به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 68

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-6-07
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,792
    سطح
    24
    Points: 1,792, Level: 24
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    203

    تشکرشده 153 در 66 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Bow از سیاست مادرشوهرم خسته شدم

    سلام دوستان
    از مادرشوهرم خیلی دلم گرفته دوس داره تو هرکاری باهاش مشورت کنم هرجا میرم بهش بگم حتی واسه خونه گرفتنمون اونقد گفت نزدیک خودم خونه بگیرین که راحت رفت وامدهام زیرنظر داشته باشه یه روز درمیون بهش سربزنم یا اگه نشد برم، بهش زنگ بزنم.
    مشکل الانم باهاش اینه اگه طبق میلش رفتار نکنم گوشی روم قطع میکنه یه سری سرماخورده بودم خیلی بی حوصله وبیحال بودم گفت بیا خونمون برات اش گذاشتم دوس داشتم فقط بخوابم گفتم دستتون درد نکنه دیشب خوردم خیلی هم تشکرکردم گفتم مرسی خونه راحترم لبخند از لبم قطع نمیشد تا این حرفو زدم گوشی روم قطع کرد این سری هم تعطیلات تاسوعاوعاشورا رفتیم شهر خودم با شوهرم البته با میل شوهرم بود ولی وقتی بهش زنگ زدیم واسه خداحافظی بازم وسطه حرف گوشی روم قطع کرد.به شوهرم گفتم مامانتم الان گوشی روم قطع کردن یاد گرفته.گفت گوشیش لمسی صورتش میخوره قطع میشه چیزی نگفتم دیگه.ولی تودلم گفتم فقط بامن این اتفاق میوفته یا تاحالا مگه گوشیش لمسی نبود این دوسالی.

    رفتیم شهرمون هی زنگ میزد به شوهرم میگفت مگه قرارنشد امسال اینجا بمونین چرا عروسو بردی حالا هرچی شوهرم میگه با میل خودش بود میگه من که میدونم تو نگفتی از این حرفا..
    تو اون سه چهار روز هم یه زنگ نزد نه حال خودم نه حال خانوادمو بپرسه حداقل اس بده بگه ببخش دستم خورد قطع شد یا شارژم تمام شد.اونوقت به من میگه تو باید هروز بهم زنگ بزنی.با این کارش ادم چجور اونجور که میخواد رفتار کنه تازه این یه نمونه کاراش بوده

    اونقد باهاش راه میام که هروقت میخوام برم شهرمون باید برم یه سر به اون بزنم ازش مستقیم خداحافظی کنم برهم میگردم بعد هشت ساعت توجاده خسته وکسل اول باید برم خونه اونا بعد بریم خونه خودمون.شهرخودمون هم هستیم اونقد زنگ میزنه راه افتادین چرا راه نیوفتادین زود راه بیوفتین گاهی وقتا شوهرم مجبور میشه به دروغ بگه راه افتادیم
    الانم قهر کردم از جمعه بعد تعطیلی تا الان نه خونشون رفتم نه بهش زنگ زدم خستم کرده.توروخدا برام دعا کنین با انتقالی شوهرم موافقت کنن از این شهر بریم.که البته میدونم اونموقع هم یه شربازی درمیاره.
    کمکم کنین باهاش چجور باید برخورد کنم نمیخوام شوهرمو.بین خودمو مادرش قرار بدن خواهش میکنم راهنمایم کنین.

    میدونم جمعه هم بریم خونشون میخوان منت کنن که چرا نرفتم پیششون یا سراغشونو نمیگیرم
    همیشه جمعها با استرس پامیشم که بدوم برم خونشون
    ویرایش توسط pbsm : چهارشنبه 21 آبان 93 در ساعت 18:22

  2. 4 کاربر از پست مفید pbsm تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 21 آبان 93), sevil73 (شنبه 24 آبان 93), szd (جمعه 14 آذر 93), zendegiye movafagh (چهارشنبه 21 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  2. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 دی 94, 09:34
  3. سیاست های زنانه چیا هستن؟!! آقايون لطفا شما هم کمک کنید
    توسط نَمْ نَمِ بارون:) در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 تیر 94, 18:27
  4. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 خرداد 92, 18:41

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.