بیکار که ننشستم ولی تلاشهام هم به نظر خودم خیلی عالی نبودن شاید میتونست بیشتر باشه. مشکلات ما به دوران عقد برمیگرده ما نتونستیم ارتباط عاطفی و کلامی خوبی بگیریم. اون هنوز همون ذهنیت اون دوران رو نسبت به من داره فکر می کنه رقیبشم یا لجبازی می کنم یا بچه ام. هرچی باهاش حرف میزدم بهش می گفتم که چرا اینهمه گرفته ای یا هرچیز دیگه جوابمو نمیداد . میدونید وقتی من یه حرفی بزنم اون جبهه می گیره و عصبی میشه تا حالا چند بار گفته که از حرفات متنفرم و این حرفا رو نزن.
من با نظر مشاورم یه حرفایی رو میزدم و رفتار می کردم و مشاور هم میگه خوب پیش رفتی ولی دیگه کم آوردم...






علاقه مندی ها (Bookmarks)