به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 34

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    4,720
    سطح
    43
    Points: 4,720, Level: 43
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    84

    تشکرشده 80 در 54 پست

    Rep Power
    26
    Array
    نمیدونم اینجا چرا اینجوریه هر تاپیکی که میزنی یه نفر فقط یه بار میاد و راهنمایی میکنه و دیگه میره و دیگه پشت سرشم نگاه نمیکنه واقعا چرا؟؟؟؟

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 تیر 93 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    775
    سطح
    14
    Points: 775, Level: 14
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 14 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام دوست عزیز این مشکل شما یه نوعی از وسواس فکریه منم دقیقا این مشکل و داشتم و دقیقا احساستون و درک می کنم منتها من بعد از خریدن چیزی علاوه بر پشیمانی به شدت ازش احساس تنفر هم می کردم با مراجعه به روانپزشک متوجه شدم که وسواس فکری دارم و با دارو مشکلم برطرف شد پیشنهاد می کنم به یه روانپزشک خوب مراجعه کنید

  3. 3 کاربر از پست مفید بانوی اسفند تشکرکرده اند .

    meinoush (سه شنبه 06 خرداد 93), mohammad-ra (چهارشنبه 07 خرداد 93), salehe92 (یکشنبه 22 تیر 93)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    4,720
    سطح
    43
    Points: 4,720, Level: 43
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    84

    تشکرشده 80 در 54 پست

    Rep Power
    26
    Array

    بازم همون حس لعنتی

    باور بفرمایید دیگه از خودم و از این طرز فکرم خسته شدم هرجا که میرم و نمای خانه ها رو میبینم اعصابم به هم میریزه که چه نمایی یود که زدیم اولاش میگفتم با گذشت زمان درست میشه ولی الان میبینم 1سال گذشته و هنوزم که هنوزه این فکر عذاب وجدان برای انتخاب نمای ساختمان(که واقعا هم جنس خوبی نیست) داره آزارم میده و دارم از درون شکسته میشم دیگه خوشم نمیاد برم بیرون چون بیرون رفتن همان و برگشتن و باز هم چشمم به نما خوردن و اعصاب خوردی همان...

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام

    خواهش می کنم. کاری نمی کنم فقط انچه به ذهنم میرسه را میگم.
    ببینید من روانشناسی نخوندم و نمی تونم راهکار علمی و تخصصی بهتون بدم.
    اگه واقعا زندگی تون را دوست دارید همین حالا که این پست را می خونید قاطعانه تصمیم بگیرید که این مشکل را حل کنید.
    و حتما به روانشناس مراجعه کنید.
    ولی تا از روانشناس وقت بگیرید، می تونم ازتون خواهش کنم که 2 کار انجام بدید؟
    1) برید با پدرتون درباره نمای منزل صحبت کنید و سعی کنید تا جایی که می تونید از احساساتتون و فکراتون براشون بگید. بهشون بگید از این بابت خیلی خیلی خیلی ناراحت هستید و عذاب وجدان دارید و هر روز که از جلوی منزل رد می شید خودتون را سرزنش می کنید.
    اینگونه هم از احساس عذاب وجدانتون کم میشه و هم پدرتون بیشتر با شما و مشکلتون اشنا می شوند و بیشتر برای حل مشکل شما تلاش می کنند و از تجربه ها و دانسته های خودشون برای کمک به پسرشون استفاده می کنند.
    2) برید با خواهرتون درباره لپ تاپی که جا لباسی روش افتاد و درش خراب شد، یکبار دیگه صحبت کنید و هر کاری که برای از بین رفتن این عذاب وجدانتون لازم هست انجام بدید. عذرخواهی کنید، ابراز پشیمانی کنید و........
    یک بار برای همیشه خودتون را از این عذاب وجدانی که دارید خلاص کنید.

    تا فکری هم به حال احساس ناراحتی و حسرت تان بکنید.

    نه ولی پیش خودم هی میگم شاید به روم نمیارن
    از همدردی یاد گرفتم که ذهن خوانی ممنوع!
    مگه شما پیشگو هستی که پیش خودت مدام این فکرا را می کنی؟
    به جای اینکه پیش گویی می کنید برید رو در رو و شفاف باهاشون صحبت کنید و نظرشون را بپرسید و اگه از دستتون ناراحت هستند باهاشون صحبت کنید و از دلشون دربیارید و یکبار برای همیشه تمومش کنید.
    و یکم به ذهنتون استراحت بدید و انقدر فکر نکنید.
    یادمه معلم کلاس زبانم یکبار یک داستانی را برامون تعریف کردند.کامل یادم نیست چون برای خیلی وقت پیشه. ولی بخشی اش که مهم بود را یادمه. و ان اینکه وقتی یک لیوان اب را چند دقیقه در دستتون نگه میدارید هیچ اتفاقی نمی افته، وقتی برای یک ساعت نگه دارید دستتون درد می گیره ولی وقتی برای چند ساعت نگه دارید دیگه کم کم دستتون بی حس میشه و احساس کرخت شدن و فلجی بهتون دست میده. بعد در ادامه گفتند که ذهن هم همینطوره. وقتی برای مدت طولانی به یک موضوع فکر می کنید ذهنتون خسته و فلج میشه........

    حالا هدفم از این حرفا چی بود؟ اینکه برادر گرامی انقدر درباره این موضوع ها فکر نکن.
    هر کاری بکنید به جز فکر کردن درباره این موضوع ها.

    دیگه شکلک پیدا نکردم! اگه کمه بگید بازم بذارم.

    بیاید یک موضوع که براتون جالب هست را انتخاب کنید و هر وقت که این فکرها به ذهنتون امد، سریع جلوش بایستد و شروع به مطالعه درباره موضوع مورد علاقه تون کنید و یا هر کار دیگه که علاقه دارید.

    بعد یک سوال دیگه. مگه شما نگفتید که به رشته تحصیلی تون علاقه دارید؟ پس چرا چند پست قبلتر گفتید که یک درس را 2 بار برداشتید و حالا باید برای بار سوم باز هم بخونیدش؟
    شما که شاغل نیستی و با دوستان هم که میگین بیرون نمی رید، پس چیکار می کنید که وقت خوندن درسهای مورد علاقه تون را ندارید؟
    صبح تا شب درباره نما و لپ تاپ فکر می کنید؟؟؟؟
    بعد از اینکه با خانواده صحبت کردید و این احساس عذاب وجدان را از بین بردید، به خودتون مرد و مردونه فقط یک هفته یا حتی فقط یک روز قول بدید که به این موارد اصلا فکر نکنید.
    و هر وقت این فکرا به سراغتون امد سریع فراموشش کنید و سرخودتون با یک کاری گرم کنید. مثلا خوندن همین درسی که تا حالا 2 بار برش داشتید و نخوندینش. اینجوری هم از این فکرا بیرون میاید و هم این درس را می خونید و ترم دیگه راحت هستید.
    و یکبار دیگه تمام تاپیکهاتون را از اول تا اخر بخونید و ببیند که چه قدر خوب دوستان شما را راهنمایی کردند ولی شما چشم و گوش تان را بستی.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    شما در این دنیا هرجا که برید ممکنه بهتر از اون هم باشه .. اونوقت تا کجا میخوای پیش بری ....... ؟ وسعت چقدر میشه .... ؟



    فکر کن چند صباحی زندگی ارزش اینرا داره که این همه وسواس و سخت گیری و کمالگرایی خرابش کنه ...... ؟ ارزش اینو داره که 1 ساله زندگیت و آرامشت مختل شده ؟ مگر این دنیا و اسباب و وسائلش قرار نیست که فقط وسیله خدمات رسانی به ما باشه تا در آرامش زندگی کنیم و هدفمند پیش بریم .... آیا ارزش داره برای همین اسباب و ابزار دنیوی اصل وجود و سلامتی مون را به خطر بیاندازیم ؟.....


    نمونه حرفهایی که زدم یعنی
    تحلیل شناختی مسئله شما و تغییر نگرش به کمک این تحلیل شناختی که شما نیاز هست مدتی در مقابل هرچیزی که حسرتش را میخورید از این روش استفاده کرده و تحلیل کنید و اون موضو را کوچ و بی ارزش کنی و در مقابل سلامت و ارامش خود را مهم بدانید .... و با تکنیک توقف فکر از تمرکز و ادامه توجه به موضوع دست بردارید با هرجمله ای که روی شما اثر داره و توقف فکر را ایجاد می کند ... مثلاً جمله ای مثل « بی خیال بابا » یا « بسه دیگه حیف خودمم ، مهم اینه که سلامتی حاصله ، فدای سرم » و .... خود را مشغول کاری و برنامه کنید ....


    در واقع مهمترین کار برای شما این است که
    ذهنتان را کنترل کنید و برای اینکار از راهکار های جناب sci در تاپیک بهار زندگی بهره ببرید

    مهمتر از آن اینکه حتماً
    به یک روانشناس بالینی هم مراجعه کنید شاید روانکاوی و یا در صورت نیاز دارودرمانی را مدتی نیاز داشته باشید

    دوستان عاجزانه ازتون میخوام کمکم کنید
    واسه مشکلی که گفته بودم به توصیه فرشته مهربان و خانوم مهرااد دو جلسه رفتم پیش روان شناس و با صحبتایی که کرد حالم بهتر شد و کم کم داشتم این عذاب وجدان و حسرت از نما ی خونمون رو فراموش میکردم
    تا اینکه هفته پیش همسایه مون از همون نمایی که به خاطر فقط اشتباه اون موقع واسه خودمون نزدیم رو واسه نمای خونه خودشون زدن من حالم نه بدلیل حسادت بلکه برای حسرت و بیشتر عذاب وجدان چندین برابر خرابه و دیگه اصلا حال و روز خوبی ندارم هی پیش خودم میگم چی میشد اگه خونمون رو بفروشیم و بریم جای دیگه یا چی میشه که خودکشی کنم
    ببینید عمل به توصیه های فرشته مهربان داشت جواب میداد که شما رهایش کردید.
    میشه ان زمان که به روانشناس مراجعه کردید را به یاد بیارید. به صحبتهایی که کردن فکر کنید. به حالتون که داشت خوب میشد فکر کنید و بعد قاطعانه برای حل مشکل اقدام کنید.
    یا علی بگید و شروع کنید و مشکل را بعد از 2 سال حل کنید.

    این بخشی از پست کاربر "فقط خدا" است که پارسال براتون گذاشته بودند:

    محمد جان،من نگران این نیستم که شما دو زار ضرر کردی.نگران این نیستم که لپ تاپی که خریدی بهترین لپ تاپ ممکن نبوده،نگران نمای خونتون هم نیستم ..... .

    من نگران اینم که فردا وقتی ازدواج کردی زندگیت رو تبدیل به کابوس کنی.هم برای خودت هم برای اون بنده خدایی که با هزار امید بهت بله گفته.اصلا با این تفاسیر خیلی سخت میتونی یکی رو واسه ازدواج انتخاب کنی.بعدشم که خدا به داد برسه.
    و من نگران اینم که 40 ساله دیگه که به عقب نگاه می کنید، چی می بینید؟
    یک زندگی موفق؟ یا.......؟

    با ارزوی موفقیت و حل مشکلتون


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg

    ویرایش توسط salehe92 : سه شنبه 24 تیر 93 در ساعت 19:58

  6. 2 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    sara 65 (سه شنبه 24 تیر 93), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 24 تیر 93)

  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام محمد اقا.چطوری داداش من ؟

    بنده تو تاپیک قبلی شما هم حضور داشتم.چه در اون تاپیک و چه اینجا دوستان راهنمایی های خوبی کردن.بخصوص فرشته مهربان در همون تاپیک.

    خب جواب شما در یک کلام اینه : سخت نگیر.ولی مشکل اینه که نمیتونید سخت نگیرید چون متاسفانه بخاطر تعلل در انجام یه اقدام جدی این مشکل روز به روز با شما بزرگتر و قدرتمند تر شد.بنده هم با نظر خواهر خوبم شبنم خانم موافقم که شما حتی در انتخاب پزشکتون هم دارید سختگیری می کنید.

    نمیدونم اینجا چرا اینجوریه هر تاپیکی که میزنی یه نفر فقط یه بار میاد و راهنمایی میکنه و دیگه میره و دیگه پشت سرشم نگاه نمیکنه واقعا چرا؟؟؟؟
    خب شما باید اول یه تغییراتی در رفتارت نشون بدی تا دوستان بیان و حرف جدیدی اگه دارن رو بزنن دیگه(یعنی دوستان تاثیر پذیری شما رو ببینن).گرچه بنده فکر می کنم شما مشکلت با این پست گذاری ها حل نمیشه.باید حتما حضوری برید پیش یه روان شناس و شاید در کنارش روانپزشک.

    یه بار گفتم باز عرض می کنم.بنده نگران این نیستم که شما از خرید اکسپریا راضی هستی یا نه یا ..... !!! بنده نگران روزی هستم که شما ازدواج کنید و اون دختر بی خبر از همه جا رو مدام روی ترازو بذاری و با دیگران قیاس کنی.

    الان که توفیق دارم و به لطف مدیر محترم پر رنگ شدم ، تاپیکتون رو تو لیست تاپیکهای نیازمند به حضور کارشناسان قرار میدم.امیدوارم هر چی زودتر مشکلتون حل بشه.

    احتمالا منم همین یه پست رو میذارم.چون به جمله ای که بعنوان امضاء زدم زیر پستم معتقدم.


    فقط خدا
    بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته

    باشد نه شعور
    لازم برای خاموش ماندن



    ژان دلابرویه



  8. 3 کاربر از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده اند .

    earth (چهارشنبه 14 اسفند 92), sara 65 (پنجشنبه 15 اسفند 92), shabnam z (پنجشنبه 15 اسفند 92)

  9. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام


    خدارو شکر شما زنده هستید ومیخواید زندگی کنید...
    حتما در آینده باز هم به راهکاری نیاز دارید تا مثل الان حس پشیمونی نیاد سراغتون.

    خب واسه لپ تاپ که میتونید ارتقاءبدید .
    اما اگر فقط ظاهرشو میگید که من نمیدونم.


    فقط خدا محترم امضا تون واسه این تالار به جاست اما خیلی تنده.

    به این نتیجه رسیدم که حرفای منم از دسته اوله ونباید جزءدسته دوم باشم.

  10. کاربر روبرو از پست مفید earth تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (پنجشنبه 15 اسفند 92)

  11. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    4,720
    سطح
    43
    Points: 4,720, Level: 43
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    84

    تشکرشده 80 در 54 پست

    Rep Power
    26
    Array
    فرشته اردیبهشت خواهش میکنم کمک کنید چون مشکلات بنده رو تشخیص دادید و با ادامه دادن راهنماییتون شاید باعث خیری بشید و دعا بنده پشت سرتون باشه...

  12. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    4,720
    سطح
    43
    Points: 4,720, Level: 43
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    84

    تشکرشده 80 در 54 پست

    Rep Power
    26
    Array
    دوستان شما میگید برو پیش روانشناس من پارسال واسه همین مشکلی که تو این تاپیک نوشتم پیش روانشناس رفتم فایده نداشت(البته اون موقع خیلی کمتر بود و مثل الان حاد نبود)امسال هم حدود 2 ماه و خورده ای قبل پیش یکی دیگه رفتم اون هم فقط یه سری دارو داد و تمام و هیچ اثری هم تو این غصه خوردن بعد خرید هر چیزی نداشت الانم که حدود 10روزی هست که پیش یه روانشناس دیگه میرم که اونم با ابن که از قبلیا بهتر بوده ولی فقط حرفایی که خودم به خودم تو این 2 سال میگم رو بهم گفته و اصلا تو این ده روز (4جلسه)حالم بهتر نشده هیچ بدتر هم شده. . .آخه حرفم رو بکی بگم من الان زندگیم شده غصه خوردن بخدا حالا زدم تو خط غصه خوردن گوشی که واسه خواهرم گرفتم......نمیدونم این چه حس کوفتی ایه که تو وجودم ریشه دوانده و هر سعی و تلاشی میکنم فایده نداشته ....

  13. کاربر روبرو از پست مفید mohammad-ra تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 24 اسفند 92)

  14. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    4,720
    سطح
    43
    Points: 4,720, Level: 43
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    84

    تشکرشده 80 در 54 پست

    Rep Power
    26
    Array
    این سایت قبلنا خیلی خیلی بهتر بود ولی الان فکر میکنم هرکی که عشقتون بکشه جوابش رو میدین و هر کی هم که خوشتون نیاد جوابش رو نمیدید.

  15. کاربر روبرو از پست مفید mohammad-ra تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 24 اسفند 92)

  16. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad-ra نمایش پست ها
    فرشته اردیبهشت خواهش میکنم کمک کنید چون مشکلات بنده رو تشخیص دادید و با ادامه دادن راهنماییتون شاید باعث خیری بشید و دعا بنده پشت سرتون باشه...
    سلام دوباره
    حدس میزنم که شاید نوشتمو نبینی ولی مینویسم
    من معذرت میخام پیگیر تاپیکت بودم اما بدلایلی نمیتونستم بیام
    بله من میفهم مشکل شما رو درک میکنم
    و همون پست قبلی هم که نوشتم جواب توشون بود قرار بود درموردش تامل کنی و رو خودت کار کنی
    اونا فقط سوال نبودن جواب هم بودن دقت نکردی؟؟!!
    اونطور که معلوم بود مشکل شما ریشه در عزت نفس و اعتماد به نفست داره
    باید خودت رو دوست داشته باشی تا بتونی متعلقات به خودت رو هم دوست بداری
    فک کن ببین چطور میتونی برا خودت ارزشمند شی؟

    - - - Updated - - -

    درسته روانشناس میتونه راهنماییت کنه ولی بهترین روانشناس خودتی باید به شناخت برسی و بخایی با اراده باشی
    در غیر این صورت نه تاپیک فایده داره نه مشاوری که پولای هنگفتی هزینش میکنی.
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  17. کاربر روبرو از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده است .

    پونیو (جمعه 15 فروردین 93)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصميم گرفتم كمتر رفت وامد كنم و كمتر غصه بخورم،درسته كارم؟
    توسط Somebody20 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 دی 93, 16:35
  2. پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 اسفند 92, 17:43
  3. غصه دار موقعیت های هدر رفته داره هستم
    توسط *niki در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 فروردین 91, 14:19
  4. پس خواسته های من چی میشه؟
    توسط w810i در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 27 دی 87, 21:17
  5. خسته شدم از این همه دعوا و غصه
    توسط صداقت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 30 آذر 87, 15:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.