درود
واکنش های ما در شرایطی مختلفی که برامون پیش میاد از باورهامون سرچشمه میگرن. باور به دنیایی که عادلانه هست به دو نوع منطقی و غیر منطقی تقسیم میشه. زمانی شما میتونین بگین باور دارم دنیا عادلانه هست که باورتون به عادل بودن جهانی که زندگی میکنین بر پایه ی منطق باشه ، در غیر اینصورت باوری غیر منطقی هست.
در مقابل ما افرادی رو میبینیم که باور به دنیای ناعادلانه دارن. از نظر اونها دنیا جایی هست توش یه عده تماشاچی خوشبختی دیگرانن، یه عده مظلوم مریض میشن ، میمیرن و بجاش ظالمها چهارستون بدنشون سالمه و عمر طولانی دارن. یه عده تو پول شنا میکنن و عرضه ی داشتن اونهمه پول رو ندارن و در مقابلش بعضیا که لیاقتشو دارن دستشون خالیه و ...
این نوع نگرش سبب افزایش بدبینی و ناامیدی در اونها میشه و همیشه از دورن با نارضایتی زندگی میکنن. در نتیجه نمیتونن برنامه یا اهدافی رو متصور بشن و براش تلاش کنن. بیشترین وقتشون صرف قضاوت و ... میشه و میگردن تا یه مقصر پیدا کنن و اشتباهات، کاستی ها، بی مسئولیتی ها، عدم تعهد و ... خودشون رو روی دوش اونها بندازن و به این ترتیب از زندگی نسبت به بقیه عقب میمونن.
در مقابل اونهایی که باور به دنیای عادلانه دارن، نقص های خودشون رو میبینن و برطرف میکنن، مسئولیت آنچه رو که در اختیار اونهاست میپذیرن، با تعهد گام بر میدارن و ... اینها بدلیل تلاش و حرکتی که میکنن و اغلب از کودکی اونها نشأت میگیره نسبت به سایرین به منفعت بیشتری دست پیدا میکنن و اصلاحا موفق تر هستن. دیگر اون بدبینی درونشون شکل نمیگیره و بهمین دلیل از آرامش خاطر بیشتری بهره مندن. میتونن به آرزوهاشون در آینده برسن چون بستر اون رو فراهم کردن و اگر نرسن حتما به چیزهایی معادلش میرسن و خشنود میشن و اون رضایت رو در هر صورت تجربه میکنن.
این باورها هستن که نحوه ی رویارویی ما رو در شرایط مختلف مشخص میکنن و نقش مهمی در سلامت روانمون دارن.
پ.ن
گرفتن مدرک شرط لازم هست ولی کافی نیست. ثبت نام و مصاحبه و... داره. شما برای وزارت علوم ثبت نام کردین یا دانشگاه آزاد؟
از طرفی گرفتن اکسپت مقاله از ژورنال معتبری مثل isi کار سختی هست دوست من، مخصوصا یمدته سخت تر هم شده و اینکه جذب هم ساده نیست و قطعا به روال و شرایط واقفین.
من هم افرادی میشناسم که رتبه ی اول بودن و تمامی راهها رو رفتن اما در نهایت بعد از مصاحبه با اتلاف زمان زیادی اونها رو رد کردن. مثل شما چهار سال با بیشتر هست که بیکارن.
اینکه دیگران در ادارات دولتی هستن موضوع فرق میکنه... شما طلا و الماس رو در نظر بگیرین... شاید بتونین چند ماه دیگه یه گردنبند طلا بخرین ولی الماس رو فکر نکنم باید خیلی زحمت بکشین تا یه نگین کوچکش رو در آینده تهیه کنین.
قطعا جذب هیأت علمی شدن با استخدام تو ادارات تفاوت داره و شما برای لقمه ی چربی دستتون رو دراز کردین پس سختی و اتلاف زمان و دوندگی خودش رو داره. چون با توجه به مدرکتون قطعا تو این سه سال میتونستین وارد اداره یا سازمانی یا حتی شرکت های خصوصی معتبر با درآمد خوبی بشین.
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)