نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
با سلام و احترام
بسیار متاسف ام از اینکه تاپیک قبلی اتان را بعد از اینکه بنده برای شما مطلب گذاشتم بدون هیچ بازخوردی رها کردید. و اکنون یک تاپیک جداگانه ایجاد کرده اید. در حالیکه دقیقا مسائلتان در امتداد همان تاپیک هست.
شما به درستی متوجه ضعف های همسرتان شده اید. اما آنچه که متوجه نشده اید و بهتر بگویم اصلا دوست ندارید متوجه شوید سهم خودتون و روش خودتون هست که باید بهسازی شود.
من در آخر تاپیک قبلی گفته ام که مسئله به این مهمی فقط و فقط وقتی می تواند به درستی حل شود که از راه درستی برای حل آن اقدام شود.
(منظورم از حل: هم می تواند طلاق باشد، هم می تواند بازسازی و ساختن زندگی باشد.)

اگر دقت کرده باشید. وقتی متوجه می شوید برای حل مسائل زندگی باید انرژی بگذارید و پیگیری کنید بهانه جویی می کنید. و فرار می کنید.
الان هم نه برای زندگی حاضرید اقدامی کنید، نه آسیب ها و هزینه های طلاق را می توانید تحمل کنید.

لطفا آخرین پست مرا در تاپیک قبلی مجدد مطالعه و اقدام فرمایید:

بعد ۶ سال فهمیدم همسرم چقدر بم دروغ گفته ......

سلام
ممنون که برام وقت گذاشتید .... زندگی با این زن برام هیچ معنایی نداره که بخوام به مشاوره رفتن باش ادامه بدم ...
من نمی گم بی نقص هستم ...
اگه درست رفتار می کردم 6 سال اونم با شرایط سختی که اول زندگیم داشتم بازیچه زنم نمی شدم ...
اما خب ایشون هم نشون داد با این کارا که نه چیزی به نام وجدان داره و نه کوچک ترین ارزشی برای من و زندگی مشترک مون قائل هست ....


حالا الان به من می گه جوانی اش رو پای من گذاشته و می گه طلاق ازش نگیرم ... می گه بچه ها ضربه می خورن و به طلاق فکر هم نکنم ....
اما من چی ؟ مگه من آدم نیستم ؟ اصلا از این زن دیگه بدم می یاد ؟؟ چرا باید به زندگی باش ادامه بدم ... اگه از اون و زندگی باش بدم می یاد ، به نظرم 100 درصد مقصر خودش هست ...
تو هیچ فیلم سینمایی و سریالی هم ، کارهایی که این با من کرده رو ندیدم زنی سر شوهرش بیاره و برای اونا هم قفله ....
گناه من این بود که بش اعتماد کامل و صد در صد داشتم . بش ایمان داشتم و هر چی که می گفت باور داشتم و کل زندگیم رو وقف اون و بچه هام کرده بودم ....
این زن یک گرگ تو لباس میش هست ... می دونم بعدا هم توی هر شرایطی بتونی ازم سواستفاده کنه حتما انجام می ده ...


زندگی با این این زن برای من هیچ معنایی نداره ... اگه تا الان هم جدا نشدم به خاطر التماس هاش و بخشیدن خونه و مهریه و گریه کردن و خواهش اون بوده ....
اگه بعدا بخوام ازدواج کنم ، هم قبل از ازدواج خودم می یام مشاوره و هم بعد از ازدواج مرتب با زن آینده ام مشاوره می یام ... ( البته 35 سالم هست و فعلا به نظرم تا ده سال دیگه فکر ازدواج هم نکنم ..)