سحر بهاری عزیز ممنونم خیلی خوب بود
راستش من مورد 1 رو بهشون گفتم و توضیح دادم که از کارم نمیزنم اما در رابطه با مورد 2 هیچ صحبتی نکردم و حس کردم که خودش این موضوع رو میدونه که من 10 سال عمر و سرمایه مو گذاشتم و حق دارم که به کارم ادامه بدم اما از اونجایی که من به شدت حساس هستم و نمیتونم حرفمو چندین بار تکرار کنم ناراحت شدم و کنار کشیدم . و این بزرگترین مشکل من هست که نمیتونم محکم و قاطع حرفمو بزنم و انگار چیزی رو حق واقعی خودم نمیدونم که به راحتی کنار میکشم.
در رابطه با موضوع مستقل شدن ، بله من هم مهارتهای زیادی دارم هم سرمایه که بتونم جدا فعالیت کنم اما خب به دلیل شرایط زندگیم که در حال جدایی از همسرم هستم این روزا تمرکز لازم ندارم و فعلا دارم با کلاس رفتن روزها رو سپری میکنم.
البته خواهرم بخاطر اینکه خودش فهمیده نباید اینکار رو بامن میکرد خیلی اصرار داره که من به کار برگردم اما خودم نمیخوام چون قبلا در محیط کار شریک بودم و جایگاهی داشتم اما الان اگر برگردم فقط ی نیروی کاری هستم . اما به نظر شما برگشت به کارم به عنوان ی نیروی کاری با توجه به شرایط روحی و بیکاری من مناسب است یا نه ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)