به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 52
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    سلام فرزانه خانم عزیز
    خدارو شکر که ایشون از متخصص دارن کمک میگیرن.و
    قبول دارن که ریشه مشکلتون خشونت ایشونه. این خیلی خوبه.

    شخصیت شمارو تا حدودی شبیه خودم میبینم
    بدست اوردن دل دخترهایی مثل من و شما کار سختی نیست.ما اصلا آدم های سختی نیستیم.
    شما یکم نرم شدین از دیدار تون به این ور.....این خوبه ولی من و شما باید همیشه یه چشم مون هم به حق و حقوقمون باشه در عین حالی که توقع زیادی نداریم.

    اگه مشاوری که اصرار کرده شما با ایشون دیداز کنین همون کسی که گفتین
    قرار بود یک جلسه هر کدوم مشاوره داشته باشیم، پس حتما مشاور تو دیداری که با همسرتون داشتن تمایل ایشون رو نسبت به شما دیدن . پس
    اینکه گفتین اگه همسرم منو دیگه نخواد اشتباهه ....خیلی هم میخواد از خداش باشه. تازه.
    با حرفهای خانم سحر بهاری موافقم که در جریان تلاش ایشون قرار بگیرین و مطمئن باشین که در تلاش هست زیر نظر مشاور خبره
    . و اینکه خودتون و مصمم نشون دادین هم خیلی خوبه. اشتباه نکردین که گفتین ترس طلاق ندارین.

    بهش برسونین که از دستش ناراحتین به خاطر دعوای اخرتون و بی احترامی به شما و اینکه تو این سه ماه خبری ازتون نگرفته و داشته تنهایی در جهت بهبود رابطه تون تلاش میکرده و شما رو در جریان نذاشته و شما فکر کردین که ایشون بی خیال اند. ولی خب چون ته دل ایشونو میدونین .میدونین که اگه اژدهای خشونت دست از سر ایشون برداره چقدر ایشون مهربونن وفلان (پررنگ کردن تمام خصوصیات خوب ایشون اینجا کاملا ضروریه) شما ایشونو میبخشین ....چون بابا شما دشمن هم که نیستین شما دوست همین...شما ۷سال هم نفس هم بودین ...۷ سال از عمرتون و باهم گفتین خندیدین ..با ی نفر ادم ی روز نون و نمک میخوره..بعدش حرمتی بینشون به وجود میاد شما ۷سال باهم نون و نمک خوردین علی رغم اینکه اژدهای خشونت هم گاهی باهاتون بود و چشمه زلال عشقتون و کدر میکرد. شما هردو ی پیمان الهی و مقدس بستین که پاشو امضا کردین که کنار هم باشین بهم توجه و محبت کنین . کنار هم میتونین مسئله هاتونو حل کنین آخریش اینکه ایشون باید از دل شما دربیارن که این سه ماه دلتنگی رو.....

    فرزانه خانم میخوام بگم فضا رو تلطیف کنین بعد با نظر مشاور و وکیل حقوقیتون اگه دیدین خشونت ایشون قابل درمان نیست یا اختلافاتی که گفتین، اون وقت میگیم طلاق . طلاق یه سوره از سوره های قران و زده به نام خودش ، پس یک راهه برای خودش. و البته سوای همه این صحبتها موضوع بچه است . اونم باید حل بشه که بستگی به نظر خودتون داره.
    دعا میکنم هر انچه خیر هست براتون اتفاق بیافته

  2. 2 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    فرزانه 123 (یکشنبه 22 فروردین 00), سحر بهاری (یکشنبه 22 فروردین 00)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 خرداد 01 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-21
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    6,971
    سطح
    55
    Points: 6,971, Level: 55
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 179
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 73 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام فرزانه جان . احساس میکنم مشکل زندگی من خیلی شبیه به زندگی شماست و تنها فرقمون اینه خوشبختانه شما حدس میزنم فرزندی ندارید اگر اینطوری باشه که عالیه . چون من بیشتر بخاطر دخترام هم ناراحتم که در چنین محیطی بزرگ میشن و اینکه شاهد بی احترامیها هستن. و اینکه شما رفتید خونه پدر و این خوبه من حسرت رفتن هم دارم چون فکر میکنم خونه پدری یارای قبول کردنم رو نداره البته خودم درامدم زیاده و توانایی مستقل شدن را دارم ولی تنهایی بازم غمگینم و دلم میگیره و از طرفی ا شناختی که از شوهرم دارم فکر می کنم رفتنه من اوضاع و دعوا رو بدتر کنه. اگر چه شوهرم حین دعوا میگه که هرجایی میخای برو ولی من دوست ندارم برم خونه پدرم چون بلاخره مجبورم برگردم و اینطوری بیشتر غمگین میشم . فقط دوست داشتم یک خونه تنها بود میرفتم اونجا و تنها می میموندم این گزینه هم موجود نیست یعنی من تااون حد از شوهرم و بددهنیش عصبانی میشم که نمیخوام حتی قیافشو ببینم. البته ایشون میگه فحشهای من باعثش خودت هستی البته شوهر من برای هر چیزی عصبانی میشه و ناراحت مثلا یکنمونه بگم من یکبار اتفاقی بدون اینکه بدانم پول کیفم مونده بود ماشینم که شبا خیابان نگه میدارم و منم دنباله کیفم میگشتم بعدش این شوهرم به من زنگید که شیشه ماشینت رو شکستن و .... منم رفتم کارتهای بانکیمو غیرفعال کردم و دنبال گواهینامه المثنی چون تمام مدارکم ماشین بود بعدش ایشون خیلی راحت گفتن خودم دروغ گفتم تا آدم بشی کیفتو نزاری ماشین ..... اینجا میدونم اشتباه اولیه از طرف من بود ولی من خودم هر موقع شوهرم اشتباهی کرده (البته که هیچوقت اشتباهاتشو قبول نمیکنه) خیلی ملایم هستم باهاش البته این یک نمونه بود حالا مثلا یک وسیله ای خراب بشه تو خونه سر من داد میکشه و همه اینها در حالی هست که من توی محل کارم رییس یک قسمت هستم و کارم طوری هست که نیاز به تمرکز و ... داره و کلی هم موفقم و 18 ساله شاغلم ولی توی چشم شوهرم هیچ و پوچم اینا رو گفتم که بدونی یکی هم شرایطش مثل توست و تو تنها نیستی . البته من خیلی روی خودم کار می کنم که همونی که اون میخواد باشم ولی خب دست خودم نیست بعضی از رفتارها و کارهایی که اون دوست نداره رو انجام میدم . تمام این مشکلات م باعث شده من اصلا و اصلا دوستش ندارم یعنی وقتی قیافشو میبینم حال خوبی ندارم اصلا . بهش تا حالا نگفتم . من نمیدونم چطوری شما رو راهنمایی کنم البته خیلی راهها و حرفا بلدم همیشه دوستام میگن تو سنگ صبور همه هستی ولی افسوس که توی زندگی خودم درموندم. شما هم ببین اگر زندگیتو و شوهرتو دوست داری تلاش کن و برای هدفت بجنگ و خسته نشو اصلا و اینکه کاری کن که به آرامش برسی من بیشتر ترس دارم از شوهرم و آینده بچه هام و اینکه شوهرم با همه بدیهایی که داره خوبیهایی هم داره. مثلا هر چی نیاز باشه برای بچه ها و زندگیش تامین میکنه ، ادم پاکی هست و فکرش دنباله این و اون نیست، دست بزن اصلا نداره، دنبال حقوق و پول من نیست البته منم در اینموارد بحثی نمیکنم که پول خرج کردم و غیره، مثلا میریم مسافرت خودش خرج میکنه به من اصلا نمیگه تو هم بیار خرج کنیم خلاصه خصوصیات مثبتی هم داره ولی این بداخلاقیش منو خسته کرده و حساسیتش مخصوصا نسبت به خانواده من و غرورش . خلاصه شما هم یکم از خصوصیات شوهرت اگر ممکنه بفرما تا منم از تجربیاتت استفاده کنم . منم تجربیاتم اگر به دردت بخوره بزارم . همش فکر میکنم دنیا یه چند روزه و زودی تمام میشه حیف نیست ساعتها رو نگاه می کنم که خدا کی شب میشه همه بخوابن منم بخوابدم تا روزم تمام بشه و دعوایی نشه . شرمنده سرت رو درد اوردم

  4. کاربر روبرو از پست مفید elsay تشکرکرده است .

    فرزانه 123 (یکشنبه 29 فروردین 00)

  5. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    سلام دوستان

    ممنون از همراهیتون
    الهه جان بله درست حدس زدی من خیلی زود نرم میشم و این نمی دونم خوبه یا نه.

    السای جان امیدوارم مشکلات همه حل بشه و مشکلات ما هم همینطور.

    واقعا چقدر اتفاق تلخیه زن و شوهری که به امید و آرزویی با هم میرن زیر یه سقف، بعد از مدتی اونقدر از هم زده میشن که نمی خوان حتی همدیگرو ببینن. نمی خوان حتی حرف بزنن.

    من و همسرم چند بار همو دیدیم و چند بار هم پیامکی حرف زدیم. در دیدارهایی که داشتیم من دلخوریمو نسبت به اینکه ایشون در این مدت اقداامی جهت سر و سامون دادن به اوضاع انجام نداده بهش رسوندم. و کمی جر و بحث هم کردیم. ایشون می گفت باید روی خودمون کار کنیم و خیلی خیلی اصرار داشت که هر دو مقصر هستیم. و البته از من خواست که بجای بیرون همدیگرو دیدن، من برم و در خونه خودمون با هم حرف بزنیم. من بهش گفتم بخاطر بی احترامی که بهم کردی باید بیای دنبالم تا برگردم ولی ایشون امتناع می کنه و میگه من به هیچ وجه دنبالت نمیام. بهش گفتم تو به پدر من زنگ زدی و گفتی بیا دخترتو ببر. حالا حتی نمی خوای دنبال من بیای؟ گفت نه. ماهر دو مقصریم. تو باید خودت برگردی.
    راستش من خودمو واقعا به اندازه اون مقصر نمی دونم. چون توی زندگی همیشه دنبال این بودم که راهی برای حل مشکلاتمون پیدا کنم. همیشه بهش پیشنهاد می دادم که بریم پیش مشاور. همیشه پیشنهاد می دادم مهارت گفتگو رو با هم یاد بگیریم و اجرا کنیم. ولی ایشون هیچوقت اقدامی نمی کرد. اون بود که با عصبانیت شدیدش همه چی رو خراب می کرد.

    همسرم پیش مشاور از بعضی مشکلات و فشارهایی! که توی این سالها داشته حرف زد ولی تابحال با من از این مشکلات حرفی نزده بود و اگر هم گفته بود خیلی سربسته. نمی دونم چطور انتظار داشت در مواقعی که رابطه ما بخاطر دعواهایی که اون راه می انداخت سرد بود، من جوبگوی نیازهای ایشون هم می بودم. به گفته مشاور ما توی یه چرخه بوده ایم که من رفتارهای منفی اونو تقویت می کردم و اون هم رفتارهای سرد و منفی من رو.

    واقعا دوستان به نظر شما من باید خودم برگردم. احساس می کنم در این صورت خیلی خیلی دیگه خودمو له می کنم. انگار کسی شمارو بیرون کنه و دوباره با پای خودتون برگردین. ضمن اینکه حالا که سه ماه گذشته، خانوادم هم راضی نیستن من خودم با پای خودم برگردم.

    ضمنا اینو هم بگم ایشون راضی به طلاق هم نیست. راستش من هم بعد از اینکه دیدم اون داره روی خودش کار می کنه، منم از طلاق منصرف شدم. ولی الان گره اینه که نه اون میاد دنبال من و نه من حاضرم خودم برگردم.

  6. 2 کاربر از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده اند .

    الهه زیبایی ها (شنبه 04 اردیبهشت 00), باغبان (شنبه 04 اردیبهشت 00)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    سلام فرزانه خانم عزیز
    نگران نباش ان شالله درست میشه زمان که بگذره بعضی حس های ادم عوض میشه حتما خدا ی راه خوبی برات گذاشته پیداش میکنی

    فرزانه جان
    به نظر من
    فعلا کی میاد کی میره رو بی خیال شو....و نشون هم بده به همسرت که دیگه برات مهم نیست اگر حس ات خوب شه برمیگردی حالا یا با پای خودت یا یکی دیگه...
    فعلا نحوه برگشتن و ازش حرف نزن...کاش از اول که میدونستی ایشون مغرورن و ناز کشیدن بلد نیستن اصلا نمیگفتی .مگه نمیگفتی وقتی هم قهر میکردیم اشتی پیش قدم نمیشد؟ امیدوارم مشاورتون بتونه بعضی چیزهارو یاد ایشون بده.
    الان چیزی که مهمه طی شدن روند مشاوره است و تغییرات و اگاهی هایی که کسب میکنین

    من خیلی نمیدونم ولی شنیدم اینجور موقع ها دو طرف تعهداتی میدن بعد دوباره زندگی رو شروع میکنن شما هم حرفی بینتون شده؟
    اگر چه به نتیجه زندگی رسیدی چه به نتیجه طلاق، میگیم عاقلانه بوده و از روی منطق نه بچگانه و از روی لجبازی.پس گره ای که گفتی رو از ذهنت بیرون کن هم خودت هم خانواده.

    اینکه ما زود نرم میشیم خوبه اگر حواسمون به حق و حقوقمون باشه.

    فرزانه جان فضا رو تلطیف کن ی بار گفتی مشاور گفته باهاش حرف بزن ولی درمورد مشکلاتتون نه ...درسته؟ منظور اینه که برای حل مشکلاتتون ی بستر متفاوت از اونچه که تا حالا بوده لازمه. حالا باشه جلوی در خونه برو تا بالا نرو.
    زمان بگذره ایشون هم ی چیزهایی یاد میگیره. امیدوار باش.

    میدونم گاهی نمیشه ولی تا جاییکه میتونی سعی کن جرو بحث نشه بینتون. حرفتو بزن و هم بذار ایشون بزنه ولی حالت یکی به دو نداشته باشه.اگه جاهایی دیدی داره به مشاجره و بحث میکشه جهت حرف و عوض کن بذار بقیه اش و بعدا....خورد خورد حرفتو بزن .
    چون اگر خواستین ادامه بدین زندگی رو که این جروبحث ها محبت و خراب میکنه اگر هم خواستین طلاق بگیرین که ارزشش و نداره برای ی غریبه بخوای چیزی ثابت کنی.هر جور میحواد فکر کنه مشکل خودشه.

    ی چیزی هم بگم اینکه گفتین تلخه ادم با امیدی زندگی رو شروع کنه بعدش ... نگو...اخه برای مجردا بداموزی دارهحداقل جاپای منو محکمتر میکنه...
    فرزانه خانم خیلی دلم میخواد از تجربه های شما و بقیه خانمهای متاهل بدونم اینکه یعنی قبل ازدواج ادم نمیتونه ویژگیهلی طرف و بشناسه اصلا چه ویژگیهایی مهمه؟؟ کلا همیشه از همین چیزها ترسیدم
    ویرایش توسط الهه زیبایی ها : شنبه 04 اردیبهشت 00 در ساعت 11:22

  8. کاربر روبرو از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده است .

    فرزانه 123 (شنبه 04 اردیبهشت 00)

  9. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    ممنونم الهه جان که توجه داری به تاپیک من
    شما که مجردی و هنوز همسرتو انتخاب نکردی خیلی خیلی خوبه که داری این تاپیک هارو می خونی. و براتون تجربه میشه در انتخاب دقت بیشتری بکنید. ولی این واقعیت هست که بعضی زوج ها ناسازگارند و بعضی ها کاملا سازگار. پس تجزبیات زنی مثل من نباید شمارو خداینکرده دلسرد کنه به زندگی. اگه با آگاهی انتخاب کنید و با مهارت ادامه بدین مطمئنا توی ازدواج موفق می شید. من خودم کاملا ناآگاهانه انتخاب کردم و معیارهایی که داشتم متاسفانه ناقص بود. و تحقیقات ناقص و مدت آشنایی کم یاعث شد کاملا چشم بسته وارد گود بشیم. هم من و هم همسرم. شاید ایشونم اگه با شخص دیگه ای ازدواج می کرد وضعیت بهتری داشت و سازگاری بالاتری داشت.

    و اما در مورد وضعیت کنونی من
    همسرم میگه باید قبل از جلسه مشاوره بعدی حتما در منزل با هم چند جلسه صحبت کنیم و میگه من بیرون نمیام و باید حتما بیای خونه. و همینطور میگن اگه قرار به برگشت تو باشه و به این نتیجه برسیم که ادامه بدیم، تو باید خودت برگردی. که من قاطعانه گفتم من خونه نمیام و تا زمانی که خودت و خانوادت دنبال من نیایید من برنمی گردم. اگر خواستی حضوری صحبت کنیم فقط در بیرون. و ایشون مصر هست که نظر خودش اجرا بشه.

    من دیگه تماسی با ایشون نمی گیرم و پیامی نمی دم. الهه جان شما میگی مهم نیست که خودت برگردی و ... ولی واقعا در شرایط من نیستی که بدونی واقعا نمیشه. ببین منم برای خودم غرور و شخصیت دارم. حالا که ایشون منو از خونه بیرون کرده باید خودش بیاد و با احترام برگردونه. مخصوصا بعد از این همه مدت.

    ما دو جلسه مشاوره مشترک داشتیم و قرار بود این هفته بعد از چند جلسه که حضوری همدیگرو دیدیم دوباره جلسه داشته باشیم. ولی با این اوضاع پیش اومده فکر نمی کنم اصلا همو ببینیم. چون من میگم بیرون از خونه و اون میگه توی خونه و همچنین گفته دنبالت نمیام به هیچ عنوان.

    در ضمن الهه جان من واقعا این مدت فضا رو سعی کردم تلطیف کنم . ولی این بحث که پیش اومد دوباره فضا خشن شد!
    ویرایش توسط فرزانه 123 : شنبه 04 اردیبهشت 00 در ساعت 16:03

  10. 4 کاربر از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده اند .

    nana0cute (یکشنبه 05 اردیبهشت 00), الهه زیبایی ها (شنبه 04 اردیبهشت 00), باغبان (شنبه 04 اردیبهشت 00), سحر بهاری (شنبه 04 اردیبهشت 00)

  11. #16
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه 123 نمایش پست ها
    پس تجزبیات زنی مثل من نباید شمارو خداینکرده دلسرد کنه به زندگی. اگه با آگاهی انتخاب کنید و با مهارت ادامه بدین مطمئنا توی ازدواج موفق می شید.


    درود
    آفرین بشما
    دوستان گرامی ؛

    لطفا، انجمن آموزش استفاده از تالار همدردی را مطالعه بفرمایید.

  12. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    فرزانه 123 (یکشنبه 05 اردیبهشت 00)

  13. #17
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    با سلام و احترام
    نماز روزه ها قبول درگاه حق



    روحیه مردان با زنان کاملا متفاوته !
    وقتی آب را دوست دارید در دستانتان نگه دارید نباید دستان خود را مشت کنید چون آب را دیگر ندارید ....آب را برای نگه داشتن باید کمی دستانتان را خم کنید اینجوری :


    فرعون قیچی بود .....خداوند به موسی (ع) فرمود تو پارچه باش و قیچی را کند کن .
    خانم فرزانه گرامی ،،،، به نظرم یه امتیاز به همسرتون بدید ....یه امتیاز هم ازشون بگیرید :)
    مثلا شما در مرحله اول یه امتیاز بدید ( برید منزل پیش شوهرتون ) ....سپس یه امتیاز هم ازشون بگیرید ( ادامه مشاوره و تغییرات و حفظ تغییرات )



    ..........................................



    راه دیگه اینکه :
    یه نفر سومی بیاد کمکی کنی . ( بزرگتری که هر دو به او ایمان دارید )



    ..........................................


    راه دیگه اینکه :
    نظر مدیر همدردی را بپرسید هر چی ایشون گفتن انجام بدید .




    ..........................................


    به نظرم اگه تغییرات انجام نشه از ما آدم ها ،،دیروز همین امروز میشه و امروز همان فردا ....ماه ها و سال ها می گذرد و اتفاقی نمی افتد .
    اگه به این زندگی می تونید به چشم مثبت نگاه کنید و اگه می بینید می تونید با همسرتون
    با کمک هم زندگی را جلو ببرید .....ادامه بدید ،،حتی با پا گذاشتن روی غرور ( تمام طرفین )
    شاید یه نفر باید بالغانه تر بره جلو .
    در حین مسیر تغییرات و تلاش دو جانبه و پیشرفت نقطه ای هم مهمه،،، که باید بررسی کنید با هم .



    موفق باشین .
    ویرایش توسط باغبان : شنبه 04 اردیبهشت 00 در ساعت 19:14

  14. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    gholam1234 (شنبه 04 اردیبهشت 00), فرزانه 123 (یکشنبه 05 اردیبهشت 00)

  15. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    فرزانه جان قبول دارم نیاز داری به دلجویی ..حق و بهت میدم ولی هدفمون الان اینه که وضعیت تون مشخص بشه...غیر اینه؟ این حقتون مهمتره.
    مثلا اینکه ایا همسرتون طی چند جلسه مشاوره متوجه میشه که چه تغییراتی باید تو رفتارش بده؟؟ میپذیره سهم تقصیراشو؟؟ عذرخواهی بلده؟؟ یکیش همینکه باید مهربونتر با خانومش تا کنه...میتونه واقعا یا نه؟ ولی من فکر میکنم الان انتظار این تعییر زوده.
    من منظورم این بود که بذار جلسات طی بشه ببینیم مشاور چی میگه و چی کار میتونه بکنه

    در مورد توی خونه رفتن هم.
    .اولش که ایشون گفتن بیا در خونه حالا توی خونه!!
    فک میکنی دلیل این درخواست و پافشاری چیه؟؟ سر لج افتاده ؟؟
    با برگشت شما به خونه چی عوض میشه ؟؟ چه خودتون برید چه بیان دنبالتون ...دوباره مثل سابق زندگی خواهید کرد غیر اینه؟؟پس ی تغییر اساسی لازمه.

    گذشته از همه اینها
    مگه قرار نیست ی دوره ای رو باهم صحبت کنید همو ببینید؟؟ قرار نیست که زندگی کنید که لازم باشه برید زیر ی سقف؟؟! چرا بحث تو خونه رفتن و مطرح کردن؟؟
    حتما هم با مشاوره حقوقی صحبت کنید تو این شرایط حق و حقوقتونو اگاه باشید .
    اگه قرار به برگشت تو باشه و به این نتیجه برسیم که ادامه بدیم
    خب هنوز که به این نتیجه نرسیدیم که باید ا دامه بدین!!
    تا ببینیم مشاور چی میگه
    تا ببینیم حسم چی میشه وووو
    فرزانه جان اینکه ته دلت از طلاق منصرف شدی رو ایشون نباید بدونه
    فکر کنه که شما مصری به طلاق و حق و حقوقت
    مگر اینکه شرایط عوض شه. ( یک طرفه هم چیزی رو نگو بگو سهم اشتباهات خودم تو این سالهارو هم میخوام بدونم)

    الان حرف برگشت شما نیست بگو فرض بگیریم من الان خونه ام ولی مشکلات که سرجاشه . ما داریم بررسی میکنیم ببینیم میتونیم زوج خوبی باشیم یا نه.

    بببخشید فرزانه خانم خیلی طولانی شد فکر میکنم نمیتونستم منظورم و برسونم هی توضیح دادم
    صبر کن ببینیم نظر دوستان چیه.

  16. کاربر روبرو از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده است .

    فرزانه 123 (یکشنبه 05 اردیبهشت 00)

  17. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    سلام و تشکر از همراهیتون

    سحر بهاری عزیز ممنون که توصیه منو به الهه خانم تایید کردین. ولی منظورتونو از تاپیکی که برام گذاشتین مطالعه کنم متوجه نشدم. چون من فقط همین یه تاپیک رو دارم و دارم با همین ادامه میدم و تاپیک دیگه ای در این رابطه ایجاد نکردم و تنها یه کاربری دارم.

    آقای باغبان ممنون از شما.
    راستش اینکه شما می گین امتیاز بده و یه امتیاز بگیر دقیقا همینو همسرم به بیان دیگه ای گفتن. ایشون بمن گفت اگه می خواستم واسطه بفرستم یا بیام دنبالت ، پا توی این مسیر (مشاوره و ...) نمی ذاشتم. یعنی حالا که اومدم و با مشاور داریم ادامه می دیم معنیش اینه که هر دو مقصر بودیم. و خودت باید برگردی هرچند من از خونه بیرونت کرده باشم. ولی به نظر من این راه درست نیست. ایشون اگه مشاوره میاد خوب برای زندگی خودش هم هست. چرا باید اینو بعنوان امتیاز در نظر بگیرم که اون بمن داده؟
    در مورد واسطه قرار دادن بزرگترا، ایشون به هیچ عنوان هیچکس رو نمی خواد دخالت بده. حتی می گفت پدر و مادرم خیلی گفتن که بریم دنبال فرزانه و بیاریمش ولی من نذاشتم. پس اینم کلا کنسل میشه.
    از مدیر محترم همدردی هم قبلا پرسیدم. ایشون نظرش این بود که مشاور حضوری بعد از شنیدن جزییات باید راهنمایی کنن که چیکار کنیم. که فکر می کنم در حال حاضر تنها راه باقیمونده همین باشه. البته اگر حتی ایشون هم به من بگه خودت برگرد من برنمی گردم مگر اینکه راه حل دیگه ای پیشنهاد بده.

    اینکه توی یه رابطه یه نفر باید بالغانه رفتار کنه رو قبول دارم و مشکلم هم همینه که چرا اون یه نفر همیشه باید من باشم؟ این به نظرم توازن رابطه رو بهم میزنه. مردی گفتن زنی گفتن. مردی که زنش رو توی عصبانیت از خونه بیرون کنه و هیچ خبری ازش نگیره واقعا برام قابل قبول نیست. خب اگه قصد جدایی نداره بیاد دنبالم و منو برگردونه و راه حلی برای مشکلمون با کمک مشاور پیدا کنیم. اگه نمی خواد بیاد دنبالم و قصدش جداییه، خب چرا هی میگه نمی خوام طلاق بدم و ... تا همینجای کار هم تمام پیگیریهارو من انجام دادم.


    الهه جان
    ما هر دو فرض رو بر این گذاشتیم که فعلا از طلاق منصرف شدیم. و مشاور هم در جلسه دوم پیشنهاد داد که اگه آمادگی دارین بهتره برای ادامه روند مشاوره زیر یه سقف باشین و بیشتر از این جدا از هم زندگی نکنید. من اعلام آمادگی کردم ولی همسرم گفت چند جلسه بگذره بعد برگردیم بهم. و قرار شد قبل از جلسه سوم ما چند جلسه حضوری هم رو ببینیم و صحبت کنیم. که الان به مشکل خوردیم. ایشون میگه توی خونه خودمون باید بیای و صحبت کنیم و من میگم بیرون. و البته ایشون اصرار داره که حتی بعد از جلسات مشاوره هم من دنبال تو نمیام. و اینجا هست که افتادیم توی بن بست.


    در ضمن منظورم از "در خونه" ، همون "داخل خونه" هست

    فرزانه جان قبول دارم نیاز داری به دلجویی ..حق و بهت میدم ولی هدفمون الان اینه که وضعیت تون مشخص بشه...غیر اینه؟ این حقتون مهمتره.
    مثلا اینکه ایا همسرتون طی چند جلسه مشاوره متوجه میشه که چه تغییراتی باید تو رفتارش بده؟؟ میپذیره سهم تقصیراشو؟؟ عذرخواهی بلده؟؟ یکیش همینکه باید مهربونتر با خانومش تا کنه...میتونه واقعا یا نه؟ ولی من فکر میکنم الان انتظار این تعییر زوده.

    بله الهه جون واقعا خوب درک کردی من احساسم چیه. امیدم به همینه که توی جلسات مشاوره ایشون تغییری بده توی رفتارش با من. چون اصلا عذرخواهی و دلجویی توی کارش نیست. وگرنه که کارمون به اینجا نمیرسید.

    ویرایش توسط فرزانه 123 : یکشنبه 05 اردیبهشت 00 در ساعت 10:25

  18. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (یکشنبه 05 اردیبهشت 00)

  19. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    سلام مجدد
    فرزانه خانم اون امضای خانم مدیر هست و
    تو همه پستهاشون میاد مربوط به شخص شما نیست.
    در واقع از شما نخواستن اون تاپیک و مطالعه کنید .
    دادن دو امتیاز به مرد ولی در ظاهر زدن یکیش به اسم خانم ،
    فقط از جامعه مرد سالار ما درمیاد .....هر چند مخالفم ولی گاهی این کارو میکنیم چون هوش و سازگاری خانمها بیشتره. میگن اقایون کودکش درونشون فعالتره در نتیجه رفتارهای کودکانه هم بیشتر ازشون سر میزنه مثل لجبازی و حفظ غرور کاذبشون!!
    به نظرم
    الان فرزانه خانم بگین که همینطوری ادامه بدیم بحث خونه اوندن نیست چون مشکلات سرجاشه و همون حرفهایی که پست قبلی گفتم.
    بذارین بیشتر سر لج نیافته ایشون و
    هرچقدر بیشتر حرفش و تکرار کنه کمتر میتونه پس بگیره حرفش و....حتی اگه ته دلش پشیمون شه!!
    و بررسی کنین ببینین واقعا ایشون درحال تغییر هست یا نه؟
    خصوصی هم با مشاورتون صحبت کنین خوبه
    ایشون میتونه بگه که
    متاهلی باید دلجویی بلد باشی میتونن بگن ی سفر برین یک هفته ....فعلا قضیه داخل خونه رفتن بمونه.
    امیدوارم و دعا میکنم بهترین راه و پیداکنین.
    ویرایش توسط الهه زیبایی ها : یکشنبه 05 اردیبهشت 00 در ساعت 11:22

  20. کاربر روبرو از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده است .

    فرزانه 123 (یکشنبه 05 اردیبهشت 00)


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.