سلام خانم افسونگر
از مدت ها پیش شاهد حضور شما در تالار همدردی هستیم، چقدر دیر به این نکته مهم در همدردی پرداختین.
این همه مدت این همه سختی رو به دوش کشیدین ،
مهم نیس، میگن هر وقت ماهی رو از آب بگیرین، تازه است
----------
اینکه در این راستا این متن رو نوشتین خیلی خوبه، تقریبا خوب و کامل بود و قابل فهم.
چیز هایی که به ذهنم می رسه رو می گم:
1- رفتار والد، بالغ و کودکانه رو بشناسید. معمولا خانواده با شما از نگاه والد سخن می گن، تو این موقعیت ها ابدا نباید با ایشون به زبان فرزند صحبت کنید، بهتره یاد بگیرین بالغانه صحبت کردن را و خانواده رو هم به سطح رفتار بالغ ببرین، عملیاتی کردنش سخته، نیاز به تمرین داره، باید اول این سه رفتار رو بشناسید و تمرین کنید. مقاله اش رو پیدا کردم همین جا می فرستم.
2- بعضی جا ها احساس کردم خودتون رو از پیش بازنده می دونید، و شکست رو قبول می کنید و اون رو به گردن کنترل گری خانواده می اندازید، شما با این کارتون تلویحا کنترل گری خانواده رو اعتبار می بخشید.
باید بعضی جا ها بخورید زمین، بعضی جا ریسک رو بپذیرید، کم کم تجربه پیدا میکنید. مثال دانشگاه خیلی خوب بود. انگیزه کسب تحصیل باعث شده بود شما پاتون رو از چهار چوب های شخصی فراتر بگذارید. ناخودآگاه ریسک و خطرات دانشگاه رفتن رو پذیرفتین، این پذیرش و ذهنیت شما هم به خانواده منتقل شد، آنها هم گام به گام به خواست شما کوتاه اومدن. باید بدونید که خانواده از ان رفتار سخت کوتاه آمدن و کمی سخت گیری هاشون رو قبول کنید( انعطاف بزرگی به خرج دادن تو این زمینه)
3- رفتار جراتمندانه، منفعلانه و پرخاشگرانه رو خوب بشناسید. بدترین نوع رفتار رفتار منفعلانه است. این سه نوع رفتار رو حتما بشناسید. امتداد رفتار منفعلانه باعث میشه یک روز که فشار ها زیاد بشه، پرخاشگری اتفاق بیافته. ولی تمرین رفتار جراتمندانه که مصداق بیان خواست درونی با احترام و لحاظ کردن ویژگی ها، فرهنگ ها و روابط خانوادگی است بسیار براتون سودمنده.
مثال : اگر هم خانواده از شما خواسته کنترل گری داره، بهتره نظرتون رو بگید ( بالغانه و جراتمندانه) ازشون بخواهید در موردش با هم صحبت کنید ، در نهایت اگر هم قرار شد انعطاف به خرج بدین، به خاطر احترام به پدر و مادر باشه.
4- مذهبی که ازش صحبت کردین، و در حال بروز نفرت در شما است ممکن، بود با هر مذهب دیگه ای هم بر خانواده شما حاکم بشه، چون ریشه روانشاسی داره رفتار های خانوادگی شما که بعضا خانواده نا خواسته از مذهب به عنوان ابزار استفاده می کند
5- مذهب ظاهر و باظنی دارد که در صورت ورود به این موضوع می تونید خیلی رشد کنید. شما در زندگی تون پوسته این مذهب رو با چاشنی کنترل گری تجربه می کنید. به نظرم کمی به هسته این مذهب، احکام برید، فلسفه هاش رو بدونید، اونوقت اجرای اون ها براتون نه تنها تلخ نخواهد بود، بلکه شیرین تر از هر حلوایی هست.
مثلا : خانواده به شما میگه دخترم حجابت رو درست سر کن، ظاهرا پوسته این مذهب و رفتار آزار دهنده است و لی با خودتون بگید چرا مذهب خواسته حجاب محکم باشه، برید فلسفه حجاب رو مطالعه کنید، تفسیر آیه حجاب تو سوره احزاب رو بخونید، اون وقت هست که اجراش براتون شیرین میشه، به خانواده هم انتقال بدین، باعث میشه رفتار یه طرفه خانواده با شما دوطرفه بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)