سلام خانم بهار شادی محترم به تالارهمدردی خیلی خوش امد می گویم
جا در تالار خیلی خا لی بود دلم خیلی تنگ شده بود امیدوارم دوباره مثل قبل به فعا لیت در تالارهمدردی ادامه دهید
به تالارهمدردی خیلی خوش امد می گویم![]()
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
سلام خانم بهار شادی محترم به تالارهمدردی خیلی خوش امد می گویم
جا در تالار خیلی خا لی بود دلم خیلی تنگ شده بود امیدوارم دوباره مثل قبل به فعا لیت در تالارهمدردی ادامه دهید
به تالارهمدردی خیلی خوش امد می گویم![]()
khaleghezey (پنجشنبه 08 اسفند 92), rozaneh (چهارشنبه 07 اسفند 92), taraneh89 (شنبه 10 اسفند 92), میشل (پنجشنبه 08 اسفند 92), مسافر دنیا (شنبه 10 اسفند 92), مسافر زمان (پنجشنبه 08 اسفند 92), بی نهایت (شنبه 10 اسفند 92), ستیلا (پنجشنبه 08 اسفند 92)
تشکرشده 851 در 242 پست
سلام سلام سلام من اومدم
وای چقدر دلم تنگ شده بود واسه تالار و بچه های خوب همدردی ...
مدتیه دارم واسه ایندم تصمیم میگیرم ولی هنوز به قطعیت نرسیده فعلا در مرحله شناختم.
صبوری جان دوباره اومدم حالا اگه تونستی بیرونم کن
اخیش خیالم راحت شد .این چند مدته احساس میکردم یه چیزی رو گم کردما![]()
فرو افتادن در مقابلِ خدا ؛ تنها راه برخاستن است …
abi.bikaran (جمعه 09 اسفند 92), ammin (پنجشنبه 08 اسفند 92), del (پنجشنبه 15 اسفند 92), khaleghezey (پنجشنبه 08 اسفند 92), paiize (یکشنبه 11 اسفند 92), taraneh89 (شنبه 10 اسفند 92), toojih (پنجشنبه 08 اسفند 92), میشل (پنجشنبه 08 اسفند 92), مسافر دنیا (شنبه 10 اسفند 92), مسافر زمان (پنجشنبه 08 اسفند 92), بی نهایت (شنبه 10 اسفند 92), دختر بیخیال (دوشنبه 12 اسفند 92), شیدا. (جمعه 09 اسفند 92)
تشکرشده 2,768 در 697 پست
سلام دوستان .
سلام ستيلا خوش اومدي هنوزم نتونستيم ردت كنيم؟؟؟
من كه دو روزه حس ميكنم 80 يا90 سالمه آخه گوشم نميشنوه امروزم دوبار رفتم دكتر هنوزم همونطوره يكي حرف ميزنه ميگم هااااااااااا
از ديروز با هر كي تلفني حرف ميزنم ميگم نميشنوم طرف ميگه واقعا الان صداي منو نميشنوي منم ميگم آيكيو اونيكي گوشمه.
دوستام ميگن انقدر شوخي و جدي قاطي ميكني معلوم نيست كدومش واقعا اتفاق افتاده.
خلاصه كلا از كار و زندگي افتادم.![]()
- اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري
http://www.hamdardi.net/thread-32764.html
خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
که جواب برخی دعاهایم؛
«صبر» و «انتظار» است ...
abi.bikaran (جمعه 09 اسفند 92), ammin (پنجشنبه 08 اسفند 92), del (پنجشنبه 15 اسفند 92), khaleghezey (پنجشنبه 08 اسفند 92), paiize (یکشنبه 11 اسفند 92), taraneh89 (شنبه 10 اسفند 92), toojih (پنجشنبه 08 اسفند 92), میشل (پنجشنبه 08 اسفند 92), مسافر دنیا (شنبه 10 اسفند 92), مسافر زمان (پنجشنبه 08 اسفند 92), بی نهایت (شنبه 10 اسفند 92), دختر بیخیال (دوشنبه 12 اسفند 92), ستیلا (پنجشنبه 08 اسفند 92), شیدا. (جمعه 09 اسفند 92)
تشکرشده 8,211 در 1,575 پست
امروز اصش جون ندارم .
اما نمی دونم چرا اینقد شنگولم.
شاید بازم تو شکم(shok).
دیشب یه بحث جانانه با شوی قلدرمون داشتیم .
که ایشون عنان ازکف دادند وراست بود امروز تالار بی بی نهایت بشه.
.
.
.
.
.
.
.
گوشه چشم چپم رو می تونم باز کنم و صفحه جانبخش همدردی رو ببینم.
می گید چطور دارم تایپ می کنم؟
یه مداد گرفتم به دهان (که هر چه به سرم اومد از زبون داخلش بود و خدا رو شکر هنوز از کار نیفتاده) و کیبورد متاسفانه تا مدتی نمی تونه نرمیه نوک انگشتامو حس کنه.
ویرایش توسط بی نهایت : یکشنبه 11 اسفند 92 در ساعت 15:31
ammin (یکشنبه 11 اسفند 92), faghat-KHODA (یکشنبه 11 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 11 اسفند 92), paiize (یکشنبه 11 اسفند 92), shabnam z (یکشنبه 11 اسفند 92), toojih (یکشنبه 11 اسفند 92), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 11 اسفند 92), میشل (یکشنبه 11 اسفند 92), دختر بیخیال (دوشنبه 12 اسفند 92), ستیلا (یکشنبه 11 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 11 اسفند 92), صبوری (یکشنبه 11 اسفند 92)
تشکرشده 11,395 در 3,444 پست
درود دوستان
بانو بی نهایت
حالا میرسیم بخودم امروز خیلی روز خوبی بود واسم 1000 تومان از صبح کار کدم 2000 تومان کرایه ماشین دادماین تازه خوبشه امرزو یه سوتی دادم توووووووووووووووووووووووپ سازمان بسیج سازندگی مشتریمه یه خرید بزرگ ازم کرده مسول خریدشون خیلی آدم خوب و سالمیه سنشم بالاست نزدیک شصت هیچی دیگه توی لیست توزیع پیامک هام اشتباهی اسم ایشون بجای همسرم بودش پیامک دادم خانومم نهار بر طبق روال همیشگی مهمان پدرزن جانیم منم اشتباهی پیامک خانومم رو دادم این بنده خدا چشم عزیزم میام
خدا کنه فقط چکم نپره اینم از داستان زندگی امروزمون
هوووووووووووووووووووووووو وووورا یه مشتری اومد سود مغازم شد هفت هزار تومان![]()
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
ویرایش توسط khaleghezey : یکشنبه 11 اسفند 92 در ساعت 17:12
asemaneabi222 (سه شنبه 13 اسفند 92), del (پنجشنبه 15 اسفند 92), paiize (یکشنبه 11 اسفند 92), toojih (یکشنبه 11 اسفند 92), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 11 اسفند 92), میشل (یکشنبه 11 اسفند 92), بی نهایت (یکشنبه 11 اسفند 92), دختر بیخیال (دوشنبه 12 اسفند 92), ستیلا (یکشنبه 11 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 11 اسفند 92), صبوری (یکشنبه 11 اسفند 92)
تشکرشده 1,276 در 407 پست
دعا کنید که خدا کمکم کنه که ببخشم و بگذرم! دلم نمیخواد عین بدبختا دیگرانو نفرین کنم
اندازه ی یه دنیا دلم گرفتههههههههههههه
asemaneabi222 (سه شنبه 13 اسفند 92), del (پنجشنبه 15 اسفند 92), faghat-KHODA (یکشنبه 11 اسفند 92), khaleghezey (دوشنبه 12 اسفند 92), shabnam z (دوشنبه 12 اسفند 92), toojih (یکشنبه 11 اسفند 92), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 12 اسفند 92), میشل (یکشنبه 11 اسفند 92), بی نهایت (یکشنبه 11 اسفند 92), دختر بیخیال (دوشنبه 12 اسفند 92), ستیلا (یکشنبه 11 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 11 اسفند 92)
تشکرشده 6,950 در 1,499 پست
چقدر بده دلت برا کسی تنگ بشه که نقطه وصل عقل و دلت بوده
چه خطرناکه این نقطه ...
امروز پشت یه وانت نوشته بود: " بیاد رفیقم"
یکی ام نوشته بود" دل نبند رهگذرم"
اینارو دیدم انقدر خندیدم کم مونده بود ماشینو بکوبم به اون یکی ... اونم ماشین مردمو...
کلا کلکسیون حرفای پشت وانت و دارم
من جمله:" دریای غم اردک ندارد" که بسیار تاثیر گذار بود برام و سرمشق زندگیم بحساب میاد
کاش نمیخندیدم چون الان دوست دارم وانتی داشتم و روش همینارو مینوشتم عجب درکشون کردم درکشون کردماااااا....
اخ اشت یادم میرفت یکی از جملات ارزنده هم این بود" گریه نکن قسمت نبود..."
حال و هوامه دیگه پاک نشه لطفا
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : دوشنبه 12 اسفند 92 در ساعت 00:47 دلیل: بولد جملات ارزنده
asemaneabi222 (سه شنبه 13 اسفند 92), del (پنجشنبه 15 اسفند 92), khaleghezey (دوشنبه 12 اسفند 92), shabnam z (دوشنبه 12 اسفند 92), میشل (دوشنبه 12 اسفند 92), بی نهایت (دوشنبه 12 اسفند 92), دختر بیخیال (دوشنبه 12 اسفند 92), ستیلا (دوشنبه 12 اسفند 92), شیدا. (دوشنبه 12 اسفند 92)
تشکرشده 5,213 در 1,375 پست
دیروز من و بادبادکی داشتیم خونه تکونی میکردیم ؛ و جاتون خالی خیلیم خسته شدیم؛ انواع درد ها هم گرفتیم , از آرتروز گردن گرفته تااااااا نوک انگشت پا!!!!!!
یهو یادم اومدددد که ؛ ای دل غافل ؛ بادبادکییی ؛ داره عید میاااادد و ما هنوز دل تکونینکردیم که!
بادبادکی؛ هاج واج منو نگاه میکرد و با تعجب میگفت : دل تکونییییی؟؟؟؟ مگه شما آدماااا دلتونم میتکونین!!!!
به بادبادکی گفتم :
آره بادبادکم ؛ میدونی ؛ ما آدم ها بیشتر از اینکه به خونه تکونی نیاز داشته باشیم ؛ به دلتکونی نیاز داریم!!! دلامون از خونه هامون پرتره! گرد خاک بیشتری روشه!
طفلی دستمالشو آورد جلو که، گرد خاک دل منو بگیره :)
اما معلوم بود هنوز باور نکرده !
پس گفتم :
ببین بادبادک کوچک من؛
دل تکونی از خونه تکونی واجب تره
اما روش گرد گیری کردنش با خونه تکونی فرق داره !عزیزم
چون نوع گرد و خاکاش فرق داره.
دلتو باید بتکونی
از حرفا
بُغضا
آدمااا
غم و غصه هااا
ناراحتیااا
دلتنگیااا
نامردیااا
بی وفاییااااا
دلتو بتکون از هررررررچی که تو این یک سال یادش ؛ دلتو به درد آورد!
از خاطره هایی که گریه هاش بیشتر از خنده هاش بود!
از نفهمیدن اونایی که ؛ همیشه فهمیدیشون !
دلتو بتکون از کوتاهی های خودت
اگه با یه
" ببخشید ! من هم مقصر بودم " یکی رو آروم میکنی ... پس آرومش کن!!
(حتی اگه اون یکی ؛ خودت باشی)
دلتو بتکون ... یه نفس عمییییق بکش
حالا سلاااام بده به بهار
به اتفاقای خوبی که داره ؛ صدای پاشون میاد،
اتفاق هایی که بوی خوبشون از همین الانم به مشامت میرسه!!!
آخیییییش دلمو تکوندم
.... تو هم بتکون ....
بادبادکی من
92 کم کم داره تموم میشه ؛
یادت باشه زندگی کوتاهه ؛
صادقانه , عاشق باش؛
خالصانه رفتار کن و بدون کنترل بخند....
دوستتون دارم و نمیخوام از دستتون بدم.
( مامان بزرگ خوب من ؛ مامان صبور من؛ بابای زحمت کشم ؛ خواهرای خوشگلم ؛ داداش نازم؛ دوستای گل من و از آخر بابادک کوچک من!)
بابا بزرگ مهربونم ، من فراموشت نکردم ،
خاطره بد از دست دادنتو انداختم دور
اما خاطره های خوبتو دارم هنوز ، میدونم هرسال پیشمون بودی ، اما امسال...... فکر کنم جای تو از ماها بهتره ،
تو امسال و با خدا سر یه سفره میشینی و دعای تحویل سال و میخونی،
ما دیگه قرآن امسال و با صدای تو نمیشنویم!!
عیدی امسال ما ؛ لای قرآن بابا بزرگ نیس!
از اون بالا واسمون دعا کن! قرآن و از اون بالا واسمون بخون !
یادت باشه ما منتظریم!
دوستان همدردی شما هم مثه من و بادبادکی دل تکونی هنوز نکردین؟ خب بکنین دیگه؛ زودترررر! نکنه میخواین سال جدید و با یه دل پررررر از کینه و غصه و ناراحتی شروع کنین!!!
سال جدید با یه عااااالمه شادی و اتفاقای خوب منتظرتونه هااااا!!!!!!
پس بجنبین دیگه.(من مطمعنم خونه همدردی بیشتر از اینکه به خونه تکونی نیاز داشته باشه به یه دل تکونی اساسی نیاز داره!!!)
اگه دلتون پرررر باشه دیگه جایی واسه شادی نمیمونه که!
چیییییی؟؟؟ من از کجا میدونم!!!
خب راستش نمیدونم!!
من حتی نمیدونم سال جدید خودم چطوریه ! اما حداقل اینو میدونم که اگه سال جدیدم و با کلی غم و غصه و دلخوری و دلتنگی شروع کنم !مطمعناااا سال دیگه ام؛ دلم باید علاوه بر غم و غصه های کهنه ؛ غم های جدید هم تحمل کنه. و مصوب این اتفاق منم!! آره خود خود خودمم؛ که نذاشتم دلم خالی باشه تا به جاش پر از شادی های احتمالی بشه.
آهاییی سال قدیمی، بفرما اینم قلب شکسته من و بادبادکی! نخواستیمش !
خاله بهار عزیز وقتی داری میای ، قلب نو برای من بادبادکی فراموش نشه. لطفا:)
**برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
یاد نمیگرفتم .....! **
ویرایش توسط دختر بیخیال : دوشنبه 12 اسفند 92 در ساعت 08:32 دلیل: حذف فعل به قرینه معنوی!و بولد و رنگی کردنش!:)
asemaneabi222 (سه شنبه 13 اسفند 92), del (پنجشنبه 15 اسفند 92), khaleghezey (دوشنبه 12 اسفند 92), rozaneh (دوشنبه 12 اسفند 92), toojih (دوشنبه 12 اسفند 92), فرشته مهربان (دوشنبه 12 اسفند 92), میشل (دوشنبه 12 اسفند 92), بی نهایت (دوشنبه 12 اسفند 92), ستیلا (دوشنبه 12 اسفند 92)
تشکرشده 851 در 242 پست
نمیدونم چی شده
تا دوهفته پیش اینقدر میخوردم که دو کیلو وزنم اضافه شده.هر روز تا لنگ ظهر خواب بودم و مامان به زور از رختخواب جدام میکرد.....
اما الان دچار بی خوابی شدید و خیلی غذام کم شده .میترسم همینجور پیش بره دیگه هیچی ازم باقی نمومه.![]()
فرو افتادن در مقابلِ خدا ؛ تنها راه برخاستن است …
khaleghezey (دوشنبه 12 اسفند 92), shabnam z (دوشنبه 12 اسفند 92), toojih (دوشنبه 12 اسفند 92), بی نهایت (دوشنبه 12 اسفند 92)
تشکرشده 11,395 در 3,444 پست
درود بر دوستان عزیز
اول از همه خداروشکری چک رو دادن خرید کرده بسیج سازندگی بموقع هم اینکارو کرد خدا پدر مادرشو بیامرزه
گرچه هنوز پول نیومده همسر محترمه کیسه هاشو دوختهولی انصافا همسرت رو دوس داشته باشی و واقعا علاقت و عشقت رو بهش بدی بصورت کامل هوای جیبتو بیشتر داره.
ولی از یه طرف واقعا عصبانی و ناراحتم واسه خونه خیلی حساس شدم جوری هستش که نمیتونم چیزی بگم فعلا وقتش نیست.از یه طرفم دختر آبجیم داره ازدواج میکنه بخاطر انتخابش اذیت شدم چون واقعا لیاقتش خیلی بالاتره وایکاش زودتر با همدردی آشنا میشدم ایکاش مطالبی که الان بلدم زودتر یاد میگرفتم.گرچه بقول آبجیم چیزی رو که نمیتونی تغییرش بدی وقتی حرصم بزنی خودت بیشتر اذیت میشی.مشکل اینه نمیشه هم بخاطر یه سری مسائل حرفی بزنی.خیلی واسش نگرانم.ولی همش دعا میکنم ایشالله خوشبخت بشه چون خیلی خیلی دختر خوب و فهمیده ایه خیلی
راستی یادم رفت ظهری نهار خونه پدرزنم بودماز من میشنون گلپسرا یکی از شروطشون رو این بزارن هفته ای حداقل 3بار خوردن غذا توی خونه پدر زن جانم با سالاد و مخلفات کامل
![]()
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
asemaneabi222 (سه شنبه 13 اسفند 92), toojih (سه شنبه 13 اسفند 92), مصباح الهدی (سه شنبه 13 اسفند 92), بی نهایت (چهارشنبه 21 اسفند 92), ستیلا (سه شنبه 13 اسفند 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)