششو از دست داده .
وقتی کسی امیدی نداره دیگه بهتر از این نمی شه .
.
حرفای امروز من دستپخت فعالان اقتصادی و فرهنگیه .
تشکرشده 891 در 308 پست
با چند نفر باشی وابسته نمی شی.قرار نیست عاشق شی
قراره صمیمی شی. درددل کنی. خیلی تاثیر داره در ارضا عاطفیت. 4-5 سال شب و روز کار کن ایشالله می تونی جمع کنی حداقلها رو. به هر حال امید سوال می پرسی قراره حقیقت رو بشنوی نه اینکه دروغی که ارومت کنه.
mehran21 (یکشنبه 21 آبان 91)
تشکرشده 1,426 در 250 پست
به خدا حرف تو و مهرانو میفهمم ببین امید تو که از شرایط من تو همین تاپیک گفتم مطلعی محسن هنوز از درسش یه ترم مونده اونم لیسانس تو که ارشدی.سربازی نرفتهکار نداشت! پدرش?!?!اه نداره با ناله سودا کنه.پدر من بعد یکسال بردش تو شرکت خودش اونجا خودشو نشون داده ماهی 550میگیره. اینه تموم پشتیبانی مالی خونواده هامون.پشتیابانی عاطفی????پدر من جز سرکوفت هیچی بارش نمیکنه مدام میگه داره این عروسیو با پول من میگره باورت نمیشه حتی 1000تومن کمک نکرده که هیچ کلی جاها من واسه جهیزیه از محسن گرفتم(پدرم میلیونریه واسه خودش)همه حرفات درست واسه همین مراسمه ما وقتی باهم میشستیم حساب میکردیم حدود30میلیون لازم بود و ما دلمون به 5تومن وام ازدواج و 5تومن وام نیرو انتظامی (پدر هردومون بازنشسته نیرو هستن)گرم بود حقوق 550محسن و 200من. گفتیم جور میشه با خونه پدرش وام میگیریم منم سرویس طلامو میفروشم رفتیم سراغ اجاره خونه یهو یه خونه دیدیم خیلی خوب بود 80متری کنار کوه (خونه پدری من 300متر بهترین نقطه شهر)گفت 5میلیون ماهی 600 یهو صاحب خونه گفت اگه کل اجاره رو بدی 2تومن ماهی 400همون روز یه وام خونوادگی بهمون افتاد 4میلیون 3تومن دادیم صاحب خونه بقیش 2ماه بعد عروسی.سرویس چوب یکمشو دادیم بقیش تو چند ماه باید پرداخت شه. طلا نخریدیم. شام ساده مهمون کم.دخترا پولی شدن درست خونواده ها پر توقع درست اما هنوز پیدا میشن اونایی که تو رو واسه خوب بودنت مهربونیت گذشتت میخوادت باید خوب باشی که خوب گیرت بیاد باید ویژگیهایی داشته باشی که به نداشته هات بیارزه باید ایمان داشته باشی به خودت به راحت به انتخابت
فائزه_م (دوشنبه 22 آبان 91)
تشکرشده 33 در 20 پست
امید به حرفایی که باعث میشه گناه کنی گوش نکن هرچیزی بار اولش سخته اگه انجام دادی برات میشه عادت و بعدا با مشکل رو به رو میشی
بخدا همه دخترا مثل هم نیستن برو دنبال اونیکه برا همه چی باهات کنار میاد
خیلی از شهرها جهیزیه با دختره برو از اونجاها زن بگیر
با هم جهیزیه بخرید
یانصف شما نصف اونا خیلی کارا میشه کرد همه جوره میشه کناراومد و یه زندگی خوب و ساخت![]()
maryam70 (دوشنبه 22 آبان 91)
تشکرشده 891 در 308 پست
گناه چیه؟ من می گم با دخترها دوست شو! نه دوست دختر پسر! دوست همکار! دوست هم تیمی! دوست کاری! ارتباطات محدود! با چند نفر! بدون حرفهای عاشقانه! گاهی که نیاز داشتی به درد دل باهاشون درد دل کن.
خانم مهاجر، واقعیت چیزی برخلاف فرمایشات شماست.
mehran21 (یکشنبه 21 آبان 91)
تشکرشده 3,054 در 793 پست
خانم مهاجر !
من خب الان از محسن شما بیشتر حقوق می گیرم که !
خب حداقل بابای محسن که به فکر بچه اش هست که ، نیست ؟
بلند شده اومده خواستگاری شما ، با کی ؟ با بابا و مامان فهمیده اش دیگه .
تشکرشده 1,426 در 250 پست
امید با چند نفر بودن حتی گروهی حتی با محدودیت اونم برای تو که به یه فیلم هالیوودی نظرت عوض میشه سمه.جز بالا بردن توقع و درنهایت عادت به ارضای راحت تر و به قول خودت ارزون تر جیزی به دست نمیاری. اره بیشتر حقوق میگیری و قبل ازدواج حقوق بگیر هستی.محسن 4ماهه کارش ثابت شده.الان همه قسطی خرید میکنن.اما پدر و مادر این حرفتو بیشتر از دلخوریای دیگت قبول دارم. شاید مهمترین مساله فعلیت این باشه چرا هیچ وقت رو این موضوع تو تالار مانور ندادی چرا تاپیک نزدی چرا از حکومت مینالی اما از خونوادت نه.نمیدونم اینو چی بگم شاید هنوز توانایی چرخوندن زندگیو در تو ندیدن شاید زیادی شیطنت میکنیو بزرگ شدنتو باور نمیکنن شاید نمیخوان تنها شن شاید اونام مثل تو میترسن!!!!دنبال دلیل پاپیش نذاشتنشون باش تا مرحله بعد. یه چیزی فردا بیا عروسی با محسن مشورت کن:dشوخی میکنم باور کن دلم میخواد دختری که قسمتت میشرو ببینم. شب عروسی چه وقتی واست گذاشتم خواهش میکنم قابل نداره
[quote='mehran21' pid='241790'
خانم مهاجر، واقعیت چیزی برخلاف فرمایشات شماست.
[/quote]
ممنون از توصیتون نمیدونستم زندگیم داره در تخیلات میگذره.ممنون بیدارم کردید البته امید هم با افات این روابط اشناست میتونه شمارو هم اشنا کنه
فائزه_م (دوشنبه 22 آبان 91)
تشکرشده 3,054 در 793 پست
وای خانم مهاجر!
شما فردا عروسیتونه .
برین استراحت کنین .
فردا هزار تا برنامه دارین
این همه برنامه ریزی کردین .
.
.
پدر و مادرم برای برادرم که بسیار پخته و ریچ(تا حدودی پولدار) بود هم ،کاری نکردن ، چه برسه به من . این خصلتشونه .
تشکرشده 33 در 20 پست
چرا گوش نمیکنی؟مهران بهتره راهنماییش کنی بجای منحرف کردن.
دختراییی هستن که فقط خواستار زندگی آروم و بدون تشریفات و تجملات الکی باشن سخت نگیر داداش من بخند تا دنیا به روت بخنده![]()
maryam70 (یکشنبه 21 آبان 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)