با سلام خدمت الناز عزیز من نگرانی شما را کاملا درک می کنم چرا که موضوع شما شامل حال من هم شده اما اول باید به شما بگوییم نگرانی شما بی مورد است و باید این نکته را در نظر داشته باشی که برادر شما در سن نوجوانی است و اگر بخواهید زیادتر از حد معمول او را زیر نظر بگیرید او حساس تر شده و به جایی که شما از آن می ترسید کشیده می شود.
دوم اینکه شما فقط در جایگاه خواهر باید نقش تان را ایفا کنید و به فکر راه برادر تان نباشید مثلا خودتان گفتید که برای او وسایل نقاشی با رنگ روغن فراهم کردم تا با توجه به استعدادش مشغول شود این کار مناسب تری است و از این قبیل کار ها.
شما می توانید این سایت را به او معرفی کنید.
سوم شما اگر وضعیتی را دیدی که برایتان خوشایند نبود نباید آن چه در ذهن خود دارید با حدس وگمان برای خود نگرانی بی مورد ایجاد کنید .باید بدانیم فکر کردن در باره باید ها و شاید های اتفاق نیافتاده ذهن ما را برای نگرانی های بوجود نیامده مغشوش می کنه و ما را دچار اشتباه می کنه.
در مورد عصبانیت برادرتان لازمه بگم که عصبی بودن کنجکاو بودن دویدن و دنبال مو ارد تازه وجنجالی رفتن و نیاز داشتن به یه استقلالی که به اون هویت بده تا بفهمه دنبال چی هست و کی هست از مواردی هست که در این سن دیده می شود و او باید در موارد متعدد مورد تایید و تحسین قرار بگیره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)