به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 51
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    سلام ستاره و آنیتای بسیار عزیزم
    خداروشکر که این راهو برام قرار داد تا توسط شما دیدم بازتر بشه.
    متتاسفانه دیگه به نت تا چند روز دسترسی ندارم و الان هم نمیتونم جواب پستتون رو بدم.فقط خواستم تشکر کنم و بگم رو حرفاتون فکر میکنم و بعد برگشتنم براتون جواب میذارم

    برام دعا کنین دوستان خوبم

  2. 3 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    mohi (پنجشنبه 28 اسفند 93), نیکیا (پنجشنبه 28 اسفند 93), آنیتا123 (پنجشنبه 28 اسفند 93)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    سلام دوستان عزیزم بابت تاخیر ببخشید.
    من تایپیکو از اول خوندم و سوالاتی برام پیش اومد که لطفا کمک کنین و جواب بدین ممنونم

    نقل قول نوشته اصلی توسط بي نهايت نمایش پست ها

    خانمي توجهت رو از روي همسرت بردار .ايني که دارم مي گم کار راحتي نيست . يعني بايد خودت رو به مرحله اي برسوني که وقتي نقصي توي همسرت مي بيني به جاي اينکه عصبي بشي براش ناراحت بشي که چرا نمي تونه به عنوان يک انسان فرهيخته اين خصوصيت بد را نداشته باشه.


    چقدر سخته آدم منظورشو با نوشتن برسونه. ببينين ما تا تقريبا سه سال اول زندگيمون بزرگترين مشکلمون مساله ايرادگيري همسرم از همه و به خصوص من بود که الان شدتش روي من بيشتر و روي بقيه کمتر شده و به يک سري افراد خيلي حساسه. من اگه براتون از اوايل عقدم بگم که چي ميديدم و من اصن حتي ذره اي ناراحت نميشدم ميگين با خودتون اين سيب زميني بوده!! اما بر اثر اينهمه فشار که بهم اومد الان ديگه همه چيزو ميبينم. حرفاي معني دار خانواده شوهر، تحقيرهاي شوهر، کاستي ها... همه رو ميبينم و فکر نکنين حق به جانبم مثل همسرم.پر از عذاب وجدانم که من چم شده؟ اين افکار چيه؟ اما من اينم و با حرف اين کار بده که عوض نميشم. اينقدر کشيدم که نميتونم ديگه راحت از کارهاي همسرم بگذرم. با اين اوصاف چطوري تمرکزم از شوهرم بردارم؟ به خدا همين الان که پر از ناراحتي ازشم اگه اون عينک سياهشو از روي من برداره من راحت و آزاد ميشم و ديگه ميتونم رفتارهاي خودش و خانوادش برام بي اهميت بشه و ناراحت نشم... با اين وضع من چطوري تمرکزم از روي همسرم بردارم؟


    بهترين راه کنترل روي احساساتت هست سعي کن اونها رو شناسايي کني .به وجود اومدن احساس هيچ اشکالي نداره زملني که احساس روي رفتار شما تاثير مي ذاره اينجا مشکل سازه .بايد اونها رو کنترل کني.

    مثلا موقعي که همسرت به اشتباه سر شما داد مي کشد شما عصبي مي شويد و يا خشمگين چرا؟
    بايد علت خشمگين شدنتون رو شناسايي کني شايد چون حس مي کني اون حق نداره شما رو تحقير کنه خوب تحقير کردن کي روي ما آدم ها تاثير مي ذاره وقتي از عدم اعتماد به نفس رنج مي بريم خوب اگر اونقدر اعتماد به نفس پيدا کني در چنين شرايطي براي همسرت ناراحت مي شي که چرا اينقدر احساس ضعف داره که با داد کشيدن مي خواد برتري خودش رو به اثبات برسونه. و سعي مي کني در اون حالت بهترين کار رو براي اينکه آروم بشه انجام بدي.

    واقعا اين براي خودم هم سواله که چرا من با پرخاشگري و فحش هاي همسرم اينقدر به هم ميريزم؟ من که ميدونم آدم ضعيف بقيه رو تحقير ميکنه چرا پس اينقدر متلاشي ميشم؟ چطوري عزت نفس پيدا کنم که ديگه برام اين رفتارهاش مهم نباشه؟ اگه براي من مهم نباشه باعث نمیشه که ديگه اين رفتارشو با حس خوشايند درستي مکررا تکرار کنه و در آينده جلو بچه هم همينطور باشه؟؟؟؟

    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط setare_000 نمایش پست ها
    ) سعي كن قبل از هرچيزي ديد خودت رو نسبت به زندگي و همسرت عوض كني، الان هروقت مي خواي ازش حرف بزني با يه ديدگاه شروع مي كني و اون هم اينكه چقدر خودخواهانه داره برخورد ميكنه! شايد اصلا تو راست ميگي ولي وقتي ديدت رو عوض كني معني زندگي برات عوض ميشه.
    حالا من يه مثال ميزنم: من كارم طوريه كه دو شيفت سركار ميرم. از صبح تا ساعت 9 شب! و خب بين اين دو شيفت به اندازه سه ساعت خونه م كه مي خوام برم بخوابم. همسرم كارش طوريه كه از صبح تا ساعت 6 رو يكسره سركاره و حتي مجبوره ناهارش رو سركار بخوره. حالا ساعت 2 من بهش زنگ زدم و ميگم ميخوام برم بخوابم. با يه حالتي كه من حسادت رو تو صداش حس ميكنم به من ميگه خوش به حالت! هرچي با خودم كلنجار ميرم كه پس چرتا ساعت 9 كه سركارم رو نميبينه و چرا داره با من اينطوري احمقانه رقابت ميكنه، و خب الان مي تونم يه بحث حسابي راه بندازم يا به قولي سكوت كنم كه دعوا نشه!! ولي راه حل من چيه؟ ميگم خب اگه دوست نداري نميخوابم! من عذاب وجدان ميگيرم وقتي تو سركاري و ... خب من حرفي رو زدم كه فقط نشون از دركش داشت از اينكه يه سره كار كردن هم واقعا عذاب آوره. اون هم از موضع خودش پايين مياد و ميگه نه عزيزم تو استراحت كني انگار من استراحت كردم! مي بيني من اصلا نيازي ندارم خودم رو بهش ثابت كنم و اون هم اين حس بهش دست نميده. فقط كافيه از جملاتي استاده كنيم كه اين حسو به طرفمون بديم "براي من تو مهمي"
    من روي اين نحوه برخورد و کلا مشابهش فکر کردم. به اين نتيجه رسيدم که من چون خيلي از درون پر از احساس هاي منفي نسبت به همسرمم نميتونم اين کارهارو بکنم و کلا آزادانه برخورد کنم.
    همسرم هم توان شنيدن هيچ انتقاد يا دردودلي از من رو نداره. چطوري ارامش دروني پيدا کنم و واقعا تخليه بشم؟ من پر شدم لبريزم از حرفاي نگفته به همسرم که باعث ميشه تو بازي هرکي بدتر باشه برده بين ما شرکت کنم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط آنیتا123 نمایش پست ها
    نمیگم مغروری ولی اگه بیشتر روی تواضعت کار کنی شاید شوهرت از این حالت رقابت شدید در بیاد.

    .
    اگه از هر کس که منو میشناسه حتی صمیمیترین دوستم بپرسین میگه من خیلی زیادی هم متواضعم!!!!!!! اما من با خوندن نوشته شما خیلی فکر کردم فهمیدم اینجا یک سوء برداشت بقیه میکردن و همسرم درستر منو شناخته.
    ضعف اعتماد به نفس با تواضع خیلی فرق داره و من به اشتباه اولی رو داشتم! درصورتی که خصلت پسندیده دومیه و خیلی هم سخته که بین این دو تمیز قائل بشیم.
    میشه بیشتر از تفاوت این دو بگین؟و آدم متواضع چه آدمیه و چی فکر میکنه درباره خودشو بقیه؟
    ویرایش توسط شمیم الزهرا : سه شنبه 25 فروردین 94 در ساعت 19:48

  4. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام شمیم الزهرا

    یادته صد سال پیش قرار بود با هم شروع کنیم به تمرین رفتار جرأتمندانه؟

    من بالاخره امسال شروع کردم. تو نمی خوای شروع کنی؟

    وقتی شروع کنی، متوجه می شی که رفتار مسئولانه داره درت تقویت می شه.

    برای من که تجربه ی شیرینیه. و می تونم بگم شیرین ترین خاطرات امسالم با این نوع تفکر رقم خورد.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  5. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (چهارشنبه 26 فروردین 94)

  6. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 اردیبهشت 95 [ 02:16]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    442
    سطح
    8
    Points: 442, Level: 8
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 39 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شمیم زهرای عزیز سلام
    بزار یه چیزی رو بهت بگم.تو رابطه ی زن و مرد هیچچچچچ جای بحث سیاسی و عقیدتی نیست!!! شما فقط باید از وجود هم، کنار هم لذت ببرین..من خودم شخصا ایدئولوژی خودمو دارم ولی وقتی کنار شوهرم هستم این حرفا رو میزارم کنارررررر!!!فقط به هم عشق میدیم،حتی به شوخی میگم بهش ببین من دوست دخترتم هوای منو داشته باش ممکنه فردا نباشم:-d !هرچی هم اون میگه میگم درسته ...،بارها بهش گفتم اگه تو بگی ماست سیاهه قبول دارمممممممم چون تو میگی!!!
    اینطوری خودتو لوس کن واسش!!شما نه رقیب سیاسی هستین نه مبلغ مذهب!!شما فقط زن و شوهرین و باید به هم آرامش بدین.همییییین به همین سادگی...
    من 21 سال از زندگی ام میگذره و زندگی عاشقانه ای دا یم، البته چند سال اول اینطور نبود، اونم یه عشق قدیمی داشت ولی همچین جاشو گرفتم که میتونم قسم بخورم هیچی از اون تو ذهنش نمونده!!!حتی یه بار دیدش ولی نشناخت!!!عزیزم مردا برای رام شدن نیاز دارن که توسط زنشون دیده بشن، نیاز دارن ما به اونا قدرت بدیم..بگیم ا ره حرف حرف تویه!!!
    ولی در واقع این ماییم که فرمانروایی میکنیم اونم یواشکی!!!تو فقط زن اش باش، عشقش باش.ارزش هاتو نگه دار برای خودت،زندگی این ج
    ی نیست.عشقش باش..زندگیتو بیخودی داری خراب میکنیص

  7. 5 کاربر از پست مفید khazanhamishegi تشکرکرده اند .

    parsa1400 (جمعه 04 اردیبهشت 94), setare_000 (سه شنبه 25 فروردین 94), واحد (شنبه 29 فروردین 94), آنیتا123 (چهارشنبه 26 فروردین 94), شمیم الزهرا (چهارشنبه 26 فروردین 94)

  8. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 فروردین 96 [ 14:28]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    6,459
    سطح
    52
    Points: 6,459, Level: 52
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    305

    تشکرشده 406 در 145 پست

    Rep Power
    51
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیزم بابت تاخیر ببخشید.

    من روي اين نحوه برخورد و کلا مشابهش فکر کردم. به اين نتيجه رسيدم که من چون خيلي از درون پر از احساس هاي منفي نسبت به همسرمم نميتونم اين کارهارو بکنم و کلا آزادانه برخورد کنم.
    همسرم هم توان شنيدن هيچ انتقاد يا دردودلي از من رو نداره. چطوري ارامش دروني پيدا کنم و واقعا تخليه بشم؟ من پر شدم لبريزم از حرفاي نگفته به همسرم که باعث ميشه تو بازي هرکي بدتر باشه برده بين ما شرکت کنم...
    سلام به روي ماهت
    شميم جان خيلي خوشحالم كه به اينجا رسيدي. الان رو نقطه درستي هستي. يعني درست فكر كردي كه به اين نتيجه گيري رسيدي.

    مي دونم كه حساي منفي باعث ميشن نتوني ديدگاه مهربانانه نسبت به يه نفر پيدا كني. ولي بايد اين كارو بكني. خيليييييي هم سخته ولي ناممكن نيست. اصلا انتظار نداشته باش كه تو يه هفته برخوردت با همسرت زير و رو بشه. كم كم پيش برو. راستش من هنوز نفهميدم چرا واسه ما ابراز احساسات و با مهر رفتار كردن خيلي سخت تر بروز خشم و عصبانيته! يعني چرا واسه اولي هي دل دل كي كنيم ولي واسه ابراز ناراحتي اصلا نياز به فكر كردن نداريم! خودمو هم مي گما! اما مي دوني اون جايي كه تو اولين قدم رو بر مي داري بعدش انقدرررررر خودت احساس آرامش و سبكي داري. امروز خودم يه رفتار اين مدلي داشتم با كلي دل دل كردن ولي الان اين مدليم

    من اصلا ازت انتظار ندارم يه شبه معجزه كني. فقط يه قدم كوچولو رو بردار. دو روز بعد بكنش دو تا. روز بعدش بازم دوتا. اصلا نمي خواد فكر كني يهويي قراره تغيير كني. مي دوني خوبي اين زمان دادن ديگه چيه؟ اينكه فرصت بيشتري پيدا مي كني تا رفتارهات رو زير بار فكر ببري. اينكه استرس نميگيري مبادا اشتباه كني. خودت ميدوني كه الان تو دوره آزمون و خطايي.

    براي حساي منفي كه تو وجودت جمع شدن فعلا رو همسرت حساب باز نكن. اينجا ما هستيم. بيا با ما دردو دل كن. من خيلي دوست دارم بياي حرفا و فكرايي كه به ذهنت ميرسن با ما به اشتراك بذاري. يا از قدم كوچولوهات برامون تعريف كني. منتظرت هستيم

  9. کاربر روبرو از پست مفید setare_000 تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (چهارشنبه 26 فروردین 94)

  10. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام شمیم جان

    کمبود اعتماد به نفس معمولا باعث رفتارهای نامناسب میشه.این یعنی شما اونجور که باید و شاید خودتون رو نپذیرفتین و قبول ندارین.

    فکر میکنم فرقش با تواضع اینه که آدم متواضع خودش رو پذیرفته و قبول داره با این حال نیازی نداره این رو به بقیه اثبات کنه.

    مثلا شما اگه بخوای متواضع رفتار کنی برات مهم نیست که توی بحث با شوهرت بازنده باشی و این حس رو به اون بدی که اون برنده هست.(نه با بیمحلی و رفتارهای

    منفعلانه)

    بهت گفتم که من خودم زیاد اهل بحث بودم و کم نمیاوردم.ولی الان در برخورد با نامزدم اگرم اون حرفی بزنه که من فکر میکنم اشتباست وانمود میکنم حرفش رو قبول دارم

    و بعضی وقتها حتی یه چیز جدید ازش یاد گرفتم.

    منظورم صحبتهایی در مورد زندگی خودمون نیست.در اون موارد من حرفم رو میزنم.ولی در مواردی که به اطلاعات عمومی مربوط میشه و یا بحثهای مذهبی سیاسی

    من این اجازه رو بهش میدم که اون برنده باشه.

    اگه بیش از حد باهاش کل کل کنی و از شخصیت زنانه و عشوه گر برای شوهرت فاصله بگیری این رو هم در نظر بگیر که ممکنه کم کم جذابیت رو به عنوان یه زن براش

    از دست بدی.

  11. 2 کاربر از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده اند .

    واحد (شنبه 29 فروردین 94), شمیم الزهرا (چهارشنبه 26 فروردین 94)

  12. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 خرداد 94 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-02
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    548
    سطح
    10
    Points: 548, Level: 10
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 30 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست خوبم .
    من عضو جديد انجمن هستم و تمامي پست هايي كه لينكش رو گذاشته بوديد رو به دقت خوندم .پاسخ هاي دوستان را نخوندم شايد عرايض بنده هم شبيه اونا باشه ..اما به نظرم تنها شوهرتون نيست كه مقصره.شايد شما مذهبتون رو سدي براي رسيدن اون به اهداف و علاقه مندي هاش قرار داديد.و به نوعي جدي ترين مشكل شما هم همينه ..اينكه شما در مقابل حساس بودن همسرتون به مذهب بخوايد گناه كنيد و يا واجباتتون رو انجام نديد نشان دهنده ي نوعي ضعفه .سعي كن قبل از هرچيز خودت به نوعي ثبات برسي...اينكه آدم مذهبي و پايبندي هستي و يا آدم راحت و البته به نظرم با توجه به اينكه زندگيتون در خطره سعي كن به تنه ي دين بچسبي.و زياد به مسائل جانبي مشغول نشي .اينكه شما در محل كارت با آقايون ارتباط داشته باشي ي چيز كاملا طبيعيه.چرا خودت رو از قبل آماده كردي كه اين مشكل ساز باشه.و ضمنا هيچوقت براي تلافي كارهاي كسي كه تاييدش نمي كني ازش تقليد نكن.اجازه بده اون خوب بودن رو از شما ياد بگيره.بعد دعواها وقتي معذرت خواهي كرد ديگه به اصطلاح خرمن هاي كهنه رو به باد نده ...و دعواي گذشته رو بازش نكن ..دوست گلم تو دعوا شيريني و شكلات پخش نمي كنند فحش و بدبدهني و كتك و بي احترامي نتايجي هست كه از دعوا مياد بيرون.سعي كن وقتي عصبانيه شما آروم باشي .نكاتي كه بنده توصيه مي كنم حتمن در نظر داشته باشي
    1-خودت رو بيخود در مقابل خانواده اش قرار نده.شايد اونا تنها كسايي باشن خيرخواه پسرشون باشن.
    2-مشكل سردمزاجي تو كه دليلش كم شدن علاقه به همسرته حل كن و اون هم بايد براش برنامه ريزي بشه.سعي كن بهش پيشنهاد بدي كه باهم يه مسافرت كوتاه بريد.ي جايي كه از محيط خونه ي مدت دور باشيد.بدون مناسبت يه كادو براش بگير ...خلاصه يه مدت بهش محبت كن حتي اگر واقعا دلت نمي خواد و بعدش منتظر تغييرات بزرگي تو زندگيت باشه .....محبت ..محبت و محبت ..هيچوقت فراموش نكن ...چرا ادما هميشه مادرشون رو دوست دارند؟چون مهربانترينه..چون خطاهاي آدم رو مي بخشه ..چون هيچوقت بچه شو رها نمي كنه...
    3-زن عصباني مردها رو به طرز عجيبي به هم ميريزه ..هيچوقت صدات رو روي شوهرت بلند نكن حتي اگر در حال انفجار باشي ..اين رو از تجربيات صدها زن و مرد متوجه شدم .
    4-و اينو با عصبانيت بهت مي گم لطفا هيچوقت خودت رو با دختر خالش مقايسه نكن ..چون اين مرد الان شوهرتوئه و شايد همون دختر خاله حسرت يك لحظه از زندگي شما رو مي كشه ..
    5-مشكلات زندگيتو زياد با مادر پدرت در جريان نذار اونا ناخودآگاه بخاطر علاقه اي كه به شما دارن در مقابل همسرتون جبهه مي گيرند.و اين وضعيت رو بدتر مي كنه.
    6-از اوقات فراغتتون به خوبي استفاده كن.مذهبي بودن و يا حجاب شما مانع از اين نميشه كه با همسرت به مهموني دوستانه بري .يا ي جوري برخورد كن كه خودشوموظف بدونه هفته اي روز برين بيرون.تو جمع خانواده و دوستاش هميشه در مركز توجهت قرارش بده.از خوبي هاش بگو .
    7و در نهايت خودتو زير پاي شوهرت له نكن....دوست دارم برداشتت از اين حرفم اين نباشه كه باهاش بجنگ نه ....مهربون باش و شخصيت خودت رو هم حفظ كن...اينا رو كه ميگم فكر نكن تو زندگي خودم مشكل نيست .شوهر من هم عمرانيه و ي زندگي شبيه تو ...اما يه چيزي براش قانون شده غروباي جمعه حتي اگر در بدترين شرايط عاطفي باشيم و باهم قهر باشيم منو ميبره بيرون (چون واقعا غروباي جمعه برام دلگيره چون مادرم رو يه همچين ساعتي از دست دادم)و اين باعث ميشه يه خورده هردومون آروم بشيم و درباره ي مشكلات و اشتباهاتمون صحبت كنيم...

  13. کاربر روبرو از پست مفید مهتا 68 تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (پنجشنبه 27 فروردین 94)

  14. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میشل نمایش پست ها
    سلام شمیم الزهرا

    یادته صد سال پیش قرار بود با هم شروع کنیم به تمرین رفتار جرأتمندانه؟
    من بالاخره امسال شروع کردم. تو نمی خوای شروع کنی؟

    وقتی شروع کنی، متوجه می شی که رفتار مسئولانه داره درت تقویت می شه.

    برای من که تجربه ی شیرینیه. و می تونم بگم شیرین ترین خاطرات امسالم با این نوع تفکر رقم خورد.
    سلام چقدر خوشحال شدم میشل عزیز که به تایپیکم سر زدی.
    من این لینک رو
    http://www.hamdardi.net/thread-18343.html
    مطالعه کردم چیز دیگه هم غیر این هست که بخونم در این رابطه؟
    رفتار جراتمندی رو شروع کردم اما فعلا از طریق نامه! و از همسرم قول گرفتم که تمامی صحبت ها با نامه باشه (چون وقتی نامه مینویسه میخونه حرفاشو و خیلی بهتر صحبت میکنه نه دیگه داد میزنه سرم نه فحش میده و نه تحقیر میکنه) البته هنوز کامل نشده. دارم اهدافم از زندگی و کمبودهای زندگی مشترکمون و اشکالاتش رو مینویسم و ازش میخوام برای تک تکش نظرشو بگه و راهکارشو بگه.
    خوبه به نظرتون؟

    khazanhamishegi عزیز خداروشکر که از زندگیتون راضین ممنونم بابت حرفات
    مارینا و آنیتا عزیز ممنونم از پستاتون

    نقل قول نوشته اصلی توسط setare_000 نمایش پست ها
    سلام به روي ماهت
    شميم جان خيلي خوشحالم كه به اينجا رسيدي. الان رو نقطه درستي هستي. يعني درست فكر كردي كه به اين نتيجه گيري رسيدي.

    مي دونم كه حساي منفي باعث ميشن نتوني ديدگاه مهربانانه نسبت به يه نفر پيدا كني. ولي بايد اين كارو بكني. خيليييييي هم سخته ولي ناممكن نيست. اصلا انتظار نداشته باش كه تو يه هفته برخوردت با همسرت زير و رو بشه. كم كم پيش برو. راستش من هنوز نفهميدم چرا واسه ما ابراز احساسات و با مهر رفتار كردن خيلي سخت تر بروز خشم و عصبانيته! يعني چرا واسه اولي هي دل دل كي كنيم ولي واسه ابراز ناراحتي اصلا نياز به فكر كردن نداريم! خودمو هم مي گما! اما مي دوني اون جايي كه تو اولين قدم رو بر مي داري بعدش انقدرررررر خودت احساس آرامش و سبكي داري. امروز خودم يه رفتار اين مدلي داشتم با كلي دل دل كردن ولي الان اين مدليم
    من اصلا ازت انتظار ندارم يه شبه معجزه كني. فقط يه قدم كوچولو رو بردار. دو روز بعد بكنش دو تا. روز بعدش بازم دوتا. اصلا نمي خواد فكر كني يهويي قراره تغيير كني. مي دوني خوبي اين زمان دادن ديگه چيه؟ اينكه فرصت بيشتري پيدا مي كني تا رفتارهات رو زير بار فكر ببري. اينكه استرس نميگيري مبادا اشتباه كني. خودت ميدوني كه الان تو دوره آزمون و خطايي.

    براي حساي منفي كه تو وجودت جمع شدن فعلا رو همسرت حساب باز نكن. اينجا ما هستيم. بيا با ما دردو دل كن. من خيلي دوست دارم بياي حرفا و فكرايي كه به ذهنت ميرسن با ما به اشتراك بذاري. يا از قدم كوچولوهات برامون تعريف كني. منتظرت هستيم
    ستاره عزیز و مهربونم ممنونم که همراهمی
    واقعا همینطوره منم گاهی فکر میکنم که چرا من اینطوریم؟ چرا مثلا وقتی همسرم ناراحته من سریع ناراحت میشم به جای اینکه روحیشو عوض کنم و شوخی کنم؟
    دلم میخواد این خصلتو اصلاح کنم تا لااقل بچم مثه من نباشه و اذیت نشه چون به عینه میبینم که من چقدر شبیه مادرمم

    من جمع بندی که از حرفای مفید شما و بقیه داشتم به این نتیجه رسیدم که من اقتدار همسرمو به خوبی حفظ نکردم و شاید به خاطر اینه که در قبال مسائل مختلف میخواد قدرتشو ثابت کنه و بحث راه میندازه. کلید مردو دوباره گوش دادم و همشو خلاصه کردم و برای خودم تکلیف گذاشتم. دارم سعی میکنم همه کارها و خوبی های ریزشو ببینم و به زبون بیارم.
    در این راه اگه لینک یا پیشنهادی دارین لطفا بهم بگین؟

  15. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام شمیم الزهرا عزیزم...خوبی
    همیشه بهم میگفتی منوتو وجه اشتراکهای زیادی توی زندگیمون داریم واسه همین خواستم کارهایی که میکنم ونتیجه هایی که گرفتم روبهت بگم
    ببین منوتوهردویه جورایی منفعلیم وهردومون خیلی دوست داریم همه منطقمون روبپذیرن اما متاسفانه روشش روبلد نیستیم...دوست داریم همسرهامون به اندازه خودمون قبولمون داشته باشن وحرفها ومنطقمون روبپذیرن!!!
    اماخب سخته واسشون ونشدنیه...

    من دیگه ازاون فاز همیشه حق به جانب دراومدم...مثلا من همیشه توی دعوا میخواستم منطقم روبه شوهرم بقبولونم!!
    اماالان دیگه اینجورنیستم...یه کوچولو بازهم میگم یه کوچولو رفتارجراتمندانه روپیاده کردم...وقتی ناراحته وعصبانیه باهاش همدلی میکنم...گاهی هم سکوت میکنم تاآروم بشه بعد بااس فرستادن واسش توضیح میدم که قصدم چی بوده...البته خیلی محترمانه که دوباره تحریک نشه...یه جورایی مثل نوشته های تاپیک جراتمندی...آخه نوشتنشون راحته اما به زبون آوردنشون سخت!!!

    شمیم عزیزم میدونم خیلی سختی کشیدی وبیشترروزهای متاهلیت درک نشدی اما تاحدودی مقصر خودمون بودیم که رفتاردرست رونمیدونستیم...
    من الان خیلی زیاد به شوهرم محبت میکنم...نیازی که واسش کم گذاشتم وخانوادش هرروز این نیازوبرطرف میکردن...کلا روش حرف زدنشون اینجوریه...پرازتایید وتحسین وتشکر...البته وقتهایی که باهم خوبن!!!

    شوهرم اخلاقش خیلی بهترشده باوحوداینکه زمان کمیه من تغییر رفتاردارم...شدم مثل این پرنسس هایی که دلبری میکنن وهمسرمم فقط دلش میخوادبهم نزدیک بشه...
    قصد دارم هیچوقت این روش روترک کنم...وقتهایی هم که ازهم دلخورمیشیم گفتم چکارمیکنم!!بازهم بامحبت ودلبری کردن حق وحقوقم روبهش یادآوری میکنم
    فعلا که دارم نتیجه میگیرم...وحسرت این چهارسال به دلم مونده که خیلی زودترمیتونستم شوهرموفقط فقط مال خودم کنم!!!

    شوهرت میره سرکار...خرید میکنه...یه کارکوچولو توی خونه انجام میده...لبخندمیزنه..صحبت میکنه.......توهمه اینهاروببین وارزش بده بهش...تشکرکن...دوبرابرلبخندب زن.
    میره سرکارواسش ابرازدلتنگی کن تابرمیگرده...وقتی میاد که دیگه باید نشون بدی چقدرجاش خالیه...چقدرتوی تک تک ثانیه ها به وجودش احتیاج داری....
    اینهاروازته دل انجام بده وواسه رضایت خدا....بعدمیبینی چه آرامشی پیدا میکنی

    باورکن به همین سادگیه...زیادهم سخت نگیروفلسفی بازی درنیار...مردها خیلی ساده ترازاین چیزها هستن

    موفق باشی دوست عزیزم
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  16. 4 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    setare_000 (جمعه 28 فروردین 94), میشل (جمعه 28 فروردین 94), آنیتا123 (شنبه 29 فروردین 94), شمیم الزهرا (جمعه 28 فروردین 94)

  17. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    خواهش می کنم عزیزم

    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    رفتار جراتمندی رو شروع کردم اما فعلا از طریق نامه! و از همسرم قول گرفتم که تمامی صحبت ها با نامه باشه (چون وقتی نامه مینویسه میخونه حرفاشو و خیلی بهتر صحبت میکنه نه دیگه داد میزنه سرم نه فحش میده و نه تحقیر میکنه) البته هنوز کامل نشده. دارم اهدافم از زندگی و کمبودهای زندگی مشترکمون و اشکالاتش رو مینویسم و ازش میخوام برای تک تکش نظرشو بگه و راهکارشو بگه.
    خوبه به نظرتون؟
    به نظرم که اینکار کاملا منفعلانه ست...

    پیش بینی من اینه که اینکار نه تنها نتیجه مثبتی نداره، بلکه روابط رو سنگین تر هم می کنه.

    تو با اینکار انواع حس های منفی رو در همسرت ایجاد می کنی.

    من نمیدونم چرا تا اسم رفتار جراتمندانه میاد، اکثرا فکر می کنن این یعنی اینکه ناراحتیشون رو ابراز کنن؟ اونم به شیوه های منفعلانه.....

    از نظر من یه محک برای اجرای درست رفتار جراتمندانه اینه که اتفاقا سطح ناراحتی فرد از دیگران پایین تر میاد. چون وقتی آدم مسئولیت شرایطش رو با شهامت بپذیره، و سهم خودش در داشته هاش رو ببینه، دیگه دلیل بسیار کمتری برای ناراحتی از دیگران پیدا می کنه.

    وقتی ما حقوق فردی دیگران رو درست تشخیص بدیم، متوجه می شیم خیلی جاها اصلا حق نداشتیم از کسی ناراحت بشیم. چون اون کاری خلاف حقوقش انجام نداده. بلکه اتفاقا این ما بودیم که نتونستیم به حقوق اون احترام بگذاریم.

    شمیم الزهرا من فکر می کنم تو هنوز درک درستی از رفتار جراتمندانه نداری.

    این تاپیک هم هست:

    http://www.hamdardi.net/thread-19883.html

    من تاپیکی که لینکش رو گذاشتی، نخوندم. اما تو این تاپیک مثال های زیادی هست. و بعلاوه در مورد خلاقیت عاشقانه در زمان بیان ناراحتی ها گفته شده. و همینطور تکنیک xyz و خیلی چیزهای دیگه.

    از اینها گذشته، هیچوقت تعداد زیادی از ناراحتی رو با هم رو سر طرفت آوار نکن. وقتی اینکارو می کنی اون احساس می کنه در جلب رضایت تو ناتوانه. و دیگه توانی براش نمی مونه که بخواد چیزی رو ترمیم کنه.... در تفکر جراتمندانه، تو باید به فکر این هم باشی که به طرفت کمک کنی تا رفتار درست رو داشته باشه. یعنی تو قراره ایفای نقش کنی.

    اولا با خودت شروع کن.

    دوما وقتی می خوای روی سمت همسرت کار کنی، با چیزهای کوچیک شروع کن. خیلی کوچیک. چیزهایی که انجام دادنش برای همسرت مثل آب خوردن باشه. تا کم کم عادت کنه و اعتماد به نفس پیدا کنه که می تونه تو رو راضی کنه.

    و انتظار هم نداشته باش اون بهت احساس رضایت از زندگی بده.... این خیلی اشتباهه... اگه تو مسئول نیکبختی یک انسان (خودت) نباشی، دیگه چه دلیلی داشته که خلق بشی؟؟

    تو مسئولی... و باید اقدام کنی. رفتار جراتمندانه یعنی اینکه تو شهامت زیستن رو داشته باشی، نه اینکه طومار درست کنی از ناراحتی هات و بدی دست یکی دیگه.....

    شمیم الزهرا، مسئله اصلا مطالعه کردن نیست... رفتار جراتمندانه با تمرین های خیلی زیاد درمون نهادینه می شه. و اگه از من می شنوی، اولاش اصلا با همسرت کاری نداشته باش. از دوست و مادر و غیره شروع کن. چون اولش قطعا آدم خراب می کنه، تا یاد بگیره. پس با آدمهاییکه احساسات و نگرششون روی زندگیت اثر زیادی نداره، شروع کن. با اونها تمرین کن.

    بازخوردها رو بسنج، رفتارت رو اصلاح کن، بذار خوب خوب یاد بگیری، بعدا بیا سراغ همسرت.

    تا اون موقع دیدت باز تر شده، و بهت قول میدم اگه دیدگاه جراتمندانه ای به زندگی پیدا کنی، دلخوری ها و انتظاراتت از همسرت، خیلی کمتر می شه. و تو هم برای انداختن رابطتون به مسیر درست، توانا تر می شی.

    منتظر موفقیتت هستم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : جمعه 28 فروردین 94 در ساعت 22:21

  18. 6 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    mehdi1392 (سه شنبه 01 اردیبهشت 94), paiize (شنبه 29 فروردین 94), setare_000 (شنبه 29 فروردین 94), واحد (شنبه 29 فروردین 94), آنیتا123 (شنبه 29 فروردین 94), شمیم الزهرا (یکشنبه 30 فروردین 94)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.