به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 91

موضوع: دیگه تمومم 2

  1. #51
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    ان شاء الله شما روی همه شون رو با همین سخت کوشی که دارید کم می کنین ، آدم باید توی مبارزه رجز بخونه ، یه کم باد توی غبغب تون بندازین و...


    این عکس زیر شماتیک استاد گرام هستن ، بفرمایین یه کم بله دیگه ...






    یه کم هم از دانش لایزال انگلیسی مون رِ بروز بیدیم نگن که ....


    I know you can do it


    (و وی در حالی که برای بیان این جمله بیست دیگشنری انلاین و آفلاین را باز کرده است در خیالات فرو رفته که مترجم رییس جمهور محترم است!!!)

  2. 2 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    Pooh (چهارشنبه 25 مهر 97), نیکیا (چهارشنبه 25 مهر 97)

  3. #52
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    ممنونم بهاره جون و آقا حامد. ممنون از همگی و روحیه دادنتون.
    فکر کنم از شدت نگرانی، به مرحله بی حسی رسیده ام! شاید به قول استاد شاد و شنگول میزنم!! یهو انگار بی تفاوت شده ام دو روزه.

    صبا راست میگفت یه روز که استرس نداشته باشم فکر میکنم مرده ام!

    تاپیک حال و احوال نیستش. منم این مدت اصلا وقت نکردم به تاپیکا سر بزنم. هم وقت نکردم هم عمدا فاصله گرفتم از تاپیکا. با اینکه اینجا بوده ام، ولی دلم تنگ شده برای همدردی.
    اعضای همدردی، همتونو دوست دارم

  4. 3 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    hamed-kr (یکشنبه 29 مهر 97), میشل (شنبه 28 مهر 97), بهاره جون (شنبه 28 مهر 97)

  5. #53
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.


    صبا راست میگفت یه روز که استرس نداشته باشم فکر میکنم مرده ام!
    سلام

    و دقیقاً دلیل مقاومت برای تغییر و پیگیری و لختی و بی انگیزگی ها همین است .... وقتی ما وابسته حالاتی منفی و آسیب رسان می شویم کم کم سیستم دفاعی وجود ما نوعی لذت کاذب و نامحسوس به آن می دهد تا فرد بتواند دوام بیاورد و ..... ( بحثش مفصله ) و این است که فرد از فاصله گرفتن و رها کردن آن حالت و روحیه یا رفتار دوری می کند و چون حافظه محکم آنرا چسبیده .. احساس ناتوانی در تغییر را برای توجیه تحویل می دهد ...

    حتی از نظر پزشکی هم چیزی به نام حافظه درد داریم ... یعنی اگر 6 ماه دردی را بدوش بکشی و در پی درمان و رفع آن بر نیایی ... در حافظه فایلی برای آن باز می شود و سیو می گردد یعنی این درد بدون عامل هم ادامه پیدا می کند ... لذا پزشکان توصیه می کنند وقتی دردی داری تا قبل از 6 ماه در پی برطرف ساختن و درمان آن باشید ...

    حالا از نظر روان هم ما چنین مسائلی داریم ... فردی که حالتی را برای خود مدتهاست حفظ کرده و آنرا درمان نکرده ... ذهن به آن وابسته می شود و اگر آن حالت از او دور شود احساس خلاء و حتی ترس و تهی بودن می کند ... این است که نمی خواهد آنرا از دست بدهد بدون اینکه بداند ... و ذهنش توجیحات مختلف از جمله عدم توان تغییر و بی فایده بودن تلاش را به او القاء می کند تا در برابر تغییر مقاومت کند

    این مقاومت را بشکن .... وقتی بدون این احوالات و به قول خودت استرس هستی ... مرتب به خودت بگو چه خوب ، خدا را شکرت ... چه حس خوبی دارم ... وقتی پالس مثبت و شادابی از لحظات بدون استرس منتشر کردی ... به خودت باز می گردد بصورت مضاعف و لذا این لذت که واقعی هم هست جایگزین آن لذت کاذب می شود و روان مایل به تکرار این تجربه می شود و اینگونه زمینه تغییر روحیه و احوال فراهم می شود





  6. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    hamed-kr (یکشنبه 29 مهر 97), Pooh (شنبه 28 مهر 97), tavalode arezoo (شنبه 28 مهر 97), میشل (شنبه 28 مهر 97), بهاره جون (شنبه 28 مهر 97)

  7. #54
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    اعضای همدردی، همتونو دوست دارم
    ما هم دوستت داریم عزیزم، و تو رو دختر شایسته و دوست داشتنی ای می دونیم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  8. 4 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    hamed-kr (یکشنبه 29 مهر 97), Pooh (دوشنبه 30 مهر 97), فرشته مهربان (یکشنبه 29 مهر 97), آنیتا123 (یکشنبه 29 مهر 97)

  9. #55
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    وقتی میرم پیش استاد خیلی تضعیف روحیه میشم.

    نمونه آخرمون خوب جواب داده. ولی باز استاد جوگیر شده میگه فلان تغییر رو هم انجام بدیم ببینیم چی میشه!!! آخه الان؟ الان وقتش رو دارم من؟ بهش میگم. میگه کلا یه هفته وقتتون رو میگیره!! من نمیدونم چرا استاد نمونه هایی که هر کدوم حداقل سه روز فقط یه مرحله اش وقت میگره و تا اتمام مراحلش نزدیک یک هفته طول میکشید رو میگه یک روزه میتونی بزنی؟ از اولش هم همینو میگفت. من هی مینالیدم که هر کدوم یک هفته وقت میگیره. اون میگفت یک روز وقت میگیره.

    حالا هم که میگه باز باید بری آزمایشگاه. حالا تصور کنید کاری که استاد میگه یک هفته وقت میگیره، در عمل چقدر قراره وقت بگیره!!! تازه باید با ماده و دستگاهی کار کنم که تا حالا توی کارام باهاش برخورد نداشته ام و تا بیاد کار باهاشون دستم بیاد و مسلط بشم بهش دقت و تمرین و قاعدتا زمان میخواد.

    بعدشم جای آزمایشگاه عوض شده و خیلی تجهیزات رو منتقل کردن جای جدید. و اون جای قبلی خیلی خیلی آلوده و بی نظم شده و هیچی نیست. و راستش جایی برای وایسادن و کار کردن نیست. امروز به استاد میگم مجوز ورود به اون آزمایشگاه جدید رو برام بنویسه. میگه همون آزمایشگاه قبلی کار کن. میگم تجهیزات نیست. میگه چرا بگرد یه گوشه همون جاها شاید یه چیزایی پیدا بشه!!!! بعدشم میگه زود هم کارت رو جمع کن و اگه اونجا نمونه ای ماده ای چزی داری جمع کن چون اونجا دیگه اصلا امن نیست و ممکنه هر لحظه بره رو هوا!!!!!

    یعنی من اگه از دست استاد سر خودمو نزدم توی دیوار، خیلی هنر کرده ام. اصلا نمیدونم چرا نمیتونم محکم جلوش حرف بزنم. تا میامم حرف بزنم میگه 6 ماه رفتید نبودید.(البته چاخان میگه. چون من 3 ماه نبودم)

    کلا به شدت احساس ناامیدی میکنم وقتی میرم پیشش. البته از اولشم اعصاب خورد کن بود کاراش. حالا هم با این کارا و حرفاش خیلی داره اذیتم میکنه. البته شایدم من توقع الکی دارم که توی این شرایط باهام مدارا کنه.

    جالبه که اون هفته میگفت خب نمیتونستید بیاید میگفتید تا به بچه ها بگم فلان نمونه رو بزنن براتون!!! ... آره جون دلت. نمونه نمیخوام کسی برام بزنه. اگه خیلی کمک میخواستی کنی به من میذاشتی از همون تجهیزاتی که بقیه استفاده میکردن منم استفاده کنم.

    از طرفی استاد توی نامه اش برای کمیسیون نوشت 95 درصد کار پایان نامه انجام شده!! در صورتی که فوق فوقش من 50 درصد کارام آماده بود. میترسم وقت کم بدن.

    این جلسه کمیسیون هم هنوز نمیدونم چرا تشکیل نشده. البته مسئول آموزشمون میگه هر چی دیرتر تشکیل بشه به نفعته.

    توی خوابگاه هم خیلی حس بدیه که برای بقیه بگم هنوز دفاع نکرده ام.

    زمان هم که به طور عجیبی داره سریع میگذره :(((

  10. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    hamed-kr (سه شنبه 01 آبان 97)

  11. #56
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    درس خوندن، اونم فقط به هدف خلاصی ازش!

    واقعا ارشد شرکت کردن، احمقانه ترین تصمیم زندگیم بود. احمقانه تریییین.

  12. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    hamed-kr (سه شنبه 01 آبان 97)

  13. #57
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    درس خوندن، اونم فقط به هدف خلاصی ازش!
    خیلی وقتا توی زندگیم مجبوریم تلاش کنیم، فقط برای اینکه از اون مرحله عبور کنیم. فقط برای اینکه از اون شرایط بگذریم.

    البته این چیزیه که در اون لحظه برامون قابل لمسه. مثل کوه نوردی می مونه، خیلی وقتا خسته می شیم و (ببخشید) به غلط کردم میفتیم، ولی مجبوریم ادامه بدیم. اما وقتی به قله می رسیم و به اطراف نگاه می کنیم، همه چیز معنای دیگه ای پیدا می کنه. حتی اون قدم هاییکه با خستگی و اجبار برداشتیم.

    حالا فکر می کنی من چقدر کوه می رم!!

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  14. 3 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    hamed-kr (سه شنبه 01 آبان 97), Pooh (سه شنبه 01 آبان 97), نیکیا (چهارشنبه 02 آبان 97)

  15. #58
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    درس خوندن، اونم فقط به هدف خلاصی ازش!

    واقعا ارشد شرکت کردن، احمقانه ترین تصمیم زندگیم بود. احمقانه تریییین
    ببین ما همیشه چند تا انتخاب پیش رومون داریم،

    یا از چیزی که داریم و شرایطی که توش هستیم لذت ببریم
    یا غر بزنیم و شرایط رو واسه خودمون جهنم کنیم
    یا تلاش کنیم شرایط رو تغییر بدیم و به مرحله ای برسونیم که فشاری که داره مثلا له مون میکنه برداشته بشه

    الان حتی اگر بلد نیستی و نمی دونی چطوری از این شرایط لذت ببری، لطفا واسه خودت لحظه به لحظه ش رو جهنم نکن. تلاش کن اگر داری زجر میکشی و واست عذاب آوره زودتر رها بشی اینکه هی بگی احمقانه ترین کار ممکن بود یا وای دور از جونت خریت بود و .... نه کارت پیش می ره نه از فشاری که روت هست کم میکنه، فقط حالت رو بدتر و انرژی ت رو کم میکنه.

    صادقانه بهت بگم؛ حتی اگر تصمیمت احمقانه بوده ؛ الان چاره ای نداری جز اینکه این حماقت رو به پایان برسونی نصفه رها کردنش و کش دادنش حماقت بزرگتری هست. پس فقط تمومش کن.


    پ.ن: یه مدت بود کسی رو دعوا نکرده بودم. آخیـــــــــــــــــــــش حالـــم خوب شد خدا خیرت بده

  16. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    hamed-kr (سه شنبه 01 آبان 97), آنیتا123 (سه شنبه 01 آبان 97)

  17. #59
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام. صبا جان، این درس خوندنه گویا حتی اونقدر تاثیر نداشته که شما فکر نکنی داری با بچه مهد کودکی حرف میزنی. بله، من نمیتونم ازش فعلا لذت ببرم. اما دقت کنی اولش گفتم درس بخونی ففط برای اینکه از شرش خلاص بشی. اگر منظور این جمله رو متوجه نشدید باید بگم منظور دقیقا همون جمله ی باکلاس حماقت رو به پایان رسوندنی بود که شما فرمودید.

    ...............

    سلام خانم میشل.
    کاش همه چی مثل کوه رفتن بود.
    حس بعد از عبور از یه مرحله، بستگی داره بعدش برات چی داشته باشه. یه وقتایی هیچی نداره برات. فقط یه چیزایی یاد گرفتی که بعدش به هیچ دردت هم نمیخوره. و خیلی چیزها رو هم به خاطرش از دست داده ای.
    یعضی چیزا رو فقط باید از شرش خلاص شد.

    و یه چیز ترسناااک... داره صدای تاق و توق و خش خش حرکت یک جانوری که از شدت صداش به نظر میاد موجودی خیلی بزرگتر از سوسک باشه، توی اتاق خوابگاه میاد و من جرات ندارم برم چراغ روشن کنم و چک کنم:d
    بیا، اینم از خوابگاهاشون! اعصاب ندارما.... اَه...

  18. #60
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    سلام. صبا جان، این درس خوندنه گویا حتی اونقدر تاثیر نداشته که شما فکر نکنی داری با بچه مهد کودکی حرف میزنی
    اگر حرفهام حاوی جسارتی بود که چنین برداشتی کردی عذر می خوام.

    ولی منظور من این بود مرثیه سرایی فقط انرژی ت رو کم می کنه.

    در هر صورت برات آرزوی موفقیت همراه با انرژی بالا دارم.

  19. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    Pooh (سه شنبه 01 آبان 97)


 
صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.