به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 31 فروردین 98 [ 00:26]
    تاریخ عضویت
    1396-2-11
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    3,075
    سطح
    34
    Points: 3,075, Level: 34
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    244

    تشکرشده 133 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array

    نامزدم مرد خوبی است ولی من فرد قبلی را دوست دارم

    سلام.
    من و یه آقا پسری سه سال دوست بودیم. باید بگم بدون هیچ رابطه نامتعارفی‌ با هم ارتباط عاشقانه صمیمی و خیلی خوبی داشتیم . هردومون اخلاقمدار و با رعایت حریم رفتار می کردیم آخه واقعا همو دوست داشتیم و رفتارمون بهم میومد. سر یه ماجراهایی با ایشون بحثم شد. دعوای جدی و حسابی
    اشتباه بزرگی که کردم این بود که وضع مالی شون که از ما پایین تر بود و پدر نداشتنشو به روش آوردم. خب اونم از نقاط ضعفم استفاده کرد و چیزای خوبی بهم نگفت ولی وسط دعوا که حلوا خیرات نمی کنن. منم از روی حرص؛ حماقت یا بچگی با یکی از خواستگارام موافقت کردم. بله برون و یه جورایی نامزدی!
    الان مثل چی پشیمونم. نامزدم از اون آقا شاید از خیلی لحاظ بهتر باشه خوش تیپ تر پولدارتر حتی مهربونتر و تو گفتار و رفتار لطیف تر باشه ولی من دلم هنوز پیش یکی دیگه است و اصلا نمیتونم فراموشش کنم. اومد برای معذرتخواهی ولی وقتی فهمید من نامزد کردم نزدیک بود دیوونه بشه یا دور از جونش سکته کنه.
    وقتی عصبی میشه یا رگ‌غیرتش باد میکنه رفتارش خشن میشه ولی من همینشم دوست دارم بس که احمقم
    از طرفی نمیتونم نامزدیمو با این آقا به هم بزنم. رو چه حسابی خانوادمو قانع کنم که ایشون به دردم نمیخوره؟ همینجوریش هم مامان بابام از اینکه به این آقا بله گفتم خیلی خوشحالن و اینو تو حرف و رفتارشون نشون دادن بهم!
    خودش هم واقعا دوستم داره ولی من حس میکنم لیاقت عشقشو ندارم. از یه طرف اگه نامزدیمو به هم بزنم دیگه هیچ وقت من و اون آقا عاشق و معشوق قبلی نمی شیم. چون خیلی حریما از بین رفته بینمون!‌حتی شاید خانوادم قبولش نکنن و بگن تو نامزدیتو به هم زدی که به این برسی؟
    خیلی داغونم. هی به زبونم میاد که به نامزدم همه چی‌ رو بگم ولی نمیتونم و می ترسم
    هرچند خودش از سردی و بی توجهی من یا رفتارای دیگه م باید فهمیده باشه ولی به روی خودش نمیاره تا به خیال خودش منو به خودش علاقمند کنه
    تو رو خدا بگید چی کار کنم؟
    از یه طرفم ترس اینو دارم اون آقا بیاد به نامزدم یا خانوادم همه چی رو بگه اون وقت فاجعه میشه!!!

    - - - Updated - - -

    فقط تو رو خدا سرزنشم نکنید نگید تقصیر خودته
    همینجوریش هم داغونم دارم دیوونه میشم و روز و شبم جهنمه
    تو رو خدا بهم‌راه حل منطقی بدین
    ویرایش توسط Hildaa : دوشنبه 11 اردیبهشت 96 در ساعت 15:29

  2. کاربر روبرو از پست مفید Hildaa تشکرکرده است .

    مه و خورشيد 75 (سه شنبه 12 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختری که دوست دارم شهر دور دانشجو هست!
    توسط HaD در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 بهمن 92, 21:25
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 بهمن 90, 20:16
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من شکست خودم را دوست دارم...
    توسط سارا5 در انجمن راههای شکست در زندگی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 اسفند 87, 13:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.