نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
با سلام و احترام
به نظر می رسد شما دچار اضطراب و نگرانی باشید.
نیاز به شرح حال دقیق تر می باشد.
هم در مورد مسائل مختلفی که با شوهرت پیش می آید با ذکر مثال
هم در مورد همین مسائل در رابطه با دیگران

همچنین سابقه و زمینه اینگونه مشکلات از سنین پایین تر باید بررسی شود.

همه اینها نیاز به مشاوره حضوری و خصوصی دارد.
نمیدونم چطوری توضیح بدم.
مثال من و همسرم چندبار سر یه موضوعی بحث کردیم که ایشون به من میگه منفی بافی خیلی ایراد میگیری فقط بدی ها رو میبینی هیچ وقت تشکر نمیکنی و.... در تمامی این موارد من قبول میکنم و قول میدم که اصلاح کنم.

این موضوع میگذره یکبار ما پرنده ای داشتیم که متاسفانه از قفسش فرار کرد. شب من کلا حال خوشی نداشتم نمیدونم به خاطر نزدیک شدن به پریودم بود یا نه حتی خیلی نگران پرنده هم نبودم چون میدونستم احتمالا کسی نگهش میداره. اما اوکی نبودم. همسرم اومد خونه میخاست که زود بره دوباره سرکار. من بهش گفتم که دیدی بی وفایی کرد به ما؟! ایشون گفت چرا باید ناراحت باشی مگه تو تقدیر اونو تعیین میکنی مگه تو خدای اونایی. خودش تصمیم گرفت که اینکارو بکنه.
من ازین حرف همسرم بدتر شدم. گفتم پس منم بمیرم میخای اینارو بگی؟ همسرم با چشمای گرد به من نگاه کرد و گفت بهتره بحث نکنیم. شامشو نخورد با منم دیگه حرف نزد هرچی گفتم برات لقمه بگیرم پرخاش میکرد و رفت سرکار.

من مثل مرغ سرکنده تو خونه راه میرفتم و با صدای بلند گریه میکردم دوست داشتم وسایل خونه رو بشکنم خیلی عصبی بودم. با بدختی چند خط قرآن خوندم تا آروم شدم. از همه بدتر اینکه دلم میخاست برم ازش معذرت بخام که اینکار هم کردم. حدودا دو روز سرسنگین بود ولی بعدش خوب شد.

یا اینکه من با یکی از همکارام دوستم سرکار اگه بحثی بینمون بشه و یکم سنگین بشیم دل من مثل رختشورخونه میشه تا لحظه ای که باهام حرف بزنه.
کلا اگه کسی که برام مهمه باهام قهر کنه دیوانه میشم. از تنهایی میترسم. ذهنم حتی درست دستور نمیده چی بگم و چیکار کنم فقط میخام زودتر تموم شه.
قبلا اینطور نبودم. حتی اکثر آدمای اطرافم از من مشورت میگیرن و یه جورایی منو همراز و همدل میبینن اما خودم برای خودم به هیچ دردی نمیخورم.

نوبت مشاوره گرفتم به همسرم گفتم. گفت من خودم قبول ندارم تو این موارد بریم ولی اگه تو میخای بریم. منم کنسل کردم.

من حتی نمیتونم حرفمو به همسرم بزنم. هرچی میگم میگه اشتباه میکنی.

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط gholam1234 نمایش پست ها
با تشکر از مدیر همدردی بزرگوار.
در مورد این مسئله یه اصطلاحی هست به نام HSP (Highly Sensitive Person). معمولا به این صورته که به مسایل پیرامونی، خصوصا آنهاای که در ارتباط با انسانهای اطرافمون هست، واکنش بسیار زیاد و حساس گونه ای نشان میدهیم.
حقیقتا خود بنده مقداری به این صورت هستم، یعنی از ناراحت شدن بقیه در ارتباط با خودم مقداری ترس دارم و سریع میخام اگه کدورتی هست، برطرف بشه و یه جورایی دوست دارم همه آدمای اطرافم ازم راضی باشن. البته که اون موارد معده درد و اینا رو ندارم.
هر چند در نهایت همانطور که مدیر فرمودن، نیاز به مشاوره حضوری هست. خودمم ایشالا فرصت شد، حضوری میرم پیش یه مشاور.

یه شخصی بودن توی تالار به نام امین. چندبار که من تاپیک گذاشتم مشورت های خوبی دادن. نمیدونم چطوری با ایشون ارتباط بگیرم.
من هزینه هم توی تالار پرداخت کردم ولی نتونستم اشتراکمو فعال کنم یکم سخته.
من حتی مشاوره رفتنم و اینکه چه کسی باشه باید به تایید همسرم برسه تا انجام بدم