سلام دوستای خوبم
اومدم حال و احوال کنم بعد نوشته م پاک شد
بعد یهو دیدم 6 تا پست جدید اومد اینجا
یاد بچه گیم افتادم ، رفتیم تالار عروسی
ازین تالارا که 4 تا سالن جدا دارن .
رفتیم تو . احساس کردیم یه جوریه . غریب نبودیم ولی گیج بودیم
نگو ما خانما سالنو اشتباه رفتیم :)
فامیلای داماد فکر میکردن ما فامیل عروسیم
فامیل عروسم فکر می کردن ما فامیل دامادیم
خلاصه پذیرایی خوب بود دستشون درد نکنه
مخصوصا یه خانمه بود هی سبد میوه ی مارو پر از موز می کرد هی شربت میاورد (خدایا حلال کن :)
ولی خیلی شلوغ پلوغ بود
آخرش عروسی تموم شد ماهم توی خیابون فامیلامونو دیدیم
فردای عروسی فهمیدیم فک و فامیل توی یه سالن دیگه ای بودن .... :))
الان یکم گیج شدم
احساس غریبی نمی کنم ولی نمی دونم چی بنویسم
نوشته هامم که پاک شدن
( اولش هم که اومدم توی تالار چشمم خورد به دوتا تاپیک صندلی داغ ، برق از سرم پرید
یعنی دستم به موس نمیرفت
تا اینکه فهمیدم الحمدلله استارتر یکی دیگه است و تاپیکای پارسال نیست یکم حالم اومد سرجاش )
خدا همه مجری ها رو رحمت کنه چه داستانی داشتیم .
یه روز دیگه میام می نویسم .
فعلا یه چرخی بزنم ببینم چه خبره .









علاقه مندی ها (Bookmarks)