وقتی که هجوم میارن فکرا به سمت ذهنت، هی خسته میشی هی خسته میشی. اینقدر ذهنت درگیر میشه، خسته میشی! خسته روحی!
هر چی راه به ذهنت میرسه که ذهنت رو distract کنی،فایده نداره که نداره.
بعضی وقتا اینقدر این فکرا هجوم میارن سمتت که دوست داری از اعماق وجودت یه داد بلند بزنی. یا با پا یا دست محکم به یه چیزی بزنی! کاش خدا به ما یه نعمتی میداد که راحت میتونستیم گریه کنیم، اینجوری راحت خالی میشدیم. کلا توی عمرم دفعات گریه کردنم به تعداد انگشتان دستمم فکر نکنم برسهشاید بخاطر یه سری دلایلی هست که گریه براحتی نمیاد نمیدونم.
اینقدر میگن به خدا توکل کن؛ کاراتو به خدا بسپار، از خدا کمک بخاه. اینا وقتی که آروم هستی، خیلی راحت قابل اجرا هست. ولی وقتی ذهنت آماج فکرا هست، برای من قابل اجرا نیست!!! ذهنم مثه یه دو تا تخته سنگ میشن که هی بهم میسابن! خسته خسته. کاش میشد یه جوری راحت شد از دست این فکرا. ذهنه راحت راحت. دلم لک زده برای یه ذهن راحت.
خدایا بازم شکرت. ببخشید دوستان همدردی.







شاید بخاطر یه سری دلایلی هست که گریه براحتی نمیاد نمیدونم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)