به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 55
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    مرسی سارای عزیز

    اره اصلا ادمی نیستم که فحش بدم پیش زنم یا هرکسی بدم میاد از این کار ولی درست حدس زدید بله طبع گرمی دارم خیلی هم گرم

    ولی چی بگم شما احساس منو شاید درک نکنی من بیخودی جوش نمیارم که وقتی یه چیزی می بینم طبق روالش پیش نمیره عصبی میشم خانواده من براشون عادی شده وقتی هم مثلا سر کسی داد میکشم اگر اون طرف هنگام قاطی کردنم حرف بزنه شاید طرفو بزنم در حد مرگ ولی این مصداق برای جنس مذکر هستش ولی فکر نکنی خدایی نکرده دست بزن دارم و زن بنده ازم چوب بخوره اصلا ابدا این کارو نخواهم کرد ولی چی بگم قابل توجیح نیست قابل کنترل نیست مثلا دیروز 5شنبه از سر کار داشتم میرفتم خونه زود شرکتمو 5شنبه ها تعطیل می کنم فشار کار خودتون می دونین چقدر زیاده تو ترافیک یکی از پشت هی برام بوق میزد چراغ میزد کلا رفت رو اعصابم موقعی که چراغ سبز شد کشیدم کنار دیدم 2تا جوون و 2تا دختر نشسته بودن فکر کنم زنو شوهر بودند یهو اومدن کنار سرم داد زدن که چرا نمیری کنار وسط خیابون پیاده شدم هر دوتاشونو اوردم پایین تا خورد زدمشون اخر سر هر دوشون گفتن غلط کردیم ولشون کردم اینقدر شلوغ شده بود خیابون که نگو اعصاب میریزن بهم اخه

    ولی در مواقع عادی خوبم احترام نگه میدارم چه اون طرف بزرگتر از من باشه و چه کوچکتر ولی نمی دونم چیکار کنم که کم کنمش اصلا دست خودم نیست دوستی گفتن تلقین میی کنی میگم اخه چی هست تا تلقینش کنم بازم نمی دونم چیکار کنم

    مرسی

  2. #12

  3. 2 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (شنبه 29 تیر 92), بی وفا (شنبه 29 تیر 92)

  4. #13
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بی وفا ،فکرکنم گرفتم چی میگی،توبانیرویی که حین عصبانیت ایجادمیشه مشکل داری نیرویی که کنترل رو تا۱۵دقیقه تقریبا ازدستت درمیاره واون زمان اتفاقاتی میفته که خلاف شخصیت وافکارتوست،من یه روش ساده ترنشونت میدم ولی قبلش با یه کلمه ت موافق نیستم."مهار"درست نیست "مدیریت"اون ۱۵دقیقه روهدف قراربده.حالا اصل مطلب ؛باید یه چرخش ۱۸۰درجه ای انجام بدی ودست بزاری آنجا که عصبانیتت داره نیروش روازاونجا میگیره تشخیص باخودته تو یه جای یازیاد"دلسوزانه"توزندگیت برخورد میکنی یا از روی"ترس"اون نقطه روپیداکن وروش کارکن ومدیریتش کن(باشناخت وافکارودانش منطقی) ببین کجاست اگه این کارو کردی رفلکس طبیعیش که ۱۵ دقیقه عصبانیت هست کاهش وقابل مدیریت میشه آنطورکه خودت میخای واطلاعاتشم بهترازمن داری.

  5. 3 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 28 تیر 92), saraamini (شنبه 29 تیر 92), بی وفا (شنبه 29 تیر 92)

  6. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    مرسی از ستاره عزیز خیلی تشکر ولی هیچ کدومش زیاد با من نمی خونه من پرخاشگر و منفعل نیستم عزیزم من جوشی هستم یعنی در یک ان ممکنه بر گردم اما برگردم بابامو نمی شناسم یعنی اصلا حرف کسی رو نمی پذیرم انگار هیچی نمی شنوم خیلی تشکر می کنم بخاطر زحمتت انشالله چندتایی اخرم نگاه می اندازم عزیز
    سپاس



    امین عزیز سپاس و درود به شما

    تا حدودی فهمیدی چه شخصییتی دارم اره با مدیریتش موافقم و به دنبال راهی برای مدیریتش هستم ولی وقتی من صفتم بر می گرده همش لا الله اله الله زیاد میگم تا کار دست طرف مقابلم ندم ولی اصلا باور می کنی یک ان بر می گردم یک ان داد می زنم هیچی جلومو نمی تونه بگیره هیچکس جلومو نمی تونه بگیره نه فحش می دم نه حرفی به اون شخص می زنم هیچی ولی اگه طرف بخواد با من یکی به دو کنه که کارش تمومه بخاطر همین به نامزدم فهموندم که تنها مشکل من اینه. بیشتر اوقات مثلا تو یه جمعی هستم که بیشتر غریبه هستند این خشم به خشم درونی تبدیل میشه نمی دونم توی فامیلاتون تا حالا با چنین فردی برخورد داشتین یا خیر در مورد 15 دقیقه هم واقعا 15 دقیقه هستش و بعد از اون اروم میشم نه اروم اروم کمی بهتر میشم و اگر حرفی زده باشم به طرفم که ازم ناراحت بشه تو هر سنی هم می خواد باشه ازش معذرت می خوام
    بیشتر از این کار من خیلی باعث شده این مسئله خودشو بروز بده من تو خونه فردی شوخی هستم گاهی اوقات اینقدر شوخی می کنم مادرم کم مونده بهم فحش بده و هی میگه تو نمی خوای بری خونه خودت به زور بیرونم می کننسر کارم یه خانومه هست که ازم چند سال بزرگتره شوهرش با من دوسته خودشم جای خواهر منه و باش مشورت می کنم بهم میگه تو وقتی که جوش میاری این کارمندا میگن چقدر بد اخلاق و از خود راضیه بهش می گم دست خودم نیست میگه می دونم
    دیگه همه تو محل کارم ازم می ترسن و ازم حساب میبرن فکر می کنن بد اخلاقم ولی من اصلا اونجوری نیستم این قدر گرم و خوشبرخورد هستم که بخدا همه ارزوی من و دارن اعتماد به نفسم بالاست می دونم ولی حقیقته عمو هام می گن دایی هام میگن خاله هام میگن چون پسراشون همه خشک و نچسب هستن و به هیج جا هم نرسیدن شاید این دلیلش باشه


    ولی باز موندم چه ترفندی بزنم مدیریتش کنم بخدا دست خود ادم نیست اینقدر دوست دارم که جوش نیارم مخصوصا جوشی هم که با هر بن بستی در زندگی شروع بشه

    دوستان دیگر هم که سابقه ی جوشی بودن چه در خانواده و چه خودشون دارن بیان اینجا نظر بدن یعنی همتون اروم هستید ما فقط جوشــــــــــــــــــــــ ـــی هستیم

  7. #15
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    من خیلی بدترم. تاپیکتو دنبال می کنم شاید به منم کمک کنه.
    البته من تا حد ممکن کنترل می کنم عصبانیتمو اما به جسمم فشار اورده. منم با کنترل موافق نیستم. مدیریت بهتره. یا اینکه راهی باشه که کلا عصبانی نشیم.

  8. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 19 مهر 98 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    6,968
    سطح
    55
    Points: 6,968, Level: 55
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 182
    Overall activity: 39.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 145 در 78 پست

    Rep Power
    29
    Array
    بی وفا جان شما یه کتک حسابی بخوری مشکلت حل میشه عزیزم غصه نخور.

  9. #17
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بی وفا من یک سری حرف ها باهات دارم ، خواهش میکنم ناراحت نشی وقتی میخونیشون ، چون قصدم به تو کمک هست .
    من فکر میکنم باید روی یک موضوعی به شدت کار کنی ، و اون احترام به حقوق دیگران و فهمیدن اینکه چقدر به خودت داری حق میدی، هست . خیلی موضوع مهمی هست . و اینکه با بی احترامی در واقع داری به خودت بی احترامی میکنی ، برای همینه که بهد از فروکش شدن عصبانیتت به شدت پشیمون میشی ، چون شخصیتت رو غیر از اونی که هست نشون دادی ، به خودت بی احترامی شده ، و پیش خودت شکسته شدی .
    پس با احترام گذاشتن به دیگران به خودت و شخصیتت احترام بگذار .
    موضوعی هست که باید به شدت در تو ریشه کنه
    و اینکه باور کنی که تو حق هر کاری رو نداری .
    حق داد زدن نداری ،
    حق کتک زدن نداری ،
    اصلا حق نداری بگی که منشی دفتر اینترنت مثل طلبکارا هست ، کما که شاید طلبکار هست ، چون میخواد کار تو رو راه بندازه .
    حق نداری راننده ماشین پشتی رو کتک بزنی .
    حق نداری برای شخصی که برات پست گذاشته به جای تشکر بگی که "خواهر من درک نمیکنی چی میگما "
    .
    .
    .
    یا خیلی چیزای دیگه ...
    باید این حق رو برای خودت تعریف کنی ، و خیلی خیلی زیاد تمرین کنی ، این تمرین کردن خیلی بهت کمک میکنه ،10 بار که تمرین کردی که به دیگران احترام بگذاری بار 11 ام خیلی راحت تر این کار رو میکنی ، بار 12 ......... بار بیستم ناخود آگاه مثل یک مدیر موضوع رو مدیریت میکنی ، بدون اینکه عصبانی شده باشی .
    و زمانی که میخوای عصبانی بشی ، یک لحظه به 10 دقیقه بعدش فکر کن .

    احترام گذاشتن به دیگران ، خیلی مهمه که بهش توجه نمیکنی .
    یادت باشه ، حق نداری از پست من ناراحت بشی ، انتقاد پذیر باش .

  10. 3 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 02 مرداد 92), deljoo_deltang (شنبه 29 تیر 92), گل آرا (یکشنبه 30 تیر 92)

  11. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tamanaye man نمایش پست ها
    بی وفا من یک سری حرف ها باهات دارم ، خواهش میکنم ناراحت نشی وقتی میخونیشون ، چون قصدم به تو کمک هست .
    من فکر میکنم باید روی یک موضوعی به شدت کار کنی ، و اون احترام به حقوق دیگران و فهمیدن اینکه چقدر به خودت داری حق میدی، هست . خیلی موضوع مهمی هست . و اینکه با بی احترامی در واقع داری به خودت بی احترامی میکنی ، برای همینه که بهد از فروکش شدن عصبانیتت به شدت پشیمون میشی ، چون شخصیتت رو غیر از اونی که هست نشون دادی ، به خودت بی احترامی شده ، و پیش خودت شکسته شدی .
    پس با احترام گذاشتن به دیگران به خودت و شخصیتت احترام بگذار .
    موضوعی هست که باید به شدت در تو ریشه کنه
    و اینکه باور کنی که تو حق هر کاری رو نداری .
    حق داد زدن نداری ،
    حق کتک زدن نداری ،
    اصلا حق نداری بگی که منشی دفتر اینترنت مثل طلبکارا هست ، کما که شاید طلبکار هست ، چون میخواد کار تو رو راه بندازه .
    حق نداری راننده ماشین پشتی رو کتک بزنی .
    حق نداری برای شخصی که برات پست گذاشته به جای تشکر بگی که "خواهر من درک نمیکنی چی میگما "
    .
    .
    .
    یا خیلی چیزای دیگه ...
    باید این حق رو برای خودت تعریف کنی ، و خیلی خیلی زیاد تمرین کنی ، این تمرین کردن خیلی بهت کمک میکنه ،10 بار که تمرین کردی که به دیگران احترام بگذاری بار 11 ام خیلی راحت تر این کار رو میکنی ، بار 12 ......... بار بیستم ناخود آگاه مثل یک مدیر موضوع رو مدیریت میکنی ، بدون اینکه عصبانی شده باشی .
    و زمانی که میخوای عصبانی بشی ، یک لحظه به 10 دقیقه بعدش فکر کن .

    احترام گذاشتن به دیگران ، خیلی مهمه که بهش توجه نمیکنی .
    یادت باشه ، حق نداری از پست من ناراحت بشی ، انتقاد پذیر باش .


    ترانه من تشکر بخاطر نوشتن پستت

    ولی من هنگام جوش اوردن به کسی بی احترامی نمی کنم فقط داد میزنم خودمو بلند بلند سرزنش می کنم و میگم اخه چرا من این کارو دادم به این انجامش بده یا چرا که من به این پول قرض دادم یا چرا باید اینا منو بزارن سر کار که امروز جلسه و نیان و.....

    من به کسی بی احترامی نمی کنم شاید از دیدگاه دوستان مخصوصا جنس مخالف بنده توهین و بی احترامی باشه ولی زمانی حرف من توهین امیز هستش که به طرف فحش بدم بد و بیراه بگم به خانوادش که اصلا تو ذات من اینا نقشی ندارن فقط زود از کوره در میرم انگار برام شده چیز عادی

    همش می خوام اروم بر خورد کنم نمی تونم همیشه می خوام با یه موضوعی که روش تمرکز شدیدی دارم خوب برخورد کنم ولی نمیشه تلقین نمی کنم جدا نمی شه مثلا همین امروز

    امروز از صبح دارایی بودم ثبت بودم اصلا وقت نشد که برم شرکتم و از اون جا بیام تالار
    بگزریم رفتم ثبت برای کارای اداریم 2 ساعت نشستم برای کارام بعدش رفتم پیش پیشخوان که کارامو انجام بده تو اون گرما بهم میگه برو طبقه بالا پیش دفتر دار فرمتون و پیرینت کنه و بده بهتون گفتم باشه رفتم تموم کردم اومدم پیشش گفتم بفرما گفتم وای اقای ..... چرا این فرمو پیرینت گرفتین یه فرم دیگه رو باید می گرفتین گفتم چشم حالا حواسم بودا که قاطی نکنم دوباره بدو بدو رفتم بالا انجامش دادم اومدم پایین میگم چقدر ادم باید چی بگم رفتم گفتم بفرما دیدم بهم میگه جناب شما چرا این فرمتون ناقصه تا اینو شنیدم جوش اوردم دیگه اصلا اصلا دست خودم نبود اصلا گفتم من مگه مصخره تونم 20 بار فرستادین 70 تا پله و برم بالا بعد میگی فرمت ناقصه شما فقط تو این اداره داری کار می کنی مگه.دیگه هر چی بود به زنه گفتم اخر سر زنگ زدم یکی از بخش های ثبت رفیقم بود اومد پیشم و رفت کارامو راستو ریست کرد خودتم قبول کن جرقه اصلی و اونا میزنن منم که اینجوری
    پاک تو این همه مشکلات موندم ازدواج تموم شد اینم از این ببینیم تا کجا می تونیم دوام بیاریم اخه

    مشکل اصلی نمی دونم منم اونا هستن اصلا نمی تونم کنار بیام با این موضوع خسته شدم می ترسم ضربه بخورم بخاطر این موضوع اصلا دست خودم نیس

    خواهرم من اینجوریم نمی دونم تا حالا با کسی اینجوری برخورد داشتی یا نه اصلا نمی دونم چیکار کنم به مادرم میگم میگه تو فقط همین مشکلو داری زود عصبی میشی میگم مادرم دست خودم نیست میگه مگه میشه گفتم نه بیمارم اخه باهات بحث کنم

    در ضمن انتقاد پذیرم ولی این کارایی که گفتیو انجام میدم ولی نمیشه عزیزم

  12. کاربر روبرو از پست مفید بی وفا تشکرکرده است .

    tamanaye man (شنبه 29 تیر 92)

  13. #19
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میفهمم ، ولی بهترین کار اینه که همون لحظه پیش خودت 1% احتمال بدی که اون خانم شاید اشتباه کرده باشه ،از عمد که این کار رو نکرده ،خودمون هم خیلی وقت ها اشتباه میکنیم . حالا از خستگی یا مشکلات زندگی و مشغول بودن ذهن ، و یا زیادی کار ...
    قبول دارم که خیلی ها متوجه نیستند که مسئولیت یک کاری به عهدشون هست و باید به نحو احسند انجامش بدن . اما ما باید احتمال همون 1% رو بدیم ، تا بتونیم جلوی عصبانیتمون رو بگیریم .
    شما فرض کن که جای این خانم ،مادر شما بود ، به یک نفر مثل خودت حق میدادی که اینجوری باهاش صحبت کنه ؟ ناراحت نمیشدی ؟اگر یکی با مادر خودت اینجوری صحبت کنه و شما هم اونجا باشی ، چی کار میکنی ؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    بی وفا (شنبه 29 تیر 92)

  15. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    درود و سپاس از ترانه من عزیز

    حق با شماست ولی اون خانوم از من کوچیکتر فکر کنم بود ولی اگه یه خانوم مسن باشه اصلا این اجازه و شاید به خودم نمی دادم ولی چیکار کنم شما فکر کنم اروم و منطقی هستی ولی نمی دونی یه ادم جوشی شاید چه مشخصاتی داره ببخشید من قصد جسارت البته نکردم چی بگم ولی وقتی که با اون خانومی که باهاش نامزد کردم حرف میزنم اروم میشم ارومم می کنه نمی دونم این نقطه + میشه برای بهبودی یا خیر

    ولی خیلی دوست دارم اون لحظه خشممو مدیریت کنم ولی یک ان امپرم میزنه بالا که به مدیریت نمی کشه چی بگم ولی هر جور فکر می کنم اصلا نمی شه تو اون لحضه کاری کرد که به مدیریت بکشه

    مرسی ازت خیلی شرمندم کردی می دونم می خوای کمکم کنی ولی بخدا هر کاری می کنم نمی شه تموم راهکاراتو دارم فکر می کنم نمی شه نگو تلقین می کنی که اصلا این طوری نیست دیدی که خودم دوست دارم از این رها بشم یا مدیریتش کنم


    دوستان دیگر دوستان جوشی بیاین با هم از دسته جمعی از این موضوع رهایی پیدا کنیم
    گریبان گیره ها از من گفتن بود


    به هر حال مرسی عزیز


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 اسفند 92, 17:43
  2. چیکار کنم از عصبانیتم کاسته بشه2 (ادامه تاپیک های بی وفا)
    توسط بی وفا در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 31 شهریور 92, 09:11
  3. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10
  4. پر از خشم و عصبانیتم. فشار شدید روی جسمم دارم. دلیل و درمانش ؟ نکند خوب نشوم؟
    توسط JJ1234 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 55
    آخرين نوشته: جمعه 30 تیر 91, 21:40
  5. چطوری عصبانیتمو کنترل کنم؟
    توسط atis در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 فروردین 91, 17:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.