به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 46

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array
    فکر کن الان مطلقه هستی
    مشکلاتت رو چگونه حل می کردی ؟
    اون زندگی ایده ال که مد نظرت هست با طلاق ایجاد میشه؟


    >>>> شما بدون داشتن مهارت برای زندگی ازدواج کردی ..لااقل برای جدایی مهارت های لازم را بدست بیار تا کمترین آسیب رو داشته باشی<<<<<
    ویرایش توسط بالهای صداقت : دوشنبه 06 شهریور 96 در ساعت 21:52

  2. 3 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    nasimmng (دوشنبه 06 شهریور 96), گیسو کمند (دوشنبه 13 شهریور 96), شیدا. (دوشنبه 06 شهریور 96)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    فکر کن الان مطلقه هستی
    مشکلاتت رو چگونه حل می کردی ؟
    اون زندگی ایده ال که مد نظرت هست با طلاق ایجاد میشه؟


    >>>> شما بدون داشتن مهارت برای زندگی ازدواج کردی ..لااقل برای جدایی مهارت های لازم را بدست بیار تا کمترین آسیب رو داشته باشی<<<<<
    من دلم ميخاست يه خونه گرم داشتم پر از عشق و احترام
    من تو اين خونه هيچكس رو نتونستم از خودم دعوت كنم
    اصلا همسرم منطق نداره معلوم نيست چي ميخاد
    دائم بهم ميگه نامزد قبليش خيلي بهتر بود
    همش ميگه تو خيلي بدجنس بودي
    من الان تمام نيازهاي مادي و عاطفيم رو خونوادم دارن تاميين ميكنن
    فقط يه خورد و خوراك اينجا دارم، آخه من چقدر بي ارزشم انگار از گرسنگي داشتم ميمردم

  4. #3
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nasimmng نمایش پست ها

    سلام خيلي ممنونم از پيام مفيدتون
    بله درست ميگين همسر من پسووردش دست مادرشه درواقع من هميشه احساس كردم شوهر مادرشه نه من(شايد فكركنين از حسادت ميگم ولي اصلا اينطور نيست. رابطه واقعا عجيبي اين مادر و پسر دارن )
    درمورد خصوصيات خوب من شايد اين باشه: اهل نماز هستم. اصلا به روابط خارج از ازدواج دختر و پسر اعتقاد نداشتم. خونواده خلوتي دارم. از نظر مالي متوسط هستيم. تحصيلات ارشد دارم. از دروغ متنفرم. مهربان و دلسوز هستم. خونه داريم در حد خوبه
    درمورد همسرم: قيافه خوب، تحصيلات دانشجوي دكتري، كارمند، خونه داره ولي ماله مادرشه، وقتي احساس ترس كنه مهربون ميشه!، وقتي سره كيف باشه دست و دلباز ميشه، معتاد نيست، خيانت نديدم

    ................................




    با سلام و احترام




    ممنون از پاسختون .

    خب شما و شوهرتون ویژگیهای خوبی دارید ،،،همه ی این ویژگیها کمک میکنه در حفظ این زندگی با انگیزه تر باشید( هم شماو هم شوهرتون )

    به نظر می یاد شوهر شما به مادرش وابسته هست ،،،شاید نوع تربیتش - نوع فرهنگ اش طوری بود که این جور رفتار را داره ،،،،از طرفی محبت های مادرشوهرتون به فرزندش مثل دادن خانه و ... دلیل بر علت هست .


    به نظرم زیاد با مادرشوهرتون خوب نیستید ،،،



    واقعیتش برای یه مرد خیلی سخته که بین مادر و همسر یکی را انتخاب کنه

    مادر که تمام وجود یه آدمه و همسر که عشق و نیمه گمشدشه

    متاسفانه بعضی از آقایون بی سیاست رفتار می کنند یعنی یکی را فدای دیگری می کنن و یا گاها دیده شد این وسط گیر می کنند

    یعنی بعضی موقعها سمت همسر میرند و بعضی موقع ها سمت مادر،،،،و یا فقط یکی را انتخاب می کنند .

    که باعث میشه اختلافاتی بوجود بیاید و اختلافات باعث میشه هر فردی یار کشی کند ! و به دنبال تیم خودش باشد.



    مشکل شما اینکه می خوای همسرت را در تیم خودت قرار دهی و خانواده همسرت در تیم دیگه

    و مشکل همسر شما هم همینه،،،، و در تیم کشی ایراد داره !

    باید همتون در یک تیم باشید !



    به نظرم اولین کلمه پسورد شوهرتون اینکه با مادر شوهرتون خوب باشید .


    وقتی مادرشوهر فهمید که عروسشون ( شما) حامی پسرشونه ،،،دخالت و مهربانی های افراطی کم تر میشه و به شما اعتماد می کنند .

    وقتی شوهر این قضیه را فهمید ،،،وقتی احترام شما را فهمید ،،،بیشتر سمت شما می یاد



    قدرت و سیاست خودتون را با مهربانی و مدار بودن نشان دهید نه با جرو بحث و دعوا ،،،

    شوهرتون را امر به معروف و نهی از منکر نکنید و معلم او نباشید




    شرایط شما قابل درکه ،،،لذا اول باید آرامش خودتون را حفظ کنید و با برنامه جلو برید

    واقعیتش قبول دارم برخورد با این گونه خانواده یکم سیاست می خواد ،،،

    پس خودتون را تجهیز کنید .( مهارت های ارتباطی )



    در مورد خرجی هم یه مدت بحث را کش ندید

    و فقط نیازهای ضروری که دارید را با دلیل و علت بهش بگید .

    می تونه با نوشتن نامه این کار انجام بشه .


    امکان داره درخواست شما رد بشه ،،،،باید هوش احساسی تون را بهتر کنید .



    تلاش کنید کلمات پازل پسورد را پیدا کنید .



    موفق باشی خانم دکتر .

    ​
    ​​​
    ویرایش توسط باغبان : دوشنبه 06 شهریور 96 در ساعت 23:08

  5. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    nasimmng (سه شنبه 07 شهریور 96), میس بیوتی (چهارشنبه 08 شهریور 96)

  6. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    ................................




    با سلام و احترام




    ممنون از پاسختون .

    خب شما و شوهرتون ویژگیهای خوبی دارید ،،،همه ی این ویژگیها کمک میکنه در حفظ این زندگی با انگیزه تر باشید( هم شماو هم شوهرتون )

    به نظر می یاد شوهر شما به مادرش وابسته هست ،،،شاید نوع تربیتش - نوع فرهنگ اش طوری بود که این جور رفتار را داره ،،،،از طرفی محبت های مادرشوهرتون به فرزندش مثل دادن خانه و ... دلیل بر علت هست .


    به نظرم زیاد با مادرشوهرتون خوب نیستید ،،،



    واقعیتش برای یه مرد خیلی سخته که بین مادر و همسر یکی را انتخاب کنه

    مادر که تمام وجود یه آدمه و همسر که عشق و نیمه گمشدشه

    متاسفانه بعضی از آقایون بی سیاست رفتار می کنند یعنی یکی را فدای دیگری می کنن و یا گاها دیده شد این وسط گیر می کنند

    یعنی بعضی موقعها سمت همسر میرند و بعضی موقع ها سمت مادر،،،،و یا فقط یکی را انتخاب می کنند .

    که باعث میشه اختلافاتی بوجود بیاید و اختلافات باعث میشه هر فردی یار کشی کند ! و به دنبال تیم خودش باشد.



    مشکل شما اینکه می خوای همسرت را در تیم خودت قرار دهی و خانواده همسرت در تیم دیگه

    و مشکل همسر شما هم همینه،،،، و در تیم کشی ایراد داره !

    باید همتون در یک تیم باشید !



    به نظرم اولین کلمه پسورد شوهرتون اینکه با مادر شوهرتون خوب باشید .


    وقتی مادرشوهر فهمید که عروسشون ( شما) حامی پسرشونه ،،،دخالت و مهربانی های افراطی کم تر میشه و به شما اعتماد می کنند .

    وقتی شوهر این قضیه را فهمید ،،،وقتی احترام شما را فهمید ،،،بیشتر سمت شما می یاد



    قدرت و سیاست خودتون را با مهربانی و مدار بودن نشان دهید نه با جرو بحث و دعوا ،،،

    شوهرتون را امر به معروف و نهی از منکر نکنید و معلم او نباشید




    شرایط شما قابل درکه ،،،لذا اول باید آرامش خودتون را حفظ کنید و با برنامه جلو برید

    واقعیتش قبول دارم برخورد با این گونه خانواده یکم سیاست می خواد ،،،

    پس خودتون را تجهیز کنید .( مهارت های ارتباطی )



    در مورد خرجی هم یه مدت بحث را کش ندید

    و فقط نیازهای ضروری که دارید را با دلیل و علت بهش بگید .

    می تونه با نوشتن نامه این کار انجام بشه .


    امکان داره درخواست شما رد بشه ،،،،باید هوش احساسی تون را بهتر کنید .



    تلاش کنید کلمات پازل پسورد را پیدا کنید .



    موفق باشی خانم دکتر .
    خيلي ممنونم از توجهتون
    من تا قبل از اين ماجرا با مادرش خوب بودم ولي تو اين ماجرا به قول خودشون اون روشو نشون داد
    من هيچ وقت پشت سر مادرش حرفي نزدم
    بهش ميگم نيازهاي ضروري منو تو بايد برطرف كني ميگه خودت داري اگه نداري بايد جلوي همه فاميل خونوادت بگن كه دروغ بوده ما بهش نميديم ولي از روز اول خونوادم دادن من اگه چيزي ميموند پس انداز ميكردم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    گوشهاش را سفت بسته و مرتب حرفهای خودش را تکرار می کنه.

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 دی 97 [ 18:42]
    تاریخ عضویت
    1395-10-20
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    2,250
    سطح
    28
    Points: 2,250, Level: 28
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    35

    تشکرشده 87 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نسیم جان من فکر میکنم شما با اینکه خیلی جاها حق داری ولی طرز بیان و برخورد خوبی نداری. اینکه همسرت با دو تا کلمه عاطفی احساساتی شد و پول داد نشون میده که پتانسیل گفتگوی عاطفی و نرم شدن رو داره پس چرا استفاده نمیکنی ازین فرصت؟ ببین دوست عزیز اگر به بهترین مرد دنیا هم بگی پول بده یا بزار تو خونت بمونم چون وظیفته و حق قانونی منه پا پس میکشه و ازین رابطه دلسرد میشه. شما باید روش برخورد با همسرت رو بطور کلی عوض کنی. مثلا از همون مورد زرد الو که تعریف کردی برداشت من این بود که شما فرصت سوزی کردی. از یک طرف میگی محل من نمیزاره از طرف دیگه وقتی میاد جلو (به هر طریقی و به هر بهانه ای) هول میدی عقب. خوب عزیزم انتظار نداشته باش رابطه ای که انقدر خراب شده یکمرتبه ازین رو به اون رو بشه.... باید قدم به قدم پیش بره و درست بشه.
    مثلا توی همون مورد زرد الو میتونستی توضیح بدی براش. وسطش هم چند تا شوخی و خنده و باب اشتی رو با ملایمت و زیر پوستی باز کنی و یک قدم به جلو...
    به نظر من به جای صحبت منطقی و درخواستهای مکرر برای پول منتظر یک فرصت باش که پیش بیاد و با زیرکی ازون فرصت برای اشتی استفاده کن. انتظارات خودت رو تعدیل کن مثلا انتظار نداشته باش بیاد بگه نسیم منو بخش من غلط کردم! الان باید قدم به قدم رابطه رو دوباره بسازی عزیزم.

  8. 3 کاربر از پست مفید niloofar_aabi تشکرکرده اند .

    nasimmng (چهارشنبه 08 شهریور 96), آرام 10 (شنبه 11 شهریور 96), بالهای صداقت (دوشنبه 13 شهریور 96)

  9. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofar_aabi نمایش پست ها
    نسیم جان من فکر میکنم شما با اینکه خیلی جاها حق داری ولی طرز بیان و برخورد خوبی نداری. اینکه همسرت با دو تا کلمه عاطفی احساساتی شد و پول داد نشون میده که پتانسیل گفتگوی عاطفی و نرم شدن رو داره پس چرا استفاده نمیکنی ازین فرصت؟ ببین دوست عزیز اگر به بهترین مرد دنیا هم بگی پول بده یا بزار تو خونت بمونم چون وظیفته و حق قانونی منه پا پس میکشه و ازین رابطه دلسرد میشه. شما باید روش برخورد با همسرت رو بطور کلی عوض کنی. مثلا از همون مورد زرد الو که تعریف کردی برداشت من این بود که شما فرصت سوزی کردی. از یک طرف میگی محل من نمیزاره از طرف دیگه وقتی میاد جلو (به هر طریقی و به هر بهانه ای) هول میدی عقب. خوب عزیزم انتظار نداشته باش رابطه ای که انقدر خراب شده یکمرتبه ازین رو به اون رو بشه.... باید قدم به قدم پیش بره و درست بشه.
    مثلا توی همون مورد زرد الو میتونستی توضیح بدی براش. وسطش هم چند تا شوخی و خنده و باب اشتی رو با ملایمت و زیر پوستی باز کنی و یک قدم به جلو...
    به نظر من به جای صحبت منطقی و درخواستهای مکرر برای پول منتظر یک فرصت باش که پیش بیاد و با زیرکی ازون فرصت برای اشتی استفاده کن. انتظارات خودت رو تعدیل کن مثلا انتظار نداشته باش بیاد بگه نسیم منو بخش من غلط کردم! الان باید قدم به قدم رابطه رو دوباره بسازی عزیزم.
    سلام عزيزم. ممنون از توجهتون
    دقيقا همينطوره من خيلي مهارت ارتباطيم ضعيفه
    دوستان درست گفتن شايد انتخابم اشتباه بوده ولي قطعا رفتارم هم اشتباس
    دارم زندگيمو به مادرش ميبزم انقدر كه اين مادر تسلط داره
    الان براي عيد قربان بهش گفته بياد شهرستان اينم ميخاد بره و منو دوباره تنها بذاره
    باورتون ميشه ما تابحال عيدها سال تحويل باهم نبوديم؟ پارسال كه پدرش فوت كرد و سال قبلش صبح زود بود و رفت خونه خودشون و سال قبلترش هم مسافرت بوديم و دقيقا يادمه سره سال تحويل قهر بوديم و اصلا نفهميديم كي سال تحويل شد
    من خيلي زندگي مزخرفي داشتم. اصلا افسار زندگيم دست خودم نيست

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها


    با سلام



    خانم nasimmng ،،،، گذشته را رها کنید و سعی کنید از امروز تلاشی هدفمند داشته باشید .

    اون کتابی که مشاورتون بهتون معرفی کرد مطالعه کنید - خودتون را در توسعه مهارت های ارتباطی قوی تر کنید .

    این تغییران باعث میشه ،،،،شوهرتون هم مانند شما در توسعه خودش تلاش کنه



    می تونید در این زمینه با هم سمینارهای مختلف را شرکت کنید ،،،

    محصولات آموزشی اساتیدی که در این حوزه هستند را خریداری کنید و با هم در خانه ببنید ،،،

    این جوری هر دو قوی و پایدار میشید .



    ............................


    دعا مهم و مفید هست ، که ما در مسیر دعا باشیم و تلاش کنیم ،،،

    این طور نباشه که مثلا : دعا کنیم که خدایا من می خوام ورزشکار حرفه ای بشم ،،،،ولی حاضر نباشیم بریم زحمت و تلاش بکشیم



    شاید تو زندگی استاندارهایی تو کاغذ قبلا نوشته ایم با واقعیت ما فرق کنه ،،،،،

    شاید زندگی آسون نباشه ،،،،این آسون نبودنها برا بعضی از آدم ها لذت بخشه ،،چون می دونند باید با مشکلات زندگی روبرو بشند و عقب نشینی نکنند .

    اونجاست که مشکلات ،،،،با حذف کلمه "م " ،،،،،،شکلات معنی میده .

    امیدوارم شما هم جزء این آدمها باشید .



    موفق باشید .
    سلام آقاي باغبان
    خيلي ممنون از پيام دلگرمتون
    بله دارم كتابو ميخونم و بنظرم خيلي كتاب خوبيه بيشتر جاهاش شبيه منه
    ولي همنطور كه گفتم افسار زندگيم دستم نيست و من از اين هم ناراحتم

  10. کاربر روبرو از پست مفید nasimmng تشکرکرده است .

    باغبان (چهارشنبه 08 شهریور 96)

  11. #7
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array


    با سلام



    خانم nasimmng ،،،، گذشته را رها کنید و سعی کنید از امروز تلاشی هدفمند داشته باشید .

    اون کتابی که مشاورتون بهتون معرفی کرد مطالعه کنید - خودتون را در توسعه مهارت های ارتباطی قوی تر کنید .

    این تغییران باعث میشه ،،،،شوهرتون هم مانند شما در توسعه خودش تلاش کنه



    می تونید در این زمینه با هم سمینارهای مختلف را شرکت کنید ،،،

    محصولات آموزشی اساتیدی که در این حوزه هستند را خریداری کنید و با هم در خانه ببنید ،،،

    این جوری هر دو قوی و پایدار میشید .



    ............................


    دعا مهم و مفید هست ، که ما در مسیر دعا باشیم و تلاش کنیم ،،،

    این طور نباشه که مثلا : دعا کنیم که خدایا من می خوام ورزشکار حرفه ای بشم ،،،،ولی حاضر نباشیم بریم زحمت و تلاش بکشیم



    شاید تو زندگی استاندارهایی تو کاغذ قبلا نوشته ایم با واقعیت ما فرق کنه ،،،،،

    شاید زندگی آسون نباشه ،،،،این آسون نبودنها برا بعضی از آدم ها لذت بخشه ،،چون می دونند باید با مشکلات زندگی روبرو بشند و عقب نشینی نکنند .

    اونجاست که مشکلات ،،،،با حذف کلمه "م " ،،،،،،شکلات معنی میده .

    امیدوارم شما هم جزء این آدمها باشید .



    موفق باشید .

    ​
    ​​​
    ویرایش توسط باغبان : چهارشنبه 08 شهریور 96 در ساعت 16:20

  12. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    nasimmng (چهارشنبه 08 شهریور 96), آرام 10 (شنبه 11 شهریور 96), بالهای صداقت (دوشنبه 13 شهریور 96)

  13. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    مادرشوهرم ميخاد نذاره آب خوش از گلوي من پايين بره
    همه تعطيلات ها همسرم رو كشونده سمت خودش
    درد من يكي دو تا نيست
    هربار يه چيز اضافه ميشه
    يادمه كاربر maadar ميگفتن خيلي پراكنده ميگم ولي اين واقعيته

  14. #9
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array


    با سلام


    من فکر می کنم شما باید روی فرآیند حل مسئله بیشتر کار کنید ،،،

    رک بگم : باید خیلی کار کنید






    حل مسئله یعنی :



    1 - تعریف و شناسایی مشکل
    2- پیدا کردن راه حل های مختلف
    3- تصمیم گیری
    4 - بازنگری






    یه کاغذ بردارید ،،،،و انجام دهید و هر جا مشکل برخوردید ،دنبال راه حل باشید

    از مشاورتون کمک بگیرید در این مورد و تخصصی تر و فنی تر باهاش صحبت کنید !

    اون هم مطمئن باشید بهتر می تونه کمک کنه .




    ...................





    یکم آرامش داشته باشید ،،،

    برای اینکه افسار زندگی تون را داشته باشید اول باید آرامش درونی خودتون را بهتر کنید ،،،شاید بعضی موقع ها باید عقب نشینی کنیم و بعضی موقع ها جلو بریم !

    مشکل ماها اینکه فقط دوست داریم جلو بریم ،،،

    مشکل اینکه تقاضای ما اگر برآورده نشد ،،دیگه همه چی برامون تموم شده به حساب می یاد

    پس نیروی منطق - تلاش و .... کجا می آورد .


    .............................




    یکم باید سیاست را چاشنی زندگی تون کنید ،،،

    این جور که مشخصه ،،الحمدالله password مادر شوهرتون هم نمی دانید ،،،

    باید بتونید بهش نفوذ کنید و رمز را پیدا کنید ،،،،،، تا بتونید جواهرات را تصاحب کنید ( مادر شوهر )


    راه حلش هم کسب مهارت های ارتباطی ست

    در این زمینه بیشتر تحقیق کنید - بیشتر مطالعه کنید





    اون کتاب را تمام کنید - نکته برداری کنید - اگر سئوال پیش آمد از مشاورتون بپرسید ،،،

    یه برنامه ریزی کوتاه مدت - میان مدت - بلند داشته باشید .

    مثلا بگید تو 15 روز جو و فضا را آرام می کنم ،،،،،2 ماه بعد اینقدر پشرفت می کنم ،،،6 ماه بعد ......




    خواهشا باز گلایه نکنید ( مرثیه )

    پست های دوستان را مرور کنید و دنبال راه حل باشید ،،،

    تمام زندگی ها توش مشکلات هست ،،،

    هر آدمی به دغدغه ای داره ،،،،

    چیزی که باعث تفاوت میشه ،،،،استقامت و تلاش در این زمینه ست .




    یا حق .

    ​
    ​​​
    ویرایش توسط باغبان : چهارشنبه 08 شهریور 96 در ساعت 23:48

  15. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    nasimmng (چهارشنبه 08 شهریور 96), tavalode arezoo (پنجشنبه 09 شهریور 96), بالهای صداقت (دوشنبه 13 شهریور 96)

  16. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها


    با سلام


    من فکر می کنم شما باید روی فرآیند حل مسئله بیشتر کار کنید ،،،

    رک بگم : باید خیلی کار کنید






    حل مسئله یعنی :



    1 - تعریف و شناسایی مشکل
    2- پیدا کردن راه حل های مختلف
    3- تصمیم گیری
    4 - بازنگری






    یه کاغذ بردارید ،،،،و انجام دهید و هر جا مشکل برخوردید ،دنبال راه حل باشید

    از مشاورتون کمک بگیرید در این مورد و تخصصی تر و فنی تر باهاش صحبت کنید !

    اون هم مطمئن باشید بهتر می تونه کمک کنه .




    ...................





    یکم آرامش داشته باشید ،،،

    برای اینکه افسار زندگی تون را داشته باشید اول باید آرامش درونی خودتون را بهتر کنید ،،،شاید بعضی موقع ها باید عقب نشینی کنیم و بعضی موقع ها جلو بریم !

    مشکل ماها اینکه فقط دوست داریم جلو بریم ،،،

    مشکل اینکه تقاضای ما اگر برآورده نشد ،،دیگه همه چی برامون تموم شده به حساب می یاد

    پس نیروی منطق - تلاش و .... کجا می آورد .


    .............................




    یکم باید سیاست را چاشنی زندگی تون کنید ،،،

    این جور که مشخصه ،،الحمدالله password مادر شوهرتون هم نمی دانید ،،،

    باید بتونید بهش نفوذ کنید و رمز را پیدا کنید ،،،،،، تا بتونید جواهرات را تصاحب کنید ( مادر شوهر )


    راه حلش هم کسب مهارت های ارتباطی ست

    در این زمینه بیشتر تحقیق کنید - بیشتر مطالعه کنید





    اون کتاب را تمام کنید - نکته برداری کنید - اگر سئوال پیش آمد از مشاورتون بپرسید ،،،

    یه برنامه ریزی کوتاه مدت - میان مدت - بلند داشته باشید .

    مثلا بگید تو 15 روز جو و فضا را آرام می کنم ،،،،،2 ماه بعد اینقدر پشرفت می کنم ،،،6 ماه بعد ......




    خواهشا باز گلایه نکنید ( مرثیه )

    پست های دوستان را مرور کنید و دنبال راه حل باشید ،،،

    تمام زندگی ها توش مشکلات هست ،،،

    هر آدمی به دغدغه ای داره ،،،،

    چیزی که باعث تفاوت میشه ،،،،استقامت و تلاش در این زمینه ست .




    یا حق .
    خيلي ممنونم جناب باغبان
    درمورد مادرشوهرم من ازش متنفرم و اصلا دوست ندارم بهش نزديك شم چون واقعا يك آدم خودخواه و نفهم هست و از پسرش براي رسيدن به خواسته هاش سواستفاده ميكنه. دوتا برادرشوهر دارم كه اونا كاملا به كاره خودشون ميرسنن و مادرشوهرم تمام خواستهاي زياديشو از شوهر من ميگيره
    از روز اول همين بود و همش ميگفتن ما خيلي بهم وابسته ايم
    من اولا برام مهم نبود تا اينكه ديدم چقدر آزار دهنده است
    الان من مطعمنم منو مجبور ميكنه براي سالگرد پدرش كه يك ماه ديگه است برم خونشون
    و مادرش كاملا حق بجناب و بي شخصيت با من رفتار كنه
    مطمعنم عيد امسال دست شوهرم رو ميگيره ميبره تك تك فاميلاشو ببينه
    الان خونواده من تهرانن و كاملا بي محل ميكنه ولي اكه مادر خودش تهران بود منو ديوونه ميكرد
    مسائل من:
    ١_بي احتراميش از روزاي اول
    ٢_قطع رابطه كامل الان با خانوادم
    ٣_بددهني و فحاشي و حمله فيزيكي
    ٤_عدم علايقه من بهش و فقط ترس از طلاق و پشيموني كه موندم و اينكه من از نظر مالي مستقل نيستم و واقعا سختمه با خواندم زندگي كنم
    ٥_خرجي ندادن و بزور كمي دادن
    ٦_وابستگي بيش از حد به خانوادش
    ٧_باهيچكس نساختن( منظورم اداره و همسايه و غيره است)

    - - - Updated - - -

    مادرم خيلي حرف هاي بدي بهم ميزنه و بدتر ذهن منو منفي كرده
    بهم ميگه همه ي پول و طلا و ماشينت و رو ازت گرفته و ديوونه ات كرده
    شايد هم راست بگه


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.