
نوشته اصلی توسط
عسل28
سلام عزیزم
بذار یه چیزی بهت بگم
یه بار یه خانومی پیش روانشناس میره و میگه از دست شوهرم ناراحتم و میخوام طلاق بگیرم
روانشناس میگه چرا
خانوم میگه یه روزی بعد تحمل کلی بدبختیا از شوهرم پرسیدم اگه تو رودخونه غرق بشیم
تو منو نجات میدی یا مادرتو و اون به صراحت گفت مادرمو
من اونجا فهیمدم منو دوست نداره و من بخاطر چه کسی دارم بدبختی زندگی رو تحمل میکنم
بنظرتون من چیکار کنم؟
مشاور گفت : شنا یاد بگیر
گلم چرا ایستادگی خودتو با تکیه کردن به دیگری ثابت میکنی ، چرا اون نباشه میخوری زمین
مگه خدا بهت توانایی نداده ؟ اگه خرجی نمیده خودت خودت کار کن ، بذار بفهمه بدون اون ضعف داری
رو حرفام بیشتر فکر کن . تعصب نداشته باش ، گاهی لازمه آدم خودش رو حرص کنه ...
موفق باشی
به نظر من سوال از ریشه غلطه !! اگه پدر و مادرت در حال غرق شدن باشن کدوم را نجات می دی؟
اگه دوتا بچه ات در حال غرق شدن باشن کدوم را نجات می دی؟
اگه دو تا عزیزت در حال غرق شدن باشن کدوم را نجات می دی؟
از من اگه بپرسن اگه یکی از نزدیکانت و یه فرد غریبه در حال غرق شدن باشن کدوم را نجات می دی ... جوابم هست ... نمی دونم !! خیلی سخته.
حتی اگه فرزندم را نجات بدم تا همه ی عمرم ذهنم درگیر اون غریبه ای می مونه که نشد یا نتونستم نجاتش بدم !!
در ثانی،
مشکل این خانم شنا نبوده که مشاور گفته برو شنا یاد بگیر. شنا یاد بگیره دیگه مساله علاقه و توجه همسرش حل می شه؟
این خانم داره می گه ناراحتم که اولویت همسرم نیستم. که دوستم نداره یا بهم توجه نداره ... شما می گی برو شنا یاد بگیر دیگه به دوست داشتنش نیاز نداری؟
هم سوال غلطه و هم جواب
البته با کمی اغماض می شه گفت این توجه و علاقه را از درون خودت بگیر. اینقد به خودت عشق بورز که از عشق همسرت بی نیاز بشی یا مواردی شبیه این. شاید اینطوری بشه تعبیرش کرد. اگه نسیم مشکلش با خودش حل بشه، با شوهرش هم حل می شه.
نسیم با خودش خیلی درگیره! شوهرش را خسته کرده.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : چهارشنبه 15 شهریور 96 در ساعت 14:36
علاقه مندی ها (Bookmarks)