به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 25 نخستنخست 1234567891011121314151617181920 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 246

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    عزیزم مګه ایشون وقتی با شما ازدواج کرد نګفت که همیشه باهات می مونه و تو مسیر زندګی همراهته؟ اما حالا به هر دلیلی داره برخلاف ګفته اش عمل می کنه.
    شما هم یه زمانی ګفتی مهریه نمی خوام. اما حالا شرایط عوض شده و می خوای.
    شما اګر می خواهی کار خیر بکنی و اګر به مهریه احتیاج نداری، بګیر صرف امور خیریه بکن. اما اګه ازش مهریه نګیری
    1- به قول خودت اولا فکر می کنه که چه قدر خوب. یه مدت زندګی کردیم و بعد هم خیلی راحت رفت. حالا نفر بعدی.
    2- شما که حرف دیګران برات مهمه، اګه مهریه نګیری، خانواده اش و دیګران می ګن حتما یه ایرادی در کار بود که مهریه اش را بخشید و رفت. راحت تر می پذیرند که اشکالی در کار شما بوده.
    3- مهریه امکان برګشتن و زندګی دوباره را بیشتر می کنه. منظورم این نیست که به زور مهریه زندګی کنید. منظورم اینه که شاید وقتی می خواد پول مهریه را جور کنه و فاصله ی زمانی که برای تصمیم و دادګاه و پیش پرداخت اولیه و غیره پیش می آد این فرصت را بهش بده که به اشتباهش پی ببره. ګرفتن مهریه مسیر طلاق را طولانی تر می کنه و ایشون فرصت بیشتری داره که شاید یه تلنګری بخوره که می شه یه بار دیګه ګذشت کرد و از اول شروع کرد.

    شما فعلا مصر و محکم بګو که با طلاق مخالفی و در صورت درخواست طلاق از سمت ایشون بګو که حتما مهریه می خوای. وقتی ګرفتیش بعد ببخشش به هر کی دوست داشتی. اصلا بده به پدرشوهرت.

    علت اینکه ایشون تا الان درخواست طلاق ندادن چیه؟ فقط نبودن عقد نامه؟ یا می ګن باید درخواست توافقی بدیم؟

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    عزیزم تو که همچنان باید بگی من با طلاق موافق نیستم و اقدام هم نمیکنم خودت برو هرکاری فکر میکنی درسته بکن!
    اما اگه خودش رفت و اقدام کرد و چاره دیگه ای نبود ، مهریه تو بگیر

    حالا که وضع مالیش خوب نیست اما الکی کلاس میذاره و اصرار داره و تو هم واقعا نیازی بهش نداری ، مهریه تو ازش بگیر اما کاری کن که در حضور خودش مثلا هدیه اش کنی به یه مرکز خیریه یا بهزیستی یا واسه درمان بیماران !

    اینجوری تو حقتو گرفتی و یه کار خداپسندانه هم کردی و یه درس هم بهش دادی!

    اونم یاد میگیره الکی کلاس نذاره و در اینده هم با دیگران چنین کاری نکنه !

    بهشت جان پست منو شما همزمان ارسال شد

  3. کاربر روبرو از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده است .

    فرانک1389 (دوشنبه 27 دی 89)

  4. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    اينكه اون تا الان صبر كرده به خاطر نداشتن عقدنامه است . براي اينكه خودش گفت رفتم پيش وكيل ولي مي گه تا عقدنامه نباشه نمي شه كاري كرد مگر اينكه خود دختره بياد توافقي ازت جدا شه تازه بازم نياز به عقدنامه است و اگر هم باباي دختره عقدنامه رو نمي ده دختره مي تونه شكايت كنه از پدرش و اونوقت دادگاه يا باباشو مجبور مي كنه عقدنامه رو بده يا يه عقدنامه ديگه صادر مي كنه .
    زندگي اي كه به خاطر ندادن مهريه بخواد ادامه پيدا كنه مي خوام چيكار . خداييش شما با اين وضع حاضرين زندگي كنيد . يعني خوشحال باشم كه چون مهريمو نمي تونه بده يه مدت اذيتش كنم .
    همين جوريشم هر روز از دلشوره و نگراني حالم بده و دوست دارم يدفعه تكليفم مشخص شه . فعلا دارم با بدبختي اين روزا رو سر مي كنم كه اونم يه كم فرصت كنه و بيشتر فكر كنه . الان 2 هفته است رفته . آخه چقدر ديگه منتظر بمونم تا آقا فكر كنه . خداييش خسته شدم هر روز به خودم اميد مي دم شايد برگرده باز مي شينم فكر مي كنم مي بينم با اين چيزايي كه من ديدم امكان نداره برگرده بعد به خودم مي گم خوب تو كه مي دوني واسه چي منتظري تكليف خودتو اونو مشخص كن . حداقل ديگه مي دونم كه همه چي تموم شده است . ديگه دلشوره ي اين كه برميگرده يا برنمي گرده رو ندارم .
    خودشم در مورد مهريه همينو مي گه مي گه من اشتباه كردم با اينكه مي شناختمت اومدم خواستگاريت حالا به جبران اون اشتباهم مي خوام مهريتو بدم .
    جالبش مي دونيد كجاست خانوادش كاملا برعكس شما فكر مي كنن . وقتي خونه خريده بوديم و به اسم من شد ( اينا رو خودش تعريف مي كرد ) مي گفت مامانم مي گه اين دختره فقط مي خواد از تو پول بچاپه وگرنه خونه رو به اسم خودش نمي كرد . بعدم بهش راه حل نشون داده بود و گفته بود حداقل بهش بگو مهريشو ببخشه شما كه هميشه دعوا دارين اگه كارت به طلاق برسه حتمن مهريشم مي خواد خانم .
    من حتي همون موقع ها بهش گفتم اگه واقعا نگران مهريه اي بيا بريم حالا كه خونه به اسم منه منم يه كاري در حق تو بكنم و بهش گفتم بيا بريم محضر امضا مي كنم كه مهريمو دادي . با اينكه پولي كه اون براي خريدن خونه بهم كمك كرد واقعا يك بيستم مهريمم نبود ولي حاضر بودم بريم محضر و اينكارو بكنم تا انقدر پول من پول تو نكنه . ولي متاسفانه هيچوقت فرصتش نشد . شايد الان پيش خودش فكر مي كنه حتما واقعا حرف مادرش راست بوده . نمي خوام خانوادش بشينن در مورد من همچين فكري كنن و هي پرش كنن كه ديدي گفتيم اين فقط واسه پول مي خوادت . يكي از دلايلي كه نمي خوام ازش بگيرم همينه .

    منم اگه بخوام براي اينكه بيشتر اونو معطل كنم مي تونم همين جوري عقدنامه رو بهونه كنم و اونم نمي تونه كاري كنه چون نه پولي داره كه بقول شما به من بده بعنوان مهريه نه اينكه بدون توافق من مي تونه به اين زوديا طلاق بده . ولي چه فايده خودم دارم بيشتر از اون داغون مي شم .

  5. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    اينكه اون تا الان صبر كرده به خاطر نداشتن عقدنامه است . براي اينكه خودش گفت رفتم پيش وكيل ولي مي گه تا عقدنامه نباشه نمي شه كاري كرد مگر اينكه خود دختره بياد توافقي ازت جدا شه تازه بازم نياز به عقدنامه است و اگر هم باباي دختره عقدنامه رو نمي ده دختره مي تونه شكايت كنه از پدرش و اونوقت دادگاه يا باباشو مجبور مي كنه عقدنامه رو بده يا يه عقدنامه ديگه صادر مي كنه .

    طلاق چه توافقی، چه غیر توافقی نیاز به عقدنامه داره. اول شما باید ثابت کنید زن و شوهرید بعد بګید حالا می خوایم طلاق بګیریم. این حرف را می زنه که شما درخواست طلاق توافقی بدید. ګول نخورید.
    چرا شما از پدرت شکایت کنی؟ ایشون برن شکایت کنند. عقدنامه مال هر دوتونه. می خواد تو رو بفرسته از پدرت شکایت کنی؟ الکی می ګه. اصلا. خودش بره درخواست عقدنامه ی جدید بده.

    زندگي اي كه به خاطر ندادن مهريه بخواد ادامه پيدا كنه مي خوام چيكار . خداييش شما با اين وضع حاضرين زندگي كنيد . يعني خوشحال باشم كه چون مهريمو نمي تونه بده يه مدت اذيتش كنم .

    عزیز من شما چرا حرفها را دقیق نمی خونی؟ کی ګفت شما بخاطر مهریه زندګی کن یا به زور مهریه برش ګردون. خوبه توضیح هم دادم. منظورم اینه که طولانی شدن پروسه ی طلاق فرصتیه که ایشون اګه از سر عصبانیت یا ... تصمیمی ګرفتند یه کم فکر کنند. زوجهای زیادی بعد از طلاق دوباره با هم ازدواج می کنند. چرا؟ چون وقتی از هم دور می شن و مجدد بررسی می کنند متوجه می شن که اشتباه کردن و نباید جدا می شدن. من می ګم درخواست مهریه پروسه را طولانی می کنه و شاید ایشون تو این مدت متوجه شدند که زندګی شما قابل اصلاحه و نیاز به طلاق نیست.

    نمي خوام خانوادش بشينن در مورد من همچين فكري كنن و هي پرش كنن كه ديدي گفتيم اين فقط واسه پول مي خوادت .
    وقتی جدا بشید که دیګه به خانواده اش کاری نداری. بذار هر چی می خوان بګن. شما انګار بیشتر از اون که به فکر خودت و زندګیت باشی به فکر اینی که دیګران چی می ګن و چی می شه. چون می خوای خانواده اش بهش نګن که شاید تو بد بودی .... جل الخالق!! اونها به هر حال اګر زندګیتون به طلاق ختم بشه در مورد شما حرفهایی خواهند زد. مهریه نباشه یه چیز دیګه. چرا اینقد سطحی و بچګانه فکر می کنی؟ بذار هر چی می خوان بګن. به شما چه؟؟ قراره همه ملت را راضی نګه داری که مبادا در موردت چیزی بګن؟؟

    منم اگه بخوام براي اينكه بيشتر اونو معطل كنم مي تونم همين جوري عقدنامه رو بهونه كنم و اونم نمي تونه كاري كنه چون نه پولي داره كه بقول شما به من بده بعنوان مهريه نه اينكه بدون توافق من مي تونه به اين زوديا طلاق بده . ولي چه فايده خودم دارم بيشتر از اون داغون مي شم .

    نبودن عقد نامه بهانه است. فرض کن عقدنامه تو آتیش سوزی سوخته، فرض کن ګم شده. خیلی راحت می شه رفت درخواست عقدنامه جدید داد. می تونه از شما شکایت کنه که عقدنامه را قایم کردید و ... محضری که عقد کردید، ثبت احوال ... هزار جا مدرک عقد شما هست. ایشون اګه نمی ره و ادامه نمی ده واسه اینه که می خواد تو اقدام کنی. عاقل باش. وکیلش بهتر از من و شما بلده راه و چاه را نشونش بده. داره سعی می کنه قضیه را طوری تموم کنه که به نفعشه.
    اګر هم می خواست مهریه بده می رفت امروز درخواست طلاق می داد و یه شکایت هم تنظیم می کرد که عقدنامه ام را ازم قایم کردند یا دزدیدند. تمام. بدون که یا شک داره به طلاق یا می خواد به بهترین شکل ممکن و کمتری ضرر طلاقت بده.

    الان هم اصلا لازم نیست به فکر تعیین تکلیفت باشی. فکر کن تکلیفت تعیین شده. مګه می خواستی چی کار کنی که الان نمی شه؟ فکر کن طلاق ګرفتید. فکر کن تموم شده. ساده و سالم زندګیت را بکن. اینقد خودخوری نکن. اینقد عجله نکن.

  6. 5 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (سه شنبه 28 دی 89)

  7. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهشت
    [b][color=#006400]

    الان هم اصلا لازم نیست به فکر تعیین تکلیفت باشی. فکر کن تکلیفت تعیین شده. مګه می خواستی چی کار کنی که الان نمی شه؟ فکر کن طلاق ګرفتید. فکر کن تموم شده. ساده و سالم زندګیت را بکن. اینقد خودخوری نکن. اینقد عجله نکن.
    آفرین ، این جمله رو باید با خط درشت نوشت و چسبوند تو یه فاصله نزدیک.
    فقط باید اجازه نفوذ فکرها و ذهنیت های چرا.... اگه اینجوری ..... و این قبیل فکرا رو گرفت. بعد می بینید که قبل و بعد از این به اصطلاح تعیین تکلیف خیلی تفاوتی باهم ندارند.

    در خصوص فشار ناشی از فامیل ، بهتره که حتی المقدور کمتر در نشستهای فامیلی شرکت کنی و به حداقلها بسنده کنی.


  8. 2 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (سه شنبه 28 دی 89)

  9. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    باشه منتظر مي مونم تا ببينم چي مي شه . ولي تا كي وايستم . اون كه بدون عقدنامه كاري نمي تونه بكنه و همين طوري اين پروشه طول مي كشه . ولي شما كه از بيرون دارين به اين قضيه نگاه مي كنين و شايد الان حتي بهتر از من مي تونين يه چيزايي رو ببينين كه من نمي تونم ببينم . بهم بگين اگه جاي من بودين تا كي صبر مي كردين . تا وقتي كه اون بره قانوني شكايت كنه وايستم ؟
    خب اون كه خودشم مي گه كاري از دستش بر نمي آد مسلما مجبوره وايسته . خب چه قدر آخه ؟
    در مورد مهريمم فكرامو كردم . از رهنماييهاتون ممنونم . ولي براي اينكه نه از حرف قبليم كوتاه بيام و نه بقول شما از حقم بگذرم تصميم گرفتم اگه كار به اونجا كشيد بهش بگم مهريمو قسطي كنه و پولشو بده به خيريه . مي خوام اينجوري هم بهش نشون بدم كه نيازي به پول اون نداشتم و ندارم . هم اينكه به قول شما نزارم به همين راحتي با احساسات مردم بازي كنه . به نظر شما راه خوبي هستش يا نه ؟
    فعلا كه خودم انقدر بدبختي دارم كه نمي دونم به كدوم برسم . سركارمون كارا خيلي زياد شده نزديك عيده و كلي كار داريم . از اونور بايد حتما طي يه ماه آينده پايان ناممو تحويل بدم كه هنوز كلي از كاراش مونده . تمركز ندارم كه به كارام برسم . ولي مجبورم كه اونو تا ماه بعد حتما تمومش كنم . دارم سعي خودمو مي كنم . از اينورم كه اين فاميلمون مرده و همش وقتي مي ريم براي هر مراسمش همه سوال پيچم مي كنن كه پس شوهرت كو و اعصابم بهم مي ريزه . همش مجبورم پشت سر هم دروغ بگم . خلاصه كه دارم فعلا دست و پا مي زنم تا ببينم چي مي شه . مي خوام برم پيش يه مشاور خوب ولي اصلا فرصت نمي كنم . خيلي وقت كنم به اين كارام مي رسم و بعد از ظهر كه مي خوام برم پيش مشاور هيچ مشاوري نيست .
    در مورد اينكه گفتين بذارم خودش بره و اگه راست مي گه كه مهريه مي ده مي تونه بره شكايت كنه . قبلا هم توضيح دادم پول اينو نداره كه مهريمو يه جا بده به خاطر همينم صبر كرده ولي خودش موافقه كه قسطي كنيم .

  10. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    هیچ دقت کردی به حرفهایی که اینجا بهت زده می شه دقت نمی کنی و آخر سر باز کار خودتو می کنی؟ اینایی که اینجا بهت راهنمایی می دن لااقل دو تا پیرهن بیشتر از تو پاره کردن! یه چیزی می دوننن دیگه!
    اولا به تجربه بهم ثابت شده وقتی یه قضیه نارحت کننده برام پیش میاد و از اونور کلی هم کار دارم حکمت خوبی هست برای اینکه خودمو مشغول کنم و از اون فاز ناراحتی بیام بیرون. پس اول از همه به کارات و پروژه ات کامل برس. ثانیا من نمی دونم تو چرا انقدر نگران این هستی که شوهر و مادرشوهرت راجع بتو چی فکر میکنن؟ مگه نمی گی داری جدا می شی؟ پس چه اهمیتی داره اونا چی میگن؟ مهریه حق توئه. صدقه نیست که! باید بده! تو نمی خواد براش دل بسوزونی. اون باید دلش بسوزه که یه زندگی رو الکی الکی داره بر باد فنا می ده.
    خودتو فعلا با کار مشغول کن. توی خونه خودتم نرو به نظر من. چون هی یاد اون میفتی اعصابت خورد می شه. روی خودت و فکرت کار کن. حتما مشاوره برو. حتما حتماً! از نون شب بهت واجبتره! عقب افتادن این قضیه به نفعته نه به ضررت. انقدر نگران وضعیته اون نباش. به فکر خودت باش.

  11. 5 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    الهام20 (یکشنبه 26 آبان 92), سرافراز (چهارشنبه 29 دی 89)

  12. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    همين الان شوهرم زنگ زد .
    مي دونين چي بهم گفت . اولا گفت چرا نمي ري سراغ بابات من مي دونم داره تو رو سر مي دوونه و يكي دو ماه ديگه اگه ببينه از من خبري نشد لج مي كنه . من با وكيلم صحبت كردم گفته تو وظيفته تو اين مدت كه نيستي خرج اونو بدي اگه ندي دو ماه بعد كه خانوادش لج كنن مي رن ازت شكايت مي كنن كه دو ماهه رفته و خرجي ام نداده . مي بينين تو رو خدا تو تمام عمري كه با اين آدم ازدواج كردم به خدا اگه يه قرون ازش گرفتم ده برابرشو پس دادم بهش اما ببينين چه جوري در موردم فكر مي كنه . بهش گفتم تو كه مي شناسي منو سر حرفم هستم ولي اگگه خيلي شك داري به همو وكيلت بگو يه نامه اي تنظيم كنه كه تو مي خواستي به من خرجي بدي من قبول نكردم منم زيرشو امضا مي كنم . اگه نگران ايني من نگرانيتو فقط مي تونم اينجوري حل كنم .
    گفت نه به حرف تو اطمينان دارم ولي من مي دونم بابات فردا تحت فشارت مي ذاره و اينكارو مي كنه . منم بهش گفتم ببين تنها راهي كه به نظرم مي رسيد رو بهت گفتم اگه مي خواي كه مطمئن بشي كه خانوادمم همچين نظري ندارن و اگه هم داشته باشن كاري از دستشون برنياد مي توني نامه اي رو تنظيم كني و منم امضاش كنم . گفت باشه قبوله .
    آخرشم گفت يه شماره حساب بده كه يارانه ماه پيشتو كه من خرج كردم برات بريزم و ماه بعدو . ( اين يارانه ام معضلي شده ها ... ) گفتم نه اون قبلي رو كه وقتي با هم زندگي مي كرديم خرج كرديم حالا چه تو خرج كردي چه من اون موقع پول من و تو نداشت . تا نوبت بعديم ايشالل تكليفمون مشخص شده اونوقت حسابمونو جدا مي كنيم .
    گفت پس لااقل يكي از دفترچه حساباي قسطارو بده من پرداخت كنم گفتم من خودم پرداخت مي كنم و خدا رو شكر نياز مالي ندارم . گفت آخه يكيش به اسم منه حداقل اونو بده من پرداخت كنم گفتم نه خونه به اسم منه خودمم قسطاشو پرداخت مي كنم اگه ام پول لازم داشتم خانوادم هستن كه كمكم كنن تو نگران نباش . همين .
    آخرشم گفت دو سه روز بعد برو پيش پدرت و بگو تكليفمونو مشخص كنه تا نري و گير ندي بهش كه كاري پيش نمي ره . گفتم چشم و قطع كردم .
    اعصابمو دوباره ريخته به هم . در مورد مهريه ام گفت من كه بالاخره بايد مهريه تو بدم پس لااقل بزار قسطارو بدم بهش گفتم پولتو خرج خيريه كن من لازم ندارم . گفت حالا تو شدي پولدار و ما شديم گدا . گفتم نه ولي پول تو رو لازم ندارم .
    چه جوري حرف زدم . خوب گفتم يا اشتباه كردم دوباره ؟

    آخه آدم چقدر پست مي شه مگه من در حقش چيكار كردم كه اين فكرا رو مي كنه در موردم . باباي بيچارم كلي بهمون كمك كرد كه خونه بخريم و از مستاجري در بيايم . كلي هنوز بهش بدهكارم كه ندادم درسته كه خونه به اسم من شد ولي بابام كه نگفته بود خونه رو به اسم خودت كن . چرا در موردش اينجوري فكر مي كنه . اين جواب خوبي هاي ما بود ؟

    من نگران چيم و اون نگران چي ؟ چقدر من بدبختم نشستم به اميد اين كه با صبر كردن پشيمون شه . همچين آدمي كه اينجوري فكر مي كنه عمرا پشيمون شه و برگرده .

  13. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 آذر 90 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1389-6-30
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,305
    سطح
    29
    Points: 2,305, Level: 29
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 89 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    وای من که حرصم میگیره از این جوابهات عزیزم
    آخه چرا اینقدر خودتو درمونده محبتش نشون میدی؟
    اون می دونه تو دوستش داری داره می تازه
    رابطه تو باهاش قطع کن تو هم باهاش جدی صحبت کن بگو حرفم همینه و اگه می خوای خودت اقدام کن همین دیگه هم بابت این قضیه به من زنگ نزن

    بزار نبودت رو حس کنه نه این که تو هی خودتو مشتاق برگشتنش نشون بدی
    می خواد خرجی بده بگو باشه بده این شماره حسابم جدی باهاش صحبت کن بزار بفهمه جدیه

    یعنی چی نامه بنویس منم زیرشو امضا می کنم
    یه کم برای خودت عزت نفس قائل شو

    چرا اینقدر خودت رو خوار می کنی

    اصلا جوابهات خوب نبود به ذنظر من خودت رو خیلی کوچیک کردی

    تو زندگی هم همین کارو کردی که اون از محبتت سیراب شده دیگه

    بابا همه گفتند تو رو خدا ولش کن یه مدت

    باید نباشی تا نبودت رو حس کنه

    جواب تلفنش رو نده بگو اگه در مورد طلاقه که من نظرم رو دادم و خودت اقدام کن و ه روز هم به من زنگ نزن

    آخه چرا اجازه می دی اینقدر کوچیکت کنه

    من که عصبی شدم اساسی

  14. 4 کاربر از پست مفید negaar تشکرکرده اند .

    negaar (چهارشنبه 29 دی 89), نیکا 55 (دوشنبه 05 آبان 93)

  15. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    من كه نگفتم مي خوام باهاش زندگي كنم . فقط بهش گفتم موافقم و به پولش احتياج ندارم . براي چي شماره حساب بدم . نمي خوام منتم بزاره سرم كه همه حقشم دادم و رفت پي كارش . آخه حرف بدي نزدم كه . من رابطه اي باهاش ندارم آخرين بارم بهش گفتم خبري شد خبرت مي كنم ديگه بهم زنگ نزن خودش هر 2 روز يه بار زنگ مي زنه مي گه چي شد . زنگ مي زنه سركارم وصل مي كنن به من به موبايلمم زنگ نمي زنه اگه به موبايلم زنگ بزنه جوابشو نمي دم .
    اگه گفتم زير نامه رو امضا مي كنم دقيقا به خاطر اين بود كه فكر نكنه خيلي خبري و چون دوسش دارم دارم دست دست مي كنم و پرروتر نشه . دوستان خودشون پيشنهاد داده بودن كه از خودم ضعف نشون ندم و بهش به ظاهر بگم كه با طلاق موافقم كه فكر نكنه مثل هميشه اسيرشم و التماسش مي كنم .

    من الان يه هفته است اصلا بهش زنگ نزدم ولي فكر كنم نگران فكر پدرمه كه هي زنگ مي زنه آخه مي دونه بابام اگه بخواد با يكي لج كنه پدرشو در مي ياره . ولي خدا رو شكر بابام اندفعه آرومه و واقعا نمي خواد اذيت كنه . اون فقط از بابام مي ترسه مي دونه من كبريت بي خطرم .

    اتفاقا خيلي برعكس هميشه محكم تر حرف زدم به خدا . فقط بهش گفتم پولشو نمي خوام همين .


 
صفحه 10 از 25 نخستنخست 1234567891011121314151617181920 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. به نظر شما بايد اين رابطه رو تموم كمك (لطفا راهنماييم كنيد)2
    توسط niaz64 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 28 مهر 91, 23:11
  2. چرا بايد از هم ترازان خود در زندگي پايين تر باشم‌؟!
    توسط m.h23 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 مرداد 91, 01:12
  3. در مورد مراحل طلاق و مشكلاتش راهنماييم كنيد
    توسط nahid-n در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 خرداد 91, 00:42
  4. لطفا راهنماييم كنيد
    توسط nabitanha در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 خرداد 91, 16:27
  5. ديگه راه حلي به نظرم نمي رسه،لطفاً راهنماييم کنيد
    توسط sogand_nou در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 اسفند 86, 10:41

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.