به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 91

موضوع: دیگه تمومم 2

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 آبان 97 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1397-3-27
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    1,737
    سطح
    24
    Points: 1,737, Level: 24
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 70.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    152

    تشکرشده 147 در 76 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به خانم پوی سخت
    انتحار کردین
    از یکسری جنبه ها خوابگاه اومدنتون خیلی خوبه ها.
    راجع به سوالتون : مدارک پزشکی یک دسته گواهی مربوط به دوره مشاوره برای استرسم بود.
    یک دسته هم مربوط به نسخه ها و نظر روانپزشکم برای قرصهایی بود که مصرف میکردم.
    البته قبلا عرض کرده بودم اینها فقط زمینه ذهنی کمیسیون رو اماده کرده بود وگرنه اونچه که بخوان بهش استناد کنند یا بستری شدن بود یا پرونده پزشکی کامل پیوسته پیش یک پزشک.(که بنده هیچکدوم رو نتونستم فراهم کنم.)
    کار اصلی توصیه نامه و موافقنامه استاد راهنما هست که انجام میده.(در واقع همین یک مورد کار خودش رو میکنه،ونیازی به سایر مدارک نیست.)

    توی اون دوماهی که طول کشید کمیسیون تشکیل بشه من قشنگ مطمئن بودم نمیشه و بیخیال پایان نامه شده بودم.
    برای ترم هشت اینقدر استرس کشیدم
    برای ترم هفت که خیالم راحت بود موافقت میکنند.برید کمیسیون ببینید جلسه شون چه وقت قراره تشکیل بشه.نامه استادتون یادتون نره.

    الان خوابگاه هستین که کارهاتون رو سریع ردیف کنین،فقط دلیل به این خوبی دارین نگرانی نداره.خوبی ترمهای اخر اینه که دیگه کسی تو دانشگاه ادم رو نمیشناسه که نگران این باشین که باید توضیح بدین.یادمه اولین روز ارشدم یه اقایی بود که ترم 6 بود و اینقدر با اب و تاب راجع به موضوع پایان نامه اش توضیح میداد که من غرق کیفیت موضوع شده بودم و اصلا به این بعد فکر نمیکردم که ایشوم ترم 4 باید تموم میکرده و تاخیر داره.تازه اینقدر خوشم اومد که شماره تلفنش رو هم گرفتم.
    مشکل من فقط توضیح دادن به دانشجوهای دکتری بود که لامصبا راجع به موضوع پایان نامه من اطلاعات داشتند و من تو فکر دور زدن اونا بودم اونا تو فکر کمک کردن بمن.
    کارشناسی ها هم که انگار اسطوره دیدن و مثل پروانه دورم بودن تا راهنماییشون کنم.منم که متواضع

    اخ دلم برای خوابگاه دانشجویی چقدر تنگ شد...اخرین بار ده سال پیش بود.چه عالمی داشتیم.مشهور به جغدشب بودم تا اذان صبح بیدار بودم تو سالن مطالعه، تازه بعد نماز میرفتم برای خواب...یادش بخیر


    یه روزی یه نگاه به عقب میکنین و باورتون نمیشه اون روزا تموم شده و پشت سر گذاشتین

    - - - Updated - - -

    راستی یادم رفت،خوش بحالتون با دوستای خوبی که اینجا دارین.

  2. کاربر روبرو از پست مفید هادی60 تشکرکرده است .

    Pooh (یکشنبه 22 مهر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.