به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 64
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 اسفند 93 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1393-12-01
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    457
    سطح
    9
    Points: 457, Level: 9
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 99.7%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    26

    تشکرشده 49 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدا جون

    اگه من دو جواب متفاوت به سوال شما دادم به خاطر اینکه خیلی فرقه بین تهران اومدن خانوادم و شهرستان رفتن من. اگه خانوادم بیان تهران پیش من، من تقریبا از صبح دانشگاه، سرکار و باشگاهم و شب برمی گردم خونه پس زیاد با خانوادم در تماس نیستم که بخوایم مدام بحث و دعوا کنیم، از طرفی اونا وقتی میان چون آپارتمان من جای خوبیه و همسایه های اروم و با فرهنگی دارم و خانوادمم ناخودآگاه معذب میشن و سعی میکنن اروم حرف بزنن، می دونید که محیط زندگی خیلی روی رفتار و برخورد ادما تاثیر گذاره. ولی اگه من برم شهرستان همه چیزو از دست میدم باید صبح تا شب باید دعواها و بد و بیراه های خانوادم تحمل کنم و عصبی بشم. تو محله ای که همه ی مردم دزد و معتاد و بی فرهنگن قطعا داد و هوار و کتک کاری هم راحت تره.

    عزیزم تو پستی که شما نوشتی 1 ، من متوجه شدم که شما می خوای یکی یکی ملاک و معیارهای ازدواج خوب بهم بگی. ولی اگه قرار باشه همین معیارهای کلیشه ای که همه میگن باشه پس من شرایطش ندارم. من یه ادم با شرایط خاصم و باید با یکی مثل خودم که خاص باشه ازدواج کنم. وگرنه به قول شما ، خیلی از خانواده ها میگن دختری که خونه مجردی داره پس دختر درستی نیست.

    ای تک جون ، بله تعداد انسان های با شعور و فهمیده واقعا رو به انقراضه.

    کاش اقایون هم نظرشون می گفتن.

  2. کاربر روبرو از پست مفید anastazia تشکرکرده است .

    بارن (شنبه 09 اسفند 93)

  3. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    گرچه من بقیه صحبتهای آقای راشومون را درست متوجه نشدم و یه جورایی انگار متناقض با قسمت اول حرفشون بود.

    بله درست گفتید پاراگراف آخر اون پست با قسمتهای قبلیش همگرا نبود ولی دلیلش رو هم همونجا گفتم:
    اون پاراگراف، حرفهایی بود که بعضا در جواب این خانمها بیان میکنن ولی از نظر من فقط مخدر هایی برای فراموشی مشکل است (یعنی با عرض شرمندگی خواستم به اون حرفها که در این تالار هم زیاد به چشم میخورند کنایه ای زده باشم)

    اما در جواب سوالی که در پستتان بود، بنده شخصا "اگر شرایط مساوی وجود داشته باشد"، خانمی را که زندگی مجردی دارد ترجیح میدهم.
    تنها باید حقیقت را بیان کرد، نه دروغی را که حقیقی انگاشتنش خوب است.

    "بخشی از پیام برتراند راسل برای آیندگان"
    ویرایش توسط اثر راشومون : شنبه 09 اسفند 93 در ساعت 01:09

  4. کاربر روبرو از پست مفید اثر راشومون تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 09 اسفند 93)

  5. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 آبان 94 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1393-8-06
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    14,528
    سطح
    78
    Points: 14,528, Level: 78
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 322
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial10000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    775

    تشکرشده 2,481 در 570 پست

    Rep Power
    168
    Array
    میگم حالا ما خر چی راه حل میدیم که شما از موضعت کوتاه نمیای!پس چی اخه!!!!!!

    شیدا راست میگه ..... اصلا خانوادت تشریف بیارن تهران گذشتشون کم رنگ میشه.کسی بیاد پرس و جو یا بخواد بیاد خواستگاری لازم نیست بره فلان روستا و با حقایقی که خودت نقشی درش نداشتی رو به رو بشه.
    اصلا مادرت و بچه های کوچیکتر بیار.والا دود نهران از شرایطی که شما گفتی تو خونتون حاکمه که بهتره.
    به کمکی هم به روحیه خواهر و برادرهای کوچیکتر و البته مادرت هم شده.بنده خدا سختی کشیده نیست که با یه کم دود فرار کنه بره.

    - - - Updated - - -

    بعد اینکه نه ما از صبح تا شب داریم با مردم تز همه قشر سر و کله میزنیم مردم خوب و با شعور که والا دور و بر ما زیاده انقدر ناامید نباش.

  6. 2 کاربر از پست مفید کیت کت تشکرکرده اند .

    رویای پر کشیدن (سه شنبه 12 اسفند 93), شیدا. (شنبه 09 اسفند 93)

  7. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    سلام عزیزم

    به نظر من شهرستان رفتنت که اصلا به صلاح نیست.در اون صورت موردی هم پیدا بشه به تو نمیخوره.قرار نیست که تحت هر شرایطی ازدواج کنی.

    ولی اومدن خانوادت به تهران به نظر منم فکر بدی نیست.

    یه چیز دیگه.من همه پستهاتو نخوندم.تو الان تو آپارتمانت تنهای تنهایی؟اگه اینطوره چرا یه همخونه نمیگیری؟اگه بتونی با یه دختر خوب و قابل اعتماد از دوستات

    همخونه بشی،شرایط بهتر میشه.میشه شبیه زندگی خوابگاهی تا حدی.

    در کل من نمیدونم آقایون راجع به این مساله چی فکر می کنن ولی به نظر من تو الان کاملا مستقل از شرایط خانوادگیت هستی و اتفاقا از نظر یه پسر این باید

    یه امتیاز مثبت برای تو باشه که یه دختر مستقل و خودساخته ای.

    ممکنه یه دختری باشه که در ظاهر خانواده خوبی داشته باشه ولی دارای شخصیت وابسته باشه و همین خانواده به ظاهر خوب بعدها زندگی مشترک دخترشون رو

    با دخالت و توقعات بیجا خراب کنن.

    در هر صورت اگه تو هیچ انتخاب دیگه ای غیر از زندگی به سبک فعلیت نداری،بهتره روابط اجتماعی و حضور در جمعهایی با فرهنگ بالاتر از فرهنگ عامیانه جامعه

    رو گسترش بدی.

    ادامه تحصیل هم میتونه تو رو توی همچین جمعهایی قرار بده.

    راستی تا حالا به مهاجرت هم فکر کردی؟

    - - - Updated - - -

    عزیزم من الان پست قبلیت رو خوندم راجع به زندگی قبلیت با خانواده.حرفم رو پس میگیرم که خانوادت بیان تهران.تو واقعا شرایط سختی داشتی.

    اولین چیزی که بهتره همیشه توی ذهنت باشه شاد بودن به خاطر خلاص شدن از شرایط قبلیته.

    به نظر من همون روی حضورت توی جمعهای مختلف فکر کن.دوست صمیمی زیاد داری؟مخصوصا دوستای متاهل.اگه اونها هم شرایطت رو بدونن میتونن توی معرفیت

    به آقاپسرهایی با شرایط قابل قبول کمک کنن.

    نمیدونم شاید مهاجرت هم بد نباشه برات.البته با توجه به مشکلات مهاجرت کردن،این چیزی نیست که بشه به راحتی توصیش کرد.

  8. کاربر روبرو از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده است .

    anastazia (دوشنبه 11 اسفند 93)

  9. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    دوست خوبم سلام به همدردی خوش امدید . اینکه شما فرد خود ساخته ای هستید و برای پیشرفتتون خانواده نقش کمی داشتند جای تحسین داره . در مورد زندگی دور از خانواده اینو میتونم بگم که این کار در صورتی پسندیده نیست که شما و خانواده تون در یک شهر ولی دور از هم و در دو خانه جدا زندگی بکنید . ولی در صورتی که شما در شهر دیگری برای تحصیل و کار ساکن شده اید و اینجور دوری و جدایی امروزه حتی برای دختران پیش میاد . منظورم اینه که شما با وجود یک خانواده خوب و مطلوب هم اینکار رو میکردید . ولی جدا و تنها زندگی کردن برای یک دختر سختی ها و شرایطی رو داره که باید رعایت کنید . خود من در دوران تحصیلم تنها زندگی کردم .و با شرایط و سختی های اون اشنا هستم . البته بعضی وقتها خواهر یا مادرم چند روزی می اومدن پیشم . شما هم میتونید اگر خواهری یا برادری دارید اینکار رو بکنید . با اینکه چندین سال با سن کم در یک شهر غریب تنها زندگی کردم . ولی هیچ وقت هیچ مزاحمتی برام ایجاد نشد . فکر میکردم چه شهر و دیار امنی داریم . ولی در همون زمان دوستی داشتم که با شرایط عین خودم زندگی میکرد و دایما از مزاحمتهای بقیه گله میکرد . من یه مدت هم با همین دوستم همخونه بودم . برعکس ایشون که مزاحم فراوان داشت من خواستگار جدی و رسمی داشتم . دلیلش رو اون نمیتونست بفهمه . و تنها دلیلش حجابی بود که من داشتم و اون نداشت . اون زیبا تر از من بود . و به حجاب بیشتری نیاز داشت . ولی اینو نمیخواست قبول کنه . حتی دختری که خیلی زیباست هم اگر حجاب قوی داشته باشه هر کسی نمیتونه بیاد جلو و بهش پیشنهاد دوستی بده . البته منظورم از حجاب تنها چادری بودن نیست . طرز رفتار و گفتار و حتی راه رفتن و صحبت کردن و طرز پوشش و همه رو شامل میشه . البته منظورم این نیست که شما اینطوری هستید .چون شما رو نمیشناسم . ولی از حرف خودتون اینطور برداشت کردم که شما فکر میکنید با مانتو چروک یا موی شونه نکرده بیایید بیرون جذاب نخواهید بود . این حجاب نیست شلختگیه . وقتی موهای یه دختر زیبا زده بیرون میتونه برای یه پسر جذاب باشه چه شونه بکنه چه نکنه . مانتو کوتاه یا تنگ برای یک پسر میتونه جذاب باشه حتی بدون اتو . منظورم اینه که یک دختر تنهای مجرد خیلی باید حواسش جمع باشه . حتی کمی بد حجابی به نظر من به منزله باز گذاشتن روزنه ای برای نفوذ هست . حجاب یعنی کسی که میخواد داخل بشه و نیتش خیره مجبوره اجازه بگیره وگرنه در بسته ست .

  10. 2 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    Mr DaNi (شنبه 09 اسفند 93), شیدا. (شنبه 09 اسفند 93)

  11. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 اسفند 93 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1393-12-01
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    457
    سطح
    9
    Points: 457, Level: 9
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 99.7%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    26

    تشکرشده 49 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان

    کیت کت جون من مخالفتی ندارم که خانوادم بیان تهران. چون محیط اینجا تاثیر مثبتی روشون میذاره. ولی حیف که راضی نمی شن، دود دم و شلوغی بهونه اس، اونا به اون طور طرز زندگی خو گرفتن و تغییر براشون سخته. دعا می کنم در آینده نظرشون عوض شه.

    آنیتا جان، بله من فعلا تنهام. قبلا یک مدت کوتاهی هم خونه داشتم که روزگار منو سیاه کرده بود. اگه دختر عاقل و قابل اعتمادی پیدا بشه مخالفتی با داشتن هم خونه ندارم.
    به مهاجرت گاهی وقتا فکر می کنم ولی تصمیم جدی ای در موردش نگرفتم.
    دوستای زیادی دارم ولی دوستای صمیمیم فیلترشده و حساب شده ان. اغلب هم سن وسال خودم ان که بعضی هاشونم ازدواج کردن. بله حق با شماست برای من بهتره با ادم هایی که طرز فکر نزدیک تری بهم دارن معاشرت کنم.

    واحد عزیز ، ممنون به تاپیک من جواب دادید.
    عزیزم حرف های شما درسته ولی در مورد بخشیش با شما اختلاف نظر دارم. البته با نوشتن تو فضای مجازی ، نمیشه کل مطلب واضح بیان کرد و برداشت ها متفاوت میشه.
    اونجا که گفتید شما محجبه هستید پس خواستگار رسمی داشتید و دوستتون ( البته من نمی دونم ایشون چه طرز پوشش و رفتاری دارند) فقط مزاحم داشته، می خواستم بگم همیشه این طور نیست. من خودم هم خواستگار زیاد داشتم و هم پیشنهاد دوستی. یادمه ترم یک کارشناسی که بودم با یه لباس ساده و بدون آرایش و خیلی معمولی تو دانشکده بودم که متوجه شدم چندتا از خانوم های کارمند دارن به من نگاه می کنن و لبخند می زدن ، وقتی از کنارشون رد شدم یکی از اونها بهم گفت: چقدر چهره ناز و تو چشمی داری.
    یه همکلاسی داشتم ، ایشون چادری و حجاب خیلی سفت و سختی داشتن، همش قرآن و تسبیح تو دستشون و شرکت دائمی تو نماز جماعت و دعا. بعضی وقتا به شوخی به ایشون می گفتم شما انگار مادر 5 تا شهیدی اینجوری لباس می پوشی! ولی ایشون اوضاع خرابی داشتن و رابطه با 4 تا مرد همزمان و غیره که حتی پسرای دانشگاه هم با پوزخند از کنار ایشون رد میشدن و با ایما و اشاره چیزایی می گفتن. من خودم طرز پوشش و رفتارم عادیه ولی دلیل محبوبیتم بین اقایون دانشگاه از زبون یکی از پسرا شنیدم که می گفت: شما فقط به خاطر چهره جذاب محبوب نیستی به خاطر مهربونی خاصی که تو صورتته و رفتار مغرورانه ای که داری نظر همه رو جلب می کنی ( البته من ادم مغروری نیستم ولی به قول اطرافیان ظاهرم اینجوری نشون میده. )
    چون همیشه خیلی رسمی و سنگین با پسرا حرف می زدم و اغلب به پیشنهادهای دوستی جواب رد می دادم ، انگار بیشتر نظر بقیه جلب میشد بهم. دخترانی هم بودن که با هزار جور ارایش و هفت رنگ لباس هیچ پسری بهشون نگاه نمی کرد و حسابی عقده ی توجه یه پسر داشتن.دیدگاه اقایون تو این مسائل ظاهرا با ما خانوما خیلی متفاوته.

    نظر شخصی خودمه، من اصلا به خانمای چادری با رفتار و راه رفتن سنگین و حرف زدن سربه زیر اعتماد ندارم چه بسا اینا همش ظاهر سازی باشه. گاهی دخترایی می بینم در عین ارایش و تیپ و مد روز بودن به حدی خوبن که باعث تعجبم میشه. ( البته من به طرز پوشش هر کسی چه با چادر چه با جوراب شلواری احترام میذارم و قضاوت نمی کنم. )

    چرا اقایون به تاپیک من جواب نمیدن؟!!
    ویرایش توسط anastazia : یکشنبه 10 اسفند 93 در ساعت 23:24

  12. #47
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    خب عزیز من شما داری می گی خانواده من اوضاعشون داغوونه و اصرار هم دارن همچنان به رویه شون ادامه بدن !

    نه حاضرن از محله دزدها و معتادها برن یه جایی دیگه ( توی همون شهر خودتون یه خونه مرکز شهر براشون رهن کنید )
    نه حاضرن دست از چاقو کشی و آبروریزی بردارند

    خب مگه آدم دیوانه باشه یا دنبال دردسر که بخواد با چنین خانواده ای وصلت کنه.

    شما از خانواده ات یه اژدهای هفت سر ساختی و از خودت یه فرشته مهربون ( نه این فرشته خاونم سایت )

    که به نظر من در هر دو موردش داری اغراق می کنی
    اغراقت هم آگاهانه نیست. یه جوری دست خودت نیست.
    از حرفهات و نوشته هات مشخصه.

    از حرفهام ناراحت نشو.
    به جای کلاس ورزش بالای شهر و خونه فلان و .... نمی دونم همین حرفهای که زدی،
    برو یک روانشناس خوب، یه کم روی روح و روان و ذهنت کار کنه.
    خیال و واقعیت و رویا و آرزو و حقیقت و ... همه چی با هم قاطی شده تو ذهنت.

    پستهات هم در جواب دوستان نیست. فقط تکرار یه سری حرفهای نامربوط و در ادامه همون ذهنیاتت هست ( خیلی دنبال کلمه می گردم که هم منظورم را برسونم و هم ناراحتت نکنم)
    حتی با فونت درشت نوشتن و مصر بودنت بر حرفهای عجیب و غریبت نشون می ده از درون خیلی راحت نیستی. خیلی سبک نیستی.

    ------------------------------------------

    بخش دوم صحبتهام در مورد این که مردها همه دنبال شما هستند:

    دختر خوب،
    این موضوع تقریبا برای همه خانمها اتفاق می افته. توی دانشگاه ده سال پیش دو تا خانم یه روزی گفتند وای چه خوشگلی !!
    فکر می کنی تا حالا کسی به بقیه دخترها نگفته خوشگلید؟ همه ما کم و بیش از این صحبتها شنیدیم.

    اما عاملی که باعث می شه مردها به خودشون جرات بدن و به شما توهین کنند ( مواردی که شما گفتی توهین هست )
    بیشتر از زیبایی ما، شخصیت و لباس پوشیدن و رفتار ماست.

    مردها خوب می دونن به کی چه پیشنهادی بدن.
    اکثر این پیشنهادها یا به دختران کم سن وسال به قصد گول زدنشون داده می شه
    یا به کسانی که لباس و آرایش خاص دارند و مشخصه که برای این پیشنهادها آماده اند.
    یا برای کسانی که شغلشون این هست و آقایون از رفتار و حالاتشون می فهمند.

    وگرنه هیچ مردی به دختر 27 ساله (بالغ و عاقل) که لباس معمولی (اصلا منظورم لباس بلند و اسلامی نیست) پوشیده باشه، اصراااااااااااار نمی کنه بیا سوار ماشینم شو.
    بالاخره این خانم یه فاکتوری برای چنین پیشنهادی باید داشته باشه. عملا شما را با ؟؟؟؟؟ اشتباه گرفتند؟

    باز هم می گم برای همه ما پیش می آد که کنار خیابون منتظر تاکسی باشیم و کسی اشتباهی نیش ترمز بزنه و خیلی زود هم بفهمه که اشتباه کرده
    ولی این که یکی به شما اصرار می کنه بیا بریم و شما می گی آخه من که مانتوم چروکه و موهام هم شونه نکرده است (زیر روسری حالا چی را دیده خدا می دونه) پس حتما عاشق جشمای خوشگلم شده !!!!

    عزیز من این حرفها از شما و تو این سن بعیده !

    می گی من هفته ای 5 بار پیشنهاد دارم ! آدمهای محیط کار و تحصیل و ... که کم و بیش ثابتند،
    اگر شما هر روز تو خیابون و محلهای گذری پیشنهادهایی از این دست دارید، از زیباییتون ینست، یه جای کار می لنگه.
    وگرنه مردها الزاما این پیشنهادات را به زیبارویان نمی دن. به کسانی می دن که بدونن احتمال جواب مثبت داره. ناز که نمی خوان بکشن. کار دارن

    خب این هم قسمت دوم.

    برعکس این که می گی انشام خوب نیست، ولی خیلی خوب یه عالمه در مورد هیچی می نویسی.
    هر پستی را که می خونم، می گم این که همون حرفهاست. چطور می تونه یک موضوع را به ده زبان مختلف بنویسه ؟
    اتفاقا خیلی خوب می نویسی. برای پیچوندن و سفسطه و ... هم توانایی خوبی داری.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  13. 10 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    (آسمانی آبی) (دوشنبه 11 اسفند 93), Eram (دوشنبه 11 اسفند 93), M.S.H (سه شنبه 12 اسفند 93), Mr DaNi (دوشنبه 11 اسفند 93), saeeded (دوشنبه 11 اسفند 93), کیت کت (سه شنبه 12 اسفند 93), آزرم (دوشنبه 11 اسفند 93), اثر راشومون (سه شنبه 12 اسفند 93), رویای پر کشیدن (دوشنبه 11 اسفند 93), شکوه (دوشنبه 11 اسفند 93)

  14. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 اسفند 93 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1393-12-01
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    457
    سطح
    9
    Points: 457, Level: 9
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 99.7%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    26

    تشکرشده 49 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدا جون
    عزیزم من که گفتم می خوام تو شهر خودمون برای خانوادم خونه اجاره کنم و گفتم دوست ندارن تهران بیان. همین.
    شما چرا شلوغش می کنی.
    اژدهای دو سر چیه؟ این چه حرفیه شما میزنی؟ اگه من ازدواج کنم اون بنده خداها اصلا کاری به زندگی من ندارن.
    من نگفتم بالای شهر کلاس میرم، گفتم اونجا تمرین میدم چون به پولش نیاز دارم. اونجا هم پول بهتری بهم میدم.
    عزیزم من چشمام استیگماته، چون مداوم مقاله ترجمه و تایپ می کنم از فونت درشت استفاده می کنم تا چشمام اذیت نشه. چرا شما قضاوت الکی می کنی؟

    اعتراف می کنم تاپیکم منحرف شده، انگار تاپیک زدم چرا همه مردهای جهان دنبال منن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    این اقایون با هر نیتی جواب خودشونو گرفتن و رفتن. تمام
    اصلا بحث من این نیست. دوستان حرف هایی زدن که من فقط گفتم برای هر چیزی اثتثنا هم وجود داره. حالا اگه نتونستم منظورم برسونم و یا نگارشم بده عذر خواهی می کنم.
    شما خودت بحث زندگی مجردی و تصور مردم شروع کردی و بعضی دوستان هم ادامه دادند و حالا شده این جوری.
    به هر حال از دوستان می خوام دیگه این بحث ادامه ندیم.
    بریم سر موضوع اصلی خودم یعنی شرایط خاص خودم و خانوادم و کمال گرا بودن در ازدواج.

    من از شما که فکر می کنم از قدیمی های سایت هستی تعجب میکنم. بعضی ها سال ها کنار هم زندگی می کنن و بعد اعتراف می کنن اصلا همدیگه رو نشناختن. اون وقت شما راحت به من برچسب میزنی انگار صد ساله منو می شناسی. به هر حال نظر شما قابل احترامه برای من. سعی می کنم ایرادتم برطرف کنم.
    خیلی ممنون و متشکرم ازت

    دوستان من فقط سوالام اینه:
    چطور می تونم انتخاب خوبی برای ازدواج داشته باشم؟
    با توجه به شرایط خانوادم و خودم باید از کدوم معیارهام چشم پوشی کنم؟
    ایا باید به حرف خانوادم گوش بدم و با اونی که اونا می خوان ازدواج کنم؟





    ویرایش توسط anastazia : دوشنبه 11 اسفند 93 در ساعت 01:45

  15. کاربر روبرو از پست مفید anastazia تشکرکرده است .

    M.S.H (سه شنبه 12 اسفند 93)

  16. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 آبان 94 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1393-8-06
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    14,528
    سطح
    78
    Points: 14,528, Level: 78
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 322
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial10000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    775

    تشکرشده 2,481 در 570 پست

    Rep Power
    168
    Array
    سلام دوستم.راستش منم فقط برای اینکه خودت از تاپیکت نتیجه بهتری بگیری یه راهنمایی کوچیک میکنم.خوب اینجا ارتباط ما فقط از طریق نوشتار....دقیقا منم خدمتت گفتم ما هر چی میگیم شما انگار نمیشنوی حتی جوابمون هم نمیدی فقط صحبت هات تکرار میکنی.دوست عزیزم واقعا چیزهایی که برای شما ملاک و هایلات به قول مینوش برایه همههههه ما پیش میاد اما امر بهمون مشتبه نمیشه....یا معلومع یه پشنهاداتی اصلا امتیاز نیستم اما شما اون هارو به عنوان دلیل و مدرک البته بصورت بی ربط تو جواب حرف هامون میگی.ختم کلام که دوستم،شما میوه و فرزند اون خانواده هستی....تو هر مکتبی نگاه کنی می خونی که شخصیتت متاثر از او خانوادست.....هرچند زحمت کشیدی درس خوندی ..... اما یه ازدواج خوب بی نهایت فاکتور داره....شما شاید فقط یکیش که موفقیت مالی و درسی داری...به توصیه عضو قدیمی گروه دقت کن و برای اون حفرات و اسیب هایی که از خانوادت بهت رسیده و شاید خواستگار های خوب متوجه اونها میشن که طرفت نمیان به مشاور مراجعه کن

  17. 2 کاربر از پست مفید کیت کت تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 11 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 11 اسفند 93)

  18. #50
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    پستای شما رو نخوندم کامل. فقط قست اخر پست اولتون رو خوندم. شاید نظرم اشتباه باشه

    - به نظر میاد شما الان یه مساله ی ضروری و زمان مند داری. اونم یه خواستگار خیلی خوبه که نمی دونی چطور باید قضیه ی خانواده ات رو بهش بگی. یه مشاور خیلی خوب پیدا کن ازش راهنمایی بخواه. حضوری. ترجیحا هم خانم باشه. حتی اگه نیاز بود خود مشاور می تونه بگه به اقای خواستگار قضیه رو. اگه اروم ونرم بگه اینطوری فکر می کنم بیشترین اثر رو روی تمایل به حمایت کردن در اون اقا خواهد گذاشت. اما اینکه زوج مناسبی برای هم هستید یا نه رو هم مشاور خوب ازدواج ازتون تست می گیره و بهتون می گه راهنمایی تون می کنه.

    - مورد دیگه.
    اینکه در کل واسه ازدواج شما باید روی خودتون حساب کنین. یعنی قابلیت و خوبی ها و ارامش و زیبایی های درونی و بیرونی خودتون رو بالا ببرین در حدی که اقای همسر بتونه از مشکل خانواده چشم پوشی کنه. به عبارت دیگه می شه گفت انقدر بزرگ و عزیز شین که اصلا برای مخاطبتون اهمیتی نداشته باشه که چه خانواده و گذشته ای دارین. بزرگ هم روحتون بشه هم بقیه ی موارد مثل تحصیلات و کار و این چیزا.

    - مورد دیگه. توی پست اخرتون یا یکی از پست هاتون نوشته بودین چشمتون اذیت میشه موقع خوندن فونت های ریز.
    می تونین ctrl + رو بزنین تا بزرگ شه صفحه. و کنترل و منفی رو بزنین تا کوچیک شه.

    - در مورد اسیب های روحی که به هر کدوم از ما در کودکی تا بزرگسالی وارد شده هم خودتون بهتر می دونین. در صورت نیاز به متخصص مراحعه کنین و زندگی تون رو بهتر و بهتر کنین

    موفق باشید

  19. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    anastazia (دوشنبه 11 اسفند 93), واحد (سه شنبه 12 اسفند 93)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.