سلام
با توجه به مواردی که گفتین، به نظر من نباید در شرایط کنونی بیش از این به خانواده تون کمک کنید.
وقتی که همسرتون کمک قبل رو در کمک اخیرتون مطرح میکنه، نشون میده که این موضوع برای ایشان حل نشدنی هست.
در آینده اگر خدا نکرده مشکلی در زندگی تون پیش بیاد، یا نیاز به جهش و پیشرفتی در زندگی تون از سمت همسرتون حس بشه، قطعا اولین جا ذهن دنبال جای میری که چرا ما نتونستیم پیشرفت کنیم و علت نداشتنمون در چیه؟ اولین نکته هم همین کمک به خانواده است. مثلا، اگر اون روز کمک نکرده بودیم، الان وضعمون اینجور نبود.
شما در ابتدا مسئول خانواده خودتون هستین و سپس خانواده پدری تون، قدم به قدم این موضوع رو با همسرتون پیش ببرید، با رفتارتون نشونه هایی رو به زندگی تزریق کنید که همسرتون متوجه اهمیت دادن شما به زندگی بشه ، اینکه صد درصد حواستون به خونه خودتونه نه جای دیگه. حتی شده در جمع خانواده پدری تون هم این موضوع رو جوری مطرح کنید که فعلا باید رو خانوده خودتون تمرکز کنید.
در ادامه سعی کنید با همسرتون مشورت بیشتر کنید، که متوجه نقش اش در زندگی بشه. از طرفی باید این اعتماد بین شما شکل بگیره که به صورت پنهانی جایی هزینه نخواد شد.
نم نم همسرتون که باهاتون همراه شد، میتونید از خواسته ها و تمایلاتتون صحبت کنید که من برای بهتر زیستنم و شاد بودنم نیاز دارم به خانواده ام هم کمکی به کنم، البته با رضایت تو. ولی حاضر نیستم از زندگی ان بزنم، بلکه از بخشی از درآمدم که باید برای خودم خرج کنم، به اونها و در شرایط اضطراری پرداخت میکنم و نه به صورت بلا عوض، بلکه به صورت قرض.
یادتون باشه، که ریشه حساسیت همسرتون باید هوشمندانه بفهمید چیه، مثلا عقب افتادن از امیال و آرزوهاشه، از اینکه شما برای خانواده همسرتون اهمیت اینچنینی قائل نیستین، میزان کمک هاتون بسیار زیادتر از حد تصوره، کمک هاتون بدون در جریان گذاشتن همسرتون انجام میشه و هزار علت دیگه. باید بدونید که ریشه اش چیه تا بتونید براش راهکار پیدا کنید.
ولی چیزی که اهمیت داره، اینه که زندگی شما در الویت اوله ، بعد زندگی خانواده پدری و برای اینکه کمک به خانواده پدری در ظرایط ایده آل انجام بشه، باید از الویت شما تبدیل به شما به الویت شما و همسرتون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)